قتل مرموز باب کرین Bob Crane بازیگر مشهور هالیوود

قتل مرموز باب کرین Bob Crane بازیگر مشهور هالیوود

قتل مرموز باب کرین Bob Crane بازیگر مشهور هالیوود
ایجاد مقاله
مقاله تایید شده

قتل مرموز باب کرین Bob Crane بازیگر مشهور هالیوود

قتل مرموز باب کرین Bob Crane بازیگر مشهور هالیوود 

 

روزی که جنازه باب کرین بازیگر نقش اول فیلم «قهرمانان هوگان» را در آپارتمانش واقع در «اسکاتسویل» امریکا یافتند ۴۹ سال بیشتر از عمرش نمی گذشت.

۲۹ ژوئن ۱۹۷۸ جسد وی در حالی پیدا شد که بر اثر اصابت ضربه هایی به سرش کشته شده بود.

در آن سال ها که «باب» به دنبال نام و اعتبار می گشت، حضورش در مجموعه فیلم های «قهرمانان هوگان» نام و شهرت فراوانی برایش به ارمغان آورد. او سال ها در تئاترهای کوچک لس آنجلس امریکا نقش های کوچک و خرده پا بازی می کرد و این روند تا سال ۱۹۶۵ ادامه داشت. تا این که پیشنهادی برای بازی در یک سریال تلویزیونی دریافت کرد و همین سریال او را به ستاره ای بین المللی تبدیل نمود.

با این حال پشت صورت خندان و شخصیت دوست داشتنی «باب» چهره تیره ای وجود داشت. او شیفته زن ها و دوربین بود. شواهد هم از فساد اخلاقی و بیماری روانی اش حکایت داشت. لذت بزرگ زندگی او عکس گرفتن از زن ها بود.

هر جا که سفر می کرد دوربینش همراهش بود و خودش از چیزهایی که دوست داشت فیلم و عکس تهیه می کرد. درخشش او در تلویزیون محبوبیت فراوانی برایش به دنبال داشت. اما ذهن بیمار او فقط به دنبال جذب زن ها بود.

البته این درخشش آنقدرها هم طولانی نبود. مجموعه تلویزیونی قهرمانان هوگان پس از شش سال، در سال ۱۹۷۱به اتمام رسید و کرین را از صحنه های پر مخاطب تلویزیون دور کرد.

او که دوری از آنتن برایش دشوار بود ناچار به اجرای برنامه هایی پرداخت که همه کاره برنامه ها خودش بود. این مجموعه نیز که به نام «شوهای باب کرین» معروف شده بود بیشتر از ۱۴ قسمت دوام نیاورد. او که از این وضعیت سرخورده شده بود و از طرفی، درآمدش هم قطع شده بود و موجودی مالی اش هم کفاف خوشگذرانی هایش را نمی داد به اجرای یک سری تئاترهای شبانه پرداخت و سعی کرد از محبوبیت تلویزیونی اش برای کشاندن مردم به سالن تئاتر استفاده کند. او چند روز قبل از قتلش به خبرنگار رادیو «فونیکس» گفته بود «از وقتی مجموعه قهرمانان هوگان به پایان رسیده دائم حس می کنم از آن چه باید باشم و از آن چه حق من است دور شده ام. حس می کنم نه در مکانی صحیح ایستاده ام و نه در زمانی صحیح».

در سال، ۱۹۷۸ کرین نمایش «خوش شانسی تازه کارها» را به «اسکاتسویل» آورد. او آپارتمانی در مجتمع آپارتمانی «وینفیلد» اجاره کرد و همان جا را به مکانی برای خوشگذرانی هایش تبدیل کرد.

جالب آن که سرگرمی وی هنوز در این مدت گرفتن فیلم و عکس بود. کرین عکس هایش را در حمام خانه اش ظاهر می کرد.

روزی هم که جنازه اش را در آپارتمانش یافتند، هزاران عکس و صدها نگاتیو در همان تاریکخانه پیدا شد.

 

با این وصف، جای تعجب نیست که بگوئیم «باب» دوست مرد نداشت یا تعدادشان به تعداد انگشت های یک دست هم نمی رسید. کرین یک بار ازدواج کرده بود و طبیعی است که این خصلت هایش باعث انزجار و نفرت همسرش از او شده باشد. خانم «آن تریزان» موقعی که یک دختر دبیرستانی بود شیفته باب شد.

آنها بعد از مدتی با هم ازدواج کرده و صاحب سه فرزند شدند.

اما سرانجام در سال ۱۹۶۹ از هم جدا شدند. پس از این طلاق، باب دوباره هوس ازدواج کرد و با «پاتی اولسن» ازدواج کرد.

وی که نام مستعارش «سیگرید والدیس» بود در مجموعه قهرمانان هوگان نقش «هیلدا» را ایفا می کرد.

این ازدواج هم مانع فساد اخلاقی کرین نشد و همسر دومش نیز شش ماه قبل از قتل شوهرش تقاضای طلاق کرد. اما سرانجام راضی شد به خاطر فرزند کوچک شان، «اسکاتی» تقاضایش را پس بگیرد. طبق گزارش های پلیس انگیزه های شخصی مختلفی برای قتل او وجود داشت. طبق همین گزارش ها، فقط در هفته آخر عمر کرین، هشت زن به خون او تشنه بودند. هر یک از آنها نیز انگیزه زیادی برای قتل باب داشت.

