داستان ترسناک تجاوز های ماورایی

داستان ترسناک تجاوز های ماورایی

داستان ترسناک تجاوز های ماورایی
date: 2020-08-03 22:12:00
  • view: 95 today: 3
  • داستان ترسناک تجاوز های ماورایی

    داستان من از اینجا شروع شد که تقریبا چهارده پانزده ساله بودم که یک شب تو اتاقم تا دیر وقت در حال درس خوندن بودم و ساعتهای یک کتاب هامو کنار گذاشتم تا بگیرم بخوابم که یهو دیدم درب اتاقم به آرامی باز شد و کسی وارد اتاقم شد ، من فکر میکردم مادرمه که اومده بهم سر بزنه ، فقط من باز شدن در و حرکت سایه ای رو تو تاریکی مشاهده کردم تقریبا چشمانمم نیمه باز بود . دیدم که اومد کنار تختم و موهای سرم رو تو دستهاش گرفت و به ارومی موها و سرم رو نوازش میکرد ، من سرمو کمی چرخوندم تا بگم مامان خیلی خستم بزار بخوابم تا سرمو برگردوندم یک هیکل سیاه به هیبت یک انسان دیدم که کنار تختم ایستاده و با دست های لاغر و انگشتان بلند و سیاهش گوشه ی موهام رو به دستش گرفته ، تا این جانور رو دیدم با تمام قدرت جیغ کشیدم و مادرم رو صدا کردم

    چند لحظه گذشت دیدم که مادرم اصلا متوجه صدای من نشده خواستم از جام بلند بشم و فرار کنم که دیدم بدنم هیچ حرکتی نمیکند و مانند ادمهای فلج فقط میتونم این طرف و اونطرف رو ببینم ، از شدت ترس چشمهامو بستم و نفهمیدم که کی خوابم برد صبح که از خواب بیدار شدم موضوع رو به مادرم گفتم و مادرم هم گفت خیالاتی شده و از این قبیل حرفها بهم زد . من با اینکه مطمین بودم که خیالات و توهم نبوده سعی کردم که به خودم وانمود کنم که دچار توهم شده بودم .
    چند شب گذشت تا اینکه موقع خواب باز دیدم در اتاقم به ارامی باز شد و یک شی سیاه با سرعت به گوشه ی اتاقم حرکت کرد چشم به اون نقطه دوخته بودم که گوشه ی اتاقم دو تا چشم براق دیدم که کم کم داشت هیبت و بدن یک انسان شکل میگرفت کمتر از چند ثانیه دیدم یک موجودی شبیه آدم ولی با سری بز به صورت شناور در حال حرکت کردن به طرف منه با مشاهده اون جنی یک فریاد بلندی کشیدم که خوشبختانه این بار مادرم شنید و با سرعت اومد و در اتاقم رو باز کرد ، به محض اینکه مادرم در رو باز کرد اون جن به یکباره از هم پاشید و مثل این بود که باد دودی رو به همه جا پخش کرد ، گریه رفتم توی بغل مادرم و به مادرم گفتم تو هم دیدیش ،صداشو شنیدی؟


