انگشتر طلسم شده

انگشتر طلسم شده

انگشتر طلسم شده
Nima2
Nima2 :نویسنده
توضیح: در این اکانت داستان ها و افسانه های ترسناک ایرانی رو منتشر می کنیم برای دیدن داستان های بیشتر به پروفایل من سر بزنید
بیشتر
داستان کرامت امام رئوف
داستان ترسناک ام الصبیان
داستان ترسناک ویلای وحشت
داستان ترسناک سایه غم
خاطره ترسناک جن زده
داستان ترسناک خونه دختر کوچولو

پروفایل

انگشتر طلسم شده

من دختری بیست و هفت ساله هستم. بدون داشتن کاری و باری. مجرد.گاهی ول ول تو خیابون میگشتم. بعضی وقتا کسی باهام آشنا میشد به بهانه ازدواج و عاشقی چیزی هم ازش تیغ میزدم تا مانتو و کفشی برا خودم بخرم.اما حقیقتش خراب نبودم. فقط پسرها رو گول میزدم برای امرار معاش. دزدم نبودم. هیچ کاری پیدا نمیکردم. چندبار رفتم شستشوی پله و تمیزی خونه. خوب بود اما جسمم ضعیفتر از این کار سخت بود. چندبارم دنبال آگهیهای روزنامه رفتم اما منشی با روابط انچنانی میخاستن که اهلش نبودم

دوست داشتم با یه آدم فوق ثروتمند ازدواج کنم اما نبود. خیلی هم پی دعانویسی رفتم هیچی نمیشد تهش قادر پاره خاستگار پروپا قرصم شد که قبول نکردم. چندوقتی گذشت رفتم تو سالن عروسی کار خوبی پیداکردم اونجا با یه خانم آشنا شدم که خیلی باهام صمیمی شد

اما بعدها فهمیدم او یه دزد هستش و تو مترو زنجیر بدلی دست فروشها و گوشی موبایل میزنه برا همین ازش دوری کردم اما او بعنوان دوستی خیلی سراغم رو میگرفت

تا روزی اتفاقی خاست به خونش برم تا رازی رو برام درمیون بزاره. منم رفتم. صاحب کارمون که مچ اونو موقع بلند کردن کاردو چنگال تالار گرفته بود بجای شکایت ازش کمکی هم خاسته بود. و ازش خاسته بود کیف برادرش رو بدون سروصدا براش بیاره انگار دنبال چیزی بوده که دست برادرش بوده.

و او قرار شد این کارو براش انجام بده. رفت با برادر صاحب تالار طرح رفاقت و صیغه ریخت.. قرار شد منم همراهش برم. اون روز قرارمون یه ساختمون چهارطبقه بود که بناها درو پنجره نصب کرده بودن و داشتن داخل تمام واحدهارو نقاشی میکردن. مراد به ما گفت به طبقه دوم بریم.. پله ها پره خاک بود. در نیمه باز بود. کابینتها وصل نشده بود و یه قالیچه پهن کرده بود و رو پیک نیک چای بود. نشستیم و چای خوردیم. بعد من از اونها جدا شدم و رفتم پایین پنجره های طبقه دو ایستادم. چند لحظه بعد ندا شلوار و شورت مراد رو با یه کیف از پنجره پرت کرد پایین و فوری اومد پایین..مراد داشت از پنجره داد میزد اما شلواری پاش نبود بیاد دنبال ما. ما فرار کردیم

درست صدمتر پایینتر صاحبکار ما داداش مراد منتظر ما بود که ندا کیف رو باز کرد تا ببینه چی اینقد برا صاحبکار مهم بوده که اینقد خطر بجون خریده. توش کارت ملی بود. پنجاه تومن پول بود و کلید و یه انگشتر قرمز رنگ قدیمی بود

ندا پول و انگشترو برداشت و کیف رو با اون مدارک برد داد به صاحبکارمون اون داخلش رو دید و گفت...نیست. اونی که میخام نیست

باناراحتی بهمون مبلغی داد. ندا اون
انگشتر رو داخل دستش انداخت که بنظر خیلی قدیمی هم میرسید و خیلی بهش میومد

مدتی گذشت. او خونه نشین شد و من به کارم ادامه میدادم. درست یک ماه بعد من ندا رو دیدم اما باحال و وضع غریب. دور چشماش گود و سیاه شده بود
علت رو پرسیدم بهم گفت زنی داخل آینه هستش که آزارش میده

گفت هروقت آینه رو نگاه میکنم او میاد سراغم. آینه یه پنجره هستش بین من و اون زن. میگفت اصلن انعکاس چیزی رو در آینه نمیبینه.

