داستان ترسناک عاقبت افشای راز

داستان ترسناک عاقبت افشای راز

داستان ترسناک عاقبت افشای راز
date: 2020-08-26 19:17:27
  • view: 56 today: 0
  • داستان ترسناک عاقبت افشای راز

    داستان در مورد عموم که در یکی از روستاهای غرب زندگی میکنه،۶۵ سالشه و حدود سی و پنج سالی هم هست مجرد هست،این مجرد بودنش هم داستانی اما الان بحث ما یه چیز دیگه ست.در ادامه داستان یه سری اتفاقات میفته ممنون میشم مسخره نکنید😕.بقیه داستان هم از زبونه خودش براتون میگم.
    یه سالی برف زیادی بارید چند وقتی از خونه نرفتم بیرون،بعد که برف ها شروع به آب شدن کردن صب که بیدار شدم گفتم برم یه سر به برادرم که اونطرف ابادی هست بزنم،خلاص رفتم خونه برادرم یه چند ساعتی نشستم بعد از نهار امدم سمت خونه توی راه یه سر به زمین ها زدم، از پل کنار خونه امدم این سمت دیدم یه مرد اورکت پوشیده بود اون طرف پل بود،نگاه کردم ببینم اشناست که صورتش خوب معلوم نبود، بیخیال شدم امدم خونه همین که پا گذاشتم داخل خونه درو بستم،یکی زد به در گفتم کیه؟صدای یه زن بود گفت لطفا باز کنه هوا بیرون سرد دارم یخ میزنم،منم در باز کردم دیدم همون که روی پل بود؛اما این که زنه پس چرا اورکت و تیپ مردونه زد بی خیال شدم.از زنهای ابادی هم نبود یه زن حدود سی خورده ای جون،اسرار کرد که به داخل راهش بدم،منم دلم سوخت گفتم بیاد گرم شدی میتونی بری گفت باشه،هیچ دیگه یه چای دم کردم تعارفش کردم،بعد شروع کردم باهش حرف زدن،که اینجا توی این وقت غروب چیکار میکنی مال کدوم ابادی،گفت امدم سر بزنم به خواهرم اسم یکی از زنهای ابادی رو گفت که میشناسمش بعد گفت که من زن فلانیم از فلان ابادی و شروع کرد از بد شوهرش گفتن که مرد بدیه نمیتونه من خوشبخت کنه کاش به جایش تو مردمن بودی،خلاص از هزار در وارد شد تا من گمراه کنه منم که حدود ۶۰سالم بود تو فکر این کارها نبودم اون هم با کی با یه زن شوهر دار، نمیدونم چطور من جادو کرد که اون کار که نباید میشد و شد یعنی باور نمیکردم من چینین کاری کنم فک کنم یه زن جون و بسیار زیبا(حالا ما سر به سرش میزاشتیم میگفتیم تو که بدت نیومد، بعد سالی افتادی تو نعمت😁اونم شروع میکرد بد و بیرا گفتن به ما)زن بهم گفت گرسنمه چیزی نداری گفتم چرا برو دست هات بشور تا من برات غذا بیارم، لوله های آب یخ زده بود منم از صب خونه نبودم که ازشیر اب استفاده کنم، برای همین یه دبه آب اوردم گفتم بیا بیرون آب بریزم رو دستت، نمیدونم کور بودم یا تازه متوجه ناخن هاش شدم ناخن های بلندی داشت به اندازه نصف مدادی دیدم قبل این که آب بریزم رو دستش با ناخن یه دایره روی زمین کشید، بعد گفت آب بریز رو دستم.داشتم پیش خودم فک میکردمچرا این کارو کرد، که سرش بلند کرد گفت بهم برای این خط کشیدم که آب نره طرف آتیش،راست میگفت دقیق نیم متر اون طرفتر تنور بود.منم رفتم براش یه تیک گوشت اوردم که صب گذاشتم داخل دیگ کنار تنور که برای شب اماده بشه اوردم،دیدم گوشت کامل از استخون جدا کرد گذاشت داخل نان،بست به شاله پشتش گفت برای بچه هاشه که گرسنه هستن،منم چیزی نگفتم،یعنی یه جوری بود که اون بیشتر حرف میزد انگار صدای افکارم میشنید که جواب من رو هم میداد