    مادرم مثل گچ سفید شده بود ساعت یک نصفه شب با عجله رفتیم خونه ی مادر بزرگم . پدرم اون شب خونه نبود و بخاطر شغلش (پدرم نظامی هست ) فقط ماهی دو سه روز به خونه میومد . ما رفتیم خونه ی مادر بزرگم و همه جریان رو بهش گفتیم ، مادر بزرگم کمی ما رو اروم کرد و نزدیکی های صبح بود که رفتیم درمونگاه و یک سرم و چند تا آمپول به من و مادرم تجویز کردند و بعد اومدیم خونه و خوابیدیم . بعدازظهر از خواب بیدار شدیم و مادربزرگم من و مادرم رو برد نزدیک یک امامزاده ای و با پرس و جو رفتیم پیش یک دعا نویس و اون دعا نویس چند تا دعا نوشت و لای پارچه ای گذاشت و گفت توی خاک خونه دفن کنیم و یک بطری آب هم داد و گفت بعد از فرستادن چند تا صلوات آب را روی محل دفن اون دعا بریزیم و یک دعا هم داد و گفت توی یک کاسه آب بندازیم و بعد من آب رو بنوشم . چند روزی خونه ی مادر بزرگم موندیم و مادرم و مادربزرگم رفتند خونه و دعاها رو توی باغچه دفن کردند و آب رو ریختند روی دعاها و برگشتند ، تقریبا بعد از پنج روز برگشتیم خونه ، تقریبا یک سالی گذشت و هیچ اتفاق عجیبی نیوفتاد من همیشه توی اتاق مادرم میخوابید دیگه تقریبا این ماجراها رو فراموش کرده بودم و بعد از مدتی کم کم به اتاق خواب خودم برگشتم و توی اتاق خودم میخوابیدم .

    تا اینکه یک شب احساس خفگی بهم دست داد توخواب نمیتونستم نفس بکشم که از خواب بیدار شدم و دیدم اون جن سر بزی روی شکمم نشسته و با چشمانی قرمز بهم گفت چرا اینکارو کردی و من به تو آسیبی نرسونده بودم و دوستت داشتم ، بعد دستهای خود رو به داخل لباسهایم برد و به همه ی اندام من دست زد منم که طبق قبل بدنم خشک شده بود و هیچ کاری نمیتونستم بکنم ، اون همینطور همه جای بدنم رو به صورت وحشیانه لمس میکرد و به من ناسزا میگفت .

    از شدت سنگینی بدنش از هوش رفتم ، صبح که از خواب بیدار شدم دیدم بدنم کبود شده و خیلی ترسیده بودم و چیزی به مادرم نگفتم چون خجالت میکشیدم و فقط شبها باز به اتاق مادرم میرفتم و کنار مادرم میخوابید ، دو سه سال به همین منوال گذشت و هر بار تنها میشدم اون جنی میآمد و اذیتم میکرد و به بدنم دست میزد و تا اینکه مادرم به صورت اتفاقی کبودی بدنم را مشاهده کرد و کلی قسمم داد تا علت کبودی ها رو بهش بگم و منم همه چی رو بهش گفتم ، تا اینکه پدرم تصمیم گرفت منو ببره پیش روانپزشک ، روانپزشک هم کمی دارو دادوگفت دخترتو زود شوهر بده و همینکارو کردند و من رو به عقد پسرداییم در اوردند و یکماهه عروسی کردیم

    و تقزیبا بعد از یک ماه جشن عروسیمان برگذار شد ،
    شب عروسی هم یک اتفاق خیلی ترسناک برام پیش اومد بعد از اینکه جشن تمام شد بخاطر خستگی زیادی که داشتم شب تو خونه ی همسرم رو کنار همسرم روی تخت خوابیده بودم که نزدیکی های ساعت چهار صبح همون احساس ترس به سراغم آمد چشمامو که لاز کردم دیدم همون جن کنارم روی تخت نشسته و با چشمانی آتشین به من نگاه میکرد که ناگهان دست انداخت دور گردن من و شروع به خفه کردن من کرد و بهم گفت مگر بهت نگفته بودم تو حق نداری با کسی ازدواج کنی از این به بعد روزگارت رو سیاه میکنم .

