داستان ترسناک چشمانی شبیه من قسمت دوم

داستان ترسناک چشمانی شبیه من قسمت دوم

داستان ترسناک چشمانی شبیه من قسمت دوم
date: 2021-04-07 19:41:44
  • view: 102 today: 0
  • داستان ترسناک چشمانی شبیه من قسمت دوم

    بعد اون اتفاقات دیدن اون توی خواب دیگه همیشگی شده البته خودم میخوام که ببینمش و بفهمم چرا ؟و چی میخوادبگه!من با اتصال به استادم(اون ارشد ماورا داره اون ایرانی نیست واز نسل خاص مسلط به تمام ادیان و زبانهای بیگانه و با تجربه حدود سی سال تا پرواز روح)شروع کردم .تماس تصویری توی واتساپ هردوتای ما یک صفحه با حروف انگلیسی و شمع سیاه ازطرف من روشن و نور اتاق نیمه تاریک که بتونیم ببینیم.من که البته میتونم بگم احساس دلهره یا هرچیز دیگه ای بشه اسمشو گذاشت به جزترس داشتم به استادم گفتم تو شروع کن من حس شروع ندارم.اون گفت من بهت متصلم نترس شروع کن!ولی من نکردم و استاد خودش اونو به اسم خوند و ازش سوال کرد که کجایی؟اعلام حضورکن!چی مبخوای!چی چیزی مبخوای بگی؟حتی اگرم قرار باشه اززندگی گذشتت چیزی تغییر کنه سالهای زیادی گذشته و من احساس میکنم تو هدف دیگه ای داره صحبت کن!من و اون همچنان منتظر یک حرکت و یک صدا بودیم !درکمال ناباوری هیچ صدا و حرکتی از (امید)نشنیدیم.استاد به زبان دیگه ای پرسید و با لحن کمی امری !و اینبارهم هیچی؟!من گفتم !حس میکنم داره نگاهمون میکنه ولی چرا

    جواب نمیده و من اسمشو بردم و گفتم اگر اینجا هستی دوتا ضربه بزن اگر نیستی یک ضربه!و چهارضربه زده شد!و صفحه نشان و حروف استادم رو به سمت کلماتی که به اسم من ختم میشد رسوند!و استاد گفت اسم تو رو میگه ولی اسمی که من روت گذاشتم!من:چیکارکنم؟؟استاد:باهاش حرف بزن!من:ازخودت بگو !من اینجام که بشنوم !چه چیزی برات مهمه !ساعت 10.50 دقیقه رو نشون داد و بعداون تصاویر فرار اون و اینکه پشت دریک اتاق با ترس و هیجان داره دستگیره رو بالا و پایین مبکنه رو دیدم و به حالت التماس و فریاد !میگفت من خونم ریخته شده!من عاشق دختر بچه هستم من یک دختر بچه کوچیک میخوام که بهم بگه بابا !بابا !بابا!من از مزارم باهات حرف میزنم !منو ببوس!بوسه مرگ!
    و یک صدای مثل وزش باد اومد توی اتاق من و با صدای خنده ریز دخترونه سکوت مطلق شد!استاد که باتعجب میخ شده بود و گفت هرچیزی که گفتی به زبان ترکی بود حالا به من توضیح بده!و استاد ازش پرسید تو کی هستی؟اسمشو تاییدی گفت که درد منو ماه هم میدونه چقدر رنج کشیدم! و دوباره اسم منو برد که باورم کن!یک مقدار درکم کن!منو فرابخون! و استادکفت به من پناه بیار پیش اون نباش و وقتی استاد اون جمله رو گفت!امید عصبانی شد و برای من
    نوشت بدرود!من خیلی ناراحت شدم گفتم نرو !چرا؟بمون!و انگارواقعا رفته باشه منو استاد بهم خیره که چی شد! و وسایلو جمع کردیم و بعد پاکسازی و بعد چندتا دعابرای ارامش من و تمام شد .چندروز احساس کردم نیست و رفته دلم حتی تنگ شده بود و چندبار صداش کردم ولی واقعا نه توی خواب و نه بیداری هیچ چیز!خیلی خسته بودم که برادرم گفت چته !انقد بهم ریختی بیا بریم پیاده روی!و صبح اماده شدم بریم پیاده روی توی دل جنگل و روستا و من واقعا نیازداشتم به انرژی طبیعت!سر راه که میرفتیم توی هرکوچه بن بست جنازه می اوردن و ما سریع رد میشدیم هوا خیلی خوب بود ولی یک احساس خاصی داشتم .بازسرراه لاشه یک گوسفند رو دیدیم که بوی گند بدی میداد اراونجا به بعد یک بوی عجیبی انگار همراه ما بود که انقد ازار دهنده بود من گفنم صبر ببینم یک تیکه لاشه به ما چسبیده اینقد بوی بدی مباد؟ولی هیچی نبود!این بو میرفت و میومد گاهی خیلی شدید گاهی بوی خوب عطر ارام بخش!و زدیم وسط روستا که یکدفه با دوتا سگ بزرگ روبرو شدیم وقتی سگها مارو دیدن به حالت تهاجم شدید دندون نشون دادن و شروع به پاس کردن شدید!و نا نه راه پس

