آنابل ، عروسک شیطانی (بخش دوم)

آنابل ، عروسک شیطانی (بخش دوم)

آنابل ، عروسک شیطانی (بخش دوم)

آنابل ، عروسک شیطانی (بخش دوم)

ارواحِ شیطانی دروغگو هستند. اونا حتی به‌عنوان پدرِ دروغ‌ها هم مشهور هستن. خب، یه روحِ فریبکار بهتون دروغ می‌گه و شما هم ندونسته باورش می‌کنین. اما بدترین اشتباه‌تون این بود که اجازه‌ای رو که روح برای تسخیر کردنِ عروسک نیاز داشت بهش دادین.

این چیزیه که اون می‌خواست و اون از نادانی شما نسبت به وجودش برای رسیدن به هدفش استفاده کرد». اَنجی پُرسید: «چرا؟». «چون تا واقعا بتونه تو زندگی‌تون دخالت کنه؛ شیاطین برای این کار به اجازه‌تون نیاز دارن. متاسفانه، شما هم با آزادی اراده‌ی خودتون، بهش اجازه دادین. مثل دادنِ یه تفنگِ پُر به دست یه روانی می‌مونه».
«ارواح اشیا رو تسخیر نمی‌کنن: ارواح، انسان‌ها رو تسخیر می‌کنن. در عوض، اون روح فقط عروسک رو حرکت می‌داد تا باعثِ ایجاد توهمِ زنده‌بودنش بشه»

دانـا سؤال کرد: «پس، الان عروسک تسخیر شده؟». «نه، عروسک تسخیر نشده. ارواح اشیا رو تسخیر نمی‌کنن: ارواح، انسان‌ها رو تسخیر می‌کنن. در عوض، اون روح فقط عروسک رو حرکت می‌داد تا باعثِ ایجاد توهمِ زنده‌بودنش بشه. فقط به خاطر اینکه شما باور کرده بودین چیزی که عروسک رو حرکت می‌ده، روحِ دختربچه‌ای به اسم آنابله.

خلاصه اینکه شما خودتون رو آزاد گذاشتین و یه روحِ منفی و فریبکار با اجازه‌ی خودتون ازتون سوءاستفاده کرد».

اِد صبر کرد تا ببیند آیا سوالاتِ دیگری وجود دارد یا نه، اما چیزی پرسیده نشد. او ادامه داد: «حالا اتفاقی که اوایل این هفته برای لـو افتاد، دیر یا زود اتفاق می‌افتاد. درواقع همه‌ی شما در خطرِ تسخیر شدن توسط این روح هستین و هدفِ واقعی اون هم همینه. اما از اونجایی که لـو این فریبکاری رو باور نکرده بود، پس اون از نگاهِ موجودِ شیطانی، حکم یه عنصرِ تهدیدبرانگیز رو در مسیرِ رسیدن به هدفش داشت. دیر یا زود درگیری رخ می‌داد.

اون در ابتدا سعی کرد لـو رو خفه کنه. وقتی این کار شکست خورد، اون رو با چنگال‌های سمبلیکش بُرید. ما این جای چنگال‌ها رو تو پرونده‌های دیگه هم دیدیم: این یکی از اون نشونه‌هاست که حضورِ یه موجود غیرانسانی رو تضمین می‌کنه. تو این‌دفعه رو راحت قسر در رفتی.

اگر این روح یکی-دو هفته‌ی دیگه فرصت پیدا می‌کرد، شاید همه‌تون رو می‌کُشت».

اَنجی با وحشت‌زدگی پُرسید: «آیا این... این روح شیطانی الان توی آپارتمانه؟». لورین جواب داد: «بله، متاسفانه. فقط یه موجود در اینجا احساس می‌شه، اما رفتارش کاملا غیرقابل‌پیش‌بینیه». حرف‌های وارن‌ها آن‌ها را تحت‌تاثیر قرار داد؛ دانـا با ناباوری پرسید: «شما واقعی هستین دیگه، مگه نه؟».

زنگِ درِ خانه به صدا درآمد. پدر اِورت رسیده بود. همین که دانـا بلند شد تا در را باز کند، جلسه‌ی مصاحبه در آشپزخانه به پایان رسید. درحالی‌که خورشید تا یک ساعتِ دیگر غروب می‌کرد، اِد اصرار داشت که آپارتمان را هرچه زودتر متبرک‌سازی کنند، عروسک را بردارند و به خانه برگردند.