    خلاص کلی سفارش کرد که از ماجرا به احد و ناسی نگو منم گفتم بابا پای ابروی خودمم در خطر دیدیم یه جوری نگاهم کرد خندید،خندش طوری بود که ادم وحشت میکرد. بعد از رفتنش تازه یادم افتاد من چیکار کردم،همش به خودم لعنت میفرستادم که این چه کاری بود.حس عذاب وجدان داشتم،این داستان گذاشت بعد ۲۰روز رفتم اون ابادی که خانوم گفت برای اونجاست،منم برای زمین های که چند قطع اون سمت ها داشتیم رفتم، رفتم داخل ابادی گفتم بزار احوالی از اون مرد که خانومه گفت زنش بپرسم،پرسون پرسون خونه اون مرد پیدا کردم رفتم کناری وایسادم ببینم مرد که میگفت ازیتش میکنه چه طور ادمیه، گفت دیدم یه پیر مرد از خودم بدتر از خونه امد بیرون یکی اون طرفتر صداش کرد اهای مش فلانی،که فهمیدم این اقای اون خانوم بود،داشتم شاخ در می اوردم،،رفتم جلو احوال پرسی کردم کردم خلاص گفتم زنت از فامیل های دورمونه حالش چطور گفت خوبه بزار صداش کنم گفتم نه من کار دارم مزاحم نمیشم،دیدم زنش صدا کرد یه پیر زن امد احوال پرسی کردم،اونجا تعجبم صد برابر شد.اون خانوم اسمش همون بود شوهر همون که گفت بود، کلی تعارف کردن شب بمون قبول نکردم.یه راست رفتم خونه برادر بزرگترم،برای برادرم و خانومش داستان گفتم، خانومش گفت تو پیر مرد کلی سن رفته صداتا داستان مشابه این داستانی که گفتی شنیدی نفهمیدی این جن بود

    تازه اونجا مث پازل همه چی کنار هم قرار گرفت حرکتهاش حرف زدنهاش دندونهای تیزش که وقتی خندید،موندم چرا اون موقع توجه نکردم،اون شب خونه برادرم خوابیدم.این داستان برای هرکی میشناختم تعریف کردم،همه هم یه نظر میدادن که جن بود،چند روز گذشت با یکی از فامیل ها با تراکتور رفتیم سر زمین  داشتیم باهم حرف میزدیم یه دفع یه روباه جلو تراکتور سبز شد،فامیلمون هرچی صدا میزد کنار نمیرفت،گفتم بزار من برم پایین حتما نور چراغ تراکتور افتاد تو چشماش نمیتونه حرکت کنه.رفتم پایین دستهام تکون دادم، تکون نخورد یه سنگ کوچیک برداشتم،انداختم گفتم آهای لعنتی چرا نمیری کنار،تا این گفتم یه نگاه بهم انداخت شروع کرد به رفتن،منم میخواستم سوار تراکتور شم یه نگاه دیگه انداختم به روباه دیدم کمی اون طرفتر وایساده بهم خیره شده، اونجا باز من یه عرق سرد کردم،نمیدونم چرا اما حس خوف افتاد تو وجودم، امدم خونه،حدود ساعت سه شب بود،از خواب بیدار شدم برای قضای حاجت بیرون از خونه رفتم،دستشویی توی حیاط کنار طویله گوسفندها بود،آسمون هم مهتابی همه جا روشن،بعد از انجام کارم امدم بیرون. تا نصف در ورودی خانه پیش رفتم یه صدا پشت سرم شنیدم،به پشت سر که نگاه کردم همون روباه که غروب دیدم دقیق پشت سرم روی دوپا وایساده بود،تمام رگهای سرم سفت شده بود نمیتونستم نفس بکشم،فقط از خدا کمک خواستم انگاری جون به دست پام برگشت بود