    توی اون حالت کلی همسرم رو با فریاد صدا میزدم ولی متاسفانه اصلا صدامو نمیشنید ، بعد اون موجود دست های خود را وارد لباس های من کرد و با دستان زبر و ضمخت خود شروع به لمس کردن بدنم کرد ولی این بار با دفعات قبلی خیلی فرق داشت قبل از ازدواج کردنم او قبلا با ملایمت بدنم رو لمس میکرد ولی اون شب به صورت وحشیانه من رو اذیت کرد من فقط میتونستم گریه کنم بدنم به کل از کار افتاده بود و قادر به انجام هیچ کاری نبودم فقط چشمهایم کار میکرد و نظاره گر کارهاش بودم ،
    اونشب نمیدونم چطور شد که یهویی خوابم برد یا اینکه بیهوش شدم صبح که از خواب بیدار شدم جای اشکها روی صورتم بود سریع رفتم و شستم و با همسرم کمی صحبت کردم و هیچ متوجه وقایع شب گذشته نشده بود .
    ماهها به همین منوال گذشت هر چند شب یکبار اون جن بز نما میآمد و کارش را انجام میداد و میرفت و هنگامی که با من همخواب میشد انگار واقعا در بیداری شخصی با من آن کارها رو انجام میداد و دقیقا تمامی اجزا بدنش رو حس میکردم گرما و نفس زدنهاش و حتی هنگام آمیزش اندامش را کاملا حس میکردم و در هنگام آمیزش همیشه دچار زحمت فراوانی میشدم و بارها موقع انجام دادنش از هوش میرفتم .
    چند سالی به همین منوال گذشت دیگر حضور آن بیگانه برایم عادی شده بود حتی بعضی اوقات که کمی تاخیر داشت دلتنگ او میشدم تا اینکه بعد از چند سال من و همسرم تصمیم به بچه دار شدن گرفتیم و چهار ماهه بار دار بودم که آن جنی یک شب وارد اتاق شد و گفت تو حق نداشتی بار دار بشی و با بازوانم را با دست گرفت و با روی دو پا بر روی شکمم ایستاد ، صبح روز بعد بخاطر دل درد ناگهانی من رو به اورژانس منتقل کردند و اونجا متوجه شدم فرزندم سقط شده ، و بعد از دو روز بستری بودن به خانه برگشتم و بعد از چند ماه این بار طبق نظر مستقیم پزشک دوباره بار دار شدم باز هم تقریبا سه الی چهار ماهگی بارداریم همان اتفاق افتاد و آن جنی وارد اتاق شد و این بار با مشت ضرباتی به شکم من وارد کرد و نیمه های شب همسرم و مادر شوهرم من رو به بیمارستان منتقل کردند و دوباره متوجه شدم که فرزندم سقط شده ، حال و روزم خیلی دگرگون شد و بعد چهار روز به خانه برگشتم و آزار و اذیت های اون موجود شروع شد و به شدت بدنم را کبود میکرد و یا با دهان و دندان خود کبودی هایی روی بدنم ایجاد میکرد تا اینکه باز من رو بردن پیش یک دعا نویس و دعا نویس دعاهایی رو نوشت و انجام دادم تا هفته ها اثری از اون موجود نبود و دوباره تصمیم به بچه دار شدن گرفتیم و بعد از ماهها بارداری بلاخره فرزندم به دنیا اومد و بعد از مرخص شدن از بیمارستان وقتی که نیمه های شب به بچه ام شیر میدادم باز متوجه شدم که اون جنی وارد اتاقم شد و گفت حال و روز بچه ات بدتر از تو خواهد شد و بعد طبق سالهای قبل بدنم رو از کار انداخت و شروع به اذیت کردن من شد ، و الن چند سالی هست .