درحالی‌که وارن‌ها مشغولِ جمع‌آوری وسائلشان بودند، پدر اِورت (که نه اِد و نه لورین تاکنون او را از نزدیک ندیده بودند) واردِ آشپزخانه شد. یک مردِ میانسالِ قدبلند که به‌طرز واضحی در نقشش به‌عنوانِ جن‌گیر احساسِ راحتی نمی‌کرد. بعد از احوالپرسی‌های ابتدایی، اِد به کشیش گفت که طبقِ نتیجه‌گیری‌اش، روحی که مسئولِ فعالیت‌های خبیثانه بوده، یک روحِ غیرانسانی است؛

اینکه آن هنوز در آپارتمان حضور دارد و تنها راهی که می‌توانند آن را مجبور به ترک کردنِ محیط کنند، به وسیله‌ی قدرتِ کلماتِ نوشته‌شده در دفترچه‌ی متبرک‌سازی و جن‌گیری است. پدر اِورت اعتراف کرد: «من خیلی با شیطان‌شناسی آشنایی ندارم. چطور شما به این نتیجه رسیدین که چنین روحی مسئولِ این آزار و اذیت‌هاست؟».

اِد جواب داد: «خب، در این نمونه، تشخیصش زیاد سخت نبود. نحوه‌ی فعالیتِ این ارواح، خصوصیاتِ مشخصی داره. چیزی که اینجا شاهدش هستیم، درواقع مرحله‌ی لانه‌سازی حساب میشه. یه روح که در این نمونه یه روحِ شیطانیِ غیرانسانیه، شروع به حرکت دادن عروسک در اطرافِ خونه می‌کنه.

به محض اینکه کنجکاوی دختران رو برمی‌انگیزه، اونا مرتکبِ اشتباهِ آوردن یه میانجی به داخل خونه می‌شن. میانجی در حالتِ خلسه بهشون گفته که کسی که عروسک رو حرکت می‌ده، دختربچه‌ای به اسمِ آنابله. این موجود که به وسیله‌ی میانجی ارتباط برقرار می‌کرد، از نقاطِ ضعفِ احساسی دختران سوءاستفاده می‌کنه و در جریانِ جلسه‌ی احضارِ روح از اونا اجازه می‌گیره تا به کارش ادامه بده.

از اونجایی که روحِ شیطانی، یه روحِ منفیه، شروع به ایجادِ پدیده‌های منفی می‌کنه: اون به وسیله‌ی حرکاتِ عجیب عروسک باعث ایجاد ترس شد؛ باعثِ ایجاد یادداشت‌های دست‌نویسِ نگران‌کننده شد؛ باعثِ ایجاد پس‌مانده‌ی خون به روی عروسک شد و درنهایت حتی به اون مرد جوان حمله می‌کنه و روی سینه‌اش جای چنگال‌های خون‌آلود به جا میزاره. همچنین منهای این فعالیت‌ها، لورین حضور یه روحِ غیرانسانی رو اینجا در کنارمون تشخیص داده.

لورین یه روشن‌بینِ بی‌نظیره و اون تا حالا درباره‌ی ماهیتِ ارواحِ حاضر اشتباه نکرده. بااین‌حال، اگه می‌خوای مطمئن بشی، ما می‌تونیم این موجود رو همین الان با تحریکاتِ مذهبی به چالش بکشیم. اون وقت خودت می‌تونی ببینی که...». پدر اِورت جواب داد: «نه، لازم نیست. به‌گمونم من همون کاری که باید انجام بشه رو انجام میدم؟».لـو با قاطعیت گفت: «نه، اون اتفاق وقتی که من و اَنجی با هم تنها بودیم، تو همین آپارتمان افتاد. حدود ۱۰ یا یازده شب بود...»

به این ترتیب، روخوانی متنِ متبرک‌سازی و جن‌گیری توسط کشیش، برای اجرا در هرکدام از اتاق‌های آپارتمان، حدود پنج دقیقه به طول انجامید. متنِ کلیسای اسقفی برای متبرک‌سازی یک خانه، یک دفترچه‌ی هفت صفحه‌ای پُرلغت و پُراطناب است که ماهیتِ مثبتی دارد. این متن به‌جای اینکه مشخصا با هدفِ بیرون راندنِ موجوداتِ شرور از مکان نوشته شده باشد، در عوض تاکیدش روی پُر کردنِ خانه با قدرتِ نیروهای مثبت، با قدرتِ خدا است. هیچ مشکل یا حادثه‌ای در جریانِ مراسم نبود.

