داستان ترسناک رابطه با زار

داستان ترسناک رابطه با زار

داستان ترسناک رابطه با زار

داستان ترسناک رابطه با زار

یه روز تصمیم گرفتم برم پیش یکی از اشنا های خانوادگی اخه تو روستا زندگی میکنن و جای قشنگیه منم به شکار علاقه دارم اونجا جای خوبی واسه تفریع هست من از سمت خونه حرکت کردم ب اون روستا بعد سلام احوال پرسی ساعت حدود ۶ عصر بود هوا داشت گرگ میش میشد رفتم توی صحرا کمی چای خوردم داغ بود ریختمش زمین برگشتم سمت خونه و استراحت کنم حدود ساعت ۲ شب بود حس کردم فلج خواب شدم ولی فلج خواب یا همون بختک نبود بدنم تکون نمیخورد ولی چشم هام باز بود لامپ دم در روشن بود اتاق کمی روشن شده بود صدای از پشت میز میومد ی لحظه یه موجود سبز رنگ با قدی کوتاه و لاغر اسمیگل توی ارباب حلقه ها دیدین که اون سبزش کنید کپی همون شروع کرد اومدن طرفم روی دوپا راه میرفت و پاهاش پرانتزی بودن شروع کرد راه رفتن به سمتم منم رو ب کمر خوابیدم داشتم میدیدم ولی نمیتونستم هیچ تکون بخورم زیر لب بسم الله دعا هرچی خوندم نرفت ک نرفت هرچی تلاش کردم از زیر بالشتم چاقو در بیارم باز دستام قدرت حرکت نداشت خیلی نزدیکم شد چشم هام بستم

به خودم گفتم کارمم تمامه دیگه راسی میخواین این موجود ببینید عکسی ازش منتشر شده جن در غار عربستان یادتون باشه برید عکس ببینید جن در تکزاس روح در بیشه المان اینا سرچ کنید تا چهرش ببینید اون موجود خواست دستش بهم بزنه خانم صاحب خوبه اومد تو اتاق و برگشت و اون موجود ناپدید شد خیلی ترسیده بودم دوست داشتم جیغ بزنم سوار ماشین بشم برم ولی نمیشد کمی ک حالم برگشت صدای شنیدم که میگفت مصطفی بچه مردم بفرست بره ب اون خدا خونه از ما بهترون داره پاک نیست اگر چیزش بشه چه کنیم شوهرش میگفت این وقت شب بکنمش بیروش خوابه فردا بهش میگم جوری ک متوجه نشه بره من خیلی بهم برخورد اینقدر خجالت کشیدم ک به مرگ خودم راضی بودم

اول صبح شد بهشون گفتم من باید برگردم بهم زنگ زدن اونا گفتن میموندی این همه راه اومدی تشکر کردم و برگشتم خونه

این موضوع واسم عجیب بود کل اینترنت گشتم چندین کلیپ دیدم تا متوجه شدم بله اون موقع خواب نبودم بلکه واقعی بود
خلاصه شب شد حدود ساعت ۲
ی خواب کوتاه رفتم حس کردم توی جای دیگه هستم انگار روستا متروکه بود توی یه حیاط بودم دور تا دورم دیگ های بزرگ اشپزی بود و وسایل اشپزی ب خودم گفتم ب قران بردنت بدبخت شدی همون لحظه دوباره اون موجود دیدم ولی مونث بود خانم بود اومد طرفم با دست بهم اشاره کرد بیام جلو خودش داشت دیگ ها تمیز میکرد تو دلم گفتم حتما برده هست و داره برای ارباش غذا میپزه سری رفتم شروع کردم دیگ شستن 😅 حدقل ببینن کار میکنم نکشه منو بهم گفت نمیخواد بیا پیشم بلند شد یه لباس بلند پوشیده بود کثیف موهای بهم ریخته رنگ بدن سبز چشم های بزرگ مثل چشم بز بدنشم پر مو صدام کرد پسر بیا بیا دیدم سمت یه تشت اهنی بود رفت و رفت داخلش لباسش از بدنش در اورد کامل بدن مونث داشت ولی از بدنش نگم واستون ک حالتون بهم میخوره من ترس از وجودم رفته بود چون متوجه شدم کجا هستم توی دنیای اونا بودم اون موجود مونث وقتی وارد تشت شد انگار چاه اب بود رفت پایین بدنش کامل زیر اب رفت توی یه تشت کوچیک منو صدا زد گفت بیا همون لحظه دوباره اون موجودی که توی روستا اومد دیدم اومده گفته دارن میان ببرش ببرش اون موجود مونث

