داستان ترسناک موکل من

داستان ترسناک موکل من

داستان ترسناک موکل من
Nima2
Nima2 :نویسنده
توضیح: در این اکانت داستان ها و افسانه های ترسناک ایرانی رو منتشر می کنیم برای دیدن داستان های بیشتر به پروفایل من سر بزنید
بیشتر
همزاد چشم قرمز
داستان وحشتناک جیغ
داستان مهمونی تو خونه جن زده
داستان ترسناک خواب های طلایی
زن سیاه پوش
فیلم ضبط شده از جن در کرمانشاه

پروفایل
date: 2020-10-09 22:23:25
  • view: 141 today: 0
  • داستان ترسناک موکل من

    ماجرایی که میخوام تعریف کنم شاید ترسناک نباشه ولی دروازه ای توی زندگی من باز کرد که باعث شد خیلی اتفاقات ترسناکی واسم بیفته من سال دوم راهنمایی بودم اونموقه سری اول گوشی های دوربین دار وارد بازار شده بود و داداش من بصورت پستی یدونه از تهران خریده بود. داداش من کارمند یک شهر دیگه غیر از شهر خودمون بودش و یک هفته بعد اینکه گوشی بدستش رسید تو شهر محل کارش گوشی رو ازش دزدیدن و داداش من بخاطر هزینه ای که بخاطرش داده بود به هر دری زد تا گوشی رو پیدا کنه تا بلخره اطراف شهر خودمون کسی و پیدا کردن که که میگفتن با استفاده از موکل اشیا گمشده رو پیدا میکنه به این آقا که رجوع کرده بودند بهش گفته بود شما یه خواهر کوچیکتر داری شب یکشنبه غسل کنه همراه خودت بیاد خلاصه شب یکشنبه شد من به همراه داداشم و دوست داداشم و یک راننده رفتیم منزل اون آقا و منتظر موندیم تا اتاق آماده بشه وارد شدیم و سلام احوال پرسی بعد من نشستم بالای اتاق اون آقا سمت چپم و داداشم سمت راستم اون آقا چون نامحرم بود یک حوله ای رو تا کرد و گذاشت رو زانوی چپ من و4تا انگشت دستشم گذاشت رو پام بمن گفت چشماتو ببند و شروع کرد به ورد خوندن بعد چند دقیقه احساس کردم اتاق خیلی تاریک شد اون آقا بمن گفت یه خانمی به اسم ریحانه خانم میاد دنبالت و تورو میبره به جایی که گوشی گم شده سرمو بالا کردم و یه زن قد بلند رو دیدم که یه لباس سفید مثل ردا تنش بود و حدود دو سه وجبی از زمین فاصله داشت و پایی هم نداشت وارد اون فضای تاریک شد و انقدر قدش بلند بود که من هر قدر نگاه میکردم به سرش نمیرسیدم که صورتش رو ببینم من با این خانوم همراه شدم و یهو صحنه عوض شد وارد یک خیابون شدم که روز بود و دقیقا همونجایی بود که گوشی برادر من و سرقت کرده بودند

    من اینور جوی آب بودم و صحنه هارو مثل یک فیلم میدیدم داخل پیاده رو برادرم در حرکت بود تو یه لحظه دیدم که یکنفر به داداشم تنه زد و در همون لحظه گوشی رو کش رفت من در همون حال که اینارو میدیدم با صدای بلند هم تعریفشون میکردم و اون آقا همچنان ورد میخوند.دوباره صحنه عوض شد شب شد و من وارد یه خیابون شدم که هوا بارونی بود و زیر یه تیر چراغ برق چندتا جوون وایساده بودن و یکی از اونا همونی بود که گوشی رو دزدیده بود من نزدیک شدم اون آقا بمن گفت بگرد تو جیباشو ببین یه نشونی یه اسمی چیزی نمیدونم چجوری
    ولی شناسنامه باز شد جلومو تموم اطلاعات پسره رو دادم و به دستور اون آقا همراه ریحانه خانوم وایسادم تاببینم پسره به کدوم سمت میره و نشونیشو پیدا کنم بعد چند دقیقه دیدم اینا سریع دارن سوار موتور میشن و میرن این رو هم بگم که تمام مدت من پابرهنه بودم و خیسی زمین اینارو همرو حس میکردم . پشت موتور نشستم و رفتم دم در خونه ی پسره و تمام آدرس رو بهشون دادم و بعد هم بااون ریحانه خانوم برگشتم به همون فضای تاریک این جریان خودش هیچ ترسی نداشت ولی دروازه ای شد برای اتفاقات ترسناک و وحشتناکی که برای من رخ داده و هم چنان هم ادامه داره و این رو هم بگم تا خودت بهشون مراجعه نکنی یا مزاحم زندگیشون نشی و کسی سراغت نفرسته باهات هیچ کاری ندارن یسری داستان هایی هم که میخونین توهمات ذهن بچه هاست که خودشون رو میترسونن و ادمین هم خب کارشه داستانی که براش می فرستم رو اینجا بذاره و تقصیری متوجه ادمین نیست بابت گذاشتن ماجراها