وقتی که کارِ کشیش تمام شد، او افرادِ حاضر را نیز متبرک‌سازی کرد و سپس، لورین هم تایید کرد که آپارتمان و ساکنانش از تهاجمِ روحِ غیرانسانی نجات پیدا کرده‌اند. وقتی کارِ اِد و لورین به پایان رسید، آن‌ها محل را به سمتِ خانه ترک کردند. همچنین وارن‌ها به درخواستِ دانـا و به منظورِ اطمینان حاصل کردن از جلوگیری از وقوعِ دوباره‌ی فعالیت‌های غیرطبیعی در آپارتمان، عروسکِ پارچه‌ای بزرگ را همراه‌با خودشان بُردند.

اِد بعد از اینکه آنابل را در صندلی عقبِ ماشین گذاشتند، تصمیم گرفت که بهتر و امن‌تر است که از بزرگراه استفاده نکنند؛ چرا که او نگران بود که نکند روحِ خبیث از عروسکِ پارچه‌ای جدا نشده باشد. حدسِ او درست از آب درآمد. خیلی زود، اِد و لورین وارن احساس کردند که به هدفِ نفرتِ شریرانه‌ی عروسک تبدیل شده‌اند. ماشینشان سر هرکدام از پیچ‌های تند و خطرناکِ جاده، از کنترل خارج می‌شد؛ ماشین با چرخاندنِ فرمان به درستی نمی‌چرخید و ترمزها کار نمی‌کردند.

ماشین بارها تا سر حدِ تصادف و چپ کردن پیش می‌رفت. البته که آن‌ها می‌توانستند ماشین را کنار بزنند و عروسک را در جنگل بیاندازند، اما اگر این شی شرور به‌راحتی خودش را به آپارتمانِ دختران تله‌پورت نمی‌کرد، زندگی هرکسی که آن را پیدا می‌کرد به خطر می‌انداخت. سومین‌باری که ماشین به کناره‌ی جاده کشیده شد، اِد دست در کیفِ سیاهش کرد، یک بطری کوچک بیرون آورد و پس از پاشیدنِ آب مقدس به روی عروسکِ پارچه‌ای، نشانِ صلیب را به روی او ترسیم کرد. بلافاصله آزار و اذیت‌های ماشین متوقف شد و وارن‌ها سالم به خانه رسیدند.

اِد در چند روز نخست، عروسک را در صندلی کنار میزِ کارش نشانده بود. در ابتدا عروسک چند باری روی هوا متعلق شد، اما پس از مدتی به نظر می‌رسید که دیگر ساکن و فاقدِ جنبش شده است. بااین‌حال، در طولِ هفته‌‌های بعد، عروسک در اتاق‌های مختلفی از خانه ظاهر می‌شد. اگرچه وارن‌ها عروسک‌ را پیش از ترک کردنِ خانه، در دفترِ ساختمانِ خارجی زندانی می‌کردند، اما وقتی به خانه بازمی‌گشتند، آن را درحالی‌که روی صندلی راحتی اِد نشسته است پیدا می‌کردند.

همچنین خیلی زود معلوم شد که آنابل از کشیش‌ها متنفر است. وارن‌ها در ادامه‌ی پروسه‌ی بررسی این پرونده‌، باید با کشیش‌هایی که در اتفاقاتِ آپارتمانِ پرستارانِ جوان نقش داشتند مشورت می‌کردند. لورین یک روز عصر تنها به خانه بازمی‌گردد و از شنیدنِ صدای خرخر کردن و غُریدن‌های بلندی که در سراسرِ خانه می‌پیچیدند وحشت‌زده می‌شود.

مدتی بعد، لورین در حال گوش دادن به پیغام‌های صوتی‌ِ تلفنشان، با دو پیغامِ متوالی از پدر کوینز مواجه می‌شود. بینِ دو تماسِ کشیش، صدای غُرشی که او کمی قبل‌تر در خانه شنیده بود ضبط شده بود. یک روز دنیل میلز، یک جن‌گیرِ کاتولیک که مشغولِ کار با اِد بود، سراغِ آنابل، آیتمِ جدیدِ دفترش را از او می‌گیرد. اِد داستانِ پرونده را برای پدر دنیل تعریف می‌کند و مدارک لازم برای مرورِ آن را به او می‌دهد.