گفتم چی میخاد ندا؟ گفتش منو میخاد. من ترسیدم. و الانم از گفتنش وحشت برم داشته. باهم به مشاور روانپزشکی مراجعه کردیم تست اختلال شخصیت براش مثبت شد. و قرار شد دارو استفاده کنه. دکتر سفارش کرد تنها نمونه و من تصمیم گرفتم کنارش باشم

اصلن اون روزو فراموش نمیکنم. من با چشم خودم مسخ شدگی رو دیدم. و تنم میلرزه. من تمام آینه ها رو برداشتم. اما اون روز او داشت با تصویر منعکس شده داخل شیشه پنجره حرف میزد. قسم میخورم تصویر شخص دیگری بود. یه صورت کریه و پست و زشت. چقدم پلید بود. قلبم به تپش افتاد اومدم او رو کنار بکشم که او مقاومت کرد. موج وحشت منو گرفت. ندا با اون دستی که انگشتر دستش بود یه چاقو برداشت و جلوی شیشه رفت و دوبار محکم داخل شکمش فرو کرد

حتی تو ضربه دوم چرخشی هم داد. و من جیغ زدم. بدترین روز عمرم رقم خورد.

مدتها گذشت. اون انگشتر از دستش دراومد بیرون. من اونو داخل توالت انداختم. الان حالش خیلی بهتر شده. ما دوربین مدار بسته مربوط به اون روز کنار ساختمون رو چک کردیم. درست همون ساعت اون اتفاق سایه سیاهی عین دود پشت پنجره بود.

از دوستانم که این مطلب رو میخونن خاهش دارم. انگشتر یا نگین سنگ یا هرچی مربوط به زیورالات رو که پیدا میکنن بدون دلیل دست نکنن. اگر من اون انگشترو مینداختم تو خیابون چی میشد؟ این کار عین کار چرخشی یکی دیگه رو گرفتار میکرد.

دیدگاه

comment

نویسنده این داستان

نویسنده این داستان خوب گوش کن اون انگشتر موکل داشت و چون اون موکل بنام برادر اون صاحبکار بود موکلش اون دختر رو اذیت کرد

پاسخ

ارسال شد
comment

کرو

دوست عزیز موکل به اشیا متصل نمیشه اطلاعات درست بده انگشتر شما به احتمال زیاد مال قوم یهود هستش و وراثت خونوادگی داره

پاسخ

ارسال شد
comment
Soorousha

کرو جان درسته که موکل به اشیاء متصل نمیشه، ولی سنگ جزو اشیاء نیست چون برخاسته از طبیعته، بعضی از سنگها (مثل سنگهای ماه تولد) روح دارن، منظورم از روح انرژی هست، و به همین دلیل قابلیت اتصال رو دارا هستن.



comment

ناشناس

وقتی این داستانارامیخونم احساس میکنم خیلی راحتم چون فکر میکنم کناره شما نشتم و شمادارین واسم داستان میگین واز کسی که این داستانا نوشت ممنونم و من دیگه از به بهد خیلی مواظبم که اگر چیزی دیدم بهش دست نمیزنم همتونا واقعا دوست دارم لطفا شماهم نظر های بیشتری بدین تا ما باهم دوست های خوبی باشیم

پاسخ

ارسال شد
comment
ناشناس

:-) :-)



comment
Preacher

ماهم دوست داریم 😁😁



comment

حنا

چطور باید انگشتر روشنایی روز رو پیدا کنیم ؟

پاسخ

ارسال شد
ارسال شد

منتشر شده توسط creator Nima2
ساخت وب سایت در یک ثانیه با بلومیت!
ورود

با عضویت در وبگاه از امکانات حرفه ای آن بهره مند شوید!