    بند تنبان باز کردم یه سنگ برداشتم اسم پدر ومادرم بردم،گفتم بهش میدونم کی هستی به خاطر خدا کاری بهم نداشت باش،گفت لعنتی خودتی، تو راز مگویی من فاش کردی من ول کن تو نیستم یهو غیب شد، فوری دویدم تو خونه یه قران دستم گرفتم تا صب نخوابیدم،صب زود قران کوچیک گذاشتم توی جیبم راهی خونه برادرم شدم،اونجا که رسیدم، بیهوش شدم از ترس و بیخوابی.بعد از چند ساعت که بیدار شدم،زن برادرم گفت چته تو همش هذیون میگی،ماجرا رو برای برادر زن و برادر تعریف کردم،اونها هم رفتن پیش چندتا دعا نویس ولی فایده نداشتحدود ده روز که خونه برادرم بودم فقط شب ها کابوس میدم که انگاری از یه کوه ای بلندی همش پرت میشدم پایین، تو این مدت کم غذا کم حرف شد بودم،که یکی از اشنا امد گفت فلانی خونه گذاشتی به امان خدا، منم کارو زندگی دارم بیا به دام زمینهات برس نمیتونم یه سر این طرف این سر اون طرف باشم،تو که دیگه دعا نوشتی مطمعن باش نمیاد سراغت،به همراه اشنامون رفتم خانه و زندگی چند روز اول خب بود هیچ اتفاقی نشد،سر دل ورودی خونه هم دوتا چاق  یه قران گذاشت بودم،بعد از سه روز خواب بودم صدای برادرم بزرگم از داخل حیاط می امد،داشت صدام میکرد منم فوری بیدار شدم نه نگاه ساعت کردم نه چیزی تو ذهنم بودم در ورودی خونه رو باز کردم دیدم برادرم توی حیاط، میگه فلانی خرم بار زدم، خواستم از رود کنار خونه تو ردش کنم بار و خر افتادن تو رود زودی بیا کمکم،منم تو درگاه در بودم دویدم داخل لباس بپوشم همین که پیرهن کردم تنم نگاهم افتاد به ساعت دیدم ساعت سه، بازم خوف گرفتم، اروم رفتم جلوی در دیدم برادرم پشتش به منه گفتم داداش،نگاهم نکرد

    بعد گفتم هی میدونم خودتی، تا این گفتم روش کرد سمتم چشماش کاملا سیاه سیاه بود،گفت بهم فک کردی با این دعا من دور میشم من، من تا بلای سر تو نزنم ولت نمیکنم،در بستم جاقو قران تو دستم گرفتم،صب که شد،رفتم پیش یه سید که توی امام زاده ابادیمون بود مرد خیلی با خدای بود از سیرتا پیازه براش تعریف کردم،اونم گفت انسان جایزالخطاست پیش امد، ناراحت نباش برو فلان شهرستان یه مرد با خدا و سید که کارش همینه کمکت میکنه بگو از طرف سید فلانی امدم همون روز با مینی بوس رافتم اون شهرستانی که سید گفتادرس سر راست بود،خانه سید رو پیدا کردم،در زدم یه پیرمرد نورانی امد بیرون، گفتم از طرف سید فلانی امدم دعوتم کرد داخلنشستم ماجرا براش تعریف کردم،گفت به من برو پشت اون پرده تا من نگفتم بیرون نه یا، اگه چیزی هم رو پرده دیدی نترس، من رفتم پشت پرده مث یه طاقچه بود نشستم طوری که روی من به سمت پرده سفید بود، صدای سید میشنیدم که ایه قرانی لابه لایی خوندن اسم خودم مادرم میبره حدود نیم ساعتی طول کشید من او پشت داشتم خسته می شدم، که یه سایه زن افتاد رو پرده مث پرده سینما،

    همون زنه بود که اون روز دیدم،بعد شد روباه بعد برادرم اخر سر هم به شکل یه میمون بدنی پر از مو صورت زشت دست پای بلند چشم های کشیده اتشی، یعنی خودم داشت حالم بهم میخورد،بعد همه چی محو شد،سید صدام زد گفت بیا بیرون،شروع کرد تعریف کردن که بله این جن از یکی از طایفه ها فلانه تورو دوست داشت امد سراغت نباید رازش فاش میکردی اینم کینه تورو به دل گرفته اگر هم می بینی تا الان زنده بودی کاری بهت نداشت بدون که علاقه داشت بهت وگرنه میتونسته راحت تورو بکشه اما خواسته فقط تورو بترسونه،الان هم  با کلی دعا و پیش کش و قسم دادن قول ازش گرفتم کاری بهت نداشت باشه توهم برو سر زندگیت بهش دیگه فکرش نکن.

    ایجاد مقاله

    گزارش

    شما عضو وبگاه نیستید!

    دیدگاه

    ارسال شد


    Confirmed By dictator horror6

    Login

    با عضویت در وبگاه از امکانات حرفه ای آن بهره مند شوید!

