اگر هیتلر برنده جنگ بود! (بخش دوم)

اگر هیتلر برنده جنگ بود! (بخش دوم)

اگر هیتلر برنده جنگ بود! (بخش دوم)
date: 2020-10-02 20:11:56
  • view: 30 today: 0
  • اگر هیتلر برنده جنگ بود! (بخش دوم)

    سناریوی اول: هیتلر تصمیم می‌گیرد با آمریکا وارد جنگ شود

    اگر آلمان نازی موفق شود دشمن‌هایش را در اروپا ریشه‌کن کند، در این دنیای موازی جنگ با آمریکا به تهدیدی به‌مراتب خطرناک‌تر تبدیل خواهد شد. وقتی در دنیای ما هیتلر اعلان جنگ کرد، تصمیمش فرصتی برای آمریکایی‌ها بود تا درگیر جنگ شوند. با این‌که اوضاع در سال ۱۹۴۱ قمر در عقرب بود، ولی همچنان می‌شد به پیروزی امید داشت. آلمان در دو جبهه‌ی غرب و شرق درگیر جنگ بود و اعلان جنگ علیه آمریکا مهره‌ی جدیدی را وارد جبهه‌ی اروپا کرد.رهبران آلمان می‌دانستند آلمان نمی‌تواند به طور مستقیم به آمریکا حمله کند. در این دنیای موازی، آلمانی‌ها برای حمله به آمریکا باید روی بمب‌های دوربرد سرمایه‌گذاری کنند. این ایده در دنیای ما به به طرح ناموفق آمریکا بمبر (AmerikaBomber) معروف است. در دنیای ما، هیتلر مایل بود ساحل شرقی آمریکا را با بمب اتمی یا بمب‌های معمولی بمباران کند. با این حال تمرکزش را روی سلاح‌هایی گذاشت که به دنیای علمی‌تخیلی تعلق داشتند، نه سلاح‌هایی چون هواپیماهای بمب‌افکن دوربرد که با فناوری معاصر مدیریت‌شان راحت‌تر بود. در این سناریو، حتی اگر آمریکا بمبر اختراع می‌شد، هیچ هواپیمایی نمی‌توانست آن را تا آمریکا ببرد و برگردد. بنابراین باید در قلمروی دشمن فدا می‌شد. یک بمباران ارزشش را نداشت تا به خاطرش یک هواپیما را نابود کرد، بنابراین آسیب واردشده باید خیلی بیشتر می‌بود.چ

    اگر در این دنیای موازی جنگی بین آلمان و آمریکا درگیرد، بعید است که هیچ‌یک از این دو کشور تمایلی داشته باشد وارد خاک دشمن شود و حمله‌ی زمینی انجام دهد، چون هزینه‌ی آن بسیار زیاد است. جنگ بین آمریکا و آلمان در هوا و دریا انجام می‌شود و این دو کشور سر رسیدن به سلاح اتمی با یکدیگر رقابت می‌کنند. در این دنیای موازی سلاح اتمی سلاحی نخواهد بود که با پرتاب آن در هیروشیما و ناگازاکی جنگ خاتمه یابد؛ این سلاح صرفاً پرواز هواپیمای بمب‌افکن بر فراز اقیانوس آرام را به‌صرفه خواهد کرد. در این دنیای موازی جناحی که زودتر به بمب اتم دست پیدا کند و آن را در خاک دشمنش بیندازد، به دشمن برتری سیاسی و نظامی خواهد داشت. بنابراین این رقابت بسیار مهم و حیاتی خواهد بود.

    نبردهای دریایی چندان تعیین‌کننده نیستند و هدف از انجام‌شان صرفاً دفاع از شهرهای ساحلی در برابر دشمن است. با این‌که ژاپن ابتدا به آمریکا حمله کرد، اما آلمان تهدیدی به‌مراتب بزرگ‌تر و اضطراری‌تر به حساب می‌آید. آمریکایی‌ها منابع‌شان را در حوزه‌ی فناوری صرف برتری یافتن به آلمان، دفاع از سواحل و آمادگی برای هواپیماهای بمب‌افکن آلمان می‌کنند. با این حال، ژاپن به آمریکا حمله کرده و این خطایی نیست که به‌راحتی بتوان از آن چشم‌پوشی کرد، بنابراین جنگ آمریکا با امپراتوری ژاپن در جبهه‌ی اقیانوس آرام به قوت خودش باقی‌ست. در هیچ سناریویی ژاپن قادر به شکست آمریکا نیست. ذخایر نفتی ژاپنی‌ها تحت کنترل آمریکایی‌ها بود و هر دو کشور می‌دانستند از لحاظ اقتصادی آمریکا فرسنگ‌ها از ژاپن جلوتر است. ژاپن نمی‌توانست کشتی‌های از دست‌رفته‌اش را بازسازی کند، اما آمریکا می‌توانست. ژاپن خود را وارد بازی‌ای کرده بود که باختش در آن حتمی بود. جنگ بین آمریکا و ژاپن در این دنیای موازی شباهت زیادی به جنگ معادل در دنیای ما دارد، البته با در نظر گرفتن این‌که آلمان نتواند آسیبی مهلک به آمریکا وارد کند. در دنیای ما، آمریکا به خاطر شرایط سیاسی آن دوره به خودش اجازه داد از بمب اتم استفاده کند؛ متحدین ژاپن شکست خورده بودند، ژاپن به کشوری منزوی تبدیل شده بود و آمریکا هم از جنگ خسته شده بود. کسی نبود تا آمریکا را به خاطر شدت عملش مواخذه کند.

    در این دنیای موازی حتی اگر آمریکا به بمب اتم دست پیدا کند،‌ آن را علیه ژاپن استفاده نمی‌کند و فقط اگر فرصتش پیش بیاید، با آن آلمان را بمباران می‌کند. در دنیای ما هم پیش از شکست هیتلر نقشه همین بود. اگر در این سناریوی موازی آمریکا موفق شود ژاپن را عقب براند، تصمیم آمریکا این است که به بمباران ژاپن ادامه دهد و کشور را تحت کنترلش نگه دارد. اما نکته اینجاست که قربانی بمباران‌های پشت سر هم از تعداد قربانی‌های بمب اتم بیشتر است. با توجه به این‌که در نظر آمریکا ژاپن به‌قدری مهم نیست که بخواهد با بمباران اتمی فلجش کند، به جایش سعی می‌کند اراده‌ی ژاپنی‌ها را ضعیف کند و قدرت اقتصادی آن‌ها را برای جنگیدن مختل کند. به‌عبارتی جنگ فرسایشی.

    بدین ترتیب در این سناریوی موازی، آمریکا بسیاری از شهرهای ژاپن را نابود و اقتصاد کشور را فلج می‌کند. پس از ماه‌ها بمباران شدن (به شیوه‌ی بمباران درسدن)، ژاپنی‌ها دیگر قادر به جنگیدن نخواهند بود. اگر ژاپن تسلیم شود، مثل دنیای ما مدتی تحت اشغال آمریکا درخواهد آمد. اگر ژاپن تسلیم نشود، آمریکا وارد کشور می‌شود و تا جایی که مقدور باشد، شهرها و دهکده‌های ژاپنی را نابود خواهد کرد. اراده‌ی مردم هرچقدر هم قوی باشد، قادر نخواهند در برابر تهاجم آمریکا مقاومت کنند. این سناریو فقط در صورتی ممکن است که آمریکا پیش از آلمانی‌ها به بمب اتم دست پیدا کند.