    یکی ازبرخوردام با جن بعداینکه اون دروازه جلو روم واشد سال دوم دانشگاه بودم که موقع تعطیلات بهمن ماهم رفتم ساری خونه ی یکی از دوستام برای تفریح دوستم راجع به اتفاقاتی که در ارتباط با جن برای من افتاده بود با مامانش صحبت کرده بود مادر دوستمم تعریف میکرد از اتفاقاتی که در رابطه با جن براش افتاده و تجربه هامون تقریبا خیلی نزدیک بود اولین برخوردی که با جن داشته مال دوران کودکیش بوده که حالش خیلی بد بوده و پدربزرگش که دعانویس بوده میخواد که ببرنش به باغ اون تابراش دعایی بنویسه تا از شر بیماری راحت بشه
    و اینطور تعریف میکرد که پدربزرگش جلوی در باغ ایشونو تحویل میگیره و به یه اتاقکی انتهای باغ میبره که اونجا دوتا بچه ی لخت نشسته بودن که بچه ی آدمیزاد... ‌ ‌

    آدمیزاد نبودن و فقط در همین حد از اونروز تو خاطرش بود همزمان با من هم دخترخاله ی دوستم اومده بود خونشون تا تعطیلات و یه هفته ای باهم باشیم خلاصه ما تجربیاتمون رو رد و بدل کردیم و ساعتای حدودا 12و نیم 1شب آماده ی خواب شدیم حدودای ساعت 5 بود که یدفعه از خواب پریدم و حس کردم که دوستم بهم گفت بیدارشو نماز بخونیم بعد که نگاش کردم دیدم خوابم گفتم شاید خیالاتی شدم در حالیکه میخواستم چشمامو دوباره ببندم که بخوابم دیدم فاطمه زهرا دخترخاله ی دوستم در حالی که چادر نماز سرشه جلوی تلویزیون پشت بمن وایساده و انگار کردم که میخواد مهر ورداره صداش کردم گفتم فاطمه زهرا مگه اذان گفتن که میخوای نماز بخونی؟!اونم برگشت بسمت من بدون اینکه حرفی بزنه اینم بگم فاطمه زهرا هم تپل بود هم قد بلند و هیکلی و سبزه روشو کرد بمن و من چون

    تازه بیدار شده بودم یه مقدار هم دیدم تار بود و هم دوبینی داشتم دیدم خیره وایساده و منو نگاه میکنه دوباره سوالم رو پرسیدم و گفتم فاطمه زهرا مگه اذان

    گفتن که دیدم چند قدمی نزدیک شد هربار که من برای دید بهتر چشامو میبستم و وامیکردم چند قدمی نزدیکتر میشد تا حدودا یک متری من که رسید دیدم کامل شد و دیدم که این اصلا فاطمه زهرا نیست و اصلا جهره ای داخل گردی چادر جز سیاهی وجود نداره از ترسم یک متر پریدم هوا و بسم الله الرحمن و از ترس گفتم و چون صدام حالت فریاد بود دوستمو دخترخالش جفتشون از خواب پریدن بعد که قضیه روبراشون تعریف کردم دوستم گفت ازین اتفاقا زیاد میفته عادیه بگیر بخواب و فردا صبحش کش موم گمشده بودداخل اتاق درحالیکه بالای سرم گذاشته بودمش
    و از کنار موهام حدود دو سانت قیچی شده بود این یکی از تجربه هام بعد از همراهی با موکل سوره بود تجربه های خیلی خیلی زیادی داشتم که انشاالله سر فرصت براتون بیان میکنم❤

    ایجاد مقاله
    گزارش

    شما عضو وبگاه نیستید!

