خانه فروشی

خانه فروشی

خانه فروشی

خانه فروشی

در یک شهر کوچک ، واقع در یک محله آرام و قدیمی ، یک خانه وجود دارد.

روی چمن جلویی یک علامت سفید با حصارهای فلزی ایستاده است. کلماتی که روی آن نقاشی شده به چند اتومبیل رد می شود که خانه به زودی برای فروش خواهد بود. بسیاری از املاک موجود در محله همان نوع تابلو را در حیاط خانه خود دارند. این بلوک یک بار با صدای بازی کودکان پر شده بود. بوی آشپزی در فضای باز در شبهای گرم تابستان از هوا پخش می شد و چراغهای کریسمس با شادی و تابش برفهای عمیق را در طول شبهای طولانی زمستان روشن می کردند. اکنون فقط صدای خش خش برگهای مرده و سوت باد در بین ساختمان ها وجود دارد.
آگهی ها

سه پله سنگی از پیاده رو بزرگ رشد می کند. یک درب صفحه فلزی زنگ زده به سمت آنها متمایل شده است ، لولاهای آن شکسته و یک فضای خالی در جایی که دستگیره وجود داشته است ، دارد. وقتی پلیس وارد شد ، آنها نتوانستند آن را باز کنند و مجبور شدند آن را از چهارچوب درب جدا کنند. علفهای هرز که در گلها رشد می کنند ادعای آن را آغاز کرده اند. آنها نه تنها در اطراف آن بلکه از طریق شکافهای کوچک روی صفحه رشد می کنند.

درب ورودی خانه بسته است. رنگ سفید از چوب کنده می شود و دو پنجره مستطیل شکل با لکه های خیلی ضخیم آغشته می شوند تا از آن عبور کنند. بخشها به سمت خارج متلاشی می شوند یا در غیر این صورت تاب می خورند. درب در برابر ناصوابی که از داخل خانه گرفته بود مقاومت کرده بود ، اما بدون سهم خود از زخم ها از تخریب در امان نمانده بود.

ماه گذشته مسکن در یک حراجی بانکی این خانه را برای هیچ چیز خریداری نکرد. او امیدوار است که بتواند آن را برای چهار یا پنج برابر سرمایه خود برگرداند. وی کارگران را برای انجام تعمیرات و به روزرسانی ها در هفته آینده استخدام کرده است و اولین کاری که آنها انجام خواهند داد تعویض درب ورودی و حذف کامل درب صفحه نمایش است.

آن سوی درب ورودی اتاق نشیمن قرار دارد. با وجود اینکه پرده ها از پنجره ها پاره شده ، حتی در طول روز تاریک است. نوری که بتواند به تاریکی نفوذ کند ، کف و دیوارها را سایه می اندازد.

دیوارها و سقف ها در بسیاری از نقاط لکه های قهوه ای دارند. این لکه ها شبیه چکیده ای است که توسط یک نقاش شیدایی ایجاد شده است. وقتی تازه بودند ترکیبی از قرمز روشن و تیره بودند ، اما چون خون غلیظ به داخل چوب نفوذ کرده و خشک شده بود ، آرام آرام قهوه ای شد.
آگهی ها

هفته آینده ، خون با دو لایه رنگ تازه پوشانده خواهد شد. این رنگ یک رنگ روشن خواهد بود ، رنگی که مورد توجه و چشم نوازی افرادی است که در خانه گشت می زنند. آبی روشن ، شاید ، یا شاید چیزی با رنگ سبز. مسکن هنوز تصمیم نگرفته است.

این فرش در اصل خاکستری روشن بود. اکنون از گرد و غبار و پوسیدگی تقریباً سیاه شده است. مناطق بزرگ پوسیده می شوند. چندین مکان با همان رنگ دیوارها رنگ آمیزی شده است ، و آن قسمتهای فرش به جای نرم مانند زمانی که خانواده در آنجا زندگی می کردند ، سخت و سفت است.

یک نقطه در وسط فرش با بقیه متفاوت است. به طور معجزه آسایی از بیشتر گرد و غبار جلوگیری کرده و هنوز رنگ اصلی دیده می شود. این امر به احتمال زیاد به دلیل شیب کف یا برخی از ترفندهای چگونگی جریان هوا در اتاق است. کسی که دارای رگه های عاشقانه است و از نحوه پیدا شدن اجساد آگاهی دارد ، به سرعت متوجه می شود که این همان نقطه ای است که نوک انگشتان زن و مرد از آخرین اقدام خود برای رسیدن به یکدیگر لمس می کنند.