    احتمال جنگ اتمی

    حالا سوال اینجاست: آیا آلمان می‌توانست پیش از آمریکا به بمب اتم دست پیدا کند؟ جواب: خیر. در دنیای ما، عوامل بسیاری در برتری آمریکا نسبت به آلمان در فیزیک اتمی دخیل بودند. یکی از این برتری‌ها دسترسی آمریکا به دانشمندان بریتانیایی و آلمانی‌ای بود که از نازی‌ها می‌ترسیدند. همچنین آلمان نمی‌توانست به اندازه‌ی آمریکا وقت و هزینه صرف پژوهش در حوزه‌ی فیزیک اتمی کند، چون تمام این وقت و هزینه صرف مدیریت جنگ با شوروی شده بود. با این حال، حتی با در نظر گرفتن تغییرات جزئی در دنیای موازی، بعید است که آلمانی‌ها می‌توانستند هم قلمروی جدیدشان را حفظ کنند، هم به بمب اتم دست پیدا کنند و هم جنگ (دریایی) با آمریکا را مدیریت کنند. آمریکا فشار داخلی کمتری نسبت به آلمان نازی حس می‌کند و از این لحاظ به دشمنش برتری دارد.

    البته دستیابی سریع‌تر آمریکا به بمب اتم بدین معنا نیست که آلمان نمی‌تواند بمبی درست کند. در این دنیای موازی حتی با بمباران اتمی هم نمی‌توان یک کشور را به‌کل مختل کرد. شاید بتوان ضربه‌ی اساسی به آن کشور وارد کرد یا داخل مرزهایش هرج‌ومرج ایجاد کرد، ولی از دید واقع‌گرایانه، دنیا وارد مقطعی می‌شود که در آن جنگ اتمی عادی‌سازی می‌شود. در این دنیای موازی،‌ حمله‌ی اتمی از طرف هریک از جناح‌ها تبعاتی سنگین به دنبال دارد. این حمله نه‌تنها سهمگین است، بلکه بهانه دست جناح مقابل می‌دهد تا جواب های را با هوی بدهد و حمله‌ی اتمی دیگری را از طرف خودش آغاز کند. بنابراین نتیجه‌گیری من این است که در این دنیای موازی، اگر آلمان و آمریکا درگیر جنگ مستقیم شوند، جنگ‌شان در نهایت به جنگ اتمی تبدیل خواهد شد. شده حتی جنگ اتمی در مقیاس محدود. در این صورت شهرهای ساحلی مثل نیویورک، بوستون و واشنگتن دی‌سی نابود خواهند شد. با افزایش آسیب‌های واردشده، تظاهرات و راه‌پیمایی‌های ضد جنگ در اروپا و آمریکا از طرف مردمی که نگران جان‌شان هستند بیشتر خواهد شد. هرچقدر که فناوری‌های مربوط به موشک پیشرفت کند، جنگ اتمی مقیاسی قاره‌ای پیدا خواهد کرد و تمام سناریوهای ترسناک مربوط به جنگ سرد به واقعیت خواهند پیوست. اثر جنگ اتمی در خود رایش سوم هم حس خواهد شد، چون مردم ساکت نخواهند نشست.

    سناریوی دوم: هیتلر تصمیم می‌گیرد با آمریکا وارد جنگ نشود

    پیش‌تر اشاره کردم که از یک تصمیم مهم دو سناریو منشعب می‌شود: سناریوی اول تصمیم هیتلر برای جنگ با آمریکا بود. سناریوی دوم تصمیم هیتلر مبنی بر پرهیز از جنگیدن است. در سناریوی دوم هیتلر هشدار ژنرال‌هایش را جدی می‌گیرد و به این نتیجه می‌رسد که نفع آلمان در این نیست که به ژاپن کمک کند و با آمریکا وارد جنگ شود. بنابراین در این سناریوی موازی، آمریکا می‌تواند کل انرژی‌اش را صرف جنگیدن با ژاپن در جبهه‌ی اقیانوس آرام کند (همچنان مشابه با همین جنگ معادل در دنیای واقعی). با این وجود، آمریکایی‌ها از یک موضوع نگران‌اند: نکند هیتلر نظرش را عوض کند و در اقیانوس اطلس به آمریکا حمله کند؟ در دنیای ما، پس از فجایع هولوکاست و کشته شدن میلیون‌ها انسان در جنگ، نازیسم اعتبارش را از دست داد و تسلیم شدن آمریکا در برابر ایده‌های فاشیستی دور از انتظار است. اما پیش از آغاز جنگ، در دوره‌ی پرالتهاب رکود بزرگ (The Great Depression)، فاشیت‌های مغرور و پرچم‌افشان برای عده‌ای از آمریکایی‌ها جذاب به نظر می‌رسیدند، حتی بین کاپیتالیست‌های برجسته.

    در دنیای ما، پیش از آغاز جنگ، بسیاری از کارخانه‌دارها هیتلر را به خاطر سخنرانی‌های پرانرژی و افتخاربرانگیزش می‌ستودند. همچنین سیاست‌های او در راستای کاهش دستمزد کار توجه بسیاری از تاجران آمریکایی را جلب کرده بود. دیدگاه هر دو گروه نسبت به کمونیسم و نیروی کار مشابه بود و هر دو گروه به‌شدت از یهودی‌ها متنفر بودند (البته این حس در آن دوران همگانی بود). برای همین ۱۹۳۰ در آلمان به بازاری مناسب برای سرمایه‌گذاری شرکت‌های آمریکایی تبدیل شد. شرکت‌های آمریکایی به حرف دولت‌شان کاری نداشتند و حتی وسط جنگ با شرکای آلمانی‌شان در ارتباط بودند. در این دنیای موازی،‌ در صورتی که جنگی اتفاق نیفتد، این رابطه‌ی دوطرفه رونق بیشتری پیدا می‌کند. نازی‌ها در جنگ پیروز شده‌اند و مقاومت بی‌فایده است، برای همین شرکت‌ها اولین نهادهایی هستند که نظام جدید را به چشم بازاری ارزشمند می‌پذیرند.