ثبت نام

21

Room 6

Horror Book

اینقدر کلیپ گذاشتی تا برنده شدی😉😂

Asman

سروشا گفتم سرما خوشم میاد نگفتم که نیا خوزستان بیا اینجا جای من من میرم جای تو دیگه تفاهم نداشتیم مهم نیست زندگیه دیگه باید ساخت🤣

Asman

بهه مبارکه👌 اقا همین مدرکو ببر معافت کنن بریم خارج😂😂

Soorousha

آقا من خودم دیکتاتورم باید منو ادمین کنییییییید😕 😂😂😂

Soorousha

برندهههه شدممم 😎 هوراااااااا 😃😃😃😁

Amin-Mehdipour

فردا غروب امتیاز ها اعمال میشه 😊شب خوبی داشته باشید

Amin-Mehdipour

سلام عزیزای دل چالش کلیپ ترسناک در این ساعت (۰۰:۰۰) تمام شد ممنون که در این چالش شرکت کردید ممنون از همتون و اما برنده این چالش کاربر سروشا هستش بخاطر اخرین کلیپی که قرار داد 😉 قبل از اون کاربر malignant در نظر مون بود بخاطر اخرین کلیپش خوب حالا که سروشا رتبه دیکتاتور رو داره ما بهش ۱۰۰۰ لایک میدیم و به کاربر دوم رتبه دیکتاتور رو میدیم ممنون ازتون

Asman

😂😂😂اخ

Soorousha

من گفتم تهران هوا سرد شده، دوست داشتم الان خوزستان باشم، توام گفتی سرما خوبه، اصن ببین باهم تفاهم نداریم 😅 تو مسیر دعوامون میشه 😁

Soorousha

آسمان تو اول خودتو رد کن من پیشکش 😂😂

Soorousha

میشه، ولی چند سال طول میکشه کارام اوکی شه، تو این مدتم اگه یه خلاف کوچیک انجام بدم، یه چراغ قرمز رد کنم، یوهو یه سال دیگم عقب میوفته،

Asman

خواهش میکنیم تینا💟🤍

Asman

بیا خوزستان بیااز مرز عراق ردت کنم بری

Soorousha

تینا ،قربونت 😘 قابلی نداشت

Tinaw

سروشا نمیشه قاچاقی بری و اقامت بگیری اصلا به عنوان شهروند المانی و یه توریست بیای ایران؟

Soorousha

من میخواستم بیام خوزستان تو گفتی نیا 😕 بعد الان منتظر منی ک باهم بریم اونور؟

Tinaw

مرسی واقعا ازتون آسمانه عزیزم و سروشایه مهربونو کاربلد :)آرومم کردید

Asman

😂😂😂😂اونموقع تو حضور نداشتی

Soorousha

نخیرم فقط من درست میگم 😑 اصن به من گفت دلداریش بدم، تو چرا دخالت کردی😕😂😂😁

Asman

چیشد نرفتی اونور ؟😂😂منتظرم

Asman

خب همین دیگه منم میگم برو جلو بعدش میتونی خوشحالی کنی هرچند الانم میتونه

Soorousha

امیدوارم تونسته باشم با حرفام کمکت کرده باشم و دلداریت بدم 😉 به صحبتای این دختره آسمان گوش نده، میخواد منحرفت کنه 😜😁

Soorousha

این فکرایی ک الان داره به سرت میزنه عادیه، منم تا چندسال پیش همش تو این فکر بودم که با این حقوقی ک دارم (اونموقع ماهی 900هزار تومن حقوقم بود) تا چندسال دیگه باید کار کنم ک بتونم واسه خودم خونه بگیرم و مستقل بشم، ولی الان ک حقوقم 20 برابر اون روزا شده فهمیدم ک اگه با انرژی خوب و صادقانه جلو برم کائنات جواب کارامو میده، الانم یه نیم نگاهم به آیندس یه نگاهمم اینه که تو لحظه زندگی کنم و زیاد افکارمو درگیر اینکه بعداً چی قراره بشه نکنم، چون اینجوری بهم سخت میگذره

Soorousha

به این فکر کن ک الان از خیلیا جلوتری، رشته‌ای ک انتخاب کردی رشته‌ی پولسازیه ولی سخته، باید قبل تعیین رشته به این چیزا فکر میکردی، ک مطمعنم فکر کردی، تا اینجاشو خوب اومدی، از اینجا به بعدشم با انگیزه برو، حتماً موفق میشی 😎 شک نکن 🤘

Soorousha

تینا من الان تو همون سنی هستم ک تو داری میگی تا اون موقع جوونیت از دست رفته ولی اینجوریام نیست، من از این سنی ک تو الان داری تا همین حالا کار کردم، نمیخوام بگم کار کردن از درس خوندن سخت‌تره، برای جفتش باید انرژی و تایم بزاری، ولی لازم نیست کل وقتتو صرف تحصیلت کنی، باید لابه‌لاش جوونی کنی، تفریح کنی، زیاد سخت نگیر 😉