    داشتیم نه پیش و داداشم یک چوب گرفت و یک چوب دست من و اونارو فراری بدیم و اونا رفتن کنارجاده وقتی من بهشون نزدیک شدم باز گوشاشون تیز کردن و گارد گرفتن که با کمک داداشام رد شدم.و اونا باهم صحبت و منم پشت سرشون که یک صداهای ازلای درختها میومد و یک لحظه وارد یک تیکه راهی شدیم که به قدری سکوت و خفقان بود داداشم گفت امروز چرا اینجوریه منو خوف گرفت!که منم دهن واشد که بیا برگردیم من اگر خجالت نکشم تا خونه جیغ میکشم و واقعا صدای پا روی خش خش برگها میومد که فرارکردیم و سرپیچ باز یک سگ دیگه که اونم باما فرارکرد و رسیدیم به ابادی و یک مرد محلی ازدور میومد و مارو دید سلام کرد و گفت چیه!گرگ دیدین؟داداشم گفت نه تمرین دوندگی داریم!!و اونم خندید و رد شدیم.یکم بیشتررفتیم سرراه جمجمه های مار بود تا برسیم به جنگل اصلی واقعا حس خوف داشتیم.اصلا جراعت پشت سر نگاه کردن نداشتیم.و رسییدیم به اون منطقه و اونجا کاملا حس ارامش داشتیم .شاید اینکه مطمعن بودیم امن !من نشستم کناردرخت و نفس گرفتم بی اختیار چشمامو بستم و فقط سکوت .بعد نیم ساعت پاشدم فیلم و عکس بگیرم.چندتا عکسم اصلا نیافتاد.یک صفحه عجیب و فیلمی ضبط کردم.

    یک صدای عجیب سسسسسسسسس!با موزیک عجیب مثل
    آوای هاااااااااهااااااابا گام پایین و صدای منو برادرم کاملا اسلووو مثل اینکه نواردرحال پیجیدن باشه!و جالبتراینکه تصویر کلیپ بسیار واضح چطورممکنه صداش اینطوری بیافته!البته توی خونه متوجه این موضوع شدم.تا به خانه رسیدیم! و وقتی به وایفا وصل شدم پیامهای زیاد و عجیب استادم بود که اتصال بگیر !خیلی مهمه!گفتم چی شده!گفت تو باید بدونی!و رفتم دوباره اتصال گرفتم و اینبار وارد مراقبه شدم تصویر امید فرق میکرد.جالبه.اول دیدمش با تخت برانکاو.جلسه بعدی اتاق ای .سی .یو.جلسه بعدی نیمه برهنه توی راهرو تاریک ایستاده!جلسه بعدی راه میرفت و فرار میکرد ازدست دختره .جلسه بعدی تو آسانسور با پیراهن سورمه ای و مرتب و اینبار پشت دراتاق که به من میگفت درو بازکن!عزیزم!عشقم!
    اتصال ناگهان قطع شد استاد گفت اتصال نگیر من اونو پیش خودم نگه میدارم .یک مدت مدتیشن نکن.فقط دعاهای که من بهت دادم. و من به امید گفتم برو پیش استاد اونجا بمون جات امنه!اون گفت توهم میای!گفتم من هستم برو!وقتی حس کردم رفت .و تموم کردیم و استاد گفت صداش نکن تا من بگم یک سری چیزها برام عجیبه تا نتیجه نگیرم