    دیدگاه

    comment

    مطهره

    خیلییییی ترسناک بود من الان چجور بخوابم هان

    پاسخ

    ارسال شد


    شما عضو وبگاه نیستید!

    ارسال شد

    منتشر شده توسط creator Nima2
    ساخت وب سایت در یک ثانیه با بلومیت!
    ورود

    با عضویت در وبگاه از امکانات حرفه ای آن بهره مند شوید!

    ثبت نام

    24

    Room 6

    Regan Macneil

    عه هیچ کس اینجا اصفانی نیست؟👀

    Regan Macneil

    واقعا بد چیزیه🙄

    Golnoosh

    تهران

    Golnoosh

    اره خداروشکررر ندارم🥀

    Regan Macneil

    کجایی هستی؟

    Regan Macneil

    عاااا خوش بحالت پس دغدغه کنکور و اینا نداری:(

    Golnoosh

    14

    Golnoosh

    همینجوری🙃چشم امدم😂

    Regan Macneil

    گلنوش چند سالشه؟

    Regan Macneil

    شوما به قسمت پیامادون یه نظری بندازین بلکه خدا رو خوش بیاد👀

    Regan Macneil

    نه بابا این از بچگی اینطوری بود ما بش میگفتیم حَج اقا😐😂

    Soorousha

    گلنوش چرا پست میزاری سریع میری؟🤨 بیا چت‌روم بچه‌ها دلتنگت بودن 👻😁

    Soorousha

    البته رابطه‌ی سالمااااااا 😜 همین روزاس ک با ی دسته گل و شیرینی بیاد خواستگاریت❤️😎🤘 😂😂👻

    Soorousha

    شاید عمل کرده ک بتونه باهات رابطه داشته باشه 🤗😐😂🤭🤭🤭

    Regan Macneil

    دیگه چاره ای برام نذاشته😂😂

    Yoha

    چه خبرا???

    Yoha

    لازم نیست بخاطر دوستت پسر بشی🙄

    Regan Macneil

    منم رفتم تو فکر این عمله👀

    Regan Macneil

    اره ولی خوب دوستی دختر با دختر فرق داره با دخترو پسر ینی چجوری بگم اونجوری که قبلا بود باش راحت نیستم همینش ناناراحتم میکنه:(

    Regan Macneil

    اتفاقا این عمل تو ایران راحت تره نسبت به جاهای دیگه مخصوصا کشورای مسیحی چون اونا مخصوصا مذهبیاشون قبول ندارن ولی این عمل از مظر اسلام تایید شده. اونم واقعا خیلی مشکل داشت با جسمش یعنی همش به من میگفت خیلی سخته که دختر باشه بعد من فکر میکردم میخواد دستم بندازه:)

    Sabet

    اما درکل ادمی بنظرم اختیارکامل جسم وروح خودشه داره ،ب ماچ که میخاد چکارش کنه والله تبلیغات سو این مملکته وگرنه همه به یع اندازه حق دارن

    Sabet

    شنیدم تغییرجنسیت درایران بسیار مشکل هست ومجوزای مختلفی میخاد که خیلیا بخاطر همین عملها ازکشور خارج وب ترکیه رفتن تا بتونن ازاین طریق کیس مناسب برای پناهندگی وعملشون بگیرن

    Sabet

    اون دوستت تغیر جنسیت داده تو چرا میخای بمیری؟؟تازه همچین دوستانی رو باید نگه داشت 😊

    Sabet

    سلام عیدسعید وفرخنده فطر مبارک 🌷

    Horror Book

    بلومیت سایت میسازه من تست کردم

    Regan Macneil

    به نطرم این دنیا دیگه جای موندن نیست، من میرم خودکشی کنم بای:)

