داستان ترسناک ناخوانده ها

داستان ترسناک ناخوانده ها

داستان ترسناک ناخوانده ها

داستان ترسناک ناخوانده ها


میخوام در مورد دیدار هایی باهاتون صحبت کنم که تا مدتها فکرم رو درگیر کرده بودن . اول بر میگردم زمانهایی که سنم ده یا یازده سالم بود ، من جزو اون دسته از آدمهایی بودم که رویاهای صادقانه میدیدم یعنی مثلا در خواب عمل جراحی که چند سال بعد روی آپاندیسم انجام شد دیده بودم . یا زمانیکه در بیمارستان بستری بودم در رویام مرگ یکی از اعضای فامیلمو دیدم و فرداش بهم خبر دادن اون فرد فوت شد . غیره این مورد یادمه یکبار داشتم بازی میکردم (( من تک پسر و فرزند آخرم )) احساس کردم وقتی کف دستمو تو هوا بلند کردم یه دسته دیگه به کف دستم خورد بگذریم .
بر میگردم به استارت یک ماجرا که شش سال پیش اتفاق افتاد . شب سوم فروردین سال نودو یک بود من و خانومم و دختر چند ماهم کنار هم توی اتاق حالمون در یک آپارتمان در شرق تهران خوابیده بودیم . فکر کنم ساعت حوالی دو صبح بود بیدار شدم و اون صحنه رو دیدم ،صحنه ی عجیبی بود الانم که تعریف میکنم مو به تنم راست شده ، دیدم یه موجود که از نظر هیکلی شبیه به یه آدم و یه شفافیت و سفیدی خاصی ( انگار یک چادر سفید روش بود) داشت پایین پای ما حرکت میکرد (( انگار روی یک تسمه نقاله بود من پایی نمیدیدم )) چهرشم مشخص نبود ولی در کنارش یه موجود سیاه با چهره بسیار چندش آورم بود ، خیلی ترسیده بودم ولی نمیدونم چرا یک لحظه به خودم گفتم داره میره و دیگه با من کاری نداره و دوباره خوابیدم .... فردای اون روز کارهای زیادی تا دیر وقت انجام دادم و شب ساعت یک تازه رسیدم خونه ، از شدت خستگی و سر درد یه مسکن خوردم و خوابیدم . برای همین کلا وقت نشد که به جریانات دیشب فکر کنم ، اما فرداش حسابی فکرمو درگیر خودش کرده بود هر چیم دنبال یه مقاله یا یه چیزی تو اینترنت میگشتم که توجیهش کنه کمتر پیدا میکردم ،
خلاصه اون شبم گذشت ، یه چند وقتی خبری نبود اما به قول قدیمیا آرامش قبل طوفان بود . (( سعی میکنم تا اونجایی که میشه دقیق بگم )) یک شب تو حال خوابیده بودم . دخترم و خانومم توی اتاق خواب رو تخت خوابیده بودن . فکر کنم ساعت دو یا سه بود (( به شکلی هست این اتفاقات زمانی برام میفته که نمیفهمم تو رویاست یا بیداری)) دیدم یک نفر کنارم خوابید و سه نفر زیر پامن یکدفعه شوکه شدم برگشتم گفتم اینا کین بغلیم گفت : ما روح هستیم . یکدفعه از شدت ترس پریدم (( این تنها باری بود که این موجودات واژه ی روح رو استفاده کردن )) خلاصه الانم که دارم تایپ میکنم موهام داره سیخ میشه .
اون شبم گذشت من زیاد اعتقادی به این چیزا ندارم اونم فکر کنید تو یه خونه ی آپارتمانی ، وسط تهراناینم بگم که من عاشق عتیقه جاتم و بیشتر دوست دارم جمع کنم تا خرید و فروش کنم خلاصه از اون اتفاقم گذشت و هنوز اینها جنبه های خوب اتفاقاتی بود که برای من افتاد ، دوباره چند وقتی گذشت و من باز تنها خوابیده بودم . ( معذرت میخوام بی ادبیه ) ولی احساس کردم یکی زیره پتو داره برام کاره خاصی میداد دیدم پتو هم برجسته هست پتو رو زدم کنار دیدم یه موجود با موهای بلند و سیاه و چهره بدی زیره پتوست . جیغ زدم اونم رفت منم رفتم عقب . این سرس دیگه حالم خیلی بد بود . نمیدونستم چیکار کنم بازم خانمم چیزی نگفتم . ترسیدم که بترسه و من نتونم زندگیمو جمع و جور کنم دیگه ...