    در دنیای ما نظر هیتلر نسبت به آمریکا پیچیده بود. او متوجه بود که تعداد آمریکایی‌هایی که رگ‌وریشه‌ی آلمانی دارند زیاد است و بیشتر موفقیت‌های آمریکا را به آن‌ها نسبت می‌داد. در عین حال، او از نفوذ بالای یهودی‌ها و سیاه‌پوست‌ها در آمریکا بیزار بود. او از طرفداران سیاست‌های جداسازی نژادی و به‌نژادی آمریکا در قبال اقلیت‌ها بود. به اعتقاد هیتلر، اکثریت آریایی در ایالات متحده تحت کنترل دولتی یهودی بود. او از رییس‌جمهور وقت روزولت (F.D. Roosevelt) بدش می‌آمد. با توجه به این‌که عقاید نازی‌ها بین مردم آن زمان رایج بود (جداسازی نژادی، برتری نژاد سفید، ضدیهود بودن)، نازی‌ها به مرور زمان بین مردم مقبولیت بیشتری پیدا می‌کنند، خصوصاً با توجه به این‌که جنگی اتفاق نیفتاده تا باعث ایجاد کینه و نفرت شود. نازی‌ها آلمانی‌اند، برای همین آمریکایی‌ها بیشتر از ژاپنی‌ها باهاشان همذات‌پنداری می‌کنند. آیا این صحبت‌ها بدین معناست که مردم آمریکا حاضرند نازیسم را بپذیرند؟ با توجه به این‌که فاشیسم به اروپایی‌ها تحمیل شد و از این طریق جا پایش را محکم کرد، آیا امکانش وجود دارد که جو سیاسی آمریکا را نیز تحت‌تاثیر قرار دهد؟

    در دهه‌ی ۱۹۳۰ فاشیسم وارد گفتمان سیاسی جریان اصلی آمریکا نشد. سیاستمداران فاشیسم را عنصری ضدآمریکایی می‌دیدند. حتی گروه‌هایی مثل کو کلاکس کلن (KKK) نیز که ایده‌یشان برتری نژاد سفید بود، با اقتدارگرایی هیتلر مخالف بودند. بیشتر آمریکایی‌ها به قانون اساسی کشورشان پایبند بودند. در این دنیای موازی، موفقیت هیتلر در اروپا الهام‌بخش گروهک‌هایی مشابه در آمریکا خواهد شد، ولی فاشیسم سیاسی و اقتدارگرایانه هیچ‌گاه در آمریکا محبوبیت پیدا نمی‌کند. با این حال، دیدگاه‌ه‌های اجتماعی درباره‌ی جداسازی نژادی و ضدیهود بودن شدت پیدا می‌کنند و آمریکایی‌های سفیدپوست از قانونی‌سازی چنین ایده‌هایی استقبال خواهند کرد. در این دنیای موازی، اگر آمریکا و نازی‌ها وارد جنگ نشوند، برخی از آمریکایی‌های سفیدپوست از سیاست‌های اجتماعی آن‌ها تاثیر خواهند پذیرفت، ولی شدت عملشان از نازی‌ها کمتر خواهد بود.

    با محبوبیت پیدا کردن جنبش حقوق مدنی (Civil Rights Movement) در دهه‌ی ۶۰، بسیاری از سفیدپوستان به نازی‌ها دل خوش می‌کنند. در این دنیای موازی، اگر نازیسم فرو نپاشد و رایش سوم اقتدارش را حفظ کند، نفوذ و تاثیر نازیسم از مرزهای رایش سوم فراتر خواهد رفت. ممکن است آمریکایی‌ها نازی‌ها را به چشم نابودگران کمونیسم ببینند و به همین خاطر به آن‌ها روی خوش نشان دهند، چون در آن دوره شوروی محبوبیت پایینی بین مردم داشت. اگر نازیسم موفقیت اقتصادی کسب کند، آمریکایی‌های بیشتری به باورهای نازیسم جذب خواهند شد و پیشرفت جنبش حقوق مدنی چند دهه عقب خواهد افتاد، چون اروپایی‌ها در سرتاسر زمین از نازیسم تاثیر می‌پذیرند. این دو کشور رسماً دشمنان سرد یکدیگر باقی می‌مانند (مثل آمریکا و شوروی)، اما بسیاری از آمریکایی‌ها قلباً طرفدار نازی‌ها می‌شوند. این افراد رای‌دهنده هستند و برای همین در انتخابات هر سیاستی که در راستای عقاید نازی‌ها باشد، رای بیشتری کسب می‌کند. محوریت بسیاری از سیاست‌های خارجی آمریکا دوستی یا دشمنی با رایش سوم خواهد شد.

    با توجه به این‌که در این سناریوی موازی هیتلر تصمیم گرفت با آمریکا وارد جنگ نشود، جنگ اتمی اتفاق نخواهد افتاد. سناریوی صلح شکننده بین آمریکا و رایش سوم پیش‌فرض باقی مقاله خواهد بود. در این شرایط آمریکا باید انتخابی مهم انجام دهد: پذیرش نظام جدید ایجادشده در اروپا یا حمایت از منافع و متحدانش، حتی امپراتوری سابق بریتانیا (که اکنون رهبری آن به دوش خاندان سلطنتی‌ست که در مرزهای کانادا زندگی می‌کند)… تا به اینجای کار، ماجرا از این قرار بود که در دنیایی موازی، آلمان متفقین را شکست داده، قلمرویش را گسترش داده، تعریف جدیدی از اروپا و هویت اروپایی ارائه کرده است و به قدرتمندترین نهاد قدرت در جهان غرب تبدیل شده است. ارتش هیتلر بریتانیا و روسیه را تصرف کردند و نسل‌کشی‌ای چند برابر مرگبارتر از هولوکاستی که در دنیای ما اتفاق افتاد راه انداختند. کولی‌ها، هم‌جنس‌گرایان، کمونیست‌ها، معلولین، یهودیان و کلاً هر گروهی که در نظر نازی‌ها مادون‌انسان به شمار می‌آمد، از اروپا پاکسازی شدند. میلیون‌ها روس بر اثر قحطی‌های مدیریت‌شده و انسانی تلف شدند، فرهنگ و ملیت روس نابود شد (تقریباً مشابه با سرنوشت بومیان آمریکا)، و استعمارگران آلمانی در این سرزمین جدید جایشان را گرفتند.

    پیروزی‌های نظامی و پیشرفت اقتصادی بر اعتبار نازیسم و انواع دیگر فاشیسم به‌عنوان نوع حکومت افزود. در آلمان ملیت حول محور یک مفهوم می‌چرخد: نژاد آریایی و شکست دادن دشمنان فرضی و واقعی آن. کشورهای فاشیست دیگر نیز به تبعیت آلمان نازی مردم‌شان را تربیت کردند تا از دشمنان خارجی بترسند. تاکنون به این پرداختیم که آلمان چگونه اروپای این دنیای موازی را از نو تعریف کرد، چگونه فرهنگ آن را شکل داد و چگونه با دیگر نواحی کره‌ی زمین مثل ایالات متحده تعامل برقرار کرد. خط زمانی به دو قسمت تقسیم شد: در خط زمانی اول آمریکا و آلمان با هم درگیر جنگ شدند و در خط زمانی دوم این اتفاق نیفتاد. یکی از این سناریوها به جنگ اتمی منتهی شد (حداقل طبق پیش‌بینی من). حالا وقتش است که به سناریوی دوم بپردازیم. توجه داشته باشید من ادعا نمی‌کنم پیش‌بینی‌های من لزوماً در دنیای واقعی اتفاق می‌افتادند. من صرفاً با استناد بر حقایق و مدارکی که در دنیای خودمان به جا مانده، یک سری پیش‌بینی انجام داده‌ام.