    Regan Macneil

    کسی که سالها باش دوست بودم

    Regan Macneil

    باورم نمیشه یکی از دوستای قدیمیم تغییره جنسیت داده:/

    Soorousha

    یکی این بلومیت رو واسه من توضیح میده؟ 😏

    Soorousha

    فدا مدا 💙

    Amin-Mehdipour

    هیچی داداش قربونت

    Soorousha

    امین چی شده داداش؟؟ 🙁 خدایی نکرده مریض شدی؟ 😕

    Soorousha

    فقط پاتریک 😂😂 عروسکشم دارم 😐🤭

    Soorousha

    منم باب اسفنجی میبینم، اصن انگار واسه بچه‌ها نیست، این سینمایی آخریه ک عالی بود

    Soorousha

    کدوم پیجت؟ منظورت پروفایلته؟

    Soorousha

    تاحالا اینجارو با آبرو حفظ کردیم 😅😂

    Soorousha

    تینا نکن اینکارو 😂😁

    Amin-Mehdipour

    😓

    Yoha

    من اگه ۶۰ سالمم بشه نگاه میکنم😂

    Yoha

    کی نثل من با این سنش هنوز باب اسفنجی نگاه میکنه؟؟؟🤣🤣🤣

    Room6 Supported By Foodforfox ChatRoom
    پربازدید ترین ها
    اتاق قرمز یا رد روم

    اتاق قرمز یا رد روم اتاق قرمز  سایتی در دارک وب بوده که با پرداخت مبلغی وارد ان شده و بصورت زنده تکه تکه کردن انسان ها را مشاهده می نمایید در پشت اتاق های مرگ دارک نت چه می گ

    فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما)

    فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما) فیلم هزار پای انسانی The Human Centipede یکی از بدترین فیلم های تاریخ سینماست که در سال 2009 برای اولین بار ساخته شد اما به دلیل س?

    داستان ترسناک یک حمام معمولی

    داستان ترسناک یک حمام معمولی horror6: الان حدود چندساله درگیرم خیلی کارا کردم که بتونم فراموش کنم آزاد بشم که نشد فقط با کمک یه جنگیر تونستم اونارو از خودم دور کنم،همیشه فکرمیکردم

    راز عدد 241543903

    ?ت که توسط دیوید هورویتز، هنرمند شناخته شده نیویورکی ابداع شد داستان از این قرار که دیوید هوروتیز در سال 2009 یک تصویر از خود ، در سایت فلیکر (که سایت محبوب عکاس ها و عکس دوستانه است) منتشر کرد در این تصویر دیوید سر خود را داخل یخچال کرده بود و از کاربران خواست این کار را انجام دهند و عکس ها را  با عدد 241543903 تگ کنند (برچسب بزنند).   حال چرا این عدد؟جالب است بدانید این عدد به صورت شانسی از ترکیب شماره سریال روی یخچال و بارکد روی نودل مرغ یخ زده بدست آمده است ایده سر در یخچال زمانی به سر دیوید زد که یکی از دوستان وی بدلیل بیماری سر خود را  در داخل یخچال می برد تا کمی دردش تسکین یابد. جالبی این موضوع باعث شد که خیلی ها این کار را انجام دهند و عکس خود را با تگ این 241543903 در سایت منتشر کنند، و بدلیل این که برچسب یک معیار مهم برای گوگل است با  جستجو این عدد در گوگل یک گالری از افرادی با سر هایی در داخل یخچال بارگذاری می شود.  

    لیست فیلم های ممنوعه جهان

    لیست فیلم های ممنوعه جهان این ژانر، ما را با ژرف ترین و تاریک ترین بُعد انسان آشنا می کند. جایی که همه ما امیدواریم هیچ وقت شاهد آن نبوده یا جزئی از آن نباشیم. از دید منتقدان، فیل

    شعر نفرین شده جهنم تومینو

    شعر نفرین شده جهنم تومینو جهنم تومینو شعری ژاپنی و نفرین شده که براساس افسانه ها اگر این شعر بلند خوانده شود سرنوشت بدی برای خواننده رقم خواهد زد. این شعر در یک کتاب 666 صفحه ای