حالا دیگه مشکلاته من به شکل متفاوت داشت دیگه توی خواب و رویا هر چیز دیگه نبود . یه شب داشتیم شام میخوردیم و دخترمم داشت بازی میکرد . یکدفعه درب دستگاه دی وی دی که خاموش بود باز و بسته شد خانمم منو نگاه کرد منم برای اینکه سریع جمعش کنم گفتم احتمالا پای درسا رفته روش (( من خودم زمانی دی وی دی تعمیر میکردم میدونم دی وی دی خراب ممکنه دربش باز و بسته بشه بشه اما نه دی وی دی که اصلا خاموشه اونم مدتها )) خلاصه دیگه جنس مشکلاتم طور دیگه ای شده بود . یبارم توی حمام بودم حس کردم خانومم داره صدام میکنه (( از پشت در حمام )) هی میگفتم بله اما جوابی نمیشنیدم قاطی کرده بودم ،در رو باز کردم گفتم بله چیکار داری . دیدم خانمم از تو آشپزخونه میگه چیه ، تازه فهمیدم خانومم نبوده . حالم خیلی بد بود هم ترس داشتم هم نمیدونستم چیکار کنم از یه طرفم چون چیزیو قبول نداشتم همش میگفتم خواب توهم زدی از این جور حرفها .
دیگه احساس میکردم توی بیداری کامل یه چیزهایی میبینم چیزهایی که بیشتر شبیه سایه هستن . فقط این وسط یه مشکلی وجود داشت اینکه حس میکردم زمانیکه من به اون سمت که فکر میکردم چیزی هست نگاه میکردم دخترمم به اون سمت نگاه میکنه . یکم نگران دخترم شده بودم جریان رو دیگه به خانومم گفتم جالب اینجا بود که خانومم گفت چند وقته منم یه چیزهایی حس میکنم و اینکه مگفت یروز دیدم حمام خیسه در حالی که کسی به حمام نرفته بود .
من فکرم خیلی در گیر شده بود . دنبال یک کمک میگشتم ولی بازم اعتقادی به این مطالب نداشتم همش دنبال دلیل میگشتم . تا اینکه یه روز احساس کردم یه صدایی از توی حمام میاد انگار دخترم داشت تو حموم بازی میکرد رفتم از پشت پرده حموم بغلش کردم وقتی دیدمش واقعا شوکه شدم . یه موجودی هم قد یه بچه ی چهار یا پنج ساله اما موهای سفید و چشمای سفید یهدفعه ولش کردم و از ترس پریدم بیرون . زندگی از لحاظ روحی برام جهنم شده بود . فشار زیادی روم بود
مقاله بود ،داستان بود میخوندم تا ببینم چی هستن . قاطی کرده بودم دیگه بخاطر مواردی که بود و ترس از اذیت شدن زن و دخترم رفتم سراغ روان کاو و روان پزشک ،اما فایده ای نداشت .
تا اینکه بعد از معرفی یکی از آشناهام پیش یه روان پزشک قدیمی رفتم اون یسری قرص بهم داد که حسابی بهمم ریخت طوری که زمانی که یکی از قرصهاشو میخوردم ضربان قلبم اگه هفتادو پنج بود به دویست میرسید و حالم بد میشد . این در حالی بود که دکتر میگفت نباید این طوری بشه منم که دیدم قرصها خیلی داره اذیتم میکنه کلا گذاشتمشون کنار .
یه چند وقتی راحت بودم دقیقا یه شب گفتم خب دیگه مثل اینکه راحت شدم دوباره تو اون حالت همیشگیم دیدم یه موجودی عین بچه ای که وقتی بغلش میکنی دست و پاشو دورت میپیچه دورم پیچیده بود . با زور از خودم دورش کردم و یه حرفی بهم زد که هنوز تو گوشمه و سوالی برام پیش اومد بهم گفت ما نرفتیم ما هستیم این کلمه ی ما برای من خیلی سنگین بود چرا ما آخه ؟؟؟
هنوزم بعضی وقتها چیزهایی حس میکنم اما دیگه هیچ چی ندیدم