    همچنین هرچقدر از وقایع جنگ جهانی دوم دور می‌شویم (مثل دهه‌ی ۵۰ و ۶۰)، بیشتر به سناریویی که در قسمت پیش گمانه‌زنی کردم توسل می‌جویم و کمتر به اتفاقاتی که در دنیای خودمان افتاد توجه می‌کنم. ما هیچ‌وقت نمی‌توانیم با اطمینان بگوییم چه اتفاقی می‌افتاد و آیا رایش سوم می‌توانست دوام بیاورد یا نه. سناریوی بیان‌شده صرفاً‌ یک مورد از ده‌ها مورد احتمالی دیگر است. در ادامه می‌خواهم بررسی کنم اگر آلمان نازی و آمریکا وارد جنگ تمام‌عیار نمی‌شدند، چگونه می‌توانستند در کنار یکدیگر دوام بیاورند. پیش‌فرض این سناریو این است که آلمان نازی در مقیاسی عظیم به پیروزی دست پیدا کرده است و همه‌چیز بر وفق مراد هیتلر و نقشه‌هایش پیش رفته است. این اتفاق برای قاره‌های دیگر چه تبعاتی در پی خواهد داشت؟

    اثرات پیروزی آلمان نازی در دیگر نواحی دنیا

    در ابتدا اجازه دهید دوباره به ایالات متحده بپردازیم. در این دنیای موازی رابطه‌ی سیاسی بین دو کشور تا حد زیادی شبیه به چیزی‌ست که در رمان سرزمین پدری (Fatherland) به تصویر کشیده شده است. آمریکا و آلمان نازی دو ابرقدرت‌اند که یک اقیانوس بین‌شان فاصله انداخته است. دولت‌های این کشور از یکدیگر متنفرند و هیچ‌‌کدام‌شان علاقه‌ای به برقراری رابطه‌ی دوستی ندارند. غیر از این، آمریکا در حال کمک‌رسانی به یکی از دشمنان نازی‌ها یعنی خاندان سلطنتی بریتانیاست. اگر یادتان باشد، وقتی آلمان نازی بریتانیا را فتح کرد، خاندان سلطنتی بریتانیا به کانادا فرار کرد و دولت بریتانیا در آنجا به کار خود ادامه می‌دهد. شمال مرزهای آمریکا بقایای دولت بریتانیا همچنان به حیاتش ادامه می‌دهد. اوضاع آمریکا و بریتانیا قمر در عقرب است، چون نازی‌ها خانه‌ی یک امپراتوری جهانی را تصرف کرده‌اند و حالا مستعمره‌های این امپراتوری سه انتخاب پیش روی خود دارند: ۱. دولت دست‌نشانده‌ی جدید بریتانیا را به‌عنوان رهبر خود بپذیرند. ۲. به خاندان سلطنتی در کانادا وفادار بمانند. ۳. از فرصت پیش‌آمده استفاده کنند و تا وقتی که اوضاع داخلی بریتانیا آشوبناک است‌، برای استقلال خود بجنگند.

    بنابراین با تصرف بریتانیا، در سرتاسر دنیا مستعمره‌های بریتانیا نیز در آشوب فرو می‌روند. در هندوستان، جنبش استقلال‌طلبی (که پیش از جنگ هم جرقه‌های آن زده شده بود) شدت بیشتری می‌یابد و رهبران آن اعلام می‌کنند که کشورشان دیگر تحت سلطه‌ی اربابان استعمارگر پیشین‌شان نیست. در دنیای ما، وقتی هندوستان استقلالش را از بریتانیا اعلام کرد، بلافاصله خطر جنگ داخلی پیش آمد، چون دو اکثریت مذهبی کشور یعنی هندوها و مسلمان‌ها سر تقسیم‌بندی کشور (یا اصلاً تقسیم‌بندی شدن آن) با هم توافق نداشتند. هندوها می‌خواستند هندوستان متحد بماند، اما رهبران مسلمان می‌ترسیدند زیر یوغ هندوها بروند، برای همین خواستار تشکیل یک کشور اسلامی مستقل بودند. برای جلوگیری از وقوع جنگ داخلی و تطمیع رهبران مسلمان که در پی تشکیل کشور جدید بودند، بریتانیایی‌ها هندوستان را به دو قسمت تقسیم کردند و دو گروه را به حال خودشان رها کردند تا با هم به توافق برسند. مهاجرت‌هایی که در پی این ماجرا اتفاق افتاد فاجعه‌آمیز بودند، اما از وقوع جنگ داخلی جلوگیری شد (حداقل برای مدتی). در این دنیای موازی، با توجه به این‌که بریتانیا دیگر قدرتی ندارد، مردم هند باید خودشان قضیه را حل‌وفصل کنند. وضعیت خیلی زود از کنترل خارج می‌شود و در نواحی مختلف خشونت بین هندوها و مسلمان‌ها شدت می‌گیرد. اتفاقی مشابه در آفریقای زیرصحرایی نیز می‌افتد، چون دیگر بریتانیایی وجود ندارد که بخواهد اعمال قدرت کند.

    با توجه به این‌که تعداد عوامل دخیل بسیار زیاد است، من قصد ندارم سرنوشت هر مستعمره را به صورت جداگانه بررسی کنم. اما به طور کلی کشورهایی که جمعیت انگلیسی زیادی داشته باشند (مثل فالکند یا حتی کشور مستقلی مثل استرالیا، نیوزلند و آفریقای جنوبی)، به خاندان سلطنتی بریتانیا وفادار خواهند ماند. حکومت بریتانیا سعی می‌کند بخش‌هایی از امپراتوری در حال فروپاشی‌اش را حفظ کند، ولی بیشتر مستعمره‌ها یا تحت کنترل نازی‌ها درمی‌آیند (مثل مصر)، استقلال خود را اعلام می‌کنند یا با پیوستن به استرالیا و نیوزلند در صدد کمک به متفقین برمی‌آیند. تصرف بریتانیا به دست نازی‌ها به معنای پایان جنگ برای بریتانیا نیست، صرفاً این جنگ به نبردهای جزئی در اقصی‌نقاط کره‌ی زمین تقلیل پیدا خواهد کرد.