پدر دنیل پس از اینکه داستانِ اتفاقاتی که افتاده را از زبانِ اِد می‌شنود، عروسکِ پارچه‌ای را برمی‌دارد و همین‌طوری بدونِ فکر قبلی می‌گوید: «تو فقط یه عروسکِ پارچه‌ای هستی، آنابل. نمی‌تونی به کسی صدمه بزنی». سپس، کشیش عروسک را روی صندلی پرتاب می‌کند. اِد با خنده به او هشدار می‌دهد: «این چیزیه که بهتره دیگه به زبون نیاری».

بااین‌حال، وقتی پدر دنیل حدود یک ساعت بعد، رفت تا از لورین خداحافظی کند، لورین به او التماس کرد که بیشتر از همیشه در هنگام رانندگی دقت کند و اصرار کرد که او به محض رسیدن به خانه، با او تماس بگیرد. لورین در این‌باره می‌گوید: «من فاجعه‌ای که قرار بود برای اون کشیشِ جوان اتفاق بیافته رو تشخیص دادم، اما نمی‌شد جلوش رو گرفت». چند ساعت بعد، تلفن به صدا درآمد؛ پدر کونیز گفت: «لورین، چرا بهم گفتی که هنگام رانندگی مراقب باشم؟».

او جواب داد: «چون ماشینت از کنترل خارج می‌شد و تصادف می‌کردی». کشیش با جدیت گفت: «خب، حق داشتی. ترمزِ ماشینم از کار افتاد؛ نزدیک بود تو تصادف کشته بشم. ماشینم داغون شده».

چند وقت بعد در همان سال، لورین و پدر دنیل در جریان یک گردهمایی بزرگ در منزلِ وارن‌ها، به اتاقِ اد می‌روند تا چند لحظه‌ای با هم گپ بزنند. از قضا، آنابل روز قبل به این اتاق تغییرمکان داده بود. درحالی‌که کشیش مشغولِ صحبت با لورین بود، متوجه می‌شود که تکان خوردنِ سریعِ دکورِ زینتی روی دیوار می‌شود. ناگهان گردنبدِ دندانِ گرازِ بلندِ ۷۰ سانتی‌متری بالای سرشان با نیروی کوبنده‌ای منفجر می‌شود.

دیگر مهمانان بلافاصله با شنیدنِ صدای انفجار در اتاق حاضر می‌شوند و در همان لحظه یک نفر در جمع با هوشمندی از این صحنه عکس‌برداری می‌کند. وقتی عکس ظاهر شد، تصویر عادی بود؛ همه‌چیز به غیر از دو نورِ درخشان در بالای سرِ عروسک که به سمتِ پدر دنیل میلز نشانه رفته بودند، عادی بود.

اِد تعریف می‌کند: «یک بار هم من در دفترم همراه‌با یک کاراگاهِ پلیس مشغولِ کار روی یک پرونده‌ی قتلِ محلی که مربوط‌به جادوگری می‌شد کار می‌کردم. او به‌عنوان یه پلیس، هرجور جنایتی دیده است؛ او از اون مردانی نیست که به‌راحتی بترسد. در حین گفت‌وگو، لورین من رو برای جواب دادن به یه تلفنِ راه دور، به پایین صدا کرد. من به کاراگاه گفتم که می‌تواند نگاهی به اطرافِ دفترم بیاندازد، اما مراقب باشد و به هیچکدام از اشیا دست نزد.

چون آن‌ها به پرونده‌هایی که ارواحِ شیطانی در اونا دخیل بودند مربوط می‌شن». اِد درحالی‌که لبخند می‌زند به خاطر آورد: «خب، وقتی من در کمتر از پنج دقیقه به دفترم برگشتم، کاراگاه را درحالی‌که صورتش مثل گچ سفید شده بود پیدا کردم. وقتی ازش پرسیدم چه اتفاقی افتاده، از پاسخ دادن امتناع کرد. فقط من‌من‌کنان می‌گفت که اون عروسکه، اون عروسکِ پارچه‌ای واقعیه... . البته که منظورش آنابل بود. اون عروسکِ کوچولو باعث شد اون ایمان بیاره! درواقع حالا که یادم میاد، از اون روز به بعد تموم جلساتم با اون کاراگاه همیشه تو دفترِ اون بوده».