دیدگاه

comment

محسن ملکی

اون قسمت زیر پتو باحال بود میخواست با تو سکس کنه ؟؟

پاسخ

ارسال شد
comment

الهام

وای یا خدا خیلی وحشتناک بود .

پاسخ

ارسال شد
comment

راضیه

اگر به صورت دستوری بهشون بگید همتون برید میرن البته اگر با ناسزا گفتن بگید بدتر میکنن، دقیقا به صورت دستوری ولی آروم و مهربون، من خودم امتحان کردم جواب داده، اینو یک استاد بهم یاد داد

پاسخ

ارسال شد
comment

nk

گاهی توی خواب وبیداری میبینید وبی تفاوت بهشون می خوابید وفکر می کنید انگاری که باهاتون کاری ندارن اما این درواقع فکر شما نیست این القای ذهنی و دست بردن توی افکار شما از یمت اونهاست که برای اینکه بی تفاوت بهشون باشید وراهشون رو برند وجلب توجه نکنن به صورت صدای فکر وذهن والقای ذهنی له شما میگن بی تفاوت باشید وبه خواب برید انگار که اصلا چیزی ندید چون این اتفاق وبی احساسی وبی تفاوتی لحظه ای نسبت به اجنه وموجودات ماورایی در بسیاری از افراد بیننده این موجودات در حین خواب وبیداری وجود داشته .

پاسخ

ارسال شد
ارسال شد

منتشر شده توسط dictator horror6
ساخت وب سایت در یک ثانیه با بلومیت!
ورود

با عضویت در وبگاه از امکانات حرفه ای آن بهره مند شوید!

ثبت نام

17

Room 6

Horror Book

اینقدر کلیپ گذاشتی تا برنده شدی😉😂

Asman

سروشا گفتم سرما خوشم میاد نگفتم که نیا خوزستان بیا اینجا جای من من میرم جای تو دیگه تفاهم نداشتیم مهم نیست زندگیه دیگه باید ساخت🤣

Asman

بهه مبارکه👌 اقا همین مدرکو ببر معافت کنن بریم خارج😂😂

Soorousha

آقا من خودم دیکتاتورم باید منو ادمین کنییییییید😕 😂😂😂

Soorousha

برندهههه شدممم 😎 هوراااااااا 😃😃😃😁

Amin-Mehdipour

فردا غروب امتیاز ها اعمال میشه 😊شب خوبی داشته باشید

Amin-Mehdipour

سلام عزیزای دل چالش کلیپ ترسناک در این ساعت (۰۰:۰۰) تمام شد ممنون که در این چالش شرکت کردید ممنون از همتون و اما برنده این چالش کاربر سروشا هستش بخاطر اخرین کلیپی که قرار داد 😉 قبل از اون کاربر malignant در نظر مون بود بخاطر اخرین کلیپش خوب حالا که سروشا رتبه دیکتاتور رو داره ما بهش ۱۰۰۰ لایک میدیم و به کاربر دوم رتبه دیکتاتور رو میدیم ممنون ازتون

Asman

😂😂😂اخ

Soorousha

من گفتم تهران هوا سرد شده، دوست داشتم الان خوزستان باشم، توام گفتی سرما خوبه، اصن ببین باهم تفاهم نداریم 😅 تو مسیر دعوامون میشه 😁

