داستان ترسناک عواقب احضار

داستان ترسناک عواقب احضار

داستان ترسناک عواقب احضار
Nima2
Nima2 :نویسنده
توضیح: در این اکانت داستان ها و افسانه های ترسناک ایرانی رو منتشر می کنیم برای دیدن داستان های بیشتر به پروفایل من سر بزنید
بیشتر
داستان کرامت امام رئوف
داستان ترسناک ام الصبیان
داستان ترسناک ویلای وحشت
داستان ترسناک سایه غم
خاطره ترسناک جن زده
داستان ترسناک خونه دختر کوچولو

پروفایل

داستان ترسناک عواقب احضار


سلام به دوستان عزیز
داستانی که میخوام براتون تعریف کنم کاملا واقعی هست و تجربه خودم هست.اسمم فریده س و35سالمه.بقیه اسامی رو تغییر میدم بدلایل شخصی
حدود هشت سال پیش من یه دوست صمیمی داشتم به نام(زهرا)زهرا یه دختر خیلی آروم به نظر میرسید وبسیارعاشق پیشه.زهرا عاشق یه پسراز اقوامشون بود ولی خانواده هر دوطرف ناراضی بودن.ولی اینا هرجوری بودمیخواستن ازدواج کنن.به من میگفت بیا بریم پیش دعانویس ولی من مخالفت میکردم.بعداز یکی دو هفته خیلی ناگهانی زهرا بهم گفت خونوادمون راضی شدن و می خوایم ازدواج کنیم.خیلی تعجب کردم چون خونواده ها به خون هم تشنه بودن.منتها براش خیلی خوشحال شدم.بعد از ازدواجش خانواده ش باهاشون ترک مراوده کردن و شوهرش برای کارمجبور شدبه شهردیگه ای بره.شبها تنها بود و چون همه تنهاش گذاشته بودن من میرفتم پیشش.ماجرا از همینجا شروع شد.وقتی اونجا بودم احساس سنگینی شدیدی میکردم.چون مدیوم هم هستم خیلی احساس بدی داشتم خونه زهرا.خیلی اوقات میدیدم که زهرابه گوشه ای خیره میشه و زمزمه هایی میکنه.نفسش یهو میگرفت و میلرزید.بدنش خیلی وقتا کبود بود.وقتی ازش میپرسیدم میگفت به درو دیوار خورده.منم فکر میکردم چون خانواده ش ترکش کردن روحیه ش خرابه و به خاطر همین با خودش حرف میزنه.
بعداز اون اتفاقات عجیبی میفتاد.میدیدم که لامپای خونش مدام خاموش و روشن میشه نصف شب.صداهایی میشنیدم از خواب میپریدم و میدیدم زهرا نشسته و باهاش حرف میزنم چیزی نمیگه.
یامثلا یه روزنشسته بودیم یهوگفت فریده بدو بریم بیمارستان شوهرم اتفاقی براش افتاده گفتم ینی چی شوهرتو یه شهردیگه س گفت نه تصادف کرده آوردنش همینجا من میدونم.گفتم وا دیوونه شدی از کجا میدونی؟گفت به دلم واضح شده
مسخره ش کردم ولی باهاش رفتم بیمارستان شهرمون و باکمال تعجب دیدم واقعا شوهرش تصادف کرده و اوردنش.چون پیشش بودم میدونستم کسی هم بهش خبر نداده