هفته آینده فرش کاملا تعویض می شود. فرش جدید بسیار شبیه فرش قدیمی خواهد بود ، فقط تمیز و تازه است. حتی یک اشاره به خریداران احتمالی نمی شود که دو نفر در اتاق فوت کرده اند.

یک درب به آشپزخانه منتهی می شود. تعداد بیشتری از لکه ها را می توان در اینجا یافت ، هرچند فاصله آنها نسبت به اتاق نشیمن کمتر و دورتر است. پیشخوان پوشیده شده از گرد و غبار تکه های بزرگی را در یک طرف از دست داده است. یک شکاف طولانی در یک قسمت نزدیک جایی که اجاق گاز ایستاده بود پایین می رود.
آگهی ها

کفپوش چوب سخت دارای یک سری امتیازات عمیق است که از پیشخوان و به سمت درهای شیشه ای مشرف به حیاط خانه دور می شود. وقتی اجاق را از جای خود پاره کرده و به آن طرف اتاق انداختند ، آنها را به زمین چسباندند. دو فرورفتگی محل توقف دستگاه را مشخص می کند.

کمتر قابل توجه است که یک گچ کوچک در کف گوشه آشپزخانه دیده شود. عرض آن به سختی یک اینچ است ، اما تقریباً دو برابر آن در چوب پایین می رود. تکه هایی از فلز نوک تیز از نوک چاقوی کنده کاری هنوز در قسمت زیرین جوش تعبیه شده است.

معاملات مسکن در یک میز و کف جدید در یک فروشگاه عرضه محلی معاملات خوبی انجام داد. فروشگاه به دلیل بازنشستگی صاحبخانه از فعالیت خارج می شد و همه چیز به شدت تخفیف خورده بود. او مجبور شد خرده فروشی اجاق گاز را بپردازد و هنوز هم از این موضوع راضی نیست.

نیمی از پله های فرش شده از آشپزخانه به داخل اتاق خانواده می رود. دیوارهای پوشیده شده از پله ها خراشیده شده اند. مرد بیش از دویست پوند سعی کرده بود خود را در برابر آنها مهار کند در حالی که دختر کوچک او را با یک دست به پله ها کشانده بود ، انگشتان دست راست او را در گوشت زیر چانه اش فرو برد. بیهوده بوده است. تنها نتیجه تلاش وی برای جلوگیری از اجتناب ناپذیر ، خراش های روی دیوار و شکستن ناخن های انگشت بود.
آگهی ها

خراش های موجود روی دیوار البته به راحتی ترمیم می شوند. مقدار کمی خمیر اسفنجی که با چاقوی بتونه زده می شود ، کمی وقت می گذارد تا خشک شود و مقداری سنباده سبک نیز تمام چیزی است که طول می کشد تا دیوار برای رنگ آمیزی آماده شود. نیم ساعت کار ارزش برای پنهان کردن تمام شواهد مردی که برای زندگی خود علیه قدرت غیرممکن دختر مبارزه می کند.

اتاق پایین پله ها در ابتدا زیرزمین بود ، اما خانواده بعد از نقل مکان به خانه ، آن را به اتاق خانواده تبدیل کرده بودند. هوا بوی آلوده و بیات می دهد و گرد و غبار در هوا با نور ضعیفی که از نیمه پنجره نزدیک سقف وارد می شود ، معلق است. فرش از رطوبت جذب شده سخت است و وقتی وزن روی آن قرار می گیرد با صدای بلند خرد می شود.

دیوارها از دور سیاه به نظر می رسند ، اما در واقع قرمز عمیقی هستند. آنها مانند دیوارهای اتاق نشیمن لکه دار شده اند ، اما برخلاف آن ها کاملاً پوشیده شده اند. آنقدر ضخیم و یکنواخت است که به نظر می رسد خون با غلتک رنگ زده شده است.

در این اتاق بود که خانه خون گریه کرده بود. مایع غلیظ به صورت رگه های گسترده از سقف و در امتداد دیواره ها پایین آمده بود و همه چیز را لمس می کرد و نقض می کرد. بوی آهن هنوز اتاق را اشباع می کند.
آگهی ها

تهیه این اتاق برای کارگران سخت ترین اتاق خواهد بود. خون دیوارها را کاملاً آلوده کرده تا بتواند آنها را بپوشاند. کارگران دیوار خشک موجود را برداشته و به جای آن تابلو را نصب می کنند. تابلو به اندازه دیوار خشک برداشته شده محکم نخواهد بود ، اما اکثر خریداران بالقوه تفاوت را متوجه نخواهند شد و این باعث می شود که هزینه اضافی برای مسکن انجام شود.