 

* کشف جسد

ساعت حوالی ۲ بعدازظهر ۲۹ ژوئن، یکی از همکاران باب در سریال «خوش شانسی تازه کارها» به نام خانم «ویکتوریا چری» به خانه باب رسید و زنگ در را به صدا در آورد. در آپارتمان شماره ۱۳۲ که باب در آن سکونت داشت بسته نبود. او پس از چند بار زنگ زدن وقتی صدایی نشنید با نگرانی وارد آپارتمان شد. به گفته ویکتوریا، آپارتمان تاریک تاریک بود. ویکتوریا که باز بودن در آپارتمان برایش عجیب بود و کسی را در هال ندیده بود وارد اتاق خواب شد.

در اظهارات ویکتوریا آمده است: «ابتدا فکر کردم کسی که روی تخت افتاده، یک زن است و موهاش دور صورتش ریخته. چون همه اتاق تاریک بود به هیچ عنوان فکر نمی کردم این خون باب باشه که دور سرش روی تخت ریخته. اما نزدیک تر که شدم تازه فهمیدم کسی که روی تخت افتاده «بابه».

طبق اظهارات کارآگاهان جنایی، هیچ نشانی از مقاومت قبل از مرگ در پیکر باب مشاهده نشد و کالبدشکافی ها نیز نشان داد هنگام وارد شدن ضربه مرگبار به سر باب، وی در خواب بوده است. شواهد نشان می داد ضارب با دوربین عکاسی ضربه مهلکی به سر باب زده است. 

پزشکی قانونی هم تشخیص داد «باب» بر اثر اصابت دو ضربه محکم دوربین به قتل رسیده است. این دو ضربه باعث شکستگی دو قسمت از جمجمه و دو زخم عمیق شده که خونریزی های مذکور، ناشی از همین زخم ها بوده است.

پس از تماس ویکتوریا با مرکز فوریت های پلیسی، افسری به نام «پائولوت کاسیتا» به محل قتل اعزام شد. وی نیز بلافاصله پس از مشاهده جسد، با دایره جنایی تماس گرفت و ساعت حوالی ۳ عصر بود که رون دین بازرس جنایی، به آپارتمان باب رسید.

 

* شروع تحقیقات

نخستین مظنون پلیس در این ماجرا، یکی از دوستان قدیمی باب به نام «جان کارپنتر» بود.

او و باب از طریق یکی از بازیگران مجموعه «قهرمانان هوگان» با هم آشنا شده بودند. نقطه مشترک آن دو هم فساد اخلاقی شان بود. آنها حتی در این مسیر با هم رقابت می کردند اما همیشه «باب» به دلیل جذابیت ظاهری و شهرتش از «جان» جلوتر بود. نکته مشترک دیگر که این دو را به هم نزدیک کرده بود، عکاسی و کار با دوربین بود. «جان» همیشه آخرین مدل های دوربین را به باب معرفی می کرد و تجهیزات فیلمبرداری را برایش می آورد.

شب قبل از قتل، جان و ویکتوریا در سالن تئاتر «ویندمیل» بودند. آن شب ویکتوریا نقشی برای ایفا در تئاتر نداشت. خود ویکتوریا درباره آن شب می گوید: باب و جان را دیدم که با هم قدم می زدند و به طرف ماشین باب می رفتند. باب وقتی مرا دید از دور داد زد که «قرار فردامون یادت نره».

موقعی که ویکتوریا داشت اظهاراتش را برای پلیس می نوشت، ساعت حدود سه و ربع عصر و به عبارتی، حدود ۷۵ دقیقه پس از کشف جنازه «باب» بود. همین موقع بود که تلفن منزل خانه مقتول به صدا درآمد. پلیس از ویکتوریا خواست تلفن را بردارد و به آن پاسخ دهد و چیزی از ماجرای قتل باب به شخصی که آن سوی خط است نگوید. وقتی که پلیس متوجه شد «جان کارپنتر» آن سوی خط است گوشی را از ویکتوریا گرفت. جان از لس آنجلس تماس می گرفت. افسر پلیس وقتی گوشی را از ویکتوریا گرفت، خودش را معرفی کرد و گفت: پلیس برای تحقیق در مورد «یک حادثه» در خانه آقای کرین است. کارپنتر تلفنی به پلیس گفت که وی تا ساعت یک نیمه شب با کرین بیرون بوده است. وی بلافاصله حرف خود را اصلاح کرد و گفت تا ساعت ۴۵:۲ دقیقه با هم بیرون بوده اند و سپس از هم جدا شده و او خودش تنها تا فرودگاه رفته تا با هواپیما راهی لس آنجلس شود.

کارپنتر دوباره ساعت سه و نیم عصر به خانه باب زنگ زد. به نظر بازرس «رون دین» که هر دوبار پای تلفن با «کارپنتر» صحبت کرد، وی در فاصله این دو تماس متوجه شد که دوست باب از پلیس نپرسید که حادثه چه بوده است و اصلا خود باب کجاست و پلیس آنجا در آپارتمان باب چه می کند!

در آن زمان، در سال، ۱۹۷۸ شعبه پلیس «اسکاتسویل» واحد مستقلی برای رسیدگی به پرونده های خودکشی نداشت. به همین دلیل یک افسر جنایی به نام «دنیس بروکنهاگن» مسئول رسیدگی به پرونده «باب کرین» شد. او تحقیقات خود را از خانه باب آغاز کرد. نتایج تحقیقات او نشان داد که چیزی از خانه سرقت نشده است. با این حال هیچ نشانی هم پیدا نشد که بتوان نتیجه گرفت قاتل، با زور وارد خانه شده است. تنها سرنخ، باز بودن پنجره شیشه ای اتاق کرین بود که رو به استخر باز می شد.