    در این دنیای موازی آمریکا هرطور که بتواند به بریتانیا کمک می‌کند تا قدرتی را که برایش مانده حفظ کند، اما در عین حال باید به فکر برقراری رابطه‌ی دیپلماتیک با آلمان نازی هم باشد. در بدترین حالت ممکن هیتلر مثل دنیای ما با آمریکا وارد جنگ می‌شود، اما اگر چنین اتفاقی نیفتد، بحث درباره‌ی رابطه‌ی آمریکا با آلمان نازی به یکی از حیاتی‌ترین لحظات تاریخ آمریکا تبدیل خواهد شد. این تصمیم روی سیاست‌های داخلی آمریکا نیز تاثیر خواهد گذاشت و بسیاری از این سیاست‌ها بر پایه‌ی دیپلماسی شکل‌گرفته بین هیتلر و آمریکا طرح‌ریزی خواهد شد. اگر قرار بر ماندگاری رایش سوم باشد، دشمنی با این کشور به نفع آمریکا نخواهد بود. اروپا همچنان یکی از بزرگ‌ترین بازارهای دنیاست و سودی که می‌توان از آن کسب کرد روی سیاستمداران آمریکایی تاثیر خواهد گذاشت. اساساً در چنین موقعیتی می‌توان دو نگرش اتخاذ کرد: دیپلماسی و دشمنی با رایش سوم. در دنیای ما عده‌ای از چهره‌های سرشناس اصرار داشتند آمریکا با آلمان نازی رابطه‌ی حسنه برقرار کند (مثل هنری فورد)، ولی در بیشتر موارد اصرارشان به خاطر این بود که خودشان هم به آرمان‌های نازی‌ها اعتقاد داشتند. در آن دوره نژادپرستی و به‌نژادی ایده‌هایی فراگیر بودند و آلمانی‌ها و آمریکایی‌های زیادی بهشان اعتقاد داشتند. علاوه‌بر آمریکایی‌های که تحت‌تاثیر نازی‌هایند، سیاستمدارانی که از جنگ تمام‌عیار می‌هراسند، دولت را تشویق به برقرار رابطه‌ی دیپلماتیک با رایش سوم و تاثیرپذیری از نازی‌ها می‌کنند. البته اگر روزولت رییس‌جمهور باشد، به هیچ‌یک از درخواست‌های نازی‌های جواب مثبت نخواهد داد و به حمایت از بریتانیایی‌ها برای حفظ قلمروی در حال فروپاشی‌شان ادامه خواهد داد.

    من نمی‌توانم پیش‌بینی کنم سیاست آمریکا در این زمینه به کدام سمت پیش خواهد رفت، چون این موضوع از تاریخ دنیای ما دور است، اما اگر جنگی اتفاق نیفتد، گمانه‌زنی‌های بالا محتمل‌ترین سناریوهای ممکن هستند.

    رابطه‌ی آلمان نازی با جهان اسلام

    سرنوشت دیگر نواحی دنیا چه تغییری خواهد کرد؟ خصوصاً مردم غیراروپایی یا مردمی که در نزدیکی حوزه‌ی نفوذ رایش سوم قرار ندارند. مثلاً‌ رابطه‌ی آلمان نازی با جهان اسلام چگونه خواهد بود؟ سیاست خارجی آلمان نازی به کل بر اساس باورها و عقاید هیتلر تعیین می‌شد. همان‌طور که پیش‌تر اشاره کردم،‌ نازی‌ها نژادها را از بهترین به بدترین طبقه‌بندی کرده بودند. یکی از سوءتفاهم‌های رایج این است که اگر نازی‌ها در جنگ پیروز می‌شدند، با مسلمان‌ها رفیق گرمابه‌ و گلستان می‌شدند. در این دنیای موازی نازی‌ها به هیچ عنوان رابطه‌ی دوستی با مسلمان‌ها و عرب‌ها برقرار نمی‌کردند. سیاست خارجی هیتلر به‌کل بر پایه‌ی جنگ آریایی‌ها با غیرآریایی‌ها بنا شده بود. عرب‌ها یهودی نیستند، ولی مردم سامی (Semitic) به حساب می‌آیند و بنابراین در نظر نازی‌ها مادون اروپایی‌ها بودند. با این وجود،  در دنیای ما رنجی که عرب‌ها از استعمارگری آلمان و فرانسه کشیده بودند به نفع نازی‌ها تمام شد. در دنیای ما آلمان نازی رابطه‌ای کجدار و مریز با مسلمان‌ها برقرار کرده بود. عرب‌ها و مسلمان‌ها پس از سقوط عثمانی تحت سلطه‌ی بریتانیا قرار گرفته بودند و برای همین نازی‌ها و مسلمان‌ها دشمن مشترک داشتند.

    همان‌طور که همه می‌دانیم، نازی‌ها استاد پروپاگاندا بودند و اطلاعات موجود را بر اساس نیازهای مقطعی‌شان تغییر می‌دادند. در سال ۱۹۴۱ هیتلر با محمد امین الحسینی مفتی اورشلیم ملاقات کرد. نازی‌ها این ملاقات را در بوق و کرنا کردند تا حمایت عرب‌ها را جلب و زیر پای متفقین را خالی کنند. البته این بدین معنا نیست که نازی‌ها به‌کل از مسلمانان بدشان می‌آمد. هیتلر نظر مثبتی نسبت به اسلام داشت و آن را از مسیحیت جایگزین بهتری برای مردم اروپا می‌دید، چون در نظرش مسیحیت مروج ترحم و تسلیم‌پذیری بود. حتی از او نقل است که دلش می‌خواست اروپایی‌ها در نبرد تور (Battle of Tours) شکست بخورند تا اسلام در اروپا گسترش پیدا کند. به طور کلی، دیدگاه نازی‌ها درباره‌ی دنیا و مردمش بسته به دشمن مقطعی‌شان تغییر می‌کرد. آن‌ها بنا بر شرایط زمانه به بریتانیایی‌ها دشمن شدند، با کشورهای اسکاندیناوی دشمن شدند و دیر یا زود دشمنی با مردم عرب و استعمارشده هم اتفاق می‌افتاد. اگر گروه یا اقلیتی اسباب زحمت نازی‌ها می‌شد و برایشان مزاحمت ایجاد می‌کرد، به دشمن آن‌ها تبدیل می‌شد. باید این نکته را در نظر داشت که بزرگ‌ترین ذخایر نفتی جهان در خاورمیانه است، بنابراین بعید است که نازی‌ها مردم این ناحیه را به حال خود رها کنند.

    در این دنیای موازی خاورمیانه به هدفی مهم برای نازی‌ها تبدیل می‌شود. جنگ سر تصرف ذخایر نفتی بین نازی‌ها و مسلمان‌ها در می‌گیرد و طغیان و شورشی هم در کار نیست، چون نازی‌ها با توسل به بمباران و کشتار جمعی کار هر جنبش مقاومتی را یک‌سره می‌کنند. نازی‌ها با کشورهایی که پست‌تر از خود می‌دیدند، تجارت نمی‌کردند. حتی با در نظر گرفتن چنین شرطی آن‌ها نگرشی انحصارطلبانه داشتند. در نظر آن‌ها، در صورت موفقیت جامعه و رشد جمعیت آلمان، مردم آلمان به زمین بیشتری برای زندگی احتیاج دارند. حتی در دنیای امروز نیز فرهنگ مصرف‌گرایی به غذا، نیروی کار و حمل‌ونقل عظیمی احتیاج دارد تا جوابگوی چنین جمعیت عظیمی باشد. شاید نرخ مصرف آلمانی‌ها به اندازه‌ی آمریکایی‌ها نباشد، اما اگر جامعه‌ی آلمان پیشرفت کند و جمعیت افزایش پیدا کند، تنها راه پیشرفت آلمان گسترش یافتن است، وگرنه از هم فرو خواهد پاشید. می‌توان باقی مقاله را صرف گمانه‌زنی درباره‌ی این کنم که اگر در باقی قرن بیستم آلمان نازی درگیر جنگ با فلان کشور شود، چه اتفاقی می‌افتد، اما در احتمالات پیش‌رو تفاوتی ایجاد نمی‌شود. سیاست‌گذاری‌های دنیا در دهه‌ی ۱۹۶۰ ممکن است با دهه‌ی ۱۹۸۰ متفاوت باشد، حتی اگر آلمان نازی موفق به تصرف اروپا شود. پیش‌بینی مسائل جزئی مربوط به جنگ، اقتصاد و سیاست چند دهه پس از خط زمانی‌ای که ما در آن زندگی می‌کنیم تلاشی بی‌فایده است.
    جمع‌بندی