پس از انجام این کار ، کارگران قبل از اینکه قالیچه را بیرون بیاورند و جایگزین آن کنند ، تر و تمیز کردن در پایین دیوار را تعویض می کنند. بو بوجود خواهد آمد. رایحه خون تمایل به ماندگاری دارد. برای خلاص شدن از شر آن ، چند روز طول می کشد تا هوا را بیرون بکشید.

درب آن طرف اتاق خانواده ، داخل خانه را به گاراژ متصل می کند. هفت پله بتونی که توسط یک نرده دستی چوبی احاطه شده است ، به سمت بالا به طبقه همکف می رود. گاراژ بزرگ است ، به اندازه کافی گسترده است که دو ماشین داخل آن پارک شوند و هنوز فضای ذخیره سازی داشته باشند. معاملات ملکی آن را یکی از بزرگترین نقاط فروش خانه می داند.

زنجیر از درب بازکن اتوماتیک گاراژ از مسیر آویزان است. به شکل حلقه حلقه می شود. پوستی که بین تعدادی از پیوندها گیر کرده بود ، به عنوان شواهد توسط پلیس برداشته شد ، اما هنوز چند تار مو وجود دارد که از دست رفته اند.

کارگران برای آماده شدن گاراژ نیازی به کارهای زیادی ندارند. آنها دوباره زنجیر را به در باز کن متصل می کنند ، ناخن های پراکنده و شیشه های شکسته را جارو می کنند و مطمئن می شوند که جعبه برق گوشه به کد است. در پایان هر روز آنها مشغول کار هستند که در گاراژ برای سیگار کشیدن و نوشیدن آبجو ملاقات می کنند ، و هیچ یک از آنها متوجه نمی شوند که قسمت کوچکی از کف بتونی در سمت راست پله ها کمی باشد تیره تر از بقیه

در اتاق نشیمن مجموعه نهایی پله های خانه است ، طبقه ای که به طبقه دوم منتهی می شوند. این پله هایی است که زن هنگام التماس از دختر برای پایین کشیدن به پایین پرتاب شد. بدن او چنان از بالا به سختی پرتاب شد که پله ها را کاملاً از دست داد و با یک ترک بیمارکننده در اتاق نشیمن فرود آمد ، بنابراین هیچ چیز دیگری نیاز به تعمیر ندارد.
آگهی ها

به نظر می رسد راهرو طبقه بالا از وضعیت خوبی برخوردار است. پشت دیوارها و زیر کف ، ترکهای بی شماری وجود دارد که اشاره به آسیب ساختاری آن داشته است. وقتی زن با وحشت به سمت پله ها برگشت ، راهرو پیچید و انقباض پیدا کرد ، انگار که این یک موجود زنده است که سعی دارد او را بپوشاند. مسکن از این خسارت اطلاع ندارد ، اما حتی اگر این کار را هم می کرد نمی خواست مبلغی را که برای تعمیر آن لازم است هزینه کند. دلیلی وجود دارد که این خانه وقتی رسماً به بازار عرضه شود ، در لیست "برای فروش همانطور که هست" درج شود.

در راهرو طبقه چهار در وجود دارد. مهم نیست که چند بار آنها را باز کرده است ، آنها دوباره ترک می شوند و او برمی گردد. او مطمئن است که این امر به دلیل ناهموار بودن کفپوش است ، و او مهم است که ایستگاه های درب را قبل از اولین خانه باز برنامه ریزی شده انتخاب کند.

نزدیکترین اتاق به پله های سمت راست حمام است. کارگران نیاز به درمان آن برای کپک زدن دارند ، زیرا در پایه وان و در امتداد پایین سینک ظرفشویی وجود دارد. مهر و موم اطراف توالت نیز باید تعویض شود.

آب از سینک ظرفشویی ، توالت و وان سرازیر شده بود. مثل یک آبفشان که از دستشویی بیرون می زند با شدت زیادی بیرون زده بود. آب تاریک و کدر بود ، پر از فاضلاب و روغن بود. به هر سطح پاشیده شده بود و پریزهای برق را درست زیر آینه کوتاه کرده بود. قبل از اینکه بتواند برنامه زمان بندی کارگران را بدهد ، مسکن ملزم شده بود برای رفع خسارت به برق مراجعه کند.