    که این موجود عجیب هر چند وقت یکبار وارد اتاقم میشود و با من همبستر میشود حتی چند بار از او خواهش کردم که هر کاری دوست داری با من بکن ولی هیچ آسیبی به بچه ام نرسون ولی او هیچ جوابی نمیداد . به تازگی هم متوجه شدم که دخترم که الان شش سالش هست بعضی از نقاط بدنش کبودی های بی مورد ایجاد میشود . اتاق من هم به گونه ای هست که از سه درب باید عبور کرد تا به اتاق من رسید و من از ترس آن جن هر شب هر سه درب رو قفل و زنجیر میکنم ولی اون در ابتدا مثل دود و سایه سیاه وارد اتاق من میشه بعد در یک آن به شکل و شمایل اصلی خود در میاد . و متاسفانه تا به امروز برام ایجاد مزاحمت میکنه .
    در آخر چند عکس هم فرستادم تا شما هم کبودی های حاصل رو مشاهده کنید و یک فیلم سه الی چهار دقیقه هم از دوربین مدار بسته ای که درون اتاقم کار گذاشته بودم رو برای ادمین فرستادم تا خود ادمین تصمیم بگیرد که ایا عکس ها را ضمینه داستان میکند یا نه و از ادمین هم خواهش کردم که فیلم دوربین رو فقط خودشون مشاهده کنند

    ایجاد مقاله

    گزارش

    شما عضو وبگاه نیستید!

    دیدگاه

    رضا


    سلام. به نظر من باید فکر اساسی بکنی. و هروقت اون موجود نزدیکت شد. تو اولین فرصت به یه نفر بگی. که محرم باشه. تو با سکوتت واسش چراغ سبز نشون دادی. حتی میگی دلتنگش میشی. واین خیلی بده.

    پاسخ

    ارسال شد



    شما عضو وبگاه نیستید!

    ناشناس


    ناراحت شدم چرا خداوند ا چر

    پاسخ

    ارسال شد



    شما عضو وبگاه نیستید!

    ناشناس


    یعنی به همین راحتی زندگی و ناموس مردم اذیت می کنند . خیلی بد بود

    پاسخ

    ارسال شد



    شما عضو وبگاه نیستید!

    ارسال شد


    Confirmed By dictator evil

    Login

    با عضویت در وبگاه از امکانات حرفه ای آن بهره مند شوید!

    ثبت نام

    24

    Room 6

    Horror Book

    سلام

    ناشناس

    IP: 9474

    سلام

    Nima2

    yes

    ناشناس

    IP: 5212

    ناشناس

    IP: 5124

    هنوز اینجا برقراره؟؟

    Amin-Mehdipour

    چی

    ناشناس

    IP: 8657

    میخوام دانلودش کنممممم

    ناشناس

    IP: 5124

    😐😐

    ناشناس

    IP: 21760

    زهلان گیط میش

    ناشناس

    IP: 5121

    😅😅

    ناشناس

    IP: 5121

    سلااااام😉

    نیلا

    سلام 😐✌️

    ناشناس

    IP: 2181

    تو ذولا سوار شو

    evil

    😅😅😅

    ناشناس

    IP: 17646

    🐽

    ناشناس

    IP: 217171

    منم کص میخوام

    ناشناس

    IP: 2179

    شثر سوار شو خوب می شی

    ناشناس

    IP: 93117

    ناشناس

    IP: 93117

    ناشناس

    IP: 93117

    ناشناس

    IP: 5125

    من کص‌میخام

    ناشناس

    IP: 2179

    سلام بچه ا

    BDSM HUB

    های گایز

    ناشناس

    IP: 2179

    سلام

    ناشناس

    IP: 145239

    cp

    ناشناس

    IP: 185225

    سلام

    ناشناس

    IP: 5122

    سکینه اللللووووو

    ناشناس

    IP: 5122

    الوووو

    ناشناس

    IP: 5122

    هوووی

    ناشناس

    IP: 37129

    ناشناس

    IP: 37129

    ناشناس

    IP: 5125

    ناشناس

    IP: 5125

    ناشناس

    IP: 5125

    ناشناس

    IP: 5125

    ناشناس

    IP: 185220

    ریلی نگا

    Soorousha

    گلرووووووو

    ناشناس

    IP: 5127

    کسایی که میگن فیلمش قشنگ بود واقعا میخوان چیو ثابت کنن؟

    ناشناس

    IP: 562

    ناشناس

    IP: 113203

    Room6 Supported By Foodforfox ChatRoom

    Best Views

    اتاق قرمز یا رد روم

    اتاق قرمز یا رد روم اتاق قرمز  سایتی در دارک وب بوده که با پرداخت مبلغی وارد ان شده و بصورت زنده تکه تکه کردن انسان ها را مشاهده می نمایید در پشت اتاق های مرگ دارک نت چه می گ

    فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما)

    فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما) فیلم هزار پای انسانی The Human Centipede یکی از بدترین فیلم های تاریخ سینماست که در سال 2009 برای اولین بار ساخته شد اما به دلیل س?

    لیست فیلم های ممنوعه جهان

    لیست فیلم های ممنوعه جهان این ژانر، ما را با ژرف ترین و تاریک ترین بُعد انسان آشنا می کند. جایی که همه ما امیدواریم هیچ وقت شاهد آن نبوده یا جزئی از آن نباشیم. از دید منتقدان، فیل

    راز عدد 241543903

    ?ت که توسط دیوید هورویتز، هنرمند شناخته شده نیویورکی ابداع شد داستان از این قرار که دیوید هوروتیز در سال 2009 یک تصویر از خود ، در سایت فلیکر (که سایت محبوب عکاس ها و عکس دوستانه است) منتشر کرد در این تصویر دیوید سر خود را داخل یخچال کرده بود و از کاربران خواست این کار را انجام دهند و عکس ها را  با عدد 241543903 تگ کنند (برچسب بزنند).   حال چرا این عدد؟جالب است بدانید این عدد به صورت شانسی از ترکیب شماره سریال روی یخچال و بارکد روی نودل مرغ یخ زده بدست آمده است ایده سر در یخچال زمانی به سر دیوید زد که یکی از دوستان وی بدلیل بیماری سر خود را  در داخل یخچال می برد تا کمی دردش تسکین یابد. جالبی این موضوع باعث شد که خیلی ها این کار را انجام دهند و عکس خود را با تگ این 241543903 در سایت منتشر کنند، و بدلیل این که برچسب یک معیار مهم برای گوگل است با  جستجو این عدد در گوگل یک گالری از افرادی با سر هایی در داخل یخچال بارگذاری می شود.  

    داستان ترسناک یک حمام معمولی

    داستان ترسناک یک حمام معمولی horror6: الان حدود چندساله درگیرم خیلی کارا کردم که بتونم فراموش کنم آزاد بشم که نشد فقط با کمک یه جنگیر تونستم اونارو از خودم دور کنم،همیشه فکرمیکردم

    فیلمی از عروسک لولیتا

    فیلمی از عروسک لولیتا o6: سلام حتما درباره عروسک های لولیتا چیز های زیادی شنیدید لولیتا به دخترانی میگویند که دست و پای آنها بریده می شه و دندانشان را می کشند و از آنها به عنوان ب?

    شعر نفرین شده جهنم تومینو

    شعر نفرین شده جهنم تومینو جهنم تومینو شعری ژاپنی و نفرین شده که براساس افسانه ها اگر این شعر بلند خوانده شود سرنوشت بدی برای خواننده رقم خواهد زد. این شعر در یک کتاب 666 صفحه ای

    درگاه دارک وب

    کاربر گرامی این صفحه پل ارتباطی بین شما و وب پنهان می باشد تمامی لینک ها بررسی شده و شما را به وب سایت های خطرناک و بد افزار ها متصل نمی کنند قبل از ورود به وب پنهان نکات امنیتی را

    فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)

    فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)   ژانر : ترسناک زمان : 70 دقیقه زبان : انگلیسی محصول : امریکا کارگردان : Eli Roth ستارگان : Jay Hernandez, Derek Richardson, Eythor Gudjonsson خلاصه دا

    ترسا فیدالگو (روح مجازی)