پلیس از همان روز به تحقیق از دوستان و همکاران باب پرداخت و دریافت که کرین با وجود محبوبیت و جذابیت های فراوان دشمنانی هم برای خود تراشیده بود. همچنین دریافت که یک بار در تگزاس بین باب و یکی از همکارانش نزاع سختی درگرفته و آن همکار سوگند خورده بود که باب را خواهد کشت. در جریان همین تحقیقات بود که پلیس به چهره زشت شخصیت باب در رابطه با زنان پی برد و فهمید که مردان زیادی از اعمال کثیف باب شاکی بودند. با این حال از نظر پلیس، همچنان «جان کارپنتر» مظنون اصلی بود.

بسیاری از افرادی که در راستای این تحقیقات با پلیس مصاحبه کرده بودند تاکید کردند که همیشه بین باب و جان کدورتی عمیق و نهفته وجود داشت. هرچند هیچ دلیل محکمی برای این کدورت وجود نداشت. افزون بر این، هیچ دلیل و گواهی از صحنه جرم نیز وجود نداشت که بتواند دال بر دخالت «کارپنتر» در قتل باب بوده باشد. پلیس فقط به واسطه گفته های خانم ویکتوریا چری و تماس های مشکوک کارپنتر با خانه باب در زمان بازرسی ها به وی ظنین شده بود و حتی نمی توانست انگیزه ای بیابد که محرک جان کارپنتر برای قتل باب بوده باشد.

پلیس که همچنان بر ظن خود به جان اصرار می ورزید به فرضیه سازی پرداخت. شایعاتی وجود داشت که می گفت جان کارپنتر مبلغ ۱۵ هزار دلار به باب کرین بدهکار بوده و باب دائم برای بازپرداخت بدهی، جان را تحت فشار می گذاشته است. اما سندی برای اثبات این شایعه وجود نداشت. پلیس گمان کرد شاید بتواند از ماشینی که جان در زمان اقامتش در آن شهر کرایه کرده بود، سرنخ هایی مثل لکه خون یا امثال آن بیابد. بنابراین ماموران به بازرسی ماشین پرداختند. ستوان «داروین باری» که مسئول بازرسی ماشین بود مقداری خون خشک شده در صندلی راننده پیدا کرد. کشف این لکه های خون از نظر پلیس، ورود به مرحله تازه ای برای کشف راز قتل بود. 

لکه خون پیدا شده در ماشین کارپنتر متعلق به گروه خونی B بود. در آن دوره که هنوز آزمایش های DNA رواج نیافته بود، کشف همین نکته برای پلیس مایه خوشحالی بود چرا که گروه خونی مقتول نیزB بود در حالی که گروه خونی خود کارپنتر A بود. با همه این اوصاف، باز هم کشف این نکته نمی توانست دلیل محکمه پسندی برای قاتل بودن «جان» باشد.

 

مظنون

کارپنتر متخصص صنایع بصری و ویدئویی بود. در آن سال ها صنعت تصویربرداری تازه مراحل تکنولوژیک خود را طی می کرد. در اواسط دهه، ۱۹۶۰ او یکی از معدود نمایندگان کمپانی «سونی» در امریکا بود. کارپنتر در زمان آغاز رفاقتش با باب، شخصیتی به شدت فاسد داشت و او بود که باب را با نحوه فیلمبرداری و عکاسی از صحنه های فسادش آشنا کرد.

کارپنتر وقتی فهمید که پلیس وی را به عنوان مظنون اصلی قتل باب شناخته، داوطلبانه به«اسکاتسویل» بازگشت تا به سؤال های پلیس پاسخ گوید. وی در برابر خواست پلیس برای تماس با وکیلش به منظور همراهی وی در بازجویی ها امتناع کرد و گفت: «آن قدر به خودم مطمئن هستم که نیازی به حضور وکیل نمی بینم.»

نخستین سؤال پلیس این بود که وی در زمان وقوع قتل کجا بوده. «کارپنتر» برای جواب دادن به این سؤال، به چهار روز قبل از وقوع قتل بازگشت و گفت: در تاریخ ۲۵ ژوئن برای دیدار با دوست قدیمی اش باب، به اسکاتسویل آمده بود. قبل از قتل نیز «جان» بارها به دیدار باب آمده بود. طبق اظهارات جان کارپنتر، باب به فرودگاه آمده و پس از گردش مختصری در شهر، وی را به هتل رسانده بود تا استراحت کند. آخرین روزی که جان در اسکاتسویل بود یک روز قبل از کشف جنازه باب بود. در آخرین شب، به گفته جان، آنها پس از اجرای باب در تئاتر «ویندمیل» از سالن بیرون زده و با ماشین باب به گشت و گذار در شهر پرداخته بودند. در بین راه ماشین باب پنچر شده و آنها مجبور بودند برای پنچرگیری به یک تعمیرگاه بروند. پس از تعمیر ماشین، آنها به آپارتمان باب بازگشتند. در آنجا، جان شاهد دعوای تند تلفنی باب با همسر سابقش بود. باب که از این دعوای تلفنی به شدت عصبانی به نظر می رسید از جان خواسته بود که نیمه شب، دو نفری با ماشین باب بیرون بزنند و کمی در خیابان ها ولگردی کنند شاید عصبانیت باب کمی فروکش کند. آنها در این پرسه زدن، سر از کافه «فونیکس» در آوردند و در آنجا با دو خواهر به نام های «کارلو» و «کریستین نویل» و زن دیگری به نام «کارولین بار» طرح دوستی ریختند. اگرچه باب آن شب اوضاع روحی مساعدی نداشت اما به اصرار «جان»، همان شب برای روز بعد قرار گذاشتند. طبق برنامه، قرار بود فردا صبح «کارولین بار» را در کافی شاپ «سافاری» در «اسکاتسویل» ملاقات کند و تا بعد از ناهار با هم باشند. پس از این قرارها، طبق گفته های جان کارپنتر، باب در حدود ساعت ۲ صبح تنها به خانه بازگشت و کارپنتر همان شب به همراه آن دو خواهر سوار بر ماشین به طرف هتل رفت اما در میانه های راه از پیشنهاد خود به خواهران نویل پشیمان شد و آنها را به خانه شان رساند. در اظهارات کارپنتر آمده بود که وی حدود ساعت ۳ نیمه شب به هتل رسید. طبق کشفیات پزشک قانونی، باب به طور قطع بین ساعت ۳ تا ۸ صبح و به احتمال فراوان بین ۳ تا ۵صبح به قتل رسیده بود.