روزها میگذشت واتفاقات مدام تکرارمیشد.یه شب که شوهرش نبودو خونه شون بودم قشنگ یادمه شب تاسوعا بود.به من گفت برو تواتاق دروببند مهمون دارم نمیخوام ببیندت.منم فکر کردم خانواده ش اومدن و میخواد باهاشون آشتی کنه.رفتم تواتاق ساعت12شب بود.چندبارم تکرارکرد ک نیای بیروناگفتم باشه.یه کم نشستم صدای چندنفر رو میشنیدم ولی آروم.نمیتونستم تشخیص بدم چی میگن.بوی سوختن شمع وعود میشنیدم.تعجب کردم یهو دیدم چراغای خونه مدام دارن خاموش روشن میشن و صداهایی میومد خیلی ترسیده بودم.اروم رفتم بیرون دیدم دارن احضارمیکنن سیاهیایی میدیدم ک داخل خونه هستن.یه هاله های سیاه خیلی بلنددقیق یادمه
جسم نبودن هاله بودن وخیلی خیلی بلند جوری ک
به سقف میرسیدن.یکیشون گویا متوجه حضورم شدیهو نگام کردیادمه صورت نداشت فقط دوتاچشم قرمز قرمز دیدم ازشدت ترس بیهوش شدم.
وقتی حالم خوب شددیگه صبح بودزهرا بهم گفت دیشب تب داشتی به خاطرهمین کابوس دیدی.ولی من مطمئن بودم که خواب ندیده بودم بهش گفتم توفکر کردی من ابلهم؟یانمیدونم دیشب چکارمیکردین؟بهش گفتم اینکاراعاقبت نداره همین حالا هم کبودیات و مریضیات به خاطر همینه دست ازاینکارات بردار
وقتی فهمیدمن دروغاشو باورنمیکنم گفت اره من چند سالی هست ک جن احضار میکنم خیلیم عالیه.فکر کردی کی خانوادمو راضی کردبرا ازدواج کی بهم خبرای مهمو میاورد مثل همونموقه ک شوهرم تصادف کرد.گفت فریده تو هم بیاباهاشون ارتباط بگیرانرژیتم زیاده براتوخیلی راحت تره.گفتم نه اهل اینکارای اشتباهم نه دیگه باتو کاری دارم.تو هم مطمئن باش جنا هیچکاری رو مفتی برات انجام نمیدن یه چیزهایی ازت میخوان ک راضی بشی به مرگت.هرچی گفتم گوش نکرد و منم ب ناچارترکش کردم.یادمه آخرین جمله ش این بود ک فریده پشیمون میشی
مشکلاتم از اونشب شروع شد.اولین اتفاقی که برام افتاد دقیق یادمه.عادت داشتم شب قبل خواب قرآن بخونم.یه صفحه باز میکردم و میخوندم.اتاقی ک توش میخوابیدم هیچ پنجره ای برای عبور هوا نداشت.

یه جای کمد دیواری تو اتاقم بود که جای در جلوش پرده زده بودیم.قرآن رو باز کردم دیدم سوره جن اومد.ولی همون لحظه یهو پرده محکم تا اخر کشیده شد و برگشت سر جاش.لامپ اتاقم خاموش شد دهنم قفل شده بود حتی نمیتونستم جیغ بزنم.هرجوری بود خودمو کشیدم بیرون اتاق پیش مامان بابام رفتم نشستم ولی هیچی نگفتم ک چی شده چون خونواده م اصلا جن و اینا قبول ندارن

اونشب به خواهرم گفتم اتاقه خیلی گرمه اگر اجازه هست تو اتاق تو بخوابم و گفت باشه.منم سعی میکردم شبا تنها نخوابم ولی باز مدام نصف شب حس میکردم یکی نشسته روی قفسه سینه م.یا مثلا مشت میزدن تو کمرم ک تا چندین روز جاش درد میکرد.ولی به هیچکی نمیگفتم.تا اینکه یه مدت کوتاه بعدش خواهرم ازدواج کرد و تو اتاق تنها شدم باز.یادمه یک شب هنوز بیدار بودم خوابم نمیبرد یهو صدای مامانمو شنیدم که سه بار صدام زد فریده فریده فریده
سرمو برگردوندم گفتم جان دیدم هیچکس نیست.

سرمو برگردوندم گفتم جان دیدم هیچکس
نیست.ترسیدم ولی ب خاطر اطمینان رفتم دیدم مامانم خوابه.برگشتم تو اتاقم ولی از ترس خوابم نمیبرد.چیزی نمی دیدم ولی باز صدای چند نفر میشنیدم که میخندن اتاقم کاملا یخ میشد با اینکه من گرماییم ولی حس میکردم از سرما دارم یخ میزنم.دیگه شبا راحتم نمیزاشتن مدام بهم لگد میزدن و صدام میزدن التماس خدا میکردم که مجبورشون کنه راحتم بزارن