درب دوم در سمت راست راهرو طبقه بالا به اتاق پسر گمشده منتهی می شود. اگرچه اکنون بسیار ضعیف است ، اما هنوز بوی تخمهای پوسیده در فضای اتاق نفوذ می کند. مسکن امیدوار است تا رسیدن کارگران کاملاً از بین برود ، اما اگر اینگونه نباشد ، او می خواهد آنها را از کف اتاق تا سقف پاک کند. هیچ چیز مانند بوی بد خریداران احتمالی را خاموش نمی کند.

کارگران حتی در صورت پخش شدن رایحه باید حداقل سقف را تمیز کنند. علائم سیاه و سفید شبیه سوختگی های سیگار غول پیکر آن را پوشانده است. آنها یک الگوی پیچیده از دایره ها و مثلث های بافته شده را تشکیل می دهند. چیزی ناخوشایند در مورد طراحی وجود دارد. از نزدیک نگاه کردن به آنها باعث حالت تهوع می شود. مسکن و پلیس هم این را از نزدیک تجربه کرده اند.

کارگران قبل از رنگ آمیزی سقف ، به بهترین وجه ممکن علائم را شستشو می دهند. پس از خشک شدن رنگ ، آنها روی آن را گچ می زنند. این به شما کمک می کند تا علائم سوختگی باقی مانده پنهان شود.

اتاق خواب اصلی از طریق اولین در سمت چپ در راهرو قرار دارد. این عجیب ترین اتاق خانه است. این رنگ در قسمت بالای دیوارها وجود ندارد ، اما تر و تمیز دیوار و لبه های کف را می پوشاند. این تصور را ایجاد می کند که به نوعی چوب را لغزانده یا شاید درست از آن ذوب شده باشد. مسکن هیچ توضیحی برای آن ندارد.

جفت پنجره ها به طور دائمی مه آلود هستند. اگرچه در نگاه اول به نظر می رسد که آنها به راحتی در یک ناخالصی پوشانده شده اند ، اما خود شیشه برای دیدن آن بسیار مبهم است. قاب ها تا جایی پیچ خورده اند که امکان باز شدن ندارند.

نقش های دستی سیاه در چندین مکان در فضای اتاق قابل مشاهده است. آنها دستان كودك ، كوچك و نازك با انگشتان كوتاه هستند. بسیاری از آثار دستی لکه دار است ، اما تعداد کمی از آنها دست نخورده و کامل هستند که به راحتی همه خطوط و منحنی ها را می توان مشاهده کرد. حتی مارپیچ های اثر انگشت دقیق و بدون لک هستند.

دیوارها رنگ آمیزی خواهند شد. پنجره ها تعویض می شوند. آثار دستی پاک می شوند. در صورت لزوم چوب عوض خواهد شد. هیچ چیز باقی نمی ماند که نشان دهد هر اتفاق غیر عادی رخ داده است.

درب آخر راهرو به اتاق خواب دختر باز می شود. بر خلاف تمام اتاق های دیگر خانه ، هیچ چیزی وجود ندارد که بلافاصله بتوان آن را خارج از محل و یا نیاز به پوشاندن دانست. این کوچکترین اتاق خواب است و کمی احساس تنگی می کند ، اما در غیر این صورت دقیقاً مانند هر اتاق خواب دیگری در خانه های دیگر به نظر می رسد.

روبروی یک دیوار جایی بود که تخت دختر یک بار ایستاده بود. او دوست داشت که روی آن بالا و پایین بپرد حتی اگر پدر و مادرش صد بار به او گفته بودند که این کار را نکن. کنار آن دو کمد کشوی کوچک او قرار داشت. چراغ تک شاخ که روی آن قرار داده شده بود مورد علاقه او در کل جهان بود. انبوهی از حیوانات شکم پر از هر شکل و اندازه ای در مقابل دیوار مقابل ایستاده بودند. بزرگترین اسباب بازی یک فیل صورتی بود که پدرش در جشنواره پاییز برای او برنده شده بود.

داخل کمد لباس های خوب او بود. مادرش از آنها به عنوان لباسهای فانتزی دختر نام برده بود ، لباسهایی که فقط در موارد خوب می پوشید. او از احساس لباس های نرم با نقش و نگارهای گل لذت برده بود ، اما کفش های فانتزی کناره های پایش را نیشگون گرفته بود و از پوشیدن آن لذت نبرد.

در طول روز مادرش با او مهمانی چای و عروسک بازی کرده بود. هر شب پدرش قبل از اینکه سرش را ببوسد و او را در آغوش بکشد ، برایش داستانی تعریف می کرد. برادرش اغلب به اتاقش نیامده بود ، اما وقتی این کار را می کرد آنها به حیوانات شکم پر صداهای احمقانه می دادند و آنها را حتی به ماجراهای احمقانه تری می بردند. .