    معمولاً در سناریوهای گمانه‌زنی درباره‌ی پیروزی نازی‌ها در جنگ جهانی دوم، پیش‌فرض اصلی این است که نازی‌ها کره‌ی زمین را تسخیر کرده‌اند و قرار است تا ابد ماندگار بمانند. اگر شرایط بر وفق مراد بود، شاید چنین سناریویی ممکن می‌شد. ولی همان‌طور که بارها در طول تاریخ مشاهده کرده‌ایم، امپراتوری‌ها و کشورها پس از مدتی افول می‌کنند و فرو می‌پاشند. حتی اگر فرو نپاشند، ایدئولوژی‌شان تغییر می‌کند. نظام‌های سیاسی و اجتماعی در گذر نسل‌ها تغییر و تکامل پیدا می‌کنند. حتی اگر آلمان نازی هم دوام می‌آورد،‌ بدین معنا نیست که ایدئولوژی حاکم بر آن همان ایدئولوژی‌ای باقی می‌ماند که هیتلر تعیین کرده بود. آلمان نازی‌ای که ما از دهه‌ی ۱۹۴۰ سراغ داریم مسلماً نمی‌توانست تا ابد دوام بیاورد. سوال اصلی اینجاست: بزرگ‌ترین تاثیر پیروزی نازی‌ها در این دنیای موازی چیست؟ جواب: ایدئولوژی. ایدئولوژی افکار، باورها و اخلاقیات مردم را شکل می‌دهد و به‌نوعی نگرش ما را نسبت به جایگاه‌مان در جهان تعیین می‌کند. خدایانی که مردم در گذشته عبادت می‌کردند یا نظام‌های سیاسی دنیای امروز نمونه‌ای از ایدئولوژی هستند و از طریق اثر پروانه‌ای روی بخش زیادی از دنیا اثر می‌گذارند. نوشته‌های کارل مارکس زندگی میلیون‌ها نفر در سرتاسر دنیا را تحت‌تاثیر قرار داد، یا از طریق زور یا با الهام‌بخشی. هر ایده‌ای بر سر تقاطع دوام آوردن یا به دست فراموشی سپرده شدن ایستاده است. فاشیسم هم از این قاعده مستثنی نیست و در این دنیای موازی فاشیسم به‌عنوان یک ایدئولوژی قدرتمند به مردم آن شناخته می‌شود.

    وقتی آلمان نازی در دنیای ما شکست خورد، مهم‌ترین پیامد آن مرگ ایدئولوژی‌اش بود. در دادگاه نورمبرگ مدارک زیادی پیرامون جنایات نازی‌ها رو شد و نظر خیلی‌ها را نسبت به آن‌ها تغییر داد. نابودی و آسیبی که آلمان به خاطر ایدئولوژی هیتلر تحمل کرد باعث شد هیچ مقاومت جمعی‌ای برای حفظ میراث هیتلر صورت نگیرد. در این دنیای موازی،‌ چنین اتفاقی رخ نمی‌دهد. در این دنیا نازی‌ها موفق می‌شوند تا مرگ هیتلر کشوری موفق را اداره کنند و بدین ترتیب ایدئولوژی او جاودانه خواهد شد.

    در مقام مقایسه می‌توان به پدران بنیان‌گذار ایالات متحده اشاره کرد. در آمریکا اختلاف سیاسی بسیار شدید است، اما هیچ سیاستمدار یا شخصیت برجسته‌ای پیدا نمی‌شود که رسماً و علناً با ایده‌های پدران بنیان‌گذار مخالفت کند. دلیلش این است که ایدئولوژی آن‌ها به بخشی جدانشدنی از فرهنگ ایالات متحده تبدیل شده است. با درگذشت پدران، آن‌ها به موجوداتی فراانسانی تبدیل شدند؛ آن‌ها به بت‌هایی تبدیل شدند که هرکس احساس گمراهی کرد، کافی‌ست به گذشته نگاه کند و از آن‌ها الگو بگیرد. سیاست‌های هر حزب به‌نوعی تفسیر اعضای آن از قانون اساسی آمریکاست. البته قصد من مقایسه کردن پدران بنیان‌گذار با نازی‌ها نیست، ولی منطقی که ذکر شد درباره‌ی هردویشان صدق می‌کند. با فرض این‌که چند دهه پس از مرگ آدولف هیتلر همه‌چیز بر وفق مراد نازی‌ها پیش برود، حتی اگر رایش سوم فرو بپاشد، ممکن است شکاف عمیقی بین احزاب فاشیست و نازی ایجاد شود، اما نزد تمامی این احزاب هیتلر مقام بالای خود را حفظ خواهد کرد و به مرور زمان ایدئولوژی نازیسم نزد نسل‌هایی که دوران پیش از حکمرانی نازی‌ها را به خاطر ندارند عادی‌سازی خواهد شد. البته این ادعا بدین معنا نیست که کل دنیا به نازیسم گرایش پیدا می‌کند، ولی در مقایسه با دنیای ما، در شکل‌گیری آینده‌ی این دنیای موازی نازیسم نقش به‌مراتب بزرگ‌تری را ایفا خواهد کرد. مثلاً امروزه ایده‌های مارکس بین کمونیست‌ها به اشتراک و بحث گذاشته می‌شود، بنابراین در این دنیای موازی احتمالاً ایده‌ی مردم درباره‌ی فاشیسم تحت تاثیر شرایط زمانه شکل خواهد گرفت.

    طی چند قرن آینده، دیدگاه مردم نسبت به جنگ جهانی دوم قابل پیش‌بینی نیست. در دنیای ما، تا چند قرن دیگر جنگ جهانی دوم همچنان به‌عنوان یکی از مهم‌ترین اتفاقات تاریخ بشر قلمداد خواهد شد. تغییرات اقتصادی، فرهنگی و سیاسی که شکل‌دهنده‌ی دنیای مدرن بودند، همه از این اتفاق ریشه گرفتند. در قرن‌های آتی تاثیر این اتفاق هرچه بیشتر معلوم خواهد شد، چون تصمیمات ما در دنیای حاضر دنیای آیندگان‌مان را شکل خواهد داد. جنگ جهانی دوم می‌توانست پایان‌دهنده‌ی فرهنگ‌های بسیاری باشد و در حالت فعلی‌اش هم بخش‌های زیادی از کره‌ی زمین را نابود کرد، ولی می‌توانست نتیجه‌ی بدتری داشته باشد. این جنگ ممکن است سرفصل جدیدی در تاریخ رقم بزند، سرفصلی که در آن نه نازی‌ها، بلکه کسانی که تحت تاثیر هیلتر هستند، نفوذی عمیق در سیاست جهانی و شکل‌گیری افکار عمومی پیدا کنند. سناریوهایی در این مقاله مطرح شدند، مشتی نمونه‌ی خروار بودند و اگر آلمان در جنگ جهانی دوم پیروز می‌شد، خدا می‌داند در آینده چه پیش می‌آمد، اما فکر کردن درباره‌ی این مسائل به‌نوبه‌ی خود جالب است. امیدوارم این مقاله به شما کمک کرده باشد جنگ جهانی دوم و وقایع مربوط به آن را از زاویه‌ای جدید نگاه کنید.