دستم گرفت بردم توی تاریکی و رفت پیش اون یکی موجود مشخص بود اون مذکر بود اخه کچل بود و لاغر و هیکلی مردونه دقیق روبروم داشتن حرف میزدن یه دفع دیدم پشت سرمه بهم گفت بازم میبینمت چشم باز کردم دیدم داخل حیاط خونه هستم اره یکم عجیب شد ولی ب زندگیم قسم کامل واقعیت میگم رفتم شروع کردم قران خوندن

روز بعدی رسید تحقیق من توی اینترنت بیشتر شد و متوجه شدم یه طایفه از اجنه هستن واسه دیدنش سرچ کنید جن در عربستان توی گوگل بزنید و این موجود ب ذهن بسپارید و چند کلیپ از جن ببینید ب راحتی متوجه میشید ک چقدر زیادن خوب دوباره شب شد قران چاقو سوزن همه چی اوردم ک بخوابم والله ترسیدم ب خانواده بگم اخه میدونید ک هرکسی باور نمیکنه و مارو خل میدونن واسه همین سکوت کنیم بهتره
شب شد دوباره ب همون حالت
خوابیدم این بار اون موجود خودش شبی یه زن زیبا کرده بود ولی اینبار طبقه بالا خونه همسایه بودیم خالی هست روی صندلی نشسته بود و اشوع زنانه میومد و ازم میخواست بهش نزدیک بشم لباسش در اورد و من کشوند سمت خودش من فقط چشم هام بستم و میگفتم بیدار بشم نابودت میکنم و اون میگفت نمیزارم بیدار بشی هرچی تلاش کرد بهش نزدیک نشدم و ب سختی تونستم از خواب بیدار بشم راستی اینم بگم من میتونم تشخیص خواب و بیداری بفهمم یعنی زمانی ک خواب هستم متوجه میشم رویا هست شما هم میخواین اینطور بشید باید روی چاکرای سوم تون کار کنید شبه بعدی فرا رسید این بار با چهره اعضا فامیل میومد چهره مادر فقط زن و میخواست رابطه داشته باشه ولی من قبول نمیکردم یه موی خیلی بلند در اورد مثل موی دم اسب اما محکم و شروع ب کتک زدن من کرد و گفت تلاش نکن بیدار نمیشی و من میزد بدطور میزد چشم باز کردم دیدم ساعت ۱۰ صبح شده رفتم پیش پدرم و موضوع گفتم بهم گفت چرا زودتر نیومدی چیکار کردی کجا رفتی خودت بدبخت کردی این حرفا

دوباره شب شد اینبار پیش پدرم خوابیدم بهش گفتم محکم بگیرم دوباره ب خواب فرو رفتم جالب بود نمیخواستم بخوابم ب زور چشمام بسته میشد این بار با چهره پیر زن اومده بود و بچه ۱ ساله بغل میگرفت و میکوبید رو زمین خیلی خواهش کردم بس کن این کار نکن الان که میبینید خیلی ریلکس واستون میگم اخه من حدود ۱۰ شب اذیتم میکرد و عادت کردم بهش شب های دیگه بود که تسلیمش میشدم و رابطه قبول میکردم اما اون اذیتم میکرد بهم نزدیک میشد خودش کنار میکشید و وقتی بهش نزدیک میشدم چهرش دوباره ب حالت اولیه برمیگشت و من جیغ میزدم و اون عصبی میشد و منو میزد اون شب که کنار پدرم خوابیدم توی حالتی ک لخت کنارم وایساده بود بیدار شدم خودم توی بغل مادرم دیدم موضوع پرسیدم چی شده شما دیدینش خانوادم فقط گریه میکردن

ب سختی زیر زبون پدرم کشیدم ک چی شد وقتی خواب بودم چرا من بغلت بودم قران رو صورتم بود بهم گفت دیدم صدا میاد خودت محکم گرفته بودی و چشمات سفید شده بود سریع لامپ روشن کردیم صدات زدیم ولی بیدار نشدی یه دفع انگار یکی از سینه بلندت کنه بلند شدی دستات رو هوا بود انگار کسی بغلت کرده بود ک قران اوردیم گرفتیمت گذاشتم تو صورتت ک بیدار شدی. توی اون روزا رنگم سیاه شده بود مریض بودم انگار بیحالی کل وجودم گرفته بود با هزار بدبختی ادرس یک دعا نویس پیدا کردیم و من بردن