کارپنتر پس از رسیدن به هتل، با باب تماس گرفت تا ببیند اوضاع و احوالش بهتر شده یا نه. باب به او گفته بود که بهتر است و مشغول آماده کردن فیلمی برای پسرش است. در پایان آن تماس تلفنی، کارپنتر به باب گفته بود که صبح زود خودش به فرودگاه خواهد رفت و با هواپیما عازم لس آنجلس خواهد شد و نیازی نیست باب برای بدرقه اش بیاید. بعد هم به گفته جان، آن دو تلفنی از هم خداحافظی کردند.

تحقیقات پلیس از شاهدان نشان داد که «جان کارپنتر» در ساعت ۸ و ۳۴ دقیقه صبح همان روز، بعد از بگومگوی مختصری با مسئولین هتل بر سر وضعیت سیم کشی برق آنجا، با هتل تسویه کرده و هتل را به مقصد فرودگاه ترک کرده و عازم لس آنجلس شده است.کارپنتر که همان سال ۱۹۷۸ از همسرش جدا شده بود همراه یک زن ۲۰ ساله به نام «کالیف»، زندگی می کرد. روزی که کارآگاهان پلیس، پس از کشف لکه های خون در ماشین کرایه ای جان، برای بازجویی به خانه وی رفتند، جان در خانه نبود و «کالیف» در را به روی کارآگاهان گشود.

«رون دین» و «بورکن هاگن» از شعبه پلیس اسکاتسویل، سراغ جان را گرفتند. همان زمان که دو کارآگاه در خانه جان بودند وی تلفنی تماس گرفت و وقتی از حضور کارآگاهان در خانه اش مطلع شد به آنها گفت که برای دیدار مادرش به خانه او آمده است و حاضر است بلافاصله به خانه خودش بازگردد و پاسخگوی سؤال های کارآگاهان باشد. وقتی «کارپنتر» به خانه رسید، با عباراتی که کارآگاه «دین» بر زبان راند فهمید که هدف آنها فقط طرح چند سؤال ساده نیست بلکه آنها برای بازجویی به سراغش آمده اند. کارآگاه «دین» در همان ابتدای صحبت به جان گفت: «تمام حرف های شما ممکن است علیه خودتان در دادگاه مورد استفاده قرار گیرد. اگر نیازی به حضور وکیل دارید می توانید از وکیل تان بخواهید در این گفت وگو همراه شما باشد». اما جان به کارآگاه گفت که نیازی به وکیل نیست و به تمام سؤال ها و شبهات به تنهایی پاسخ می دهد.

او با صراحت گفت که در مورد لکه خونی که در ماشین پیدا شده هیچ اطلاع و توضیحی ندارد.

 

کارآگاهان از او خواستند صبح روز بعد به «اسکاتسویل» بیاید و به طور حضوری تحت بازجویی قرار گیرد. روز بعد وی در دفتر پلیس بود و این بار هم نپذیرفت که وکیلش در بازجویی ها همراهی اش نماید.

به گفته کارآگاه «دین»، او و همکارش «بورکن هاگن» قصد داشتند جان را در همان اداره پلیس بازداشت کنند اما قاضی کشیک، «چاک هایدر»، به دلیل نبود دلایل کافی در مورد شواهد و انگیزه قتل، اجازه بازداشت را صادر نکرد.

 

خطا در قضاوت

«کارپنتر» در نخستین بازجویی ها، داوطلبانه پیشنهاد داد که وی را تحت آزمایش های دروغ سنجی قرار دهند یا به هر نحوی که صلاح می دانند و گمان می کنند که می توان حقیقت را کشف کرد از او آزمایش بگیرند. اما به دلایل نامعلوم، پلیس از پیشنهاد «کارپنتر» برای آزمایش دروغ سنجی امتناع کرد. کارآگاه «دین»، ۱۵ سال پس از آن ماجرا در مصاحبه ای گفت: «از نظر شم پلیسی وی، به طور قطع جان در قتل «باب کرین» دست داشته و نیازی به آزمایش دروغ سنجی نبوده است». بنابراین شم کاذب و خیالی کارآگاه «دین» هیچگاه نتوانست حقیقت را آشکار کند.«کارپنتر» پس از این بازجویی ها به خانه بازگشت. روز ۱۲ ژوئیه یک بار دیگر کارآگاه «دین» و کارآگاه «بورکن هاگن» برای بازجویی سراغ وی رفتند. این دو کارآگاه اصرار داشتند که جان به جرم خود اعتراف کند اما جان مصرانه بر بی گناهی اش تاکید می کرد.