    ثبت نام

    1

    Room 6

    ناشناس

    IP: 37120

    Hi

    ناشناس

    IP: 5214

    سلام

    ناشناس

    IP: 5112

    نمن

    Horror Book

    سلام

    ناشناس

    IP: 9474

    سلام

    Nima2

    yes

    ناشناس

    IP: 5212

    ناشناس

    IP: 5124

    هنوز اینجا برقراره؟؟

    Amin-Mehdipour

    چی

    ناشناس

    IP: 8657

    میخوام دانلودش کنممممم

    ناشناس

    IP: 5124

    😐😐

    ناشناس

    IP: 21760

    زهلان گیط میش

    ناشناس

    IP: 5121

    😅😅

    ناشناس

    IP: 5121

    سلااااام😉

    نیلا

    سلام 😐✌️

    ناشناس

    IP: 2181

    تو ذولا سوار شو

    evil

    😅😅😅

    ناشناس

    IP: 17646

    🐽

    ناشناس

    IP: 217171

    منم کص میخوام

    ناشناس

    IP: 2179

    شثر سوار شو خوب می شی

    ناشناس

    IP: 93117

    ناشناس

    IP: 93117

    ناشناس

    IP: 93117

    ناشناس

    IP: 5125

    من کص‌میخام

    ناشناس

    IP: 2179

    سلام بچه ا

    BDSM HUB

    های گایز

    ناشناس

    IP: 2179

    سلام

    ناشناس

    IP: 145239

    cp

    ناشناس

    IP: 185225

    سلام

    ناشناس

    IP: 5122

    سکینه اللللووووو

    ناشناس

    IP: 5122

    الوووو

    ناشناس

    IP: 5122

    هوووی

    ناشناس

    IP: 37129

    ناشناس

    IP: 37129

    ناشناس

    IP: 5125

    ناشناس

    IP: 5125

    ناشناس

    IP: 5125

    ناشناس

    IP: 5125

    ناشناس

    IP: 185220

    ریلی نگا

    Soorousha

    گلرووووووو

    Room6 Supported By Foodforfox ChatRoom

    Best Views

    اتاق قرمز یا رد روم

    اتاق قرمز یا رد روم اتاق قرمز  سایتی در دارک وب بوده که با پرداخت مبلغی وارد ان شده و بصورت زنده تکه تکه کردن انسان ها را مشاهده می نمایید در پشت اتاق های مرگ دارک نت چه می گ

    فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما)

    فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما) فیلم هزار پای انسانی The Human Centipede یکی از بدترین فیلم های تاریخ سینماست که در سال 2009 برای اولین بار ساخته شد اما به دلیل س?

    لیست فیلم های ممنوعه جهان

    لیست فیلم های ممنوعه جهان این ژانر، ما را با ژرف ترین و تاریک ترین بُعد انسان آشنا می کند. جایی که همه ما امیدواریم هیچ وقت شاهد آن نبوده یا جزئی از آن نباشیم. از دید منتقدان، فیل

    راز عدد 241543903

    ?ت که توسط دیوید هورویتز، هنرمند شناخته شده نیویورکی ابداع شد داستان از این قرار که دیوید هوروتیز در سال 2009 یک تصویر از خود ، در سایت فلیکر (که سایت محبوب عکاس ها و عکس دوستانه است) منتشر کرد در این تصویر دیوید سر خود را داخل یخچال کرده بود و از کاربران خواست این کار را انجام دهند و عکس ها را  با عدد 241543903 تگ کنند (برچسب بزنند).   حال چرا این عدد؟جالب است بدانید این عدد به صورت شانسی از ترکیب شماره سریال روی یخچال و بارکد روی نودل مرغ یخ زده بدست آمده است ایده سر در یخچال زمانی به سر دیوید زد که یکی از دوستان وی بدلیل بیماری سر خود را  در داخل یخچال می برد تا کمی دردش تسکین یابد. جالبی این موضوع باعث شد که خیلی ها این کار را انجام دهند و عکس خود را با تگ این 241543903 در سایت منتشر کنند، و بدلیل این که برچسب یک معیار مهم برای گوگل است با  جستجو این عدد در گوگل یک گالری از افرادی با سر هایی در داخل یخچال بارگذاری می شود.  

    داستان ترسناک یک حمام معمولی

    داستان ترسناک یک حمام معمولی horror6: الان حدود چندساله درگیرم خیلی کارا کردم که بتونم فراموش کنم آزاد بشم که نشد فقط با کمک یه جنگیر تونستم اونارو از خودم دور کنم،همیشه فکرمیکردم

    فیلمی از عروسک لولیتا

    فیلمی از عروسک لولیتا o6: سلام حتما درباره عروسک های لولیتا چیز های زیادی شنیدید لولیتا به دخترانی میگویند که دست و پای آنها بریده می شه و دندانشان را می کشند و از آنها به عنوان ب?