یه خانمی بود خیلی نترس وارد خونش شدیم از من خواست دراز بکشم و یه پارچه سفید مثل کفن کشید روم

شروع کرد ب قران خوندن و نمک پاشیدن روی من حدود ۵ مین این کار کرد و ازم خواست بلند بشم گفت چند دقیقه دیگه بیا داخل اون اتاق کارت دارم من پدرم وارد اتاق کارش شدیم به پدرم گفت پسرت رو زار گرفته و دوسش داره ازش خواستم بره ولی قبول نمیکنه

این دعا و این وسایل بگیر تا ۴۰ روز گوشت قرمز و مرغ اصلا نخور ب هیج وج جان جانداری نگیر و تنها نخواب و این دعا زیر سرت بزار بخواب منم گفتم چشم و برگشتیم تا ۱ هفته اوضاع خوب بود ب هرکی میگفتم یکی میگفت اب جوش ریختی بیابون هرکی ی نظر میداد ولی اصلا اذیت نشدم دیگه تا دوباره یک شب باز خوابش دیدم با یه چهره بسیار زیبا اومد پیشم و گفت گرسنمه برو واسم یه مرغ بگیر خودت بخورش استخونش بدون اینکه بشکنی توی بیابون بنداز میدونید کدوم همون که رفته بودن خونه اشنامون وچای ریختم توی بیابون بهم گفت این کار کن منم ولت میکنم اما ی روز برمیگردم و من ب اون دعا نویس موضوع گفتم و اونم گفت بله این کار کن ولت میکنه وقتی حرفش گوش دادم دیگه ندیدمش بعًضی روزا دلم میخواد برگرده ولی دیگه هیج وقت برنگشت میدونم بچه ها داستان کمی تخیلی بود منم اولین باره تو زندگیم ب کسی گفتم دلیلی ندارم الکی بنویسم فقط داستانمو به اشتراک گذاشتم امیدوارم لذت برده باشید

دیدگاه

comment

رضا

مرسی گلم داستان خوبی بود

پاسخ

ارسال شد
comment

تمنا

عالی بود داستانش

پاسخ

ارسال شد
comment

االهام

اتفاقا ماجرات کاملا بنظر واقعی میومد .چون پیش اومده که جنی عاشق انسان بشه .

پاسخ

ارسال شد
comment

Ali

چه سکسی یود

پاسخ

ارسال شد
comment

ناشناس

زارت چی بود این

پاسخ

ارسال شد
comment

ناشناس

پاسخ

ارسال شد
ارسال شد

منتشر شده توسط dictator horror6
ساخت وب سایت در یک ثانیه با بلومیت!
ورود

با عضویت در وبگاه از امکانات حرفه ای آن بهره مند شوید!

ثبت نام

28

Room 6

Asman

منچولی محض اطلاع تینا در جواب اون پیامت گفت که من شوگر مامی منچولیم😆

Asman

Soorosha نه این لبخند فدایت شوم بود😎

❣Mika❣

البته اونی که گفت همه با هم باشیم رگان نبود اصن خودش رو وصط نکشید ، سروشا بود اشتباه نوشتم افرین سروشا 😌

❣Mika❣

خب انگار همه رفتن تینا .یه ساعته نیست ، هارور نیست.mr نیست البته خدا رو شکر نیست ،امیر کید هم فقط یه سلام گفت و رفت ، فقط من و سروشا ، اسمان ، منچولی موندیم 😐

❣Mika❣

منچولی اگه اشتباه نکم اینجا چت رومه ، چون قسمت دیگه ای وجد نداره

❣Mika❣

ولی رگان هم راس میگه اگه همه از اول باهم میبودن الان خیلی چیزا عوض میشد

❣Mika❣

سلام منچولییی 🤣😂

fox-R

..

Regan Macneil

وای هنوزم بحث راجب ومپایر شدنه؟ بابا بس کنید بمولا شورشو از مزه دراوردین:/

Regan Macneil

تینا سروشا خدا خوبتون کنه حالا دیگه همه به من میگن منچوووولیییبی😑😂

Regan Macneil

چقد این چن روز چت کردینننن هنوزم نمیشه رفت تو قسمت چت روم؟ الان من از کجا بفهمم باید به تینا بگم مامی یا نه؟☹

Soorousha

فقط هم توی این یه موضوع خاص نمیگم، توی هر زمینه‌ای این روش جواب میده،

Soorousha

ممنون 💙 ولی هر کی به روش خودش عمل میکنه دیگه، اگه همه متحد بشن میشه به نتیجهء درست رسید،