Soorousha

آسمان تو اول خودتو رد کن من پیشکش 😂😂

Soorousha

میشه، ولی چند سال طول میکشه کارام اوکی شه، تو این مدتم اگه یه خلاف کوچیک انجام بدم، یه چراغ قرمز رد کنم، یوهو یه سال دیگم عقب میوفته،

Asman

خواهش میکنیم تینا💟🤍

Asman

بیا خوزستان بیااز مرز عراق ردت کنم بری

Soorousha

تینا ،قربونت 😘 قابلی نداشت

Tinaw

سروشا نمیشه قاچاقی بری و اقامت بگیری اصلا به عنوان شهروند المانی و یه توریست بیای ایران؟

Soorousha

من میخواستم بیام خوزستان تو گفتی نیا 😕 بعد الان منتظر منی ک باهم بریم اونور؟

Tinaw

مرسی واقعا ازتون آسمانه عزیزم و سروشایه مهربونو کاربلد :)آرومم کردید

Asman

😂😂😂😂اونموقع تو حضور نداشتی

Soorousha

نخیرم فقط من درست میگم 😑 اصن به من گفت دلداریش بدم، تو چرا دخالت کردی😕😂😂😁

Asman

چیشد نرفتی اونور ؟😂😂منتظرم

Asman

خب همین دیگه منم میگم برو جلو بعدش میتونی خوشحالی کنی هرچند الانم میتونه

Soorousha

امیدوارم تونسته باشم با حرفام کمکت کرده باشم و دلداریت بدم 😉 به صحبتای این دختره آسمان گوش نده، میخواد منحرفت کنه 😜😁

Soorousha

این فکرایی ک الان داره به سرت میزنه عادیه، منم تا چندسال پیش همش تو این فکر بودم که با این حقوقی ک دارم (اونموقع ماهی 900هزار تومن حقوقم بود) تا چندسال دیگه باید کار کنم ک بتونم واسه خودم خونه بگیرم و مستقل بشم، ولی الان ک حقوقم 20 برابر اون روزا شده فهمیدم ک اگه با انرژی خوب و صادقانه جلو برم کائنات جواب کارامو میده، الانم یه نیم نگاهم به آیندس یه نگاهمم اینه که تو لحظه زندگی کنم و زیاد افکارمو درگیر اینکه بعداً چی قراره بشه نکنم، چون اینجوری بهم سخت میگذره

Soorousha

به این فکر کن ک الان از خیلیا جلوتری، رشته‌ای ک انتخاب کردی رشته‌ی پولسازیه ولی سخته، باید قبل تعیین رشته به این چیزا فکر میکردی، ک مطمعنم فکر کردی، تا اینجاشو خوب اومدی، از اینجا به بعدشم با انگیزه برو، حتماً موفق میشی 😎 شک نکن 🤘

Soorousha

تینا من الان تو همون سنی هستم ک تو داری میگی تا اون موقع جوونیت از دست رفته ولی اینجوریام نیست، من از این سنی ک تو الان داری تا همین حالا کار کردم، نمیخوام بگم کار کردن از درس خوندن سخت‌تره، برای جفتش باید انرژی و تایم بزاری، ولی لازم نیست کل وقتتو صرف تحصیلت کنی، باید لابه‌لاش جوونی کنی، تفریح کنی، زیاد سخت نگیر 😉

Asman

جوونی به عدد ۲۰ و ۲۷ نیست جوونی تو موقعیه ک شاد هستی پس بعد اون زمان هم میشه جوونی کرد

Asman

خب بجاش بعدش دیگه خودت زندگیتو میسازی هرجا که دلت بخواد میری هرچی که بخوای میخری ادم وقتی استقلال رو با خوشبختی بخواد یه جایی بابد زحمت بکشه دیگه یه جمله است میگه اگه خورشید و بخوای یه جاهایی باید بسوزی به این فکر کن اگه درس نخونی و به جایی نرسی اخرش بازیه جایی افسوس میخوری که میتونستی خودت اینده خودت رو بسازی پس خوشحال باش