لورین اضافه می‌کند: «همین هفته‌ی گذشته، اتفاقِ مشابه‌ای همین‌جا افتاد. درحالی‌که اِد به اسکاتلند رفته بود، یه نجار اومده بود تا برای کتابخونه‌ی دفترش، قفسه‌های اضافه بسازه. وقتی نجار اومد بالا، ازم خواست که اگه میشه عروسکِ پارچه‌ای رو به یه جای دیگه منتقل کنم تا بتونه راحت کارش رو انجام بده. راستش رو بخوایین، عروسکه منو می‌ترسونه. ولی چون ادِ نبود، مجبور شدم خودم جابه‌جاش کنم. اشیای نامقدسی مثل عروسکِ آنابل، هاله‌های خاصِ خودشون رو دارن.

وقتی لمس‌شون می‌کنی، هاله‌ی انسانی‌ خودمون با مالِ اونا درآمیخته میشه. این تغییر بلافاصله ارواح رو به خود جذب می‌کنن؛ تقریبا مثل به صدا در اومدنِ صدای آژیرِ حریق می‌مونه. برای همین خودم رو برای محافظت، با آبِ مقدس متبرک کردم و سپس، عروسکِ پارچه‌ای رو هم با آبِ مقدس و نشانِ صلیب متبرک کردم.

وقتی از نجار پرسیدم که آیا اون هم می‌خواد که خودش رو متبرک کنه، اون با لبخندی مهربانانه گفت که به ارواح یا دین اعتقاد نداره و بهم گفت که از متبرک‌سازی صرف‌نظر می‌کنه. در همین حین، مارسی، گربه‌مون مثل همیشه تو دفترِ اِد دراز کشیده بود. به محض اینکه آنابل رو برداشتم تا اون رو به اون سمتِ اتاق منتقل کنم، موهای مارسی سیخ شد و حیوون با وحشتِ دردناکی شروع به جیغ کشیدن کرد. اون به سمتِ در خروجی رفت و شروع به درآوردنِ صداهای عجیبی از خودش کرد که تا حالا از یه گربه نشنیده بودم.

مارسی تا وقتی که درِ دفتر رو باز کردم و گذاشتم که به زیر نور خورشید بره به کارش ادامه داد. نجار تمام اینها رو با حیرت‌زدگی تماشا کرد. سپس، بدون اینکه حرفی بزند، بطری آبِ مقدس را از دستم گرفت و خودش رو با اون متبرک کرد. همان‌طور که همیشه گفتم؛ تو حوزه‌ی کاری ما، من هیچ‌وقت ندیدم که یه نفر تو یه خونه‌ی جن‌زده، آتئیست باشه».

درنهایت، تمام این اتفاقات باعث شدند وارن‌ها، به فکر چاره‌ای برای کاهش یا متوقف کردنِ آزار و اذیت‌های آنابل بیافتند؛ آن‌ها آنابل را درونِ یک جعبه‌ی شیشه‌ای که چارچوبش در آب مقدس خیس شده است محبوس کردند؛ جعبه‌ای که تا به امروز در گوشه‌ای از موزه‌ی ماوراطبیعه‌ی وارن‌ها در معرضِ بازدیدِ عموم قرار گرفته است.

اگرچه از زمانی‌که آنابل محبوس شده، دیگر تغیرمکان نداده است، اما گفته می‌شود که او مرگبارترین انتقامش را در دورانِ اسارتش گرفته است. شاید پدر دنیل میلز از تصادفِ اتوموبیلش به‌دلیل بی‌احترامی کردن به آنابل جان سالم به در بُرده باشد، اما گفته می‌شود این تنها تصادفِ اتوموبیلی که توسط آنابل صورت گرفته، نیست.

یک بار مردِ جوانی همراه‌با نامزدش که از موزه‌ی وارن‌ها دیدن می‌کردند، با دست به جعبه‌ی شیشه‌ای آنابل می‌کوبد و آن را دست می‌اندازد و به عروسک متلک می‌گوید و از عروسک می‌خواهد تا با خراشاندنِ او ثابت که واقعا تسخیر شده است. بعد از اینکه اِد وارن از مرد می‌خواهد که موزه را ترک کند، او همراه‌با نامزدش سوارِ موتورسیکلتش می‌شود و می‌رود.