     

    بخش اول این پست

    ایجاد مقاله

    گزارش

    شما عضو وبگاه نیستید!

    دیدگاه

    ارسال شد


    Confirmed By dictator 666MAX999

    Login

    با عضویت در وبگاه از امکانات حرفه ای آن بهره مند شوید!

    ثبت نام

    14

    Room 6

    ناشناس

    IP: 17646

    😂😂😂😂

    ناشناس

    IP: 5114

    گلرو کم بود مطهره هم اضافه شد 😂

    ناشناس

    IP: 5125

    داستانای اینجا عالیه مطهره

    ناشناس

    IP: 5125

    کی کیو کشته مطهره

    Soorousha

    😐

    Soorousha

    Hi lilith

    ناشناس

    IP: 9582

    Slm

    ناشناس

    IP: 4532

    سلام😐

    ناشناس

    IP: 4532

    😐

    ناشناس

    IP: 5188

    😍😍

    ناشناس

    IP: 138197

    😐💛با افتخار لیلیث هستم

    ناشناس

    IP: 5210

    سلا

    Soorousha

    گلرو یک انسان مؤنث است

    ناشناس

    IP: 89196

    کسی هست

    ناشناس

    IP: 89196

    سلام

    ناشناس

    IP: 109203

    گلرو کیست؟😐

    ناشناس

    IP: 109203

    گلروووو کجاییی دقیقا کجایی🤔

    ناشناس

    IP: 109203

    😐بچو

    ناشناس

    IP: 4556

    ناشناس

    IP: 4556

    ناشناس

    IP: 4556

    سلام

    ناشناس

    IP: 217138

    سرهنگ

    ناشناس

    IP: 217138

    سلام به همه خوبان

    ناشناس

    IP: 5116

    بخورش

    ناشناس

    IP: 5122

    🤔

    ناشناس

    IP: 5122

    خوبی

    ناشناس

    IP: 5122

    سلام خکبی

    Faryal22

    سلام

    ناشناس

    IP: 5127

    سلام

    Soorousha

    گلرووو کجایی 😂😂😐

    ناشناس

    IP: 5114

    من میلادم

    ناشناس

    IP: 5114

    سلام

    ناشناس

    IP: 19547

    nd

    ناشناس

    IP: 37129

    کی کشتی کی کیو کشته وایییب

    ناشناس

    IP: 37129

    سلام مطهره هستم

    03:00

    😅😅😅😅

    ناشناس

    IP: 2183

    😅😅😅😅

    ناشناس

    IP: 2183

    Faryal22

    :/

    ناشناس

    IP: 5124

    دوتا بودش خودم خوردمش

    Room6 Supported By Foodforfox ChatRoom

    Best Views

    اتاق قرمز یا رد روم

    اتاق قرمز یا رد روم اتاق قرمز  سایتی در دارک وب بوده که با پرداخت مبلغی وارد ان شده و بصورت زنده تکه تکه کردن انسان ها را مشاهده می نمایید در پشت اتاق های مرگ دارک نت چه می گ

    فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما)

    فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما) فیلم هزار پای انسانی The Human Centipede یکی از بدترین فیلم های تاریخ سینماست که در سال 2009 برای اولین بار ساخته شد اما به دلیل س?

    راز عدد 241543903

    ?ت که توسط دیوید هورویتز، هنرمند شناخته شده نیویورکی ابداع شد داستان از این قرار که دیوید هوروتیز در سال 2009 یک تصویر از خود ، در سایت فلیکر (که سایت محبوب عکاس ها و عکس دوستانه است) منتشر کرد در این تصویر دیوید سر خود را داخل یخچال کرده بود و از کاربران خواست این کار را انجام دهند و عکس ها را  با عدد 241543903 تگ کنند (برچسب بزنند).   حال چرا این عدد؟جالب است بدانید این عدد به صورت شانسی از ترکیب شماره سریال روی یخچال و بارکد روی نودل مرغ یخ زده بدست آمده است ایده سر در یخچال زمانی به سر دیوید زد که یکی از دوستان وی بدلیل بیماری سر خود را  در داخل یخچال می برد تا کمی دردش تسکین یابد. جالبی این موضوع باعث شد که خیلی ها این کار را انجام دهند و عکس خود را با تگ این 241543903 در سایت منتشر کنند، و بدلیل این که برچسب یک معیار مهم برای گوگل است با  جستجو این عدد در گوگل یک گالری از افرادی با سر هایی در داخل یخچال بارگذاری می شود.  

    لیست فیلم های ممنوعه جهان

    لیست فیلم های ممنوعه جهان این ژانر، ما را با ژرف ترین و تاریک ترین بُعد انسان آشنا می کند. جایی که همه ما امیدواریم هیچ وقت شاهد آن نبوده یا جزئی از آن نباشیم. از دید منتقدان، فیل

    داستان ترسناک یک حمام معمولی

    داستان ترسناک یک حمام معمولی horror6: الان حدود چندساله درگیرم خیلی کارا کردم که بتونم فراموش کنم آزاد بشم که نشد فقط با کمک یه جنگیر تونستم اونارو از خودم دور کنم،همیشه فکرمیکردم

    فیلمی از عروسک لولیتا

    فیلمی از عروسک لولیتا o6: سلام حتما درباره عروسک های لولیتا چیز های زیادی شنیدید لولیتا به دخترانی میگویند که دست و پای آنها بریده می شه و دندانشان را می کشند و از آنها به عنوان ب?

    شعر نفرین شده جهنم تومینو

    شعر نفرین شده جهنم تومینو جهنم تومینو شعری ژاپنی و نفرین شده که براساس افسانه ها اگر این شعر بلند خوانده شود سرنوشت بدی برای خواننده رقم خواهد زد. این شعر در یک کتاب 666 صفحه ای

    درگاه دارک وب

    کاربر گرامی این صفحه پل ارتباطی بین شما و وب پنهان می باشد تمامی لینک ها بررسی شده و شما را به وب سایت های خطرناک و بد افزار ها متصل نمی کنند قبل از ورود به وب پنهان نکات امنیتی را

    فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)

    فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)   ژانر : ترسناک زمان : 70 دقیقه زبان : انگلیسی محصول : امریکا کارگردان : Eli Roth ستارگان : Jay Hernandez, Derek Richardson, Eythor Gudjonsson خلاصه دا

    ترسا فیدالگو (روح مجازی)

    ترسا فیدالگو (روح مجازی) شاید شما هم در اینستاگرام یا دیگر شبکه‌های اجتماعی با کامنت‌هایی عجیب مواجه شده باشید. کامنت‌هایی که در همان سطر اول، خبر از رخدادی عجیب و ترسن