Tinaw

دارم ب این فک میکنم ک وقتی درسم تموم شه ۲۵ سالمه و وقتی طرحم تموم شه ۲۷ سال و عملا جوونیم رفته ...دارم دیوونه میشم سروشا بیا دلداریم بده

Reyhan

سلام یک تبدیلگر بیاد تلگرام Reyhan00

evil

جدی

barana

جدی واقعیه؟

ScaryLand

Regan Macneil

بیا بعد کنکور اصف اصن:)

AntiBlocker

سلام

555Parsa

س

Amin-Mehdipour

رمزی که می پسندی رو به صورت خصوصی در پیام برای من بفرست

Tinaw

جابر یا هر ادمین دیگه میشه اکانت سابقمو بهم برگردونید؟رمزمو فراموش کردم

Horror Book

تینا اکانتشو عوض کرده با اکانت tinaw

Asman

تینا چرا نیستی🤣

jaber

هرچندتا که دوست داشته باشید

Room6 Supported By Foodforfox ChatRoom
پین شده
Amin-Mehdipour: چالشی که قبل تر از اون صحبت به این صورت هست که هر کاربر یک کلیپ چند دقیقه ای ترسناک در مطالب کوتاه سایت قرار بده (لطفا توجه کنید مطالب کوتاه نه پست ها) هیچ متنی برای اون ننویسید تنها عنوان کلیپتون رو (چالش کلیپ ترسناک) بزارید لطفا جز این نزارید تا با سرچ این عنوان تمام کلیپ ها نمایان شه کاربری که ترسناک ترین کلیپ رو بزار ۱۰۰۰ لایک می گیره و رتبه ش به دیکتاتور(بالاترین رتبه کاربری) تغییر میکنه قصد اصلیمون طراحی یک چالش جالب هستش لطفا کلیپ تکراری و بیش از حد دیده شده نزارید فقط تا شنبه هفته بعد وقت هست خودمم اولی رو گذاشتم در محتوا کوتاه سرچ کنید میبینید: چالش کلیپ ترسناک
پربازدید ترین ها
اتاق قرمز یا رد روم

اتاق قرمز یا رد روم اتاق قرمز  سایتی در دارک وب بوده که با پرداخت مبلغی وارد ان شده و بصورت زنده تکه تکه کردن انسان ها را مشاهده می نمایید در پشت اتاق های مرگ دارک نت چه می گ

فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما)

فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما) فیلم هزار پای انسانی The Human Centipede یکی از بدترین فیلم های تاریخ سینماست که در سال 2009 برای اولین بار ساخته شد اما به دلیل س?

فیلم ترسناک Hounds of Love 2016

از نقطه ضعف هایشان برای ایجاد شکافی میان آنها استفاده کند تا بتواند جان سالم بدر ببرد…  

داستان ترسناک یک حمام معمولی

داستان ترسناک یک حمام معمولی horror6: الان حدود چندساله درگیرم خیلی کارا کردم که بتونم فراموش کنم آزاد بشم که نشد فقط با کمک یه جنگیر تونستم اونارو از خودم دور کنم،همیشه فکرمیکردم

لیست فیلم های ممنوعه جهان

لیست فیلم های ممنوعه جهان این ژانر، ما را با ژرف ترین و تاریک ترین بُعد انسان آشنا می کند. جایی که همه ما امیدواریم هیچ وقت شاهد آن نبوده یا جزئی از آن نباشیم. از دید منتقدان، فیل