Soorousha

میکا مخفف میکائیلِ دیگه؟ درسته؟ 😅😂😶

❣Mika❣

soorousha راست میگی ، حرفت خیلی تاثیر گذار بود کاش همه به این نتیجه برسن 🙌

Soorousha

با این ایموجی خنده شعورتو زیر سؤال بردی 😂😂😅

Asman

فدا😂

Soorousha

سن و سال مهم نیست، مهم شعوره ک شما دارین، همین نشون میده ک به اندازه کافی بزرگ شدین

Asman

خواهش

Asman

منم خوزستان

❣Mika❣

البته ببخشید زیاد سوال میکنم

❣Mika❣

اسمان جان من اهل بهبهانم و شما ؟

Asman

خب میکا جان بچه کجایی

❣Mika❣

سلام amirakd خوش اومدی 💕

❣Mika❣

Horror book بله من ۱۳ سلمه شما مشکلی دارید؟

amirakd

سلام

Asman

اره اینارو بایدم نادیده گرفت ولی خب دیدی که بعدش هیچ واکنشی نشون ندادن ارع منم هم با نادیده گرفتن موافقم هم با فحش

Asman

نه من ۱۵ سالمه چن ماه دیگه میرم تو ۱۶ سالگی

Horror Book

😑

Horror Book

شما ۱۳ سالتونه

❣Mika❣

هر چند اسمان میفهمم اینا بیشعورن قصد شون هم همینه گلم تو فوحش بدی به هدفشون میرسن ه

❣Mika❣

سلام اسمان دارم میرم ۱۳ ، راستی تو هم ۱۳ سالته ؟

❣Mika❣

بارکلا soorousa به این میگن ادم باشعور ایول داری ❤

Soorousha

بعد تا میان همه قانع بشن تینا میاد میشوره میبره 😂😂 در کل بهترین سنگر سکوته 🤐😁

Soorousha

میکا، من سالهاست دارم میگم ناديده گرفتن اینجور آدما بهترین جوابه، چون باعث میشه بهونه‌ای واسه ادامه دادن کارشون نداشته باشن،

Asman

منچولی مهیارم نیستشون

Asman

بله میکا همینجام نگفتی چند سالته

Asman

ن خوب میگه بذار فحش بده بهشون😂😂😂 اخه یارو که عقل نداره معلوم نی چی مبگه‌رو‌خو نمیشه با عزیزم گلم جواب داد باید برینی بهش تیناهم خو‌برا این کارا حرف نداره هم جوابی به اونا میده هم خنده بر لب ما میاره😂

❣Mika❣

اگه با حرفام موافقین دیگه هرکی حرف بد زد محلش ندیم

❣Mika❣

راستی به اینا میگن طلسم غربی به عربیا اون خطرناکا هم میگن شرقی کلن این دوتا همیشه با هم رقابت دارن ، ولی غربی طلسم سیاه کارامای کمتری داره ، منظور از کارما برگشت به خود هست بس سفید بهتره ، من تجربه زیادی دارم و درباره ی خود نه 😅

Room6 Supported By Foodforfox ChatRoom
پربازدید ترین ها
اتاق قرمز یا رد روم

اتاق قرمز یا رد روم اتاق قرمز  سایتی در دارک وب بوده که با پرداخت مبلغی وارد ان شده و بصورت زنده تکه تکه کردن انسان ها را مشاهده می نمایید در پشت اتاق های مرگ دارک نت چه می گ

فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما)

فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما) فیلم هزار پای انسانی The Human Centipede یکی از بدترین فیلم های تاریخ سینماست که در سال 2009 برای اولین بار ساخته شد اما به دلیل س?

فیلم ترسناک Hounds of Love 2016

از نقطه ضعف هایشان برای ایجاد شکافی میان آنها استفاده کند تا بتواند جان سالم بدر ببرد…  

داستان ترسناک یک حمام معمولی

داستان ترسناک یک حمام معمولی horror6: الان حدود چندساله درگیرم خیلی کارا کردم که بتونم فراموش کنم آزاد بشم که نشد فقط با کمک یه جنگیر تونستم اونارو از خودم دور کنم،همیشه فکرمیکردم

لیست فیلم های ممنوعه جهان

لیست فیلم های ممنوعه جهان این ژانر، ما را با ژرف ترین و تاریک ترین بُعد انسان آشنا می کند. جایی که همه ما امیدواریم هیچ وقت شاهد آن نبوده یا جزئی از آن نباشیم. از دید منتقدان، فیل