پلیس هم به دلیل نبود دلایل محکمه پسند همچنان از دستگیری جان عاجز بود و این بازجویی آخرین رودررویی مستقیم کارآگاهان با جان کارپنتر بود. چند روز پس از قتل باب، بین پلیس «اسکاتسویل» و قاضی کشیک این شهر اختلاف هایی بر سر پرونده در گرفت چرا که کارآگاهان پلیس معتقد بودند قاضی منطقه به هیچ عنوان با آنها در دستگیری قاتل باب همکاری نمی کند. از آن سو، قاضی هایدر که اصرار داشت باید دلایل کافی برای صدور حکم بازداشت جان کارپنتر وجود داشته باشد به کارآگاهان توصیه کرد برای حل این پرونده، از کارآگاهان خصوصی باتجربه استفاده کنند.

کارآگاهان که از این رفتار قاضی هایدر به خشم آمده بودند تصمیم گرفتند برای اثبات لیاقت خود، هر طور شده شواهد و دلایل کافی برای مجرم بودن جان کارپنتر بیابند. به همین دلیل بود که به آپارتمان مقتول رفته و تمام اسباب وی را برای بررسی به اداره پلیس منتقل کردند اما این عمل آنان بسیار ناشیانه صورت گرفت. آنها تمام اثاث باب کرین را که ممکن بود بتواند سرنخی برای کشف قاتل باشد، در ۱۰ جعبه بسته بندی کردند و به اداره پلیس منتقل نمودند. آنها حتی از قاضی نپرسیدند که ازمیان آن اسباب و وسایل، چه چیزهایی می تواند در دادگاه به عنوان مدرک جرم مورد استناد قرار بگیرد.

این روند بیهوده اداره پلیس «اسکاتسویل» بی آن که به نتیجه و فرجامی برسد ادامه داشت تا سه سال پس از قتل، که قاضی هایدر به شهر دیگری منتقل شد و «تام کولینز» به جای وی منصوب شد. او که قبل از انتصابش به این سمت قول داده بود پرونده قتل باب کرین را دوباره به جریان بیندازد به وعده اش عمل کرد. در سه سالی که از قتل کرین می گذشت، افسران زیادی در اداره پلیس اسکاتسویل از قاضی سابق گله مند بودند چون به گمان آنها، او هیچ گاه فرضیه پلیس در مورد دخالت جان کارپنتر را جدی نگرفته و همین نکته باعث شده بود که مظنون اصلی از مظان اتهام دور بماند. اکنون قاضی دیگری جایگزین او شده بود و پلیس امید داشت بتواند با همکاری این قاضی جدید، «کارپنتر» را به دادگاه بکشاند و اتهام او را ثابت نماید.

در پی این اتفاقات تازه، دو کارآگاه جدید به نام های «کریس بینگهام» و «رون لیتل» مامور بازخوانی و بررسی دوباره پرونده شدند. اگر چه در پایان این بررسی ها باز هم در نتیجه این پرونده تغییری حاصل نشد اما زوایای جدید و جالبی از پرونده کشف شد.در زمان نخستین بازجویی ها از «کارپنتر»، - سال ۱۹۷۸ - ۲۱ عکس رنگی از ماشین کرایه ای جان کارپنتر گرفته شده بود. در یکی از این عکس ها، لکه خونی روی قسمت داخلی در کنار راننده مشاهده شده بود. اما وقتی دو کارآگاه جدید پس از خواندن این گزارش، به سراغ عکس ها رفتند حس کردند که این عکس ساختگی و جعلی است. ظن آنها زمانی بیشتر شد که فهمیدند عکس مذکور در پرونده پلیس فاقد نگاتیو است. سؤالی که پیش آمد این بود که چرا این عکس نگاتیو ندارد به هر حال، این دو کارآگاه پس از بازبینی پرونده، به همان نتیجه اولیه رسیدند: «دلیل محکمی وجود ندارد که نشان دهد جان کارپنتر در قتل باب کرین دست داشته است.»

با گذشت سال ها، پلیس اسکاتسویل گهگاه پرونده قتل باب کرین را مورد بازبینی قرار می داد و امید داشت که پیشرفت علوم قضایی بتواند کمکی به حل این پرونده کند و دلایلی را بر آنان آشکار سازد که پلیس بتواند بالاخره با قطعیت، انگشت اتهام را به سوی قاتل نشانه رود. در سال ۱۹۹۰ که برای نخستین بار استفاده از آزمایش DNA مورد استفاده پلیس قضایی قرار گرفت، پلیس اسکاتسویل نمونه ای که در اختیار داشت و ۱۱ سال از آن می گذشت را برای آزمایش DNA به یک آزمایشگاه خصوصی در مریلند فرستاد اما آزمایشگاه اعلام کرد که به دلیل قدمت ۱۱ ساله آن بافت، نمی توان بر روی آن، آزمایشی انجام داد.

قاتل «باب کرین» هر که بوده، توانسته تا امروز از چنگ قانون بگریزد و تلاش های فراوان پلیس «اسکاتسویل» برای اعاده حیثیتی که بر سر این پرونده به باد رفته بود نیز به هیچ فرجامی منتهی نشد. سال ها بعد، یک بار حتی کارآگاهان پلیس توانستند چنان مقام های قضایی را تحت فشار بگذارند که حکم بازداشت جان کارپنتر را صادر نمایند و او را به دادگاه بکشانند. اما این بازداشت و آن دادگاه هم چیزی جز آبروریزی برای پلیس اسکاتسویل ثمری نداشت زیرا در آن دادگاه ثابت شد عکسی که لکه های خون در ماشین جان کارپنتر را نشان می دهد نه تنها جعلی بوده، بلکه یک روز پس از عکسبرداری اصلی از ماشین کرایه ای جان کارپنتر گرفته شده و خود کارآگاهان برای اثبات فرضیه های توهمی خود مرتکب جعل آن شده اند تا با توسل به این گونه جعلیات اثبات کنند که ظن شان در مورد جان صحیح بوده است.