طبقه‌ی گفته‌ی لورن، نامزدِ مرد بعدا به وارن‌ها می‌گوید که او و مرد در حال مسخره کردن عروسک و خندیدن به او بودند که ناگهان مردِ کنترلِ موتورسیکلتش را از دست می‌دهد و با یک درخت تصادف می‌کند؛ مرد در جا می‌میرد، اما زنِ جوان جان سالم به در می‌برد و بیش از یک سال در بیمارستان بستری می‌شود.

سینما

داستان عروسک اد و لورن وارن الهام بخش شخصیت عروسک آنابل است که در دنیای سینمایی احضار به تصویر کشیده شده‌است، مجموعه ای از فیلم‌ها که شامل:احضار، آنابل، آنابل:آفرینش، آنابل به خانه می‌آید و همچنین این عروسک در فیلم احضار ۲ از جیمز وان ظهور کوتاهی کرد و همچنین در نفرین لیورونا. این عروسک همچنین در زندگی‌نامه جرالد بریت در سال ۲۰۰۲ در مورد ادوارد و لورن وارن (زوج دمونولوژیست)، شرح داده شده‌است.

 

بخش اول این مطلب

دیدگاه

کاربر عزیز در صورت عضویت می توانید دیدگاه خود را مطرح نمایید

منتشر شده توسط admin Amirhossein
ساخت وب سایت در یک ثانیه با بلومیت!
به راحتی آن را شخصی سازی کنید
ورود

با عضویت در وبگاه از امکانات حرفه ای آن بهره مند شوید!

ثبت نام

28

Room 6

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

ziROOO

کیرم تو ناموس اونی کع دنبال ومپایره اسکل مشنگ دهنمونو جر دادی

Mobi666

سلام خوش اومدم:]

(:

😂

Zodiac kill

بس کنید دیگه خون آشام چیه ، شورشو دراوردید...تو سن بلوغ لطفا درگیر چیزی نشید و اینقد فیلم ومپایر نبینید ک اخرعاقبتش این بشه ک شما ی چیز بگید بقیه هم توهین کنن ، البته اینکه توهین میکنن احتمالا کار درستیه چون دیگه واقعا از دستتون عاصی شدن😐 یکیش همین ایلار😂

girin_of

سلام کسی داستان ترسناک داره ؟ برای یوتیوب میخوام !

Aylar5

سایت تبدیل به تیمارستان شده😐

Amir 118

سلومم

Amir 118

Amir 118

Amir 118

Amir 118

Amir 118

Amir 118

چطوری باید پیام بدم

Amir 118

Amir 118

منم تازه اومدم

Amir 118

سلاممممممممم

Amir 118

سلام

parsa_

AZOSAKOMAKI

کسی هست تبدیل شده باشه؟

Hasti

سلام مجدد

JAck Asparo

سلام

horror6

slm

هلیا

کسی نیست

هلیا

هلیا

سلام

ناشناس
IP: 5114

نیستی هستی

Room6 Supported By Foodforfox ChatRoom
پربازدید ترین ها
اتاق قرمز یا رد روم

اتاق قرمز یا رد روم اتاق قرمز  سایتی در دارک وب بوده که با پرداخت مبلغی وارد ان شده و بصورت زنده تکه تکه کردن انسان ها را مشاهده می نمایید در پشت اتاق های مرگ دارک نت چه می گ

فیلم ترسناک Hounds of Love 2016

از نقطه ضعف هایشان برای ایجاد شکافی میان آنها استفاده کند تا بتواند جان سالم بدر ببرد…  

کتاب ال عزازیل نوشته ابن جوهاش

کتاب ممنوعه! کتاب all-azazel کتاب 500 صفحه‌ای است که بطور کلی توسط موجودی ماورایی نوشته شده است! و حاوی نکات بسیاری درمورد این موجودات است! نام این کتاب "کتاب شیطان" است و در 500 بعداز می

فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما)

فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما) فیلم هزار پای انسانی The Human Centipede یکی از بدترین فیلم های تاریخ سینماست که در سال 2009 برای اولین بار ساخته شد اما به دلیل س?