در این اتاق خوشبختی به وجود آمده بود. خنده از دیوارهای آن بلند شده بود. لبخندها در زیر سقف آن جای گرفته بود. عشق مشترک بود

درست در زیر پنجره منفرد اتاق و در زیر تخته کف قابل جابجایی ، درون یک جعبه فلزی با قفل شکسته قرار گرفته ، کتابی با پوشش سیاه قرار دارد. علامت هایی وجود دارد که با تیغی تیغ بریده شده در پوشش قرار دارند ، علامت هایی که اشکال و اشیایی را تشکیل می دهند که همزمان بی معنی و معنی دار هستند. برخی از آنها به الگوی سوختگی در اتاق پسر شباهت دارند ، اما بیشتر آنها متفاوت ، پیچیده تر هستند.

مواد پوشش در جاهایی پاره می شود. صفحات با برگرداندن زرد شده و با غلت خوردن خرد می شوند. این کتاب ده ها سال است که در خانه است و بسیار بیشتر از آن زمان نوشته شده است.

این کتابی است که هرگز نباید آن را باز می کرد ، به ویژه با انگشتان کوچک.

در یک شهر کوچک ، واقع در یک محله آرام و قدیمی ، یک خانه وجود دارد.

خانه ای از جنون و مرگ است.

دو هفته دیگر مانند هر خانه دیگری به نظر می رسد و برای فروش خواهد بود.

اعتبا

دیدگاه

comment

2020-09-18 17:37:59

Nima2

چرا اینجوری شده بود پستت؟

پاسخ

comment

فایده

این چی بود

پاسخ

کاربر عزیز در صورت عضویت می توانید دیدگاه خود را مطرح نمایید

منتشر شده توسط dictator Nima2 و ویرایش شده توسط Nima2-20210529
ساخت وب سایت در یک ثانیه با بلومیت!
به راحتی آن را شخصی سازی کنید
ورود

با عضویت در وبگاه از امکانات حرفه ای آن بهره مند شوید!

ثبت نام

26

Room 6

ZeinabBRH

پس من تمام تلاشمو میزارم روی خون اشام شدن😂😂😂

Soorousha

همون خون‌آشام‌ بشید بهتره 😅😅😁

Soorousha

ما هر شب موقع خواب روحمون سفر میکنه، ولی به صورت آگاهانه کار سختیه، آسونترین راهش اینه که جسمتو ضعیف کنی تا روحت قویتر بشه و بتونه از کالبدش خارج بشه، مثل کاری که مرتاض‌ها میکنن، دیگه ببین راههای سختترش چیه دیگه 😶

ZeinabBRH

من یبار تا نزدیک سفر روح رفتم ولی متاسفانه اون لحظه فقط سعی داشتم بیدار بشم که شدم:|جالبع که قبلش خیلییی تلاش میکردم که این اتفاق بیوفته ولی اون لحظه اصلا به فکرم نرسید:/

ZeinabBRH

علیکم سلام😃

Ani

خواهر من یه بار ناخواسته تونسته صحبت کنه باهاشون و توی واقعیت چند بار ببینشون🙂

Sad

کسی تا حالا به شخصه تونسته تجربه سفر روح داشته باشه یا تونسته با موجودات ماورایی ارتباط بگیره ؟من چند سالی هست که روی مسایل ماورایی مطالعه میکنم اما به شخصه هیچ تجربه ای نداشتم و می‌خوام دیگه شروع کنم (برای مسخره بازی کسی جواب نده)من هدفم جدی هست

Ani

من عضو جدید سایتم👋

Ani

سلام علیکم😂😐

Poya

اوووو مایییی پودینگ

Yoha

هوراااااااااااااا.از این به بعد فقط افراد سایت میتونن توی داستانا کامنت بزارن.🙆‍♂️🙆‍♂️🙆‍♂️

ناشناس
IP: 7482

هشدار: ما مبنا رو بر این میزاریم که همه‌ی عضوهای جدید تینا هستند ☝️پس حواستون جمع باشه😂😂😅