    سایت راز آلود و عجیبی به نام sentimentalcorp

    سایت راز آلود و عجیبی به نام sentimentalcorp eMp: سایت شرکت احساسی sentimentalcorp یک وب سایت راز آلود است که توسط سرور خود در اسپانیا کنترل می شود این سایت متعلق به رندی پروزاک بوده و حالتی راز

    فیلم ترسناک Hounds of Love 2016

    از نقطه ضعف هایشان برای ایجاد شکافی میان آنها استفاده کند تا بتواند جان سالم بدر ببرد…  

    فیلمی از عروسک لولیتا

    فیلمی از عروسک لولیتا o6: سلام حتما درباره عروسک های لولیتا چیز های زیادی شنیدید لولیتا به دخترانی میگویند که دست و پای آنها بریده می شه و دندانشان را می کشند و از آنها به عنوان ب?

    فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)

    فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)   ژانر : ترسناک زمان : 70 دقیقه زبان : انگلیسی محصول : امریکا کارگردان : Eli Roth ستارگان : Jay Hernandez, Derek Richardson, Eythor Gudjonsson خلاصه دا

    خانه اجنه در کلاردشت

    خانه اجنه در کلاردشت horror6: ویلای متروکه در کلاردشت که تمامی پنجره های آن با یکدیگر متفاوت هست و ساکنین می گویند که این خانه ارواح یک شبه ساخته شده است درب این ویلای متروکه در کلا?

    درگاه دارک وب

    کاربر گرامی این صفحه پل ارتباطی بین شما و وب پنهان می باشد تمامی لینک ها بررسی شده و شما را به وب سایت های خطرناک و بد افزار ها متصل نمی کنند قبل از ورود به وب پنهان نکات امنیتی را

    معرفی سایت های دارک وب

    معرفی سایت های دارک وب دارک وب یا وب تاریک به شبکه‌ای گفته می‌شود که در دسترس عموم نبوده و بیشتر برای مقاصد غیرقانونی مورد استفاده قرار می‌گیرد. ردیابی فعالیت‌های آن و شناسا

    لیلیت کیست (نخستین زن حضرت آدم)

    لیلیت کیست (نخستین زن حضرت آدم) داستان آفرینش در هر دینی به صورتی بیان شده است که انسانهای نخستین در همه آن ها آدم و حوا بوده اند اما نظریه متفاوتی نیز در اینباره وجود دارد که ا

    ترسا فیدالگو (روح مجازی)

    ترسا فیدالگو (روح مجازی) شاید شما هم در اینستاگرام یا دیگر شبکه‌های اجتماعی با کامنت‌هایی عجیب مواجه شده باشید. کامنت‌هایی که در همان سطر اول، خبر از رخدادی عجیب و ترسن


    # پربازدید های امروز
    #فیلم ترسناک Hounds of Love 2016
    #داستان ترسناک یک حمام معمولی
    #شعر نفرین شده جهنم تومینو
    #راز عدد 666 چیست؟
    #مسترس و اسلیو چیست؟
    مطالب مرتبط
    داستان ترسناک سالن تی وی

    داستان ترسناک سالن تی وی horror6: سلام به همگی دوستان محترم، این داستان بیشتر یک تجربه عجیب و غیر قابل توضیحه که برای دوست صمیمی من در خوابگاه دانشجویی در تهران، حدودا دو سال پیش ات...

    داستان ترسناک کشیدن مو

    داستان ترسناک کشیدن مو سلام خاطره من مال دوسال پیشع یشب توی خونه تنهاخوابیده بودم (رو کمرخوابید بودم) طرفای ۴.۵صبح بودفکرکنم..که همو حالت سنگینی وقفل شدن که خیلی ازدوستان حس کرد...

    داستان ترسناک عبور از نخلستان

    داستان ترسناک عبور از نخلستان سلام دوستان  این داستان کوتاه مربوط میشه ب یکی از دوستام ک طرفای خنج استان فارس عشایر نشین بودن این بنده خدا میگفت اخرای بهار بود ک اکثر عشایرا رف?...