این رسوایی نه تنها باعث شد افسران ذی نفوذ پلیس اسکاتسویل مجبور به استعفا شوند، بلکه دادگاه را متقاعد کرد که برای همیشه پرونده قتل باب کرین را مختومه اعلام نماید تا قاتل، خواه واقعا جان کارپنتر بوده باشد، خواه همسر سابق باب و خواه زنانی و مردانی که از اعمال خبیث باب به ستوه آمده بودند، با خیال راحت به زندگی خود ادامه دهند.

فیلم‌ها و مستندهایی هم در مورد قتل باب کرین ساخته شده

SOOROUSHA 

تقدیم به 666MAX999 ❤️

 

دیدگاه

comment

2020-03-17 02:22:51

666MAX999

مرسی داداش معلومه خیلی وقت گذاشتی پست حرفه ایه

پاسخ

ارسال شد
comment

میزان

خیلی جالب بود

پاسخ

ارسال شد
comment

2020-06-25 15:19:47

Bita

تشکر

پاسخ

ارسال شد
comment

علی ص

عالی ،مرموز،ترسناک ،حرف نداشت

پاسخ

ارسال شد
comment

2020-03-02 01:21:34

Soorousha

قابلی نداشت 😉 گفتی مثل قبل در مورد قتل بزار، گذاشتم 😋❤️

پاسخ

ارسال شد
comment

2020-02-27 21:39:51

jaber

مطلب خیلی جالب و کاملی بود و کاملا حرفه ای، گوگل هم اینو فهمیده

پاسخ

ارسال شد
comment

2020-03-02 01:21:34

Soorousha

Mamnoon az hame 💛🧡💚💙💜🖤❤️

پاسخ

ارسال شد
ارسال شد

منتشر شده توسط admin Amin-Mehdipour و ویرایش شده توسط Amin-Mehdipour-20200721
ساخت وب سایت در یک ثانیه با بلومیت!
ورود

با عضویت در وبگاه از امکانات حرفه ای آن بهره مند شوید!

ثبت نام

10

Room 6

Amin-Mehdipour

اینترنت قطع بشه مییم ایران جای نگرانی نیس😐

Amin-Mehdipour

آلمان😐

Karluss

سرور این سایت کجاست!؟

ScaryLand

😐چیکارش دارید

TINA

رگان عزیزم رتبت ی چیز کاملا شخصیه ولی اگ اینجا نگی جرت میدم

Yoha

نه ولی برای طلسم ها میتونی از گلنوش کمک بگیری.

The Red Queen

سلام من تازه عضو شدم می گم اینجا بخشی برای طلسم ها نداره ؟

The Red Queen

دقیقا :|

Regan Macneil

نیومده ک هنو

TINA

رگان رتبه کنکورت

666MAX999

تنکیو

Amin-Mehdipour

ویو پست در انتها مطالب در دسترس

Amin-Mehdipour

سلام بچه ها ویو پست حتما داخل گوشی هم قرار داده میشه نگران نباشید ولی سعی کردیم کار با سایت روان تر بشه دسترسی ها راحت تر بشه لود صفحه سبک تر بشه و دسترسی ها راحت تر همچنین فیلم و عکس اپلودش سریع تر شده توجه هم کرده باشید کمتر از یک روز مطلبتون داخل گوگل هستش همینطور مطالب کوتاه (استوری) بیشتر دیده میشه همینطور میتونید فیلم و عکس به راحتی در استوری ها تون بزارید

ScaryLand

ویو پست درست کنید

ScaryLand

من ک حال کردم 😃

Horror Book

در کل حق با سروشا بیشتر برای کاربر بهتر شده

Horror Book

ولی ویو داخل پست توی کامپیوتر هست تو گوشیم نی نرم افزارم ساده و بهتره

Horror Book

سلام سادگی بنظر من بهتره کار راحت تر شده

AntiBlocker

اما ساده تر شده

AntiBlocker

بخش ایجاد مقاله قوی تر شده و فیلم عکس گذاشتن راحت تر شده بنظرم

Soorousha

نويسنده‌ها بیاین نظر بدید لطفاً 📝

Soorousha

به نظرم تغییراتی که انجام شده بیشتر برای بازدیدکنندگان سایت خوبه تا برای نویسنده‌ها، بقیه کاربرا اگه نظری غیر از من دارین بگین، میخوام ببینم فقط من از این آپشن‌ها استفاده میکردم یا شمام همینطور

Soorousha

اونایی که میگن سایت عالی شده فقط به تم و قیافش توجه کردن، چون یه سری آپشن‌ها مثل جستجو یا اینکه قبلاً میشد فهمید تعداد بازدیدهای هر پست هم در کل هم در همون روز چقدر بوده، فالوور و فالوئینگ دیگه نیست، بازدید مطالب جدید کمتر شده و...