نمیدونستم چکار کنم.به هیچکسم نمیتونستم بگم تا اینکه یه روز خواهرم اومد خونمون بهم گفت بیا باهات کار دارم.بدون مقدمه ازم پرسید فریده جنا اذیتت میکنن؟تعجب کردم و گفتم نه چطور.گفت دروغ نگو گفتم آره تو چطور میدونی گفت خواب دیدم دیشب که یه هاله سفید مثل فرشته ها اومده پیشم بهم گفته جنا فریده رو اذیت میکنن سوره صافات بزارید بالا سرش دیگه ولش میکنن.خیلی برام عجیب بود و چون خواهرم هیچوقت دروغ نمیگه انجامش دادیم و خدا شاهده دیگه اون موقع هیچ اتفاقی دیگه برام نیفتاد.دیگه از زهرا هم بی خبر بودم و اصلا فکر هم نمیکردم ربطی ب اون داشته باشه.بعد چند سال خواهر زاده زهرا بهم زنگ زد گفت باهاتون کار دارم رفتم پیشش گفت زهرا مث دیوونه ها شده مدام خودشو زخمی میکنه به شوهرشم چاقو زده.جدا شدن.فقط به من گفته برو به فریده بگو حلالم کنه من اون موجوداتو برا انتقام اینکه ولم کرد فرستادم سراغش.
داستان من تموم شد.امیدوارم هیچکس سراغ این مسائل نره چون واقعا عاقبت خوبی نداره...

دیدگاه

comment

حامد رازانی

عالی

پاسخ

ارسال شد
comment

جان سینا

داستان واقعی.وباکامل توضیح دادی.وچون دلت با خداصاف بوده خدا کمکت.کرده.میدونی چرا چون شما دعا کردین پیش خداوند.وخدای مهربان کاری کرده که ازطزیق خواهرت به خوابش بیارن که چنین چیزو بهش بگن.که برو به خواهرت بگو واون هم مستقیم اومد بهت گفت که اون کترا بکن که خوب میشی.وهمون کارا انجام دادی به شکرخدای بزرگ خوب شدی.ولی همیشه امیدخود یک وقتی ازدست ندی گول شیطان بخوری همیشه هرمشکای داری اول دست به اون خدای خالق یکتا بازکن.وطلب کمک ازاون بخوادهمی مسلمونا.که خداوندهیچ وقت بنده اش ناامید نمیکنه.

پاسخ

ارسال شد
ارسال شد

منتشر شده توسط creator Nima2
ساخت وب سایت در یک ثانیه با بلومیت!
ورود

با عضویت در وبگاه از امکانات حرفه ای آن بهره مند شوید!

ثبت نام

20

Room 6

Horror Book

اینقدر کلیپ گذاشتی تا برنده شدی😉😂

Asman

سروشا گفتم سرما خوشم میاد نگفتم که نیا خوزستان بیا اینجا جای من من میرم جای تو دیگه تفاهم نداشتیم مهم نیست زندگیه دیگه باید ساخت🤣

Asman

بهه مبارکه👌 اقا همین مدرکو ببر معافت کنن بریم خارج😂😂

Soorousha

آقا من خودم دیکتاتورم باید منو ادمین کنییییییید😕 😂😂😂

Soorousha

برندهههه شدممم 😎 هوراااااااا 😃😃😃😁

Amin-Mehdipour

فردا غروب امتیاز ها اعمال میشه 😊شب خوبی داشته باشید

Amin-Mehdipour

سلام عزیزای دل چالش کلیپ ترسناک در این ساعت (۰۰:۰۰) تمام شد ممنون که در این چالش شرکت کردید ممنون از همتون و اما برنده این چالش کاربر سروشا هستش بخاطر اخرین کلیپی که قرار داد 😉 قبل از اون کاربر malignant در نظر مون بود بخاطر اخرین کلیپش خوب حالا که سروشا رتبه دیکتاتور رو داره ما بهش ۱۰۰۰ لایک میدیم و به کاربر دوم رتبه دیکتاتور رو میدیم ممنون ازتون