    بهت نمیگم!چندروزیه مدیتیشن نکردم ولی هرشب بین ساعت 3 تا 4 تمام درهای اتاق ما انگارکسی پشت درایستاده و میخواد درو بازکنه.دستگیرع رو فشار میده و درو نیمه بازو بسته مبکنه! و انگار یکی درمیزنه و میری بازکنی کسی نیست!من درحال حاظر سعی مبکنم اتصال نگیرم و بعد اینهمه هنوز نفهمیدم چرا؟چه چیزی قراره گفته بشه!هدف از این حرکتهاش چیه؟اون ازچی فرار میکنه! اخرین چیزی که گفت منو بیار پیش خودت اون منو توی اینه ها نگه داشتع و من عاشق آینه هام.و چشماش کل صفحه آینه خیره به من!
    هنوزتموم نشده!شاید مدتها طول بکشه....

    ایجاد مقاله
    گزارش

    شما عضو وبگاه نیستید!

    دیدگاه

    comment

    ناشناس

    مثل سریال ترکی بیخود طولانی نکن ، مطالب مهم و اصلی رو بگو .ممنون اگه واقعی هست خیلی خوبه والا توهم باشه هیچ ارزشی نداره واقعیت مثل حقه و شاید برای ما هم اتفاق بیافته

    پاسخ

    ارسال شد


    شما عضو وبگاه نیستید!

    comment

    تنها

    ممنون خوب بود

    پاسخ

    ارسال شد


    شما عضو وبگاه نیستید!

    ارسال شد

    Confirmed By analyzer food
    Login

    با عضویت در وبگاه از امکانات حرفه ای آن بهره مند شوید!

    ثبت نام

    10

    Room 6

    TINA

    سروشا هلاک شد

    TINA

    سروشااااااااااا

    Soorousha

    تینااااا

    Sabet

    بسه دیگه اینجا رو سیاسی نکنیم 😂😂😂

    Sabet

    چون این فرمایشاتش واسه مردها بود نع زندها😂😂

    Sabet

    بعد این همه استادیوم ومیدون بزرگ ازادی .یارو مستقیم میره بهشت زهرا

    Sabet

    اب وبرق و وحمل نقل مجانی که مردها لازم ندارن 😂 واقعا نفهمیدین

    Sabet

    درضمن خمینی به هر حرفی ک زده عمل مرده

    Sabet

    خدا کنه یه جرقه ایی بشه ،تا ما حداقل حقوق اولیه امون برسیم

    Sabet

    سلام، اگه این وضعیت ادامه دار بشه وبدتر هم بشه ،ملت داغون میشن

    Soorousha

    Tinaaaaaa

    Horror Book

    😁

    Yoha

    ایران اگه تا چند ساله دیگه همینجوری بشه مردم از قحطی میمیرن

    Yoha

    اون موقعی حجاب آزاد بود هر کی میخواست داشت هر کی که دوست نداش نمیپوشید

    Yoha

    😂😂😂

    Yoha

    روحانی میگه الان ما از همه نظر با آلمان یکی هستیم

    Yoha

    بعد یک عده نفهم میگن جانم فدای رهبر

    Yoha

    مردمی که رو گاز خوابیدن دارن از بدبختی و گشنگی میمیرن

    Yoha

    تازه دارن تاریخمون رو داغون میکنن تو موزه انگایسی که یک تیکه از مجسمه های تخت جمشید توشه از دیویست متری نمیتونی ببینی یه عالمه دستگاه دارن که اونا خراب نشن بعد اینجا همینطوری گذاشتن روی یه میز و اسمشو گذاشتن روش هر کی بخواد میزاره زیر بغلشو الفرار

    Yoha

    مردم همه بی فرهنگ شدن

    Yoha

    ولی کسی که ادعارمیکرد گاز و آب و برق قراره مجانی بشه اومد رید به کشور و فرهنگ و تاریخمون😐😐😐