    ترسا فیدالگو (روح مجازی) شاید شما هم در اینستاگرام یا دیگر شبکه‌های اجتماعی با کامنت‌هایی عجیب مواجه شده باشید. کامنت‌هایی که در همان سطر اول، خبر از رخدادی عجیب و ترسن

    لیلیت کیست (نخستین زن حضرت آدم)

    لیلیت کیست (نخستین زن حضرت آدم) داستان آفرینش در هر دینی به صورتی بیان شده است که انسانهای نخستین در همه آن ها آدم و حوا بوده اند اما نظریه متفاوتی نیز در اینباره وجود دارد که ا

    موزه اد و لورن وارن (موزه ترسناک)

    موزه اد و لورن وارن (موزه ترسناک) موزه ماورا الطبیعه اد و لورن وارن (occult museum) ،قدیمی ترین و تنها موزه از نوع خود است این موزه معروف، صدها هزار بازدید کننده از سراسر جهان را

    معرفی سایت های دارک وب

    معرفی سایت های دارک وب دارک وب یا وب تاریک به شبکه‌ای گفته می‌شود که در دسترس عموم نبوده و بیشتر برای مقاصد غیرقانونی مورد استفاده قرار می‌گیرد. ردیابی فعالیت‌های آن و شناسا

    عروسک جنسی لولیتا

    عروسک جنسی لولیتا داستان عروسک لولیتا به سال ۱۹۹۵ و زمانی که ولادیمیر نوباکوف داستانی تحت عنوان لولیتا را منتشر کرد باز می گردد. داستان این رمان در مورد یک استاد دانشگاه است که

    ازمایش دروازه ذهن (ارتباط با خداوند)

    ازمایش دروازه ذهن (ارتباط با خداوند) در سال 1983، یک گروه از دانشمندان در جستجوی ارتباط با خداوند بودند. برای این کار آنها یک آزمایش به نام دروازه ذهن را آغاز کردند. آنها پیشبینی ک?


    Today Show#

    #قبر حضرت سلیمان (تا به حال این قبر را دیده اید؟)
    #داستان ترسناک یک حمام معمولی
    #راز عدد 241543903
    #لیست فیلم های ممنوعه جهان
    #فیلمی از عروسک لولیتا

    Related Posts

    داستان جن های درختی

    از وقتی که یادم میاد به این طور داستانها خیلی علاقه داشتم همیشه پای صحبتهای بزرگترها مینشستم و به این جور داستانها گوش میدادم و بعد از شنیدن داستانها و خاطراتشون ترس عجیب و خیلی...

    داستان طلسم مرگ

    من قبلا حدودا تا دوازده سیزده سال پیش رو عرش بودم یه جوان بیست ساله که همه چیز بهترینهاشو داشتم و اصلا یه درصد به ماورا و جن هیچ اعتقادی نداشتم تا اینکه با یه دختری آشنا شدم که هر ...

    داستان کلبه متروکه امل

    من اتفاق عجیبی که دیشب واسم افتاد رو واستون تعریف میکنم دقیقا واقعی ما جنوب کشور زندگی میکنیم و بخاطر ااساس کشی خالم مجبور شدیم عید رو بریم شمال بگذریم روز اولی ک وارد خونه توی آ...

    داستان ترسناک نماز در خانه متروکه

    داستان ترسناک نماز در خانه متروکه سال هشتاد و نه تازه از خدمت برگشته بودم و تصمیم بر این شد خونه قدیمی خودمون رو به صورت مشارکتی بسازیم، چند روز بعد اساب کشی به خونه اجاره ای یه ...

    داستان ترسناک ده شب در قبرستان

    داستان ترسناک ده شب در قبرستان horror6: حالا با خوندن داستان عزیزی که تجربه برخورد با کسایی که مرده بودن با خوندنش منم یاد داستان دوست برادرم افتادم که سالها پیش تعریف کرد براموناگ...