Asman

جوونی به عدد ۲۰ و ۲۷ نیست جوونی تو موقعیه ک شاد هستی پس بعد اون زمان هم میشه جوونی کرد

Asman

خب بجاش بعدش دیگه خودت زندگیتو میسازی هرجا که دلت بخواد میری هرچی که بخوای میخری ادم وقتی استقلال رو با خوشبختی بخواد یه جایی بابد زحمت بکشه دیگه یه جمله است میگه اگه خورشید و بخوای یه جاهایی باید بسوزی به این فکر کن اگه درس نخونی و به جایی نرسی اخرش بازیه جایی افسوس میخوری که میتونستی خودت اینده خودت رو بسازی پس خوشحال باش

Tinaw

دارم ب این فک میکنم ک وقتی درسم تموم شه ۲۵ سالمه و وقتی طرحم تموم شه ۲۷ سال و عملا جوونیم رفته ...دارم دیوونه میشم سروشا بیا دلداریم بده

Reyhan

سلام یک تبدیلگر بیاد تلگرام Reyhan00

evil

جدی

barana

جدی واقعیه؟

ScaryLand

Regan Macneil

بیا بعد کنکور اصف اصن:)

AntiBlocker

سلام

555Parsa

س

Amin-Mehdipour

رمزی که می پسندی رو به صورت خصوصی در پیام برای من بفرست

Tinaw

جابر یا هر ادمین دیگه میشه اکانت سابقمو بهم برگردونید؟رمزمو فراموش کردم

Horror Book

تینا اکانتشو عوض کرده با اکانت tinaw

Asman

تینا چرا نیستی🤣

jaber

هرچندتا که دوست داشته باشید

Room6 Supported By Foodforfox ChatRoom
پین شده
Amin-Mehdipour: چالشی که قبل تر از اون صحبت به این صورت هست که هر کاربر یک کلیپ چند دقیقه ای ترسناک در مطالب کوتاه سایت قرار بده (لطفا توجه کنید مطالب کوتاه نه پست ها) هیچ متنی برای اون ننویسید تنها عنوان کلیپتون رو (چالش کلیپ ترسناک) بزارید لطفا جز این نزارید تا با سرچ این عنوان تمام کلیپ ها نمایان شه کاربری که ترسناک ترین کلیپ رو بزار ۱۰۰۰ لایک می گیره و رتبه ش به دیکتاتور(بالاترین رتبه کاربری) تغییر میکنه قصد اصلیمون طراحی یک چالش جالب هستش لطفا کلیپ تکراری و بیش از حد دیده شده نزارید فقط تا شنبه هفته بعد وقت هست خودمم اولی رو گذاشتم در محتوا کوتاه سرچ کنید میبینید: چالش کلیپ ترسناک
پربازدید ترین ها
اتاق قرمز یا رد روم

اتاق قرمز یا رد روم اتاق قرمز  سایتی در دارک وب بوده که با پرداخت مبلغی وارد ان شده و بصورت زنده تکه تکه کردن انسان ها را مشاهده می نمایید در پشت اتاق های مرگ دارک نت چه می گ

فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما)

فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما) فیلم هزار پای انسانی The Human Centipede یکی از بدترین فیلم های تاریخ سینماست که در سال 2009 برای اولین بار ساخته شد اما به دلیل س?

فیلم ترسناک Hounds of Love 2016

از نقطه ضعف هایشان برای ایجاد شکافی میان آنها استفاده کند تا بتواند جان سالم بدر ببرد…  

داستان ترسناک یک حمام معمولی

داستان ترسناک یک حمام معمولی horror6: الان حدود چندساله درگیرم خیلی کارا کردم که بتونم فراموش کنم آزاد بشم که نشد فقط با کمک یه جنگیر تونستم اونارو از خودم دور کنم،همیشه فکرمیکردم

لیست فیلم های ممنوعه جهان

لیست فیلم های ممنوعه جهان این ژانر، ما را با ژرف ترین و تاریک ترین بُعد انسان آشنا می کند. جایی که همه ما امیدواریم هیچ وقت شاهد آن نبوده یا جزئی از آن نباشیم. از دید منتقدان، فیل