    Yoha

    پول ما عین دلار بود همه جا کار میکرد

    Yoha

    مشهد سیتی سال ۲۵۵۰ شاهنشاهی

    Yoha

    مشهد میشد مشهد سیتی

    Yoha

    اگه شاه نمیرفت ما تو کل دنیا قوی بودیم

    Yoha

    زندگیمون عین آمریکایی ها بود

    Yoha

    ایرانی ها در سال ۵۷ خودکشی دست جمعی کردن😐

    Yoha

    همه ی این ویژگی هایی که گفتی مخصوص یک ایرانیه😁

    Sabet

    من رفتم یوتیوب😄

    Sabet

    با خیال وقصه نمیشه شکمتو سیر نگهداری ،

    Sabet

    چون وقتی همه امیدت به کسی باشه واونم شونه خالی کنه ،تو دردسر میفتی

    Sabet

    سعی کن پس انداز کنی یه سرمایه جور کنی ،و امیدم به کسی نداشته باشی

    Sabet

    خلاصه ک تا هنوز بدبختی پشت بدبختی تا وقت داری ،تا شانس داری

    Sabet

    ازدواج کردم ،دستم خالی شد ،یهو پشتم خالی شد .....

    Sabet

    من به شخصه یه خرحمالیهایی کردم وبازم عقب موندم بدهکار شدم.....

    Sabet

    اولا اینجا ایرانه دوما نابرده رنج گنج میسر نمیشه

    Sabet

    سعی کن با رویا زندگی نکنی

    Sabet

    Sabet

    Sabet

    این نویسندگی برات نون اب نمیشه

    Room6 Supported By Foodforfox ChatRoom
    Best Views
    اتاق قرمز یا رد روم

    اتاق قرمز یا رد روم اتاق قرمز  سایتی در دارک وب بوده که با پرداخت مبلغی وارد ان شده و بصورت زنده تکه تکه کردن انسان ها را مشاهده می نمایید در پشت اتاق های مرگ دارک نت چه می گ

    فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما)

    فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما) فیلم هزار پای انسانی The Human Centipede یکی از بدترین فیلم های تاریخ سینماست که در سال 2009 برای اولین بار ساخته شد اما به دلیل س?

    داستان ترسناک یک حمام معمولی

    داستان ترسناک یک حمام معمولی horror6: الان حدود چندساله درگیرم خیلی کارا کردم که بتونم فراموش کنم آزاد بشم که نشد فقط با کمک یه جنگیر تونستم اونارو از خودم دور کنم،همیشه فکرمیکردم

    راز عدد 241543903

    ?ت که توسط دیوید هورویتز، هنرمند شناخته شده نیویورکی ابداع شد داستان از این قرار که دیوید هوروتیز در سال 2009 یک تصویر از خود ، در سایت فلیکر (که سایت محبوب عکاس ها و عکس دوستانه است) منتشر کرد در این تصویر دیوید سر خود را داخل یخچال کرده بود و از کاربران خواست این کار را انجام دهند و عکس ها را  با عدد 241543903 تگ کنند (برچسب بزنند).   حال چرا این عدد؟جالب است بدانید این عدد به صورت شانسی از ترکیب شماره سریال روی یخچال و بارکد روی نودل مرغ یخ زده بدست آمده است ایده سر در یخچال زمانی به سر دیوید زد که یکی از دوستان وی بدلیل بیماری سر خود را  در داخل یخچال می برد تا کمی دردش تسکین یابد. جالبی این موضوع باعث شد که خیلی ها این کار را انجام دهند و عکس خود را با تگ این 241543903 در سایت منتشر کنند، و بدلیل این که برچسب یک معیار مهم برای گوگل است با  جستجو این عدد در گوگل یک گالری از افرادی با سر هایی در داخل یخچال بارگذاری می شود.  