راز عدد 241543903

?ت که توسط دیوید هورویتز، هنرمند شناخته شده نیویورکی ابداع شد داستان از این قرار که دیوید هوروتیز در سال 2009 یک تصویر از خود ، در سایت فلیکر (که سایت محبوب عکاس ها و عکس دوستانه است) منتشر کرد در این تصویر دیوید سر خود را داخل یخچال کرده بود و از کاربران خواست این کار را انجام دهند و عکس ها را  با عدد 241543903 تگ کنند (برچسب بزنند).   حال چرا این عدد؟جالب است بدانید این عدد به صورت شانسی از ترکیب شماره سریال روی یخچال و بارکد روی نودل مرغ یخ زده بدست آمده است ایده سر در یخچال زمانی به سر دیوید زد که یکی از دوستان وی بدلیل بیماری سر خود را  در داخل یخچال می برد تا کمی دردش تسکین یابد. جالبی این موضوع باعث شد که خیلی ها این کار را انجام دهند و عکس خود را با تگ این 241543903 در سایت منتشر کنند، و بدلیل این که برچسب یک معیار مهم برای گوگل است با  جستجو این عدد در گوگل یک گالری از افرادی با سر هایی در داخل یخچال بارگذاری می شود.  

شعر نفرین شده جهنم تومینو

شعر نفرین شده جهنم تومینو جهنم تومینو شعری ژاپنی و نفرین شده که براساس افسانه ها اگر این شعر بلند خوانده شود سرنوشت بدی برای خواننده رقم خواهد زد. این شعر در یک کتاب 666 صفحه ای

سایت راز آلود و عجیبی به نام sentimentalcorp

سایت راز آلود و عجیبی به نام sentimentalcorp eMp: سایت شرکت احساسی sentimentalcorp یک وب سایت راز آلود است که توسط سرور خود در اسپانیا کنترل می شود این سایت متعلق به رندی پروزاک بوده و حالتی راز

فیلمی از عروسک لولیتا

فیلمی از عروسک لولیتا o6: سلام حتما درباره عروسک های لولیتا چیز های زیادی شنیدید لولیتا به دخترانی میگویند که دست و پای آنها بریده می شه و دندانشان را می کشند و از آنها به عنوان ب?

خانه اجنه در کلاردشت

خانه اجنه در کلاردشت horror6: ویلای متروکه در کلاردشت که تمامی پنجره های آن با یکدیگر متفاوت هست و ساکنین می گویند که این خانه ارواح یک شبه ساخته شده است درب این ویلای متروکه در کلا?

فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)

فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)   ژانر : ترسناک زمان : 70 دقیقه زبان : انگلیسی محصول : امریکا کارگردان : Eli Roth ستارگان : Jay Hernandez, Derek Richardson, Eythor Gudjonsson خلاصه دا

کتاب ال عزازیل نوشته ابن جوهاش

کتاب ممنوعه! کتاب all-azazel کتاب 500 صفحه‌ای است که بطور کلی توسط موجودی ماورایی نوشته شده است! و حاوی نکات بسیاری درمورد این موجودات است! نام این کتاب "کتاب شیطان" است و در 500 بعداز می

تئوری عجیب انیمیشن توپولو ها

تئوری عجیب انیمیشن توپولو ها انیمیشن توپولو ها (Teletubbies) مجموعه برنامه کودکی بود که در 120 کشور به نمایش درومد و به بیش از 45 زبان دوبله شد که در ایران با نام توپولوها شناخته میشه، ب?

معرفی سایت های دارک وب

معرفی سایت های دارک وب دارک وب یا وب تاریک به شبکه‌ای گفته می‌شود که در دسترس عموم نبوده و بیشتر برای مقاصد غیرقانونی مورد استفاده قرار می‌گیرد. ردیابی فعالیت‌های آن و شناسا

چند طلسم تبدیل شدن ب خون اشام

ومپایر(خون اشام)??‍♂️ ام در افسانه‌ها و فرهنگ فولکلوریک مردم اروپا . آسیا و امریکا موجودی زنده‌است که شب‌ها از گور بیرون آمده و برای تغذیه خود از خون انسان ها مے‌


# پربازدید های امروز
#کتاب ال عزازیل نوشته ابن جوهاش
#فیلم ترسناک Hounds of Love 2016
#چند طلسم تبدیل شدن ب خون اشام
#لیست فیلم های ممنوعه جهان
#داستان ترسناک یک حمام معمولی
مطالب مرتبط
داستان ترسناک کابوس عجیب

داستان ترسناک کابوس عجیب horror6: یکی از دوستام چن وقته ک خوابای عجیب و مرتبت ب هم زیادی می بینه ک تو همه خواباش هم یکی قصد داره بهش تجاوز کنه اولین خواب اینجوری بود ک با مادرش رفته ?...