    شعر نفرین شده جهنم تومینو

    شعر نفرین شده جهنم تومینو جهنم تومینو شعری ژاپنی و نفرین شده که براساس افسانه ها اگر این شعر بلند خوانده شود سرنوشت بدی برای خواننده رقم خواهد زد. این شعر در یک کتاب 666 صفحه ای

    درگاه دارک وب

    کاربر گرامی این صفحه پل ارتباطی بین شما و وب پنهان می باشد تمامی لینک ها بررسی شده و شما را به وب سایت های خطرناک و بد افزار ها متصل نمی کنند قبل از ورود به وب پنهان نکات امنیتی را

    فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)

    فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)   ژانر : ترسناک زمان : 70 دقیقه زبان : انگلیسی محصول : امریکا کارگردان : Eli Roth ستارگان : Jay Hernandez, Derek Richardson, Eythor Gudjonsson خلاصه دا

    ترسا فیدالگو (روح مجازی)

    ترسا فیدالگو (روح مجازی) شاید شما هم در اینستاگرام یا دیگر شبکه‌های اجتماعی با کامنت‌هایی عجیب مواجه شده باشید. کامنت‌هایی که در همان سطر اول، خبر از رخدادی عجیب و ترسن

    لیلیت کیست (نخستین زن حضرت آدم)

    لیلیت کیست (نخستین زن حضرت آدم) داستان آفرینش در هر دینی به صورتی بیان شده است که انسانهای نخستین در همه آن ها آدم و حوا بوده اند اما نظریه متفاوتی نیز در اینباره وجود دارد که ا

    موزه اد و لورن وارن (موزه ترسناک)

    موزه اد و لورن وارن (موزه ترسناک) موزه ماورا الطبیعه اد و لورن وارن (occult museum) ،قدیمی ترین و تنها موزه از نوع خود است این موزه معروف، صدها هزار بازدید کننده از سراسر جهان را

    معرفی سایت های دارک وب

    معرفی سایت های دارک وب دارک وب یا وب تاریک به شبکه‌ای گفته می‌شود که در دسترس عموم نبوده و بیشتر برای مقاصد غیرقانونی مورد استفاده قرار می‌گیرد. ردیابی فعالیت‌های آن و شناسا

    عروسک جنسی لولیتا

    عروسک جنسی لولیتا داستان عروسک لولیتا به سال ۱۹۹۵ و زمانی که ولادیمیر نوباکوف داستانی تحت عنوان لولیتا را منتشر کرد باز می گردد. داستان این رمان در مورد یک استاد دانشگاه است که

    ازمایش دروازه ذهن (ارتباط با خداوند)

    ازمایش دروازه ذهن (ارتباط با خداوند) در سال 1983، یک گروه از دانشمندان در جستجوی ارتباط با خداوند بودند. برای این کار آنها یک آزمایش به نام دروازه ذهن را آغاز کردند. آنها پیشبینی ک?


    Today Show#

    #داستان ترسناک یک حمام معمولی
    #معرفی سایت های دارک وب
    #لیست فیلم های ممنوعه جهان
    #ناموس کفتار چیست؟
    #پاکام دهی یا فوت جاب

    Related Posts

    داستان ترسناک غسالخانه متروکه

    چند سال پیش یک اتفاق عجیب برای یکی از اقوام نزدیک ما افتاده بود که برای من واقعا عجیب بود این اتفاق رو بعدها خودمنصور که پسر عموی من هم هست تعریف کردو موقع شنیدن داستانش تمام موه?...

    داستان ترسناک موذی

    داستان ترسناک موذی horror6: این داستان واقعی برای خود من توی همین شهر تهران اتفاق افتاده شهری که قدمی ها همیشه میگن جایی که آهن باشه جن نیست اما چرا ! هستمشکلات و شرایط روحیم بد بود ...

    داستان ترسناک خواب نا ارام

    داستان ترسناک خواب نا ارام horror6: من یه مدت طولانی تو زندگیم دنبال علم ماورا بودم اتفاق های عجیبی دیدم که براتون یکیش رو نوشتم راجع به شبی که تو ویلای شمال بودیم همراه خوانواده: ...