Asman

😂😂😂اخ

Soorousha

من گفتم تهران هوا سرد شده، دوست داشتم الان خوزستان باشم، توام گفتی سرما خوبه، اصن ببین باهم تفاهم نداریم 😅 تو مسیر دعوامون میشه 😁

Soorousha

آسمان تو اول خودتو رد کن من پیشکش 😂😂

Soorousha

میشه، ولی چند سال طول میکشه کارام اوکی شه، تو این مدتم اگه یه خلاف کوچیک انجام بدم، یه چراغ قرمز رد کنم، یوهو یه سال دیگم عقب میوفته،

Asman

خواهش میکنیم تینا💟🤍

Asman

بیا خوزستان بیااز مرز عراق ردت کنم بری

Soorousha

تینا ،قربونت 😘 قابلی نداشت

Tinaw

سروشا نمیشه قاچاقی بری و اقامت بگیری اصلا به عنوان شهروند المانی و یه توریست بیای ایران؟

Soorousha

من میخواستم بیام خوزستان تو گفتی نیا 😕 بعد الان منتظر منی ک باهم بریم اونور؟

Tinaw

مرسی واقعا ازتون آسمانه عزیزم و سروشایه مهربونو کاربلد :)آرومم کردید

Asman

😂😂😂😂اونموقع تو حضور نداشتی

Soorousha

نخیرم فقط من درست میگم 😑 اصن به من گفت دلداریش بدم، تو چرا دخالت کردی😕😂😂😁

Asman

چیشد نرفتی اونور ؟😂😂منتظرم

Asman

خب همین دیگه منم میگم برو جلو بعدش میتونی خوشحالی کنی هرچند الانم میتونه

Soorousha

امیدوارم تونسته باشم با حرفام کمکت کرده باشم و دلداریت بدم 😉 به صحبتای این دختره آسمان گوش نده، میخواد منحرفت کنه 😜😁

Soorousha

این فکرایی ک الان داره به سرت میزنه عادیه، منم تا چندسال پیش همش تو این فکر بودم که با این حقوقی ک دارم (اونموقع ماهی 900هزار تومن حقوقم بود) تا چندسال دیگه باید کار کنم ک بتونم واسه خودم خونه بگیرم و مستقل بشم، ولی الان ک حقوقم 20 برابر اون روزا شده فهمیدم ک اگه با انرژی خوب و صادقانه جلو برم کائنات جواب کارامو میده، الانم یه نیم نگاهم به آیندس یه نگاهمم اینه که تو لحظه زندگی کنم و زیاد افکارمو درگیر اینکه بعداً چی قراره بشه نکنم، چون اینجوری بهم سخت میگذره

Soorousha

به این فکر کن ک الان از خیلیا جلوتری، رشته‌ای ک انتخاب کردی رشته‌ی پولسازیه ولی سخته، باید قبل تعیین رشته به این چیزا فکر میکردی، ک مطمعنم فکر کردی، تا اینجاشو خوب اومدی، از اینجا به بعدشم با انگیزه برو، حتماً موفق میشی 😎 شک نکن 🤘

Soorousha

تینا من الان تو همون سنی هستم ک تو داری میگی تا اون موقع جوونیت از دست رفته ولی اینجوریام نیست، من از این سنی ک تو الان داری تا همین حالا کار کردم، نمیخوام بگم کار کردن از درس خوندن سخت‌تره، برای جفتش باید انرژی و تایم بزاری، ولی لازم نیست کل وقتتو صرف تحصیلت کنی، باید لابه‌لاش جوونی کنی، تفریح کنی، زیاد سخت نگیر 😉

Asman

جوونی به عدد ۲۰ و ۲۷ نیست جوونی تو موقعیه ک شاد هستی پس بعد اون زمان هم میشه جوونی کرد

Asman

خب بجاش بعدش دیگه خودت زندگیتو میسازی هرجا که دلت بخواد میری هرچی که بخوای میخری ادم وقتی استقلال رو با خوشبختی بخواد یه جایی بابد زحمت بکشه دیگه یه جمله است میگه اگه خورشید و بخوای یه جاهایی باید بسوزی به این فکر کن اگه درس نخونی و به جایی نرسی اخرش بازیه جایی افسوس میخوری که میتونستی خودت اینده خودت رو بسازی پس خوشحال باش