    لیست فیلم های ممنوعه جهان

    لیست فیلم های ممنوعه جهان این ژانر، ما را با ژرف ترین و تاریک ترین بُعد انسان آشنا می کند. جایی که همه ما امیدواریم هیچ وقت شاهد آن نبوده یا جزئی از آن نباشیم. از دید منتقدان، فیل

    شعر نفرین شده جهنم تومینو

    شعر نفرین شده جهنم تومینو جهنم تومینو شعری ژاپنی و نفرین شده که براساس افسانه ها اگر این شعر بلند خوانده شود سرنوشت بدی برای خواننده رقم خواهد زد. این شعر در یک کتاب 666 صفحه ای

    سایت راز آلود و عجیبی به نام sentimentalcorp

    سایت راز آلود و عجیبی به نام sentimentalcorp eMp: سایت شرکت احساسی sentimentalcorp یک وب سایت راز آلود است که توسط سرور خود در اسپانیا کنترل می شود این سایت متعلق به رندی پروزاک بوده و حالتی راز

    فیلمی از عروسک لولیتا

    فیلمی از عروسک لولیتا o6: سلام حتما درباره عروسک های لولیتا چیز های زیادی شنیدید لولیتا به دخترانی میگویند که دست و پای آنها بریده می شه و دندانشان را می کشند و از آنها به عنوان ب?

    فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)

    فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)   ژانر : ترسناک زمان : 70 دقیقه زبان : انگلیسی محصول : امریکا کارگردان : Eli Roth ستارگان : Jay Hernandez, Derek Richardson, Eythor Gudjonsson خلاصه دا

    فیلم ترسناک Hounds of Love 2016

    از نقطه ضعف هایشان برای ایجاد شکافی میان آنها استفاده کند تا بتواند جان سالم بدر ببرد…  

    خانه اجنه در کلاردشت

    خانه اجنه در کلاردشت horror6: ویلای متروکه در کلاردشت که تمامی پنجره های آن با یکدیگر متفاوت هست و ساکنین می گویند که این خانه ارواح یک شبه ساخته شده است درب این ویلای متروکه در کلا?

    درگاه دارک وب

    کاربر گرامی این صفحه پل ارتباطی بین شما و وب پنهان می باشد تمامی لینک ها بررسی شده و شما را به وب سایت های خطرناک و بد افزار ها متصل نمی کنند قبل از ورود به وب پنهان نکات امنیتی را

    معرفی سایت های دارک وب

    معرفی سایت های دارک وب دارک وب یا وب تاریک به شبکه‌ای گفته می‌شود که در دسترس عموم نبوده و بیشتر برای مقاصد غیرقانونی مورد استفاده قرار می‌گیرد. ردیابی فعالیت‌های آن و شناسا

    ترسا فیدالگو (روح مجازی)

    ترسا فیدالگو (روح مجازی) شاید شما هم در اینستاگرام یا دیگر شبکه‌های اجتماعی با کامنت‌هایی عجیب مواجه شده باشید. کامنت‌هایی که در همان سطر اول، خبر از رخدادی عجیب و ترسن

    لیلیت کیست (نخستین زن حضرت آدم)

    لیلیت کیست (نخستین زن حضرت آدم) داستان آفرینش در هر دینی به صورتی بیان شده است که انسانهای نخستین در همه آن ها آدم و حوا بوده اند اما نظریه متفاوتی نیز در اینباره وجود دارد که ا


    Today Show#
    #داستان ترسناک یک حمام معمولی
    #فیلم ترسناک Nagina 1986 (ملکه مارها)
    #فیلم ترسناک Hounds of Love 2016
    #فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)
    #درگاه دارک وب
    Related Posts
    داستان ترسناک مخلوق تاریکی

    داستان ترسناک مخلوق تاریکی horror6: (از زبان مادر بزرگ) سال1368 توی یکی از روستاهای اردبیل به اسم مرنی این اتفاق افتاده این روستا توی مناطق کوهستانیه وقتی زمستون میشه خیلی برف میاد ه?...

    داستان جد نفرین شده

    سلام بچه ها این داستانیو که میخوام براتون تعریف کنم از دوست مامانم شهلا خانم شنیدم اون هنوزم که هنوزه مجرده چهلو هشت سالشه یروز اومد خونمون شروع کردیم صحبت کردن حرف از ازدواج اف...

    داستان ترسناک و وحشتناک جن قد بلند

    به نام خدا. امیر هستم داستانی که میخوام براتون بگم مربوط به همین تابستان سال پیشه که ما رفته بودیم شهرستان ، خونه ی پدربزرگ و مادربزرگ پدری ام. خونه ی اونا نزدیک قبرستون شهرستا...