راز عدد 241543903

?ت که توسط دیوید هورویتز، هنرمند شناخته شده نیویورکی ابداع شد داستان از این قرار که دیوید هوروتیز در سال 2009 یک تصویر از خود ، در سایت فلیکر (که سایت محبوب عکاس ها و عکس دوستانه است) منتشر کرد در این تصویر دیوید سر خود را داخل یخچال کرده بود و از کاربران خواست این کار را انجام دهند و عکس ها را  با عدد 241543903 تگ کنند (برچسب بزنند).   حال چرا این عدد؟جالب است بدانید این عدد به صورت شانسی از ترکیب شماره سریال روی یخچال و بارکد روی نودل مرغ یخ زده بدست آمده است ایده سر در یخچال زمانی به سر دیوید زد که یکی از دوستان وی بدلیل بیماری سر خود را  در داخل یخچال می برد تا کمی دردش تسکین یابد. جالبی این موضوع باعث شد که خیلی ها این کار را انجام دهند و عکس خود را با تگ این 241543903 در سایت منتشر کنند، و بدلیل این که برچسب یک معیار مهم برای گوگل است با  جستجو این عدد در گوگل یک گالری از افرادی با سر هایی در داخل یخچال بارگذاری می شود.  

شعر نفرین شده جهنم تومینو

شعر نفرین شده جهنم تومینو جهنم تومینو شعری ژاپنی و نفرین شده که براساس افسانه ها اگر این شعر بلند خوانده شود سرنوشت بدی برای خواننده رقم خواهد زد. این شعر در یک کتاب 666 صفحه ای

سایت راز آلود و عجیبی به نام sentimentalcorp

سایت راز آلود و عجیبی به نام sentimentalcorp eMp: سایت شرکت احساسی sentimentalcorp یک وب سایت راز آلود است که توسط سرور خود در اسپانیا کنترل می شود این سایت متعلق به رندی پروزاک بوده و حالتی راز

کتاب ال عزازیل نوشته ابن جوهاش

کتاب ممنوعه! کتاب all-azazel کتاب 500 صفحه‌ای است که بطور کلی توسط موجودی ماورایی نوشته شده است! و حاوی نکات بسیاری درمورد این موجودات است! نام این کتاب "کتاب شیطان" است و در 500 بعداز می

فیلمی از عروسک لولیتا

فیلمی از عروسک لولیتا o6: سلام حتما درباره عروسک های لولیتا چیز های زیادی شنیدید لولیتا به دخترانی میگویند که دست و پای آنها بریده می شه و دندانشان را می کشند و از آنها به عنوان ب?

خانه اجنه در کلاردشت

خانه اجنه در کلاردشت horror6: ویلای متروکه در کلاردشت که تمامی پنجره های آن با یکدیگر متفاوت هست و ساکنین می گویند که این خانه ارواح یک شبه ساخته شده است درب این ویلای متروکه در کلا?

فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)

فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)   ژانر : ترسناک زمان : 70 دقیقه زبان : انگلیسی محصول : امریکا کارگردان : Eli Roth ستارگان : Jay Hernandez, Derek Richardson, Eythor Gudjonsson خلاصه دا

چند طلسم تبدیل شدن ب خون اشام

ومپایر(خون اشام)??‍♂️ ام در افسانه‌ها و فرهنگ فولکلوریک مردم اروپا . آسیا و امریکا موجودی زنده‌است که شب‌ها از گور بیرون آمده و برای تغذیه خود از خون انسان ها مے‌

تئوری عجیب انیمیشن توپولو ها

تئوری عجیب انیمیشن توپولو ها انیمیشن توپولو ها (Teletubbies) مجموعه برنامه کودکی بود که در 120 کشور به نمایش درومد و به بیش از 45 زبان دوبله شد که در ایران با نام توپولوها شناخته میشه، ب?

مسترس و اسلیو چیست؟

مسترس و اسلیو چیست؟ میسترس (Mistress) كه مونث كلمه ی میستر (Mister) است به معنای ارباب یا الهه خانم به كار می رود. میسترش خانمی است كه تمایل به آزار و اذیت دیگر انسان ها و بخصوص مردان دارد


# پربازدید های امروز
#فیلم ترسناک Hounds of Love 2016
#کتاب ال عزازیل نوشته ابن جوهاش
#چند طلسم تبدیل شدن ب خون اشام
#لیست فیلم های ممنوعه جهان
#داستان ترسناک خشم آرمین
مطالب مرتبط
داستان ترسناک مهمان ناخوانده

داستان ترسناک مهمان ناخوانده horror6: سلام میخوام یه داستان بگم که برا خودم اتفاق افتاده از اینجا شروع میکنم که بابام با دوستاش یه مدت کارای مخفی میکردن و یه عکسای عجب غریب تو گوشی...