Tinaw

دارم ب این فک میکنم ک وقتی درسم تموم شه ۲۵ سالمه و وقتی طرحم تموم شه ۲۷ سال و عملا جوونیم رفته ...دارم دیوونه میشم سروشا بیا دلداریم بده

Reyhan

سلام یک تبدیلگر بیاد تلگرام Reyhan00

evil

جدی

barana

جدی واقعیه؟

ScaryLand

Regan Macneil

بیا بعد کنکور اصف اصن:)

AntiBlocker

سلام

555Parsa

س

Amin-Mehdipour

رمزی که می پسندی رو به صورت خصوصی در پیام برای من بفرست

Tinaw

جابر یا هر ادمین دیگه میشه اکانت سابقمو بهم برگردونید؟رمزمو فراموش کردم

Horror Book

تینا اکانتشو عوض کرده با اکانت tinaw

Asman

تینا چرا نیستی🤣

jaber

هرچندتا که دوست داشته باشید

Room6 Supported By Foodforfox ChatRoom
پین شده
Amin-Mehdipour: چالشی که قبل تر از اون صحبت به این صورت هست که هر کاربر یک کلیپ چند دقیقه ای ترسناک در مطالب کوتاه سایت قرار بده (لطفا توجه کنید مطالب کوتاه نه پست ها) هیچ متنی برای اون ننویسید تنها عنوان کلیپتون رو (چالش کلیپ ترسناک) بزارید لطفا جز این نزارید تا با سرچ این عنوان تمام کلیپ ها نمایان شه کاربری که ترسناک ترین کلیپ رو بزار ۱۰۰۰ لایک می گیره و رتبه ش به دیکتاتور(بالاترین رتبه کاربری) تغییر میکنه قصد اصلیمون طراحی یک چالش جالب هستش لطفا کلیپ تکراری و بیش از حد دیده شده نزارید فقط تا شنبه هفته بعد وقت هست خودمم اولی رو گذاشتم در محتوا کوتاه سرچ کنید میبینید: چالش کلیپ ترسناک
پربازدید ترین ها
اتاق قرمز یا رد روم

اتاق قرمز یا رد روم اتاق قرمز  سایتی در دارک وب بوده که با پرداخت مبلغی وارد ان شده و بصورت زنده تکه تکه کردن انسان ها را مشاهده می نمایید در پشت اتاق های مرگ دارک نت چه می گ

فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما)

فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما) فیلم هزار پای انسانی The Human Centipede یکی از بدترین فیلم های تاریخ سینماست که در سال 2009 برای اولین بار ساخته شد اما به دلیل س?

فیلم ترسناک Hounds of Love 2016

از نقطه ضعف هایشان برای ایجاد شکافی میان آنها استفاده کند تا بتواند جان سالم بدر ببرد…  

داستان ترسناک یک حمام معمولی

داستان ترسناک یک حمام معمولی horror6: الان حدود چندساله درگیرم خیلی کارا کردم که بتونم فراموش کنم آزاد بشم که نشد فقط با کمک یه جنگیر تونستم اونارو از خودم دور کنم،همیشه فکرمیکردم

لیست فیلم های ممنوعه جهان

لیست فیلم های ممنوعه جهان این ژانر، ما را با ژرف ترین و تاریک ترین بُعد انسان آشنا می کند. جایی که همه ما امیدواریم هیچ وقت شاهد آن نبوده یا جزئی از آن نباشیم. از دید منتقدان، فیل