راز عدد 241543903

?ت که توسط دیوید هورویتز، هنرمند شناخته شده نیویورکی ابداع شد داستان از این قرار که دیوید هوروتیز در سال 2009 یک تصویر از خود ، در سایت فلیکر (که سایت محبوب عکاس ها و عکس دوستانه است) منتشر کرد در این تصویر دیوید سر خود را داخل یخچال کرده بود و از کاربران خواست این کار را انجام دهند و عکس ها را  با عدد 241543903 تگ کنند (برچسب بزنند).   حال چرا این عدد؟جالب است بدانید این عدد به صورت شانسی از ترکیب شماره سریال روی یخچال و بارکد روی نودل مرغ یخ زده بدست آمده است ایده سر در یخچال زمانی به سر دیوید زد که یکی از دوستان وی بدلیل بیماری سر خود را  در داخل یخچال می برد تا کمی دردش تسکین یابد. جالبی این موضوع باعث شد که خیلی ها این کار را انجام دهند و عکس خود را با تگ این 241543903 در سایت منتشر کنند، و بدلیل این که برچسب یک معیار مهم برای گوگل است با  جستجو این عدد در گوگل یک گالری از افرادی با سر هایی در داخل یخچال بارگذاری می شود.  

شعر نفرین شده جهنم تومینو

شعر نفرین شده جهنم تومینو جهنم تومینو شعری ژاپنی و نفرین شده که براساس افسانه ها اگر این شعر بلند خوانده شود سرنوشت بدی برای خواننده رقم خواهد زد. این شعر در یک کتاب 666 صفحه ای

سایت راز آلود و عجیبی به نام sentimentalcorp

سایت راز آلود و عجیبی به نام sentimentalcorp eMp: سایت شرکت احساسی sentimentalcorp یک وب سایت راز آلود است که توسط سرور خود در اسپانیا کنترل می شود این سایت متعلق به رندی پروزاک بوده و حالتی راز

کتاب ال عزازیل نوشته ابن جوهاش

کتاب ممنوعه! کتاب all-azazel کتاب 500 صفحه‌ای است که بطور کلی توسط موجودی ماورایی نوشته شده است! و حاوی نکات بسیاری درمورد این موجودات است! نام این کتاب "کتاب شیطان" است و در 500 بعداز می

فیلمی از عروسک لولیتا

فیلمی از عروسک لولیتا o6: سلام حتما درباره عروسک های لولیتا چیز های زیادی شنیدید لولیتا به دخترانی میگویند که دست و پای آنها بریده می شه و دندانشان را می کشند و از آنها به عنوان ب?

خانه اجنه در کلاردشت

خانه اجنه در کلاردشت horror6: ویلای متروکه در کلاردشت که تمامی پنجره های آن با یکدیگر متفاوت هست و ساکنین می گویند که این خانه ارواح یک شبه ساخته شده است درب این ویلای متروکه در کلا?

فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)

فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)   ژانر : ترسناک زمان : 70 دقیقه زبان : انگلیسی محصول : امریکا کارگردان : Eli Roth ستارگان : Jay Hernandez, Derek Richardson, Eythor Gudjonsson خلاصه دا

چند طلسم تبدیل شدن ب خون اشام

ومپایر(خون اشام)??‍♂️ ام در افسانه‌ها و فرهنگ فولکلوریک مردم اروپا . آسیا و امریکا موجودی زنده‌است که شب‌ها از گور بیرون آمده و برای تغذیه خود از خون انسان ها مے‌

تئوری عجیب انیمیشن توپولو ها

تئوری عجیب انیمیشن توپولو ها انیمیشن توپولو ها (Teletubbies) مجموعه برنامه کودکی بود که در 120 کشور به نمایش درومد و به بیش از 45 زبان دوبله شد که در ایران با نام توپولوها شناخته میشه، ب?

مسترس و اسلیو چیست؟

مسترس و اسلیو چیست؟ میسترس (Mistress) كه مونث كلمه ی میستر (Mister) است به معنای ارباب یا الهه خانم به كار می رود. میسترش خانمی است كه تمایل به آزار و اذیت دیگر انسان ها و بخصوص مردان دارد


# پربازدید های امروز
#فیلم ترسناک Hounds of Love 2016
#کتاب ال عزازیل نوشته ابن جوهاش
#چند طلسم تبدیل شدن ب خون اشام
#لیست فیلم های ممنوعه جهان
#داستان ترسناک خشم آرمین
مطالب مرتبط
داستان شب مهتابی

ماه رمضان بود سال ٨٧ ، پدر بزرگ و مادر بزرگم كه ساكن رودسر هستن براي انجام كاري عازم تهران شدن و مطابق هميشه به من كه تنها پسر تقريبا بالغ خانواده بودم سپردن كه در غيابشون شب رو ب...