داستان ترسناک یک حمام معمولی

داستان ترسناک یک حمام معمولی horror6: الان حدود چندساله درگیرم خیلی کارا کردم که بتونم فراموش کنم آزاد بشم که نشد فقط با کمک یه جنگیر تونستم اونارو از خودم دور کنم،همیشه فکرمیکردم

لیست فیلم های ممنوعه جهان

لیست فیلم های ممنوعه جهان این ژانر، ما را با ژرف ترین و تاریک ترین بُعد انسان آشنا می کند. جایی که همه ما امیدواریم هیچ وقت شاهد آن نبوده یا جزئی از آن نباشیم. از دید منتقدان، فیل

شعر نفرین شده جهنم تومینو

شعر نفرین شده جهنم تومینو جهنم تومینو شعری ژاپنی و نفرین شده که براساس افسانه ها اگر این شعر بلند خوانده شود سرنوشت بدی برای خواننده رقم خواهد زد. این شعر در یک کتاب 666 صفحه ای

راز عدد 241543903

?ت که توسط دیوید هورویتز، هنرمند شناخته شده نیویورکی ابداع شد داستان از این قرار که دیوید هوروتیز در سال 2009 یک تصویر از خود ، در سایت فلیکر (که سایت محبوب عکاس ها و عکس دوستانه است) منتشر کرد در این تصویر دیوید سر خود را داخل یخچال کرده بود و از کاربران خواست این کار را انجام دهند و عکس ها را  با عدد 241543903 تگ کنند (برچسب بزنند).   حال چرا این عدد؟جالب است بدانید این عدد به صورت شانسی از ترکیب شماره سریال روی یخچال و بارکد روی نودل مرغ یخ زده بدست آمده است ایده سر در یخچال زمانی به سر دیوید زد که یکی از دوستان وی بدلیل بیماری سر خود را  در داخل یخچال می برد تا کمی دردش تسکین یابد. جالبی این موضوع باعث شد که خیلی ها این کار را انجام دهند و عکس خود را با تگ این 241543903 در سایت منتشر کنند، و بدلیل این که برچسب یک معیار مهم برای گوگل است با  جستجو این عدد در گوگل یک گالری از افرادی با سر هایی در داخل یخچال بارگذاری می شود.  

چند طلسم تبدیل شدن ب خون اشام

ومپایر(خون اشام)??‍♂️ ام در افسانه‌ها و فرهنگ فولکلوریک مردم اروپا . آسیا و امریکا موجودی زنده‌است که شب‌ها از گور بیرون آمده و برای تغذیه خود از خون انسان ها مے‌

فیلمی از عروسک لولیتا

فیلمی از عروسک لولیتا o6: سلام حتما درباره عروسک های لولیتا چیز های زیادی شنیدید لولیتا به دخترانی میگویند که دست و پای آنها بریده می شه و دندانشان را می کشند و از آنها به عنوان ب?

سایت راز آلود و عجیبی به نام sentimentalcorp

سایت راز آلود و عجیبی به نام sentimentalcorp eMp: سایت شرکت احساسی sentimentalcorp یک وب سایت راز آلود است که توسط سرور خود در اسپانیا کنترل می شود این سایت متعلق به رندی پروزاک بوده و حالتی راز

خانه اجنه در کلاردشت

خانه اجنه در کلاردشت horror6: ویلای متروکه در کلاردشت که تمامی پنجره های آن با یکدیگر متفاوت هست و ساکنین می گویند که این خانه ارواح یک شبه ساخته شده است درب این ویلای متروکه در کلا?

مسترس و اسلیو چیست؟

مسترس و اسلیو چیست؟ میسترس (Mistress) كه مونث كلمه ی میستر (Mister) است به معنای ارباب یا الهه خانم به كار می رود. میسترش خانمی است كه تمایل به آزار و اذیت دیگر انسان ها و بخصوص مردان دارد

فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)

فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)   ژانر : ترسناک زمان : 70 دقیقه زبان : انگلیسی محصول : امریکا کارگردان : Eli Roth ستارگان : Jay Hernandez, Derek Richardson, Eythor Gudjonsson خلاصه دا

تئوری عجیب انیمیشن توپولو ها

تئوری عجیب انیمیشن توپولو ها انیمیشن توپولو ها (Teletubbies) مجموعه برنامه کودکی بود که در 120 کشور به نمایش درومد و به بیش از 45 زبان دوبله شد که در ایران با نام توپولوها شناخته میشه، ب?