    معرفی سایت های دارک وب

    معرفی سایت های دارک وب دارک وب یا وب تاریک به شبکه‌ای گفته می‌شود که در دسترس عموم نبوده و بیشتر برای مقاصد غیرقانونی مورد استفاده قرار می‌گیرد. ردیابی فعالیت‌های آن و شناسا

    لیلیت کیست (نخستین زن حضرت آدم)

    لیلیت کیست (نخستین زن حضرت آدم) داستان آفرینش در هر دینی به صورتی بیان شده است که انسانهای نخستین در همه آن ها آدم و حوا بوده اند اما نظریه متفاوتی نیز در اینباره وجود دارد که ا

    موزه اد و لورن وارن (موزه ترسناک)

    موزه اد و لورن وارن (موزه ترسناک) موزه ماورا الطبیعه اد و لورن وارن (occult museum) ،قدیمی ترین و تنها موزه از نوع خود است این موزه معروف، صدها هزار بازدید کننده از سراسر جهان را

    عروسک جنسی لولیتا

    عروسک جنسی لولیتا داستان عروسک لولیتا به سال ۱۹۹۵ و زمانی که ولادیمیر نوباکوف داستانی تحت عنوان لولیتا را منتشر کرد باز می گردد. داستان این رمان در مورد یک استاد دانشگاه است که

    فیلم ترسناک 1980 Cannibal Holocaust (کانیبال هولوکاست)

    فیلم ترسناک 1980 Cannibal Holocaust (کانیبال هولوکاست)   ژانر : ترسناک زمان : 58 دقیقه زبان : انگلیسی / اسپانیایی / ایتالیایی محصول : ایتالیا کارگردان : Ruggero Deodato ستارگ


    Today Show#

    #لیست فیلم های ممنوعه جهان
    #ماجرای دختر آبادانی و مامور حراست
    #بازی ترسناک مومو (MOMO)
    #امداد غیبی
    #معرفی سایت های دارک وب

    Related Posts

    ابر زیردریایی تایفون روسی

    در دهه 1970 زمانی که شوروی متوجه طرح امریکا برای  ساخت زیر دریایی  اتمی جدیدشد که بعدها نام کلاس اوهایو شناخته شد ، طراحی برای ساخت یک زیر دریایی اتمی جدید را پیش گرفت. در همان...

    سلام به سبک نازی ها در ورزشگاه ازادی

    سلام به سبک نازی ها در ورزشگاه ازادی درود نازی یا درود هیتلری که در دوره حکومت نازی، درود آلمانی  نامیده می‌شد، نوعی درود فرستادن متداول در آلمان نازی بود که در آن (به سبک دو...

    کلت راجر ال سی پی دو

    با توجه به تهدید‌های گوناگون که در شرایط امروزی جهان، کشور‌ها و ملت‌های مختلف را هدف قرار داده است تقریبا تمامی دولت‌ها و نیرو‌های نظامی در مناطق مختلف جهان به دنبال...

    سایه افراد تبخیر شده در انفجار اتمی

    سایه افراد تبخیر شده در انفجار اتمی بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی دو عملیات اتمی بودند که در زمان جنگ جهانی دوم به دستور هری ترومن، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، علیهامپراتور...

    مرگ عجیب اتو ران ، تئوری پرداز آلمان نازی

    مرگ عجیب اتو ران ، تئوری پرداز آلمان نازی big fox: اتو ران در 18 فوریه 1904 در آلمان متولد شد. اتو ران یکی از مهم ترین تئوری پردازان نژادی آلمان نازی، تاریخ شناس، نویسنده و همچنین از بز...

    سخنان قبل از مرگ موسولینی

    موسولینی در اپریل 28 سال 1945 در giulini ایتالیا این جملات قبل از مرگش بیان کرد : حتی اگر من بمیرم ، مرا بکشید ، من باز به دنیا میایم . من باز رعیس و پیشروی یک ملت قدرتمند دیگر خواهم شد . م...

    دوست جوان و یهودی هیتلر

    در نگاه اول شاید به نظر برسد که این عکس نشان‌دهنده خوشحالی است: مردی، دختری مو طلایی را در آغوش کشیده است.اما نگاهی دقیق‌تر قصه‌ای سیاه را پیش چشممان می‌آورد است. این مر...

    من یک فاشیست نیستم!

    من یک فاشیست نیستم! فاشیسم در لغت به معنای روشی که برای تمرکز قدرت در حکومت استفاده می شود یک نظریه سیاسی و گونه‌ای نظام حکومتی خودکامه ملی‌گرای افراطیست که نخستین بار در سال‌...

    Tags

    #هیتلر
    #جنگ جهانی دوم
    #المان نازی
    #سایت ترسناک
    #پیروزی هیتلر
    #horror website
    #نازی ها

    Categories

    داستان (محتوای خواندنی با ویژگی انتقال هیجان و ترس)
    یوفو (فرا زمینی ها)
    بازی (بازی هایی با محتوا ترسناک)
    انیمیشن (انیمیشن هایی با محتوا ترسناک)
    افراد (انسان های خاص)
    حیوانات (جانداران ترسناک)
    پرونده های ترسناک (جنایت های جهان)
    مستند (مستند هایی با محتوا ترسناک)
    جنگ و جنگ افزار ها (سلاح های مرگبار)
    فضا (عجایب اسمان)
    شیطان پرستی (موضوعاتی مرتبط با شیطان و شیاطین)
    سریال (سریال هایی با محتوا ترسناک)
    اسرار و رموز (جهان پنهان)
    حوادث (رخداد های ترسناک)
    کتاب (کتاب هایی با محتوا ترسناک)
    جالب (مطالب جالب توجه)
    مکان های ترسناک (اماکن عجیب)
    ماورا الطبیعه (ارواح)
    تسخیر شده گان (اجنه)
    اطلاعات عمومی (دانستنیها)
    شکنجه و بردگی (سلطه پذیر)
    برنامه های کاربردی (نرم افزار ها)
    تصاویر (تصویر های ترسناک)
    فیلم (فیلم هایی با محتوا ترسناک)
    عجیب (عجایب جهان)
    ترسناک (اتفاقات ترسناک جهان)
    اینترنت (هر موضوعی که با اینترنت مرتبط است)
    وسایل نقلیه (هرگونه وسیله ساخت بشر که قادر به جا به جایی اجسام باشد)
    خدا (موضوعاتی مرتبط با الهیات)

    Magic

    11 نیاز به رتبه

    font Lora_on

    13 نیاز به رتبه

    font Anton_on

    نیاز به رتبه 16

    font Mukta_on

    نیاز به رتبه 20

    font Cairo_on

    نیاز به رتبه 24

    font Almarai_on

    نیاز به رتبه 32

    font Stylish_on

    نیاز به رتبه 40

    font Nosifer_on
    راهنما: این بخش سیستم ویجت های سایت را در بر میگیرد که به کمک آن می توانید تنظیمات موقتی خود را بر روی بخش های مختلف قالب اعمال نمایید
    با نام نویسی سریع در سایت از امکانات خاص از جمله تغییر تم ، فونت و ... برخوردار شو