    داستان ترسناک بازگشایی طلسم دفینه

    قبل از هر سخنی باید در همین ابتدا بگم که من اصلا هیچ اعتقادی به دعا و طلسم و این طور برنامه ها نداشتم تا اینکه اتفاقاتی طی یک ماجراجویی برای من و دو تا از دوستان صمیمیم رخ داد که س...

    داستان ترسناک جن های مهربون

    این داستانم درباره مادربزرگمه یادمه مادربزرگم توبچگیام میگفت وقتی بچه بوده بادخترهای همسایشون میرن باغ توروستای ما باغ انگورزیاده مادربزرگمم اون زمانا رسم بوده تابستونا میر...

    داستان ترسناک طلسم شده

    داستان ترسناک طلسم شده horror6: سلام.داستانی که میخوام براتون تعریف کنم،داستان زندگی خودمه.اتفاقاتیه که از بچگی برام افتاده و هنوزم گریبان گیرمه.میتونم بگم من فقط تا شش سالگی خوش?...

    داستان ترسناک کابوس نیمه شب

    داستان ترسناک کابوس نیمه شب horror6: حدودا بیست و دو سال پیش پدرم فوت کرد و دقیقا این جریانات بعد از فوت پدرم شروع شد ، من به همراه مادرم و دو خواهرم در آپارتمانی در شرق تهران زندگی م...

    داستان ترسناک احضار جن

    داستان ترسناک احضار جن horror6: ما خانوادگی ساکن رشتیم و یه ویلا اطراف آستارا واقع در یه روستایه تقربا ییلاقی داریم ک یه باغ خیلی بزرگ داره ویلا بالایه کوهه و همسایه ها خیلی فاصله د...

    Tags
    #چشمانی شبیه من
    #داستان چشمانی شبیه من
    #داستان ترسناک چشمانی شبیه من
    #داستان چشمانی شبیه من قسمت دوم
    #horror
    #horror website
    #سایت ترسناک ایرانی
    Categories
    داستان (محتوای خواندنی با ویژگی انتقال هیجان و ترس)
    یوفو (فرا زمینی ها)
    بازی (بازی هایی با محتوا ترسناک)
    انیمیشن (انیمیشن هایی با محتوا ترسناک)
    افراد (انسان های خاص)
    حیوانات (جانداران ترسناک)
    پرونده های ترسناک (جنایت های جهان)
    مستند (مستند هایی با محتوا ترسناک)
    جنگ و جنگ افزار ها (سلاح های مرگبار)
    فضا (عجایب اسمان)
    شیطان پرستی (موضوعاتی مرتبط با شیطان و شیاطین)
    سریال (سریال هایی با محتوا ترسناک)
    اسرار و رموز (جهان پنهان)
    حوادث (رخداد های ترسناک)
    کتاب (کتاب هایی با محتوا ترسناک)
    جالب (مطالب جالب توجه)
    مکان های ترسناک (اماکن عجیب)
    ماورا الطبیعه (ارواح)
    تسخیر شده گان (اجنه)
    اطلاعات عمومی (دانستنیها)
    شکنجه و بردگی (سلطه پذیر)
    برنامه های کاربردی (نرم افزار ها)
    تصاویر (تصویر های ترسناک)
    فیلم (فیلم هایی با محتوا ترسناک)
    عجیب (عجایب جهان)
    ترسناک (اتفاقات ترسناک جهان)
    اینترنت (هر موضوعی که با اینترنت مرتبط است)
    وسایل نقلیه (هرگونه وسیله ساخت بشر که قادر به جا به جایی اجسام باشد)
    خدا (موضوعاتی مرتبط با الهیات)
    تبلیغ
    Magic

    11 نیاز به رتبه

    font Lora_on

    13 نیاز به رتبه

    font Anton_on

    نیاز به رتبه 16

    font Mukta_on

    نیاز به رتبه 20

    font Cairo_on

    نیاز به رتبه 24

    font Almarai_on

    نیاز به رتبه 32

    font Stylish_on

    نیاز به رتبه 40

    font Nosifer_on
    راهنما: این بخش سیستم ویجت های سایت را در بر میگیرد که به کمک آن می توانید تنظیمات موقتی خود را بر روی بخش های مختلف قالب اعمال نمایید
    با نام نویسی سریع در سایت از امکانات خاص از جمله تغییر تم ، فونت و ... برخوردار شو