ZeinabBRH

سلام به اعضای جدید خوش اومدید

ZeinabBRH

ایلار که اصلا بی ادب نیس😑😂

Zodiac kill

میشه یکی ب من بگه ک ایا اصلا میشه اینجا یک پست رو پاک کرد یا نه؟؟؟؟؟

Yoha

پودینه هم شد فامیل😐😐😐

مرتضی پودینه

سلام منم عضو جدیدم از آشنایتون خوش وقتم

Mshg

سلام،عضو جدیدم،خوشحالم از آشناییتون

Soorousha

آیلارو اذیتش نکنید، تأثیرات تینا روش مونده 😅 یه مقدار زمان میبره تا به حالت اول برگرده، وگرنه بی‌ادب نیست واقعاً

Soorousha

زینب حبیبو دیدم 😂عجب آدمی هستیاااا 😕😂😂 من یه مدت کوتاهی ریشامو موهامو بلند کردم 4تا عکس گرفتم گذاشتم تلگرام، چون زیادم تلگرام نمیرم دیگه آپدیتش نکردم، گیر دادید به اون قدیمیا 😂😂 ولی جدیداً یه عکس گذاشتم که تازه گرفتم،😎😅

Asman

عزیزجان اینجا شوخی زیاد میشه وگنه قیافه سروشا بد نیست شماهم ادبتو رعایت کن تا پویا نکشتت

Yoha

ظاهرا افراد توهین گر زیادن.

Yoha

😬😬😬😬😬😬😬😬😬😬

ZeinabBRH

ماشالا انگار جنابعالیم فرق چندانی با تینا نداری😐در و تخته باهم جور بودید میپریدین به هم😐

Poya

لایق*

Poya

آیلار اون واژه دایق خودتو خانوادته اولا....ثانین اگه ار بی ادبیو قراره بندازید بیرون بندازید خب چرا وایمیسین بی احترامی کنن ...اینم بندازید بیرون

Aylar

کصمغزید میگید بده قیافش؟ اومدم چک کردم خوبه که بد نیس😐

ZeinabBRH

دیگه من نمدانم😐

Aylar

تلگراممو پاکیدم،😐🤦🏻‍♀️

ZeinabBRH

t.me/foodforfoxchat

ZeinabBRH

ادرس گپ تلگرامو گذاشتم اونجا هست میتونی ببینیش

ZeinabBRH

بابا قیافش بد نیست...یکم مدل موهاشو ریشش عجیبه

Aylar

من میخوام بدونم سروشا چه شکلیه که انقد از چهرش بد میگید

ZeinabBRH

😐😐😐😐

ZeinabBRH

😐😐😐😐

ZeinabBRH

بزن تو نت حبیب سریال لیسانسه ها همزادتو ببینی😂

Poya

تینا قبلن اینجوری نبود اومد چهرتو دید دیوننه شد بنده خدا جراح پلاستیک آشنا دارماااا

Poya

ب قول تینا خدا بیامرز میمون هرجی زشت تر اداش بیشتر ...حکایت سروشاس

Aylar

کاش منم اعتماد به نفس سروشا رو داشتم آفرین واقعا😂

Soorousha

همین تینا فکر کردی واسه چی به این سرنوشت دچار شد، اومد فیس دخترکش منو دید، بعد که فهمید نمیتونه بامن باشه حسودی کرد، فحش داد، به چخ رفت 😑😂😅 این است عاقبت کراش بر روی همچون من 😑😎😑👌😂😂😂

Room6 Supported By Foodforfox ChatRoom
پربازدید ترین ها
اتاق قرمز یا رد روم

اتاق قرمز یا رد روم اتاق قرمز  سایتی در دارک وب بوده که با پرداخت مبلغی وارد ان شده و بصورت زنده تکه تکه کردن انسان ها را مشاهده می نمایید در پشت اتاق های مرگ دارک نت چه می گ

فیلم ترسناک Hounds of Love 2016

از نقطه ضعف هایشان برای ایجاد شکافی میان آنها استفاده کند تا بتواند جان سالم بدر ببرد…  

فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما)

فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما) فیلم هزار پای انسانی The Human Centipede یکی از بدترین فیلم های تاریخ سینماست که در سال 2009 برای اولین بار ساخته شد اما به دلیل س?