Soorousha

اگه برای ايجاد مقاله میخوای متن انگلیسی رو فارسی کنی، پایین صفحه سمت راست آپشن مترجم وجود داره،

AntiBlocker

کجا رو فارسی کنی

food

متن کجا رو

Shine

سلام کسی میدونه چطوری بابد متنو فارسی کرد؟

Regan Macneil

واو اصلا یه لحظه قک کردم آدرس سایتو اشتباه وارد کردم واقعا خیلی عالی شده😃

Nima2

👍

Horror Book

فیلم و عکس الان راحت تر اپلود میشه😏

Yoha

به قول یه فیلمه دستتون گرم دمتون درد نکنه

Yoha

دست همگی درو نکنه واقعا سایت عالی شده🙄👍

ariya66y

چقد اطلاعات اشتباه درمورد دیپ وب هست تو این سایت

jaber

اگه مشکلی داشتید تاریخچه مرورگرتون رو پاک کنید حل میشه نرم افزار جدید هم در دسترس

stan666

ممنون از کسایی که همیشه برای پیشرفت سایت تلاش میکنند. موفق باشین.

eilya

گوگگپل پتققحکقثتثحثکث

eilya

eilya

eilya

گوز

eilya

تری

Room6 Supported By Foodforfox ChatRoom
پربازدید ترین ها
اتاق قرمز یا رد روم

اتاق قرمز یا رد روم اتاق قرمز  سایتی در دارک وب بوده که با پرداخت مبلغی وارد ان شده و بصورت زنده تکه تکه کردن انسان ها را مشاهده می نمایید در پشت اتاق های مرگ دارک نت چه می گ

فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما)

فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما) فیلم هزار پای انسانی The Human Centipede یکی از بدترین فیلم های تاریخ سینماست که در سال 2009 برای اولین بار ساخته شد اما به دلیل س?

فیلم ترسناک Hounds of Love 2016

از نقطه ضعف هایشان برای ایجاد شکافی میان آنها استفاده کند تا بتواند جان سالم بدر ببرد…  

داستان ترسناک یک حمام معمولی

داستان ترسناک یک حمام معمولی horror6: الان حدود چندساله درگیرم خیلی کارا کردم که بتونم فراموش کنم آزاد بشم که نشد فقط با کمک یه جنگیر تونستم اونارو از خودم دور کنم،همیشه فکرمیکردم

راز عدد 241543903

?ت که توسط دیوید هورویتز، هنرمند شناخته شده نیویورکی ابداع شد داستان از این قرار که دیوید هوروتیز در سال 2009 یک تصویر از خود ، در سایت فلیکر (که سایت محبوب عکاس ها و عکس دوستانه است) منتشر کرد در این تصویر دیوید سر خود را داخل یخچال کرده بود و از کاربران خواست این کار را انجام دهند و عکس ها را  با عدد 241543903 تگ کنند (برچسب بزنند).   حال چرا این عدد؟جالب است بدانید این عدد به صورت شانسی از ترکیب شماره سریال روی یخچال و بارکد روی نودل مرغ یخ زده بدست آمده است ایده سر در یخچال زمانی به سر دیوید زد که یکی از دوستان وی بدلیل بیماری سر خود را  در داخل یخچال می برد تا کمی دردش تسکین یابد. جالبی این موضوع باعث شد که خیلی ها این کار را انجام دهند و عکس خود را با تگ این 241543903 در سایت منتشر کنند، و بدلیل این که برچسب یک معیار مهم برای گوگل است با  جستجو این عدد در گوگل یک گالری از افرادی با سر هایی در داخل یخچال بارگذاری می شود.  

لیست فیلم های ممنوعه جهان

لیست فیلم های ممنوعه جهان این ژانر، ما را با ژرف ترین و تاریک ترین بُعد انسان آشنا می کند. جایی که همه ما امیدواریم هیچ وقت شاهد آن نبوده یا جزئی از آن نباشیم. از دید منتقدان، فیل

شعر نفرین شده جهنم تومینو

شعر نفرین شده جهنم تومینو جهنم تومینو شعری ژاپنی و نفرین شده که براساس افسانه ها اگر این شعر بلند خوانده شود سرنوشت بدی برای خواننده رقم خواهد زد. این شعر در یک کتاب 666 صفحه ای

سایت راز آلود و عجیبی به نام sentimentalcorp

سایت راز آلود و عجیبی به نام sentimentalcorp eMp: سایت شرکت احساسی sentimentalcorp یک وب سایت راز آلود است که توسط سرور خود در اسپانیا کنترل می شود این سایت متعلق به رندی پروزاک بوده و حالتی راز

فیلمی از عروسک لولیتا

فیلمی از عروسک لولیتا o6: سلام حتما درباره عروسک های لولیتا چیز های زیادی شنیدید لولیتا به دخترانی میگویند که دست و پای آنها بریده می شه و دندانشان را می کشند و از آنها به عنوان ب?

خانه اجنه در کلاردشت

خانه اجنه در کلاردشت horror6: ویلای متروکه در کلاردشت که تمامی پنجره های آن با یکدیگر متفاوت هست و ساکنین می گویند که این خانه ارواح یک شبه ساخته شده است درب این ویلای متروکه در کلا?

فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)

فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)   ژانر : ترسناک زمان : 70 دقیقه زبان : انگلیسی محصول : امریکا کارگردان : Eli Roth ستارگان : Jay Hernandez, Derek Richardson, Eythor Gudjonsson خلاصه دا

تئوری عجیب انیمیشن توپولو ها

تئوری عجیب انیمیشن توپولو ها انیمیشن توپولو ها (Teletubbies) مجموعه برنامه کودکی بود که در 120 کشور به نمایش درومد و به بیش از 45 زبان دوبله شد که در ایران با نام توپولوها شناخته میشه، ب?