    داستان جن واقیی

    به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان،  چیز‌های زیادی در دنیا وجود دارند که انسان از آن‌ها می‌ترسد و به همین دلیل نیز تا دلتان بخواهد داستان‌های ترسناکی را س...

    داستان ترسناک گربه بیمار

    سلام من از همون روز اول داستانهای پیجتون رو دنبال میکنم داستانهاتون واقعا متفاوت و خیلی جذاب هستن بارها خواستم یکی دوتا از داستانهایی که شنیده بودم برای ادمین بفرستم ولی موقعی...

    داستان ترسناک خادم مسجد

    محله ی ما شهرری هست شهرری تهران ی مسجد قدیمی داریم ب اسم مسجد اباذر واقع در محله قعله ی محله ی قدیمیه با خونه های قدیمی البته فقط خونه های اون منطقه قدیمیه مسجد اباذر مسجد ک ی موت...

    داستان ترسناک عروسک سخنگو

    داستان ترسناک عروسک سخنگو food: اینبار داستانی که میخام بگم درمورد مادربزرگ پدریم هستش ،واینکه من اصلا ایشون رو ندیدم واین داستان رو از زبان مادرم شنیدم،مادربزرگ من که از ندیده ?...

    داستان ترسناک جن منحوس

    داستان ترسناک جن منحوس horror6: در زمانی که نوجوان بودم به همراه سه برادر و دو خواهر و پدر و مادرم در خانه ای در همین روستا زندگی می کردم که شامل دو اتاق و یک راهرو و یک زیرپله همچنین...

    Tags

    #داستان عاقبت افشای راز
    #عاقبت افشای راز
    #داستان ترسناک
    #داستان
    #horror
    #horror website
    #سایت ترسناک ایرانی

    Categories

    داستان (محتوای خواندنی با ویژگی انتقال هیجان و ترس)
    یوفو (فرا زمینی ها)
    بازی (بازی هایی با محتوا ترسناک)
    انیمیشن (انیمیشن هایی با محتوا ترسناک)
    افراد (انسان های خاص)
    حیوانات (جانداران ترسناک)
    جنایت کاران (جنایت های جهان)
    اعدام ها (بدترین شکنجه ها)
    مستند (مستند هایی با محتوا ترسناک)
    جنگ افزار ها (سلاح های مرگبار)
    فضا (عجایب اسمان)
    هیتلر و نازی ها (جنایات فاشیست ها)
    شیطان پرستی (موضوعاتی مرتبط با شیطان و شیاطین)
    سریال (سریال هایی با محتوا ترسناک)
    اسرار و رموز (جهان پنهان)
    حوادث (رخداد های ترسناک)
    کتاب (کتاب هایی با محتوا ترسناک)
    جالب (مطالب جالب توجه)
    پرونده های ترسناک (پرونده هایی مرتبط با رخداد های ترسناک)
    مکان های ترسناک (اماکن عجیب)
    مقتولان (اجساد)
    ماورا الطبیعه (ارواح)
    تسخیر شده گان (اجنه)
    اطلاعات عمومی (دانستنیها)
    بردگی (سلطه پذیر)
    برنامه های کاربردی (نرم افزار ها)
    تصاویر (تصویر های ترسناک)
    فیلم (مطالبی که حاوی ویدئویی برای پخش باشد)
    فیلم (فیلم هایی با محتوا ترسناک)
    عجیب (عجایب جهان)
    ترسناک (اتفاقات ترسناک جهان)
    دیپ وب (شبکه مخفی اینترنت)
    اینترنت (هر موضوعی که با اینترنت مرتبط است)
    وسایل نقلیه (هرگونه وسیله ساخت بشر که قادر به جا به جایی اجسام باشد)
    خدا (موضوعاتی مرتبط با الهیات)

    Magic

    11 نیاز به رتبه

    font Lora_on

    13 نیاز به رتبه

    font Anton_on

    نیاز به رتبه 16

    font Mukta_on

    نیاز به رتبه 20

    font Cairo_on

    نیاز به رتبه 24

    font Almarai_on

    نیاز به رتبه 32

    font Stylish_on

    نیاز به رتبه 40

    font Nosifer_on
    راهنما: این بخش سیستم ویجت های سایت را در بر میگیرد که به کمک آن می توانید تنظیمات موقتی خود را بر روی بخش های مختلف قالب اعمال نمایید
    با نام نویسی سریع در سایت از امکانات خاص از جمله تغییر تم ، فونت و ... برخوردار شو