داستان ترسناک آل در بوران

داستان ترسناک آل در بوران horror6: پدر پدربزرگم من بچه بودم تعریف میکرد توروستا که ازتوابع شازند اراک به نام روستای مالمیر که هرساله حمام ده رو گردشی کرده بودن ازبین اهالی چندتاخا...

داستان ترسناک زنده در گور

داستان ترسناک زنده در گور horror6: راستش این خاطره برای دوست پدرم هستش ایشون الان یه طرف بدنشون لمسه و با لکنت هم خرف میزنن در حالی که قبل از این ماجرایی که میخوام تعریف کنم سالم بود...

داستان ترسناک کیک تولد

داستان ترسناک کیک تولد سلام عزیزان من رضا هستم یک داستانی میخوام براتون تعریف کنم ماله12ساله گیمه مامان و بابام برای من هرسری تولد میگرفتن و کل فامیل خانواده هامون میامدن خونه ?...

داستان ترسناک برون فکنی

داستان ترسناک برون فکنی horror6: اتفاقی که میخوام براتون تعریف کنم چند سال پیش برام اتفاق افتاده ... و اینم بگم همسرم افسر هستن و ما تو خونه های سازمانی هوانیروز کرمانشاه زندگی میکن?...

خاطره ترسناک خواب راز آلود

خب دوست خوبم‌ سلام ( من رویا هستم ۳۴ سالمه) . من اخیرا. یه خوابی دیدم. این. خواب رو من‌ چندین بار دیدم ولی معنی خوابم. رو نمیدونم میخوام. این پیامم رو بزاری نظرات بچه هارو ببینم ...

داستان ترسناک کتاب جن ها

داستان ترسناک کتاب جن ها این داستان که میخوام براتون تعریف کنم واقعیته خب داستان از اونجا شروع شد که پدربزرگم آخرین لحظه ها همه دورش جمع بودن اشاره کرد به من که برو اون کتاب رو ا...

خاطرات ترسناک رویا

وقتی تصمیم به اسباب کشی گرفتم ، دنبال خونه ای بودم که طبق معمول نزدیک خانه پدر و مادرم باشه ، این بار شانس یاری کرد ومن یک خونه با یک کوچه فاصله ازخانه پدرم رو ، رهن و اجاره کردم ، ...

برچسب
#داستان رابطه با زار
#رابطه با زار
#داستان ترسناک
#داستان
#horror
#horror website
#سایت ترسناک ایرانی
دسته
داستان (محتوای خواندنی با ویژگی انتقال هیجان و ترس)
یوفو (فرا زمینی ها)
بازی (بازی هایی با محتوا ترسناک)
انیمیشن (انیمیشن هایی با محتوا ترسناک)
افراد (انسان های خاص)
حیوانات (جانداران ترسناک)
پرونده های ترسناک (جنایت های جهان)
مستند (مستند هایی با محتوا ترسناک)
جنگ و جنگ افزار ها (سلاح های مرگبار)
فضا (عجایب اسمان)
شیطان پرستی (موضوعاتی مرتبط با شیطان و شیاطین)
سریال (سریال هایی با محتوا ترسناک)
اسرار و رموز (جهان پنهان)
حوادث (رخداد های ترسناک)
کتاب (کتاب هایی با محتوا ترسناک)
جالب (مطالب جالب توجه)
مکان های ترسناک (اماکن عجیب)
ماورا الطبیعه (ارواح)
تسخیر شده گان (اجنه)
اطلاعات عمومی (دانستنیها)
شکنجه و بردگی (سلطه پذیر)
برنامه های کاربردی (نرم افزار ها)
تصاویر (تصویر های ترسناک)
فیلم (فیلم هایی با محتوا ترسناک)
عجیب (عجایب جهان)
ترسناک (اتفاقات ترسناک جهان)
اینترنت (هر موضوعی که با اینترنت مرتبط است)
وسایل نقلیه (هرگونه وسیله ساخت بشر که قادر به جا به جایی اجسام باشد)
خدا (موضوعاتی مرتبط با الهیات)
view:599
today: 4
تبلیغ