    داستان ترسناک غار نوردی

    در شهره ما کوهی قرار داره بنام خانه ی زرتشت ، اونجا هر کسی نمیتونه به تنهایی بره ،بخاطره اتفاقهای ماورایی که رخ میده و حتی داخل غاری که اونجا وجود داره چند نفری ناپدید شدن . حتی د...

    داستان ترسناک مادر مهربان

    داستان ترسناک مادر مهربان سلام من چند روزی هست که داستانهای شما رو دنبال میکنم و همه داستانهاتون رو خواندم وتصمیم گرفتم یکی از داستانهایی رو که شنیدم رو براتون تعریف بکنم این ...

    پیرزن عجیب

    سلام قضیه ای که میخوام براتون تعریف کنم حدود 2، 3سال پیش اتفاق افتاده ومن اون موقع11 سالم بود،ما یه خونه توی اصفهان داریم که خیلی قدیمیه و هرسال برای تفریح میریم اونجا.یه شب که تو...

    Tags

    # تجاوز های ماورایی
    #داستان ترسناک
    #داستان تجاوز های ماورایی
    #داستان ترسناک تجاوز های ماورایی
    #horror
    #horror website
    #سایت ترسناک ایرانی

    Categories

    داستان (محتوای خواندنی با ویژگی انتقال هیجان و ترس)
    یوفو (فرا زمینی ها)
    بازی (بازی هایی با محتوا ترسناک)
    انیمیشن (انیمیشن هایی با محتوا ترسناک)
    افراد (انسان های خاص)
    حیوانات (جانداران ترسناک)
    جنایت کاران (جنایت های جهان)
    اعدام ها (بدترین شکنجه ها)
    مستند (مستند هایی با محتوا ترسناک)
    جنگ افزار ها (سلاح های مرگبار)
    فضا (عجایب اسمان)
    هیتلر و نازی ها (جنایات فاشیست ها)
    شیطان پرستی (موضوعاتی مرتبط با شیطان و شیاطین)
    سریال (سریال هایی با محتوا ترسناک)
    اسرار و رموز (جهان پنهان)
    حوادث (رخداد های ترسناک)
    کتاب (کتاب هایی با محتوا ترسناک)
    جالب (مطالب جالب توجه)
    پرونده های ترسناک (پرونده هایی مرتبط با رخداد های ترسناک)
    مکان های ترسناک (اماکن عجیب)
    مقتولان (اجساد)
    ماورا الطبیعه (ارواح)
    تسخیر شده گان (اجنه)
    اطلاعات عمومی (دانستنیها)
    بردگی (سلطه پذیر)
    برنامه های کاربردی (نرم افزار ها)
    تصاویر (تصویر های ترسناک)
    فیلم (مطالبی که حاوی ویدئویی برای پخش باشد)
    فیلم (فیلم هایی با محتوا ترسناک)
    عجیب (عجایب جهان)
    ترسناک (اتفاقات ترسناک جهان)
    دیپ وب (شبکه مخفی اینترنت)
    اینترنت (هر موضوعی که با اینترنت مرتبط است)
    وسایل نقلیه (هرگونه وسیله ساخت بشر که قادر به جا به جایی اجسام باشد)
    خدا (موضوعاتی مرتبط با الهیات)

    Magic

    11 نیاز به رتبه

    font Lora_on

    13 نیاز به رتبه

    font Anton_on

    نیاز به رتبه 16

    font Mukta_on

    نیاز به رتبه 20

    font Cairo_on

    نیاز به رتبه 24

    font Almarai_on

    نیاز به رتبه 32

    font Stylish_on

    نیاز به رتبه 40

    font Nosifer_on
    راهنما: این بخش سیستم ویجت های سایت را در بر میگیرد که به کمک آن می توانید تنظیمات موقتی خود را بر روی بخش های مختلف قالب اعمال نمایید
    با نام نویسی سریع در سایت از امکانات خاص از جمله تغییر تم ، فونت و ... برخوردار شو