داستان ترسناک مسافر

داستان ترسناک مسافر horror6: این داستان اتفاقی کاملا واقعی که برای یکی از همکاری پدرم که معلم هستن افتاده، و هنوز درگیره این اتفاق وحشتناکه، ما در یک منطقه کوهستانی با کوههای سر ب?...

داستان کوتاه ترسناک

داستانک شب خوابیده بودم... از پذیرایی صدای خنده میومد... پدرم بود! عجیبه پدر من یه کشیش بود... که توی مراسم جن گیری کشته شده بود...! ...

خاطره عجیب و ترسناک تنها در خانه

سلام  اول از همه اینو بگم که این خاطره ها رو چون دوستان استقبال کردن از خاطره های قبلی فرستادم وگرنه یادآوری دوباره ش اصلا برام خوشایند نیست ، خاطره اولم مربوط به زمانیه که دو...

داستان دستان نامریی

من زمانی که13/14سالم بود اسباب کشی کردیم و به یه خونیه قدیمی در وسط شهر نقل مکان کردیم خونهه حیاط بزرگی داشت دوتا باغچه تویش بود وسط حیاط هم یه حوضچه بود،دوتا اتاق تودرتو داشت و یه ...

ارواح خبیثه خانواده ای که تیکه تیکه شدند

سلام این داستانیو که میخوام براتون تعریف کنم ببخشید یزره طولانیه تقریبا مثل سریال چون اصلش اینه که باید ریز به ریز بگم این داستان برای خواهر بزرگترم ملیسا اتفاق افتاده یعنی از ...

داستان ترسناک ساخت فیلم

سلام من ۱۴ سالمه و دخترم بچه تر که بودم عاشق چیز های ترسناک بودم الان هم هستم بالای خونه مادر بزرگم خالی بود هیچ گونه چیزی توش نبود دوتا اتاق با یه حال و یه اشپز خونه کوچولو داشت و...

یک ماه نبرد روستاییان و اجنه های شیطانی

سلام ، من داستانهای خیلی زیادی در مورد اجنه از اینو اون شنیدم و تحقیقات بسیار مفصلی طی سالها در مورد ماورا انجام دادم. اما فقط سه تا داستان دارم براتون که هیچ شکی ندارم که واقعیت...

برچسب
#داستان انگشتر طلسم شده
#داستان ترسناک انگشتر طلسم شده
#خاطره انگشتر طلسم شده
#خاطره ترسناک انگشتر طلسم شده
#horror
#horror website
#سایت ترسناک ایرانی
دسته
داستان (محتوای خواندنی با ویژگی انتقال هیجان و ترس)
یوفو (فرا زمینی ها)
بازی (بازی هایی با محتوا ترسناک)
انیمیشن (انیمیشن هایی با محتوا ترسناک)
افراد (انسان های خاص)
حیوانات (جانداران ترسناک)
پرونده های ترسناک (جنایت های جهان)
مستند (مستند هایی با محتوا ترسناک)
جنگ و جنگ افزار ها (سلاح های مرگبار)
فضا (عجایب اسمان)
شیطان پرستی (موضوعاتی مرتبط با شیطان و شیاطین)
سریال (سریال هایی با محتوا ترسناک)
اسرار و رموز (جهان پنهان)
حوادث (رخداد های ترسناک)
کتاب (کتاب هایی با محتوا ترسناک)
جالب (مطالب جالب توجه)
مکان های ترسناک (اماکن عجیب)
ماورا الطبیعه (ارواح)
تسخیر شده گان (اجنه)
اطلاعات عمومی (دانستنیها)
شکنجه و بردگی (سلطه پذیر)
برنامه های کاربردی (نرم افزار ها)
تصاویر (تصویر های ترسناک)
فیلم (فیلم هایی با محتوا ترسناک)
عجیب (عجایب جهان)
ترسناک (اتفاقات ترسناک جهان)
اینترنت (هر موضوعی که با اینترنت مرتبط است)
وسایل نقلیه (هرگونه وسیله ساخت بشر که قادر به جا به جایی اجسام باشد)
خدا (موضوعاتی مرتبط با الهیات)
view:277
today: 0
تبلیغ