داستان ترسناک تاوان عمل

 باسلام وخسته نباشید م از اصفهان میخواستم یه داستان واقعی را براتون تعریف کنم البته بر میگرده به ۷۰ سال پیش زمان قدیم داستان از اونجا شروع میشه که پدرم در زمان خودش وقتی که با ...

6 تا از بهترین داستان های ترسناک فارسی

گونهٔ وحشت سبکی تخیلی در هنر و ادبیات است که به مسائل غیرواقعی و تخیلی و برخی داستان‌ های عامه‌ پسند می‌پردازد.  در این قسمت 6 تا از داستان های ترسناک و پر بازدید رو بررس...

داستان ترسناک وسوسه جن

سلام دوستان می خوام ماجرا دوست شدن پسرم و بگم به قولم میخوام عمل کنم فقط چون خیلی ساله از اون ماجرا میگذره شاید بعضی جاهاشو پس و پیش بگم ببخشین چون اون ماجرا تو ذهن من خیلی تاثیر ...

erg

errge...

Blocked
Blocked
داستان ترسناک عید شوم

داستان ترسناک عید شوم horror6: سلام اسم من سارا هستش و اهل اصفهان هستم میخوام یه داستانی رو واستون تعریف کنم‌ که هنوز زندگیم باهاش درگیره عید سال ۹۵ من به همراه همسرم و خانوادم برا...

داستان ترسناک خواب بی تعبیر

داستان ترسناک خواب بی تعبیرداستان ترسناک خواب بی تعبیر...

داستان ترسناک نجوای شیطان

داستان ترسناک نجوای شیطان horror6: اتفاقایی که برای من افتاده شاید درمقابل اتفاقایی که برای بقیه افتاده خیلی کوچیک باشه اما برای من همینم تجربه ش ترسناک بوده.قضیه از اونجا شروع شد ...

برچسب
#داستان ناخوانده ها
# ناخوانده ها
#محتوا ترسناک
#سایت ترسناک
#ترسناک
#غذا برای روباه
#foodforfox
دسته
داستان (محتوای خواندنی با ویژگی انتقال هیجان و ترس)
یوفو (فرا زمینی ها)
بازی (بازی هایی با محتوا ترسناک)
انیمیشن (انیمیشن هایی با محتوا ترسناک)
افراد (انسان های خاص)
حیوانات (جانداران ترسناک)
پرونده های ترسناک (جنایت های جهان)
مستند (مستند هایی با محتوا ترسناک)
جنگ و جنگ افزار ها (سلاح های مرگبار)
فضا (عجایب اسمان)
شیطان پرستی (موضوعاتی مرتبط با شیطان و شیاطین)
سریال (سریال هایی با محتوا ترسناک)
اسرار و رموز (جهان پنهان)
حوادث (رخداد های ترسناک)
کتاب (کتاب هایی با محتوا ترسناک)
جالب (مطالب جالب توجه)
مکان های ترسناک (اماکن عجیب)
ماورا الطبیعه (ارواح)
تسخیر شده گان (اجنه)
اطلاعات عمومی (دانستنیها)
شکنجه و بردگی (سلطه پذیر)
برنامه های کاربردی (نرم افزار ها)
تصاویر (تصویر های ترسناک)
فیلم (فیلم هایی با محتوا ترسناک)
عجیب (عجایب جهان)
ترسناک (اتفاقات ترسناک جهان)
اینترنت (هر موضوعی که با اینترنت مرتبط است)
وسایل نقلیه (هرگونه وسیله ساخت بشر که قادر به جا به جایی اجسام باشد)
خدا (موضوعاتی مرتبط با الهیات)
view:328
today: 0
تبلیغ