داستان ترسناک یک حمام معمولی

داستان ترسناک یک حمام معمولی horror6: الان حدود چندساله درگیرم خیلی کارا کردم که بتونم فراموش کنم آزاد بشم که نشد فقط با کمک یه جنگیر تونستم اونارو از خودم دور کنم،همیشه فکرمیکردم

لیست فیلم های ممنوعه جهان

لیست فیلم های ممنوعه جهان این ژانر، ما را با ژرف ترین و تاریک ترین بُعد انسان آشنا می کند. جایی که همه ما امیدواریم هیچ وقت شاهد آن نبوده یا جزئی از آن نباشیم. از دید منتقدان، فیل

راز عدد 241543903

?ت که توسط دیوید هورویتز، هنرمند شناخته شده نیویورکی ابداع شد داستان از این قرار که دیوید هوروتیز در سال 2009 یک تصویر از خود ، در سایت فلیکر (که سایت محبوب عکاس ها و عکس دوستانه است) منتشر کرد در این تصویر دیوید سر خود را داخل یخچال کرده بود و از کاربران خواست این کار را انجام دهند و عکس ها را  با عدد 241543903 تگ کنند (برچسب بزنند).   حال چرا این عدد؟جالب است بدانید این عدد به صورت شانسی از ترکیب شماره سریال روی یخچال و بارکد روی نودل مرغ یخ زده بدست آمده است ایده سر در یخچال زمانی به سر دیوید زد که یکی از دوستان وی بدلیل بیماری سر خود را  در داخل یخچال می برد تا کمی دردش تسکین یابد. جالبی این موضوع باعث شد که خیلی ها این کار را انجام دهند و عکس خود را با تگ این 241543903 در سایت منتشر کنند، و بدلیل این که برچسب یک معیار مهم برای گوگل است با  جستجو این عدد در گوگل یک گالری از افرادی با سر هایی در داخل یخچال بارگذاری می شود.  

شعر نفرین شده جهنم تومینو

شعر نفرین شده جهنم تومینو جهنم تومینو شعری ژاپنی و نفرین شده که براساس افسانه ها اگر این شعر بلند خوانده شود سرنوشت بدی برای خواننده رقم خواهد زد. این شعر در یک کتاب 666 صفحه ای

کتاب ال عزازیل نوشته ابن جوهاش

کتاب ممنوعه! کتاب all-azazel کتاب 500 صفحه‌ای است که بطور کلی توسط موجودی ماورایی نوشته شده است! و حاوی نکات بسیاری درمورد این موجودات است! نام این کتاب "کتاب شیطان" است و در 500 بعداز می

چند طلسم تبدیل شدن ب خون اشام

ومپایر(خون اشام)??‍♂️ ام در افسانه‌ها و فرهنگ فولکلوریک مردم اروپا . آسیا و امریکا موجودی زنده‌است که شب‌ها از گور بیرون آمده و برای تغذیه خود از خون انسان ها مے‌

فیلمی از عروسک لولیتا

فیلمی از عروسک لولیتا o6: سلام حتما درباره عروسک های لولیتا چیز های زیادی شنیدید لولیتا به دخترانی میگویند که دست و پای آنها بریده می شه و دندانشان را می کشند و از آنها به عنوان ب?

سایت راز آلود و عجیبی به نام sentimentalcorp

سایت راز آلود و عجیبی به نام sentimentalcorp eMp: سایت شرکت احساسی sentimentalcorp یک وب سایت راز آلود است که توسط سرور خود در اسپانیا کنترل می شود این سایت متعلق به رندی پروزاک بوده و حالتی راز

خانه اجنه در کلاردشت

خانه اجنه در کلاردشت horror6: ویلای متروکه در کلاردشت که تمامی پنجره های آن با یکدیگر متفاوت هست و ساکنین می گویند که این خانه ارواح یک شبه ساخته شده است درب این ویلای متروکه در کلا?

فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)

فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)   ژانر : ترسناک زمان : 70 دقیقه زبان : انگلیسی محصول : امریکا کارگردان : Eli Roth ستارگان : Jay Hernandez, Derek Richardson, Eythor Gudjonsson خلاصه دا

مسترس و اسلیو چیست؟

مسترس و اسلیو چیست؟ میسترس (Mistress) كه مونث كلمه ی میستر (Mister) است به معنای ارباب یا الهه خانم به كار می رود. میسترش خانمی است كه تمایل به آزار و اذیت دیگر انسان ها و بخصوص مردان دارد

تئوری عجیب انیمیشن توپولو ها

تئوری عجیب انیمیشن توپولو ها انیمیشن توپولو ها (Teletubbies) مجموعه برنامه کودکی بود که در 120 کشور به نمایش درومد و به بیش از 45 زبان دوبله شد که در ایران با نام توپولوها شناخته میشه، ب?