# پربازدید های امروز
#کتاب ال عزازیل نوشته ابن جوهاش
#چند طلسم تبدیل شدن ب خون اشام
#داستان ترسناک زن افغان
#لیست فیلم های ممنوعه جهان
#نقد فیلم غیر متعارف سالو یا 120 روز در سودوم
مطالب مرتبط
خانه ریدل (خانه تسخیر شده)

خانه ریدل (خانه تسخیر شده) این خانه که در سال ۱۹۰۵ در خیابانی در حومه‌ی غربی «پالم بیچ»  احداث شد، در اصل و از همان ابتدا به عنوان محلی برای اجرای مراسم تدفین در «گورستانوودلان...

صندلی قاتل انگلیسی

شاید باورتان نشود، اما بهتر است بدانید برای مدت‌ها صندلی که روزگاری یک مجرم سابقه‌دار قرن هجدهمی روی آن نشسته بود، یکی پس از دیگری جان انسان‌ها را می‌گرفت. ماجرا از آن ...

خانه سالی (خانه های تسخیر شده)

خانه سالی (خانه های تسخیر شده) بسیاری از مردم این منطقه باور دارند که این خانه منزلگاه ارواح شیطانی است و گروهی دیگر نیز این ساکنان اثیری این عمارت را ارواح گمشده‌ای معرفی می‌ک...

جولیا تسخیر شده است!

جولیا تسخیر شده است! گفته می‌شود وقتی جن روحی را تسخیر می‌کند ممکن است بعد از آن فرد حافظه یا شخصیت کلی خود را از دست بدهد و هیچکدام از وقایع جن زدگی خود را به یاد نداشته باشد. در...

Smurl haunting

rom 1974 to 1987, the Smurls claim they were at the mercy of ghosts. Their story involves journalists, demonologists, and the Roman Catholic Church. It caught the attention of the media, which resulted in several published articles, a book, a TV movie, and even attracted infamous paranormal investigators Ed and Lorrain...

داستان جادوگر بل

داستان جادوگر بل سال‌ها پیش و زمانی مهاجران از اروپا و دیگر قسمت‌های دنیا به آمریکا مهاجرت می‌کردند، خانواده بل یکی از بحث‌برانگیز‌ترین رویداد‌های جن‌زدگی را تجربه کردند ...

فیلم ضبط شده از جن در کرمانشاه

سلام این کلیپ یک دقیقه ای توسط دوربین مداربسته در کرمانشاه ضبط شده ...

کشتی نفرین شده (آمازون_مری سلست)

 کشتی نفرین شده      بعضی کشتی‌ها بدشانس هستند و ملوانان آنها را (نفرین شده) می‌دانند. کشتی (آمازون) در سال 1861 در جزیره (اسپنسر) در (نو‌اسکاتیا) نامگذاری و افتتا...

برچسب
#عروسک انابل
#انابل
#محتوا ترسناک
#سایت ترسناک
#ترسناک
#غذا برای روباه
#foodforfox
دسته
داستان (محتوای خواندنی با ویژگی انتقال هیجان و ترس)
یوفو (فرا زمینی ها)
بازی (بازی هایی با محتوا ترسناک)
انیمیشن (انیمیشن هایی با محتوا ترسناک)
افراد (انسان های خاص)
حیوانات (جانداران ترسناک)
پرونده های ترسناک (جنایت های جهان)
مستند (مستند هایی با محتوا ترسناک)
جنگ و جنگ افزار ها (سلاح های مرگبار)
فضا (عجایب اسمان)
شیطان پرستی (موضوعاتی مرتبط با شیطان و شیاطین)
سریال (سریال هایی با محتوا ترسناک)
اسرار و رموز (جهان پنهان)
حوادث (رخداد های ترسناک)
کتاب (کتاب هایی با محتوا ترسناک)
جالب (مطالب جالب توجه)
مکان های ترسناک (اماکن عجیب)
ماورا الطبیعه (ارواح)
تسخیر شده گان (اجنه)
اطلاعات عمومی (دانستنیها)
شکنجه و بردگی (سلطه پذیر)
برنامه های کاربردی (نرم افزار ها)
تصاویر (تصویر های ترسناک)
فیلم (فیلم هایی با محتوا ترسناک)
عجیب (عجایب جهان)
ترسناک (اتفاقات ترسناک جهان)
اینترنت (هر موضوعی که با اینترنت مرتبط است)
وسایل نقلیه (هرگونه وسیله ساخت بشر که قادر به جا به جایی اجسام باشد)
خدا (موضوعاتی مرتبط با الهیات)
view:661
today: 0
تبلیغ