راز عدد 241543903

?ت که توسط دیوید هورویتز، هنرمند شناخته شده نیویورکی ابداع شد داستان از این قرار که دیوید هوروتیز در سال 2009 یک تصویر از خود ، در سایت فلیکر (که سایت محبوب عکاس ها و عکس دوستانه است) منتشر کرد در این تصویر دیوید سر خود را داخل یخچال کرده بود و از کاربران خواست این کار را انجام دهند و عکس ها را  با عدد 241543903 تگ کنند (برچسب بزنند).   حال چرا این عدد؟جالب است بدانید این عدد به صورت شانسی از ترکیب شماره سریال روی یخچال و بارکد روی نودل مرغ یخ زده بدست آمده است ایده سر در یخچال زمانی به سر دیوید زد که یکی از دوستان وی بدلیل بیماری سر خود را  در داخل یخچال می برد تا کمی دردش تسکین یابد. جالبی این موضوع باعث شد که خیلی ها این کار را انجام دهند و عکس خود را با تگ این 241543903 در سایت منتشر کنند، و بدلیل این که برچسب یک معیار مهم برای گوگل است با  جستجو این عدد در گوگل یک گالری از افرادی با سر هایی در داخل یخچال بارگذاری می شود.  

شعر نفرین شده جهنم تومینو

شعر نفرین شده جهنم تومینو جهنم تومینو شعری ژاپنی و نفرین شده که براساس افسانه ها اگر این شعر بلند خوانده شود سرنوشت بدی برای خواننده رقم خواهد زد. این شعر در یک کتاب 666 صفحه ای

سایت راز آلود و عجیبی به نام sentimentalcorp

سایت راز آلود و عجیبی به نام sentimentalcorp eMp: سایت شرکت احساسی sentimentalcorp یک وب سایت راز آلود است که توسط سرور خود در اسپانیا کنترل می شود این سایت متعلق به رندی پروزاک بوده و حالتی راز

کتاب ال عزازیل نوشته ابن جوهاش

کتاب ممنوعه! کتاب all-azazel کتاب 500 صفحه‌ای است که بطور کلی توسط موجودی ماورایی نوشته شده است! و حاوی نکات بسیاری درمورد این موجودات است! نام این کتاب "کتاب شیطان" است و در 500 بعداز می

فیلمی از عروسک لولیتا

فیلمی از عروسک لولیتا o6: سلام حتما درباره عروسک های لولیتا چیز های زیادی شنیدید لولیتا به دخترانی میگویند که دست و پای آنها بریده می شه و دندانشان را می کشند و از آنها به عنوان ب?

خانه اجنه در کلاردشت

خانه اجنه در کلاردشت horror6: ویلای متروکه در کلاردشت که تمامی پنجره های آن با یکدیگر متفاوت هست و ساکنین می گویند که این خانه ارواح یک شبه ساخته شده است درب این ویلای متروکه در کلا?

فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)

فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)   ژانر : ترسناک زمان : 70 دقیقه زبان : انگلیسی محصول : امریکا کارگردان : Eli Roth ستارگان : Jay Hernandez, Derek Richardson, Eythor Gudjonsson خلاصه دا

چند طلسم تبدیل شدن ب خون اشام

ومپایر(خون اشام)??‍♂️ ام در افسانه‌ها و فرهنگ فولکلوریک مردم اروپا . آسیا و امریکا موجودی زنده‌است که شب‌ها از گور بیرون آمده و برای تغذیه خود از خون انسان ها مے‌

تئوری عجیب انیمیشن توپولو ها

تئوری عجیب انیمیشن توپولو ها انیمیشن توپولو ها (Teletubbies) مجموعه برنامه کودکی بود که در 120 کشور به نمایش درومد و به بیش از 45 زبان دوبله شد که در ایران با نام توپولوها شناخته میشه، ب?

مسترس و اسلیو چیست؟

مسترس و اسلیو چیست؟ میسترس (Mistress) كه مونث كلمه ی میستر (Mister) است به معنای ارباب یا الهه خانم به كار می رود. میسترش خانمی است كه تمایل به آزار و اذیت دیگر انسان ها و بخصوص مردان دارد


# پربازدید های امروز
#فیلم ترسناک Hounds of Love 2016
#کتاب ال عزازیل نوشته ابن جوهاش
#چند طلسم تبدیل شدن ب خون اشام
#لیست فیلم های ممنوعه جهان
#داستان ترسناک خشم آرمین
مطالب مرتبط
داستان ترسناک کوتوله های آبشار مارگون

قبل از هرچیز در مورد ماجرا میخواستم بگم که واقعی هست وتجربه ی بین خواب و بیداری یا خواب یا رویا نیست ودلم نمیخواد وقت شما و اعضای پیج رو با خواب و خیال بگیرم تابستون سال نودوشش با...