درگاه دارک وب

کاربر گرامی این صفحه پل ارتباطی بین شما و وب پنهان می باشد تمامی لینک ها بررسی شده و شما را به وب سایت های خطرناک و بد افزار ها متصل نمی کنند قبل از ورود به وب پنهان نکات امنیتی را

معرفی سایت های دارک وب

معرفی سایت های دارک وب دارک وب یا وب تاریک به شبکه‌ای گفته می‌شود که در دسترس عموم نبوده و بیشتر برای مقاصد غیرقانونی مورد استفاده قرار می‌گیرد. ردیابی فعالیت‌های آن و شناسا

سرنوشت دیگو آلوز قاتل

سرنوشت دیگو آلوز قاتل قاتلان سریالی ، افرادی که قتل انسان جزء لذت های زندگی آنها گردیده این افراد هیچ قلبی در سینه ندارند و تنها چیزی که آنها را به اوج هیجان می رساند و باعث می ش


# پربازدید های امروز
#داستان ترسناک یک حمام معمولی
#فیلم ترسناک Hounds of Love 2016
#چند طلسم تبدیل شدن ب خون اشام
#مسترس و اسلیو چیست؟
#لیست فیلم های ممنوعه جهان
مطالب مرتبط
داستان عروسک آتنا اصلانی چیست؟

فرد ناشناسی عروسکی را برای خانواده آتنا اصلانی فرستاد که از زمانی که خانواده وی این عروسک را دریافت کرده اند برای آن ها بسیار ارزشمند شده است و همواره یاد آتنا را برای خانواده و...

قتل های جو بال (اجسادی که خوراک تمساح شدند)

قتل های جو بال (اجسادی که خوراک تمساح شدند) معمولا قاتلین سریالی پس انجام قتل اجساد را در مکان های خالی از سکنه ، برخی در اطراف رودخانه و برخی دیگر برای به جا نذاشتن سرنخ آنها را ?...

قتل های رندی کرافت

قتل های رندی کرافت رندي استيون کرافت قاتل پرآوازه امريکايي است که به جرم قتل 16 نفر در يکي از زندان هاي کاليفرنيا در اتاق مرگ اعدام شده است کرافت در اتوبان هاي اطراف کاليفرنيا مر...

قتل های هاروی گلتمن

قتل های هاروی گلتمن هاروی موری گلتمن متولد 10 دسامبر 1927 یک قاتل سریالی آمریکایی بود او در اواخر دهه 1950 با ربودن و به قتل رساندن زنان زیبا در آمریکا به شهرت رسید وی در این مدت با نا...

آخرین سخنان قاتلان سریالی قبل از اعدام

ین صحبت های بعضی از قاتل های سریالی قبل از اعدام : من تنها از دو چیز ناراحتم . یک به خاطر اینکه در طول زندگی چند بار حیوان ازاری کردم و دو به خاطر ا...

قتل جونکو فوروتا (قتل های ترسناک)

قتل جونکو فوروتا (قتل های ترسناک) در ۲۵ نوامبر ۱۹۸۸، جونکو فوروتا، متولد ۲۲ نوامبر ۱۹۷۲، در حالی که دو روز قبل تولد ۱۷ سالگی‌اش را جشن گرفته بود، از مدرسه خارج شد و به سمت خانه ر?...

قتل های دنیس رادر ملقب به قاتل بی تی کی

قتل های دنیس رادر ملقب به قاتل بی تی کی دنیس رادر نام اصلی قاتل مشهور به بی‌ تی کی است این نام مخفف دست و پا بستن، شکنجه و قتل است وی 10 زن و دختر را به فجیع‌ ترین شکل ممکن طی 30 سال ?...

بیوگرافی الکساندر پیچوشکین

بیتزا پارک یکی از پارک های متعدد شهر مسکو هستش ، محیطی وسیع به مساحت 22 کیلومتر و با پوشش جنگلی ، درواقع میشه این پارک رو یک جنگل در حاشیه ی جنوبی شهر مسکو دونست . جایی که هر روزه می...

برچسب
#Soorousha
# iran
#27686
#سایت ترسناک
#horror
#horror website
#سایت ترسناک ایرانی
دسته
داستان (محتوای خواندنی با ویژگی انتقال هیجان و ترس)
یوفو (فرا زمینی ها)
بازی (بازی هایی با محتوا ترسناک)
انیمیشن (انیمیشن هایی با محتوا ترسناک)
افراد (انسان های خاص)
حیوانات (جانداران ترسناک)
پرونده های ترسناک (جنایت های جهان)
مستند (مستند هایی با محتوا ترسناک)
جنگ و جنگ افزار ها (سلاح های مرگبار)
فضا (عجایب اسمان)
شیطان پرستی (موضوعاتی مرتبط با شیطان و شیاطین)
سریال (سریال هایی با محتوا ترسناک)
اسرار و رموز (جهان پنهان)
حوادث (رخداد های ترسناک)
کتاب (کتاب هایی با محتوا ترسناک)
جالب (مطالب جالب توجه)
مکان های ترسناک (اماکن عجیب)
ماورا الطبیعه (ارواح)
تسخیر شده گان (اجنه)
اطلاعات عمومی (دانستنیها)
شکنجه و بردگی (سلطه پذیر)
برنامه های کاربردی (نرم افزار ها)
تصاویر (تصویر های ترسناک)
فیلم (فیلم هایی با محتوا ترسناک)
عجیب (عجایب جهان)
ترسناک (اتفاقات ترسناک جهان)
اینترنت (هر موضوعی که با اینترنت مرتبط است)
وسایل نقلیه (هرگونه وسیله ساخت بشر که قادر به جا به جایی اجسام باشد)
خدا (موضوعاتی مرتبط با الهیات)
view:554
today: 0
تبلیغ