    داستان ترسناک پیرزن و زن حامله

    سلام اسمم کیومرثه این داستانی که میگم از زبون پدر بزرگمه تقریبا مال ۵۰ یا ۵۶ سال پیشه ، تعریف میکرد یه روز با اسب از سر زمین میومده که میبینه یه پیر زن داره تو صحرا تکو تنها میره ...

    داستان ترسناک هم قدم با استاد

    پیشاپیش بگم اگه خوشتون نیمد اصلا برام مهم نیست خودتون و اذیت نکنید که بیاید نارضایتیتون و اعلام کنید.اگه این پست باعث بشه حتی یک نفر به فکر فرو بره و افکارش به تصمیم درست متمایل ...

    داستان ترسناک معجزه در کوهستان

    سال ۷۱ تهران کار نقشه برداری انجام میدادیم .طریق کار به اینصورت بود که ۴ تا اکیپ بودیم هر اکیپ ۳ نفر و یه ماشین لندرور و لوازم کار نقشه برداری . اون موقع هنوز دستگاه جی پی اس و دورب...

    ماینکرافت

    سلام به همگی افراد سایت.اومدم شما رو با چند تا از اتفاقاتی که در تاریخ ماینکرافت اتفاق افتاده آشنا کنم.کسایی که مثل من پلیر این بازی هستن یک قلب تو کامنتا بزنن. در هشت نوامبر سا...

    داستان ترسناک موجودات درخشنده

    سلام من میخوام یک ماجرا از یکی از دوستای دانشگاهیم رو براتون تعریف کنم حتی دوستم این ماجرا رو تو کلاس درس اندیشه اسلامی برای استاد و دانشجوها تعریف کرد و استادمون پس از شنیدن ما...

    برچسب
    #داستان موکل من
    #موکل من
    #داستان
    #داستان ترسناک
    #horror
    #horror website
    #سایت ترسناک ایرانی
    دسته
    داستان (محتوای خواندنی با ویژگی انتقال هیجان و ترس)
    یوفو (فرا زمینی ها)
    بازی (بازی هایی با محتوا ترسناک)
    انیمیشن (انیمیشن هایی با محتوا ترسناک)
    افراد (انسان های خاص)
    حیوانات (جانداران ترسناک)
    پرونده های ترسناک (جنایت های جهان)
    مستند (مستند هایی با محتوا ترسناک)
    جنگ و جنگ افزار ها (سلاح های مرگبار)
    فضا (عجایب اسمان)
    شیطان پرستی (موضوعاتی مرتبط با شیطان و شیاطین)
    سریال (سریال هایی با محتوا ترسناک)
    اسرار و رموز (جهان پنهان)
    حوادث (رخداد های ترسناک)
    کتاب (کتاب هایی با محتوا ترسناک)
    جالب (مطالب جالب توجه)
    مکان های ترسناک (اماکن عجیب)
    ماورا الطبیعه (ارواح)
    تسخیر شده گان (اجنه)
    اطلاعات عمومی (دانستنیها)
    شکنجه و بردگی (سلطه پذیر)
    برنامه های کاربردی (نرم افزار ها)
    تصاویر (تصویر های ترسناک)
    فیلم (فیلم هایی با محتوا ترسناک)
    عجیب (عجایب جهان)
    ترسناک (اتفاقات ترسناک جهان)
    اینترنت (هر موضوعی که با اینترنت مرتبط است)
    وسایل نقلیه (هرگونه وسیله ساخت بشر که قادر به جا به جایی اجسام باشد)
    خدا (موضوعاتی مرتبط با الهیات)
    تبلیغ
    Magic

    11 نیاز به رتبه

    font Lora_on

    13 نیاز به رتبه

    font Anton_on

    نیاز به رتبه 16

    font Mukta_on

    نیاز به رتبه 20

    font Cairo_on

    نیاز به رتبه 24

    font Almarai_on

    نیاز به رتبه 32

    font Stylish_on

    نیاز به رتبه 40

    font Nosifer_on
    راهنما: این بخش سیستم ویجت های سایت را در بر میگیرد که به کمک آن می توانید تنظیمات موقتی خود را بر روی بخش های مختلف قالب اعمال نمایید
    با نام نویسی سریع در سایت از امکانات خاص از جمله تغییر تم ، فونت و ... برخوردار شو