# پربازدید های امروز
#کتاب ال عزازیل نوشته ابن جوهاش
#چند طلسم تبدیل شدن ب خون اشام
#لیست فیلم های ممنوعه جهان
#فیلم ترسناک Hounds of Love 2016
#مسترس و اسلیو چیست؟
مطالب مرتبط
داستان ترسناک دختر بی گناه

داستان ترسناک دختر بی گناه سلاام.همونطور که میدونین روستا ها از قدیم یه کم ترسناک بوده.داستانی که میگم از زبون مادربزرگمه:همسایه ما دختر خیلی خوشگلی داشت.این دختره اسمش لیلا بو...

خاطره زهره جنی

این جریان مال چهل پنجاه سال پیش بوده،زمانی که مردم ازحموم عمومی استفاده میکردن،همین اول بگم که قضیه وجودچندتاجن توی حموم واین جور مسائل که توی همه ی روستاهاهست وپدربزرگابرامو...

داستان ترسناک پشت بام

داستان ترسناک پشت بام داستاني كه براتون تعريف ميكنم مربوط ميشه به پدربزرگ بابام كه فوت شده و من از زبان پدرم براتون تعريف ميكنم پدرم بچه زنجان ابهر هستش و پدربزرگش دعا نويس بود...

داستان رد پای مرموز

سلام این خاطره مربوط میشه به سال هشتاد یا هشتادو یک وقتی نه یا ده سالم بود پدر من نظامی بود یه شهر دور تو اون شهر یه باغ اجاره کرده بود و گوسفند هم داشتیم و اونارو میبردیم چرا یه ر...

داستان ترسناک جن های باغچه

وقتی این واقعه رخ داد با مادرم در باغچه ی خانه او بودم مادرم میخواست راه صحیح چیدن گل رز را نشانم دهد قیچی به دست پشت یکی از بهترین بوته های گل رز ایستاد و من هم روبروی او ایستادم ...

6 تا از خطرناکترین بازی های جهان

1 نهنگ آبی که همه می‌شناسین بعدی 2آسانسور, بازی این جوری که شما سوار یک آسانسور میشوید(تنها) به ترتیب به طبقات ۸ ۴ ۶ ۱ ۹ ۴میروید و اگر کسی سوار آسانسور شد باشما شما نه ...

داستان ترسناک مرگ مشکوک

داستان ترسناک مرگ مشکوک توی روستای ما (ملکش) دو نفر به شکل کاملا مشکوک کشته شدند اون سالها پلیس هم نبود ژاندارمری چند تا پاسبان فرستاد که البته هیچ چیز بدست نیاوردند بعد از اون ی...

داستان ترسناک سقف زیر زمین

داستانی کا میخوام بگم یکی از تجربیات خودمه که برام اتفاق افتاده .. خونه ی قبلی ما زیر زمین داشت حموم و دستشویی توی زیر زمین قرار گرفته بود ، واسه همین همیشه برای دستشویی و حموم رف...

برچسب
#خانه فروشی
#foodforfox
#غذا برای روباه
#سایت ترسناک
#horror
#horror website
#سایت ترسناک ایرانی
دسته
داستان (محتوای خواندنی با ویژگی انتقال هیجان و ترس)
یوفو (فرا زمینی ها)
بازی (بازی هایی با محتوا ترسناک)
انیمیشن (انیمیشن هایی با محتوا ترسناک)
افراد (انسان های خاص)
حیوانات (جانداران ترسناک)
پرونده های ترسناک (جنایت های جهان)
مستند (مستند هایی با محتوا ترسناک)
جنگ و جنگ افزار ها (سلاح های مرگبار)
فضا (عجایب اسمان)
شیطان پرستی (موضوعاتی مرتبط با شیطان و شیاطین)
سریال (سریال هایی با محتوا ترسناک)
اسرار و رموز (جهان پنهان)
حوادث (رخداد های ترسناک)
کتاب (کتاب هایی با محتوا ترسناک)
جالب (مطالب جالب توجه)
مکان های ترسناک (اماکن عجیب)
ماورا الطبیعه (ارواح)
تسخیر شده گان (اجنه)
اطلاعات عمومی (دانستنیها)
شکنجه و بردگی (سلطه پذیر)
برنامه های کاربردی (نرم افزار ها)
تصاویر (تصویر های ترسناک)
فیلم (فیلم هایی با محتوا ترسناک)
عجیب (عجایب جهان)
ترسناک (اتفاقات ترسناک جهان)
اینترنت (هر موضوعی که با اینترنت مرتبط است)
وسایل نقلیه (هرگونه وسیله ساخت بشر که قادر به جا به جایی اجسام باشد)
خدا (موضوعاتی مرتبط با الهیات)
view:231
today: 0
تبلیغ