داستان ترسناک کلاس فیزیک

داستان ترسناک کلاس فیزیک سلام من محمدم ۱۷سالمه داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به چند ماه پیش یه روز سر کلاس فیزیک نشسته بودیم و داشتیم به درسایی که معلم میداد گو?...

داستان پاهای اهالی

سلام.این ماجرا برای پیر مردی از همسایه افتاده که بنده از زبان بقیه شنیدم.زندگی روستایی مخصوصا در قدیم خیلی سخت بود همیشه کار بود شالی جالیز دام کندن چاه اباد کردن جنگل وخیلی کار...

داستان ترسناک ظهور جن در عاشورا

داستان ترسناک ظهور جن در عاشورا horror6: دوستان یه مورد واقعی که برای خودم اتفاق افتاده و حضور جن ها رو احساس کردم براتون تعریف میکنم. اول اینو بگم که جن به هر کسی نزدیک نمیشه و اجاز...

داستان ترسناک ازدواج شوم

داستان ترسناک ازدواج شوم food: این داستان مربوط به دوست صمیمی من هست که با گفتن اتفاتی که براش می افتاد به نظر من جالب بود و خواستم برای شما تعریف کنم . من سعی میکنم بتوانم از زبان ا...

داستان ترسناک قدم نامبارک

داستان ترسناک قدم نامبارک horror6: من اسمم میلاده از خراسان شهراستان قوچان داستانی که میخوام واستون تعریف کنم واسه خواهره بزرگمه و از زبان خودشه. چند سال پیش که هنوز خانوادم روستا ...

داستان ترسناک لغزش به جهانی دیگر

داستان ترسناک لغزش به جهانی دیگر horror6: فقط واسه خيال انگيز تر كردن يكم آرايه هاي ادبي بهش اضاف كردم اسم داستانو با توجه به مطالعات خودم و چيزي كه واسم پيش اومد بزار:لغزش به جهاني ...

سایت لولی پاپ چیست

این سایت از عجیبترین سایت های اینترنت هست که وقتی واردش میشید ازتون میخواد با اکانت فیسبوکتون یه مرد استخوانی و لاغروکه هیچ ایدی هم نداره ادد کنید.بعد از ادد کردن یه فیلمی برای ...

برچسب
#داستان عواقب احضار
#داستان ترسناک
#عواقب احضار
#داستان عواقب احضار
#horror
#horror website
#سایت ترسناک ایرانی
دسته
داستان (محتوای خواندنی با ویژگی انتقال هیجان و ترس)
یوفو (فرا زمینی ها)
بازی (بازی هایی با محتوا ترسناک)
انیمیشن (انیمیشن هایی با محتوا ترسناک)
افراد (انسان های خاص)
حیوانات (جانداران ترسناک)
پرونده های ترسناک (جنایت های جهان)
مستند (مستند هایی با محتوا ترسناک)
جنگ و جنگ افزار ها (سلاح های مرگبار)
فضا (عجایب اسمان)
شیطان پرستی (موضوعاتی مرتبط با شیطان و شیاطین)
سریال (سریال هایی با محتوا ترسناک)
اسرار و رموز (جهان پنهان)
حوادث (رخداد های ترسناک)
کتاب (کتاب هایی با محتوا ترسناک)
جالب (مطالب جالب توجه)
مکان های ترسناک (اماکن عجیب)
ماورا الطبیعه (ارواح)
تسخیر شده گان (اجنه)
اطلاعات عمومی (دانستنیها)
شکنجه و بردگی (سلطه پذیر)
برنامه های کاربردی (نرم افزار ها)
تصاویر (تصویر های ترسناک)
فیلم (فیلم هایی با محتوا ترسناک)
عجیب (عجایب جهان)
ترسناک (اتفاقات ترسناک جهان)
اینترنت (هر موضوعی که با اینترنت مرتبط است)
وسایل نقلیه (هرگونه وسیله ساخت بشر که قادر به جا به جایی اجسام باشد)
خدا (موضوعاتی مرتبط با الهیات)
view:194
today: 0
تبلیغ