آنابل ، عروسک شیطانی (بخش دوم)

آنابل ، عروسک شیطانی (بخش دوم)

آنابل ، عروسک شیطانی (بخش دوم)
date: 2020-07-08 15:29:21
  • view: 548 today: 0
  • آنابل ، عروسک شیطانی (بخش دوم)

    ارواحِ شیطانی دروغگو هستند. اونا حتی به‌عنوان پدرِ دروغ‌ها هم مشهور هستن. خب، یه روحِ فریبکار بهتون دروغ می‌گه و شما هم ندونسته باورش می‌کنین. اما بدترین اشتباه‌تون این بود که اجازه‌ای رو که روح برای تسخیر کردنِ عروسک نیاز داشت بهش دادین.

    این چیزیه که اون می‌خواست و اون از نادانی شما نسبت به وجودش برای رسیدن به هدفش استفاده کرد». اَنجی پُرسید: «چرا؟». «چون تا واقعا بتونه تو زندگی‌تون دخالت کنه؛ شیاطین برای این کار به اجازه‌تون نیاز دارن. متاسفانه، شما هم با آزادی اراده‌ی خودتون، بهش اجازه دادین. مثل دادنِ یه تفنگِ پُر به دست یه روانی می‌مونه».
    «ارواح اشیا رو تسخیر نمی‌کنن: ارواح، انسان‌ها رو تسخیر می‌کنن. در عوض، اون روح فقط عروسک رو حرکت می‌داد تا باعثِ ایجاد توهمِ زنده‌بودنش بشه»

    دانـا سؤال کرد: «پس، الان عروسک تسخیر شده؟». «نه، عروسک تسخیر نشده. ارواح اشیا رو تسخیر نمی‌کنن: ارواح، انسان‌ها رو تسخیر می‌کنن. در عوض، اون روح فقط عروسک رو حرکت می‌داد تا باعثِ ایجاد توهمِ زنده‌بودنش بشه. فقط به خاطر اینکه شما باور کرده بودین چیزی که عروسک رو حرکت می‌ده، روحِ دختربچه‌ای به اسم آنابله.

    خلاصه اینکه شما خودتون رو آزاد گذاشتین و یه روحِ منفی و فریبکار با اجازه‌ی خودتون ازتون سوءاستفاده کرد».

    اِد صبر کرد تا ببیند آیا سوالاتِ دیگری وجود دارد یا نه، اما چیزی پرسیده نشد. او ادامه داد: «حالا اتفاقی که اوایل این هفته برای لـو افتاد، دیر یا زود اتفاق می‌افتاد. درواقع همه‌ی شما در خطرِ تسخیر شدن توسط این روح هستین و هدفِ واقعی اون هم همینه. اما از اونجایی که لـو این فریبکاری رو باور نکرده بود، پس اون از نگاهِ موجودِ شیطانی، حکم یه عنصرِ تهدیدبرانگیز رو در مسیرِ رسیدن به هدفش داشت. دیر یا زود درگیری رخ می‌داد.

    اون در ابتدا سعی کرد لـو رو خفه کنه. وقتی این کار شکست خورد، اون رو با چنگال‌های سمبلیکش بُرید. ما این جای چنگال‌ها رو تو پرونده‌های دیگه هم دیدیم: این یکی از اون نشونه‌هاست که حضورِ یه موجود غیرانسانی رو تضمین می‌کنه. تو این‌دفعه رو راحت قسر در رفتی.

    اگر این روح یکی-دو هفته‌ی دیگه فرصت پیدا می‌کرد، شاید همه‌تون رو می‌کُشت».

    اَنجی با وحشت‌زدگی پُرسید: «آیا این... این روح شیطانی الان توی آپارتمانه؟». لورین جواب داد: «بله، متاسفانه. فقط یه موجود در اینجا احساس می‌شه، اما رفتارش کاملا غیرقابل‌پیش‌بینیه». حرف‌های وارن‌ها آن‌ها را تحت‌تاثیر قرار داد؛ دانـا با ناباوری پرسید: «شما واقعی هستین دیگه، مگه نه؟».

    زنگِ درِ خانه به صدا درآمد. پدر اِورت رسیده بود. همین که دانـا بلند شد تا در را باز کند، جلسه‌ی مصاحبه در آشپزخانه به پایان رسید. درحالی‌که خورشید تا یک ساعتِ دیگر غروب می‌کرد، اِد اصرار داشت که آپارتمان را هرچه زودتر متبرک‌سازی کنند، عروسک را بردارند و به خانه برگردند.

    درحالی‌که وارن‌ها مشغولِ جمع‌آوری وسائلشان بودند، پدر اِورت (که نه اِد و نه لورین تاکنون او را از نزدیک ندیده بودند) واردِ آشپزخانه شد. یک مردِ میانسالِ قدبلند که به‌طرز واضحی در نقشش به‌عنوانِ جن‌گیر احساسِ راحتی نمی‌کرد. بعد از احوالپرسی‌های ابتدایی، اِد به کشیش گفت که طبقِ نتیجه‌گیری‌اش، روحی که مسئولِ فعالیت‌های خبیثانه بوده، یک روحِ غیرانسانی است؛

    اینکه آن هنوز در آپارتمان حضور دارد و تنها راهی که می‌توانند آن را مجبور به ترک کردنِ محیط کنند، به وسیله‌ی قدرتِ کلماتِ نوشته‌شده در دفترچه‌ی متبرک‌سازی و جن‌گیری است. پدر اِورت اعتراف کرد: «من خیلی با شیطان‌شناسی آشنایی ندارم. چطور شما به این نتیجه رسیدین که چنین روحی مسئولِ این آزار و اذیت‌هاست؟».

    اِد جواب داد: «خب، در این نمونه، تشخیصش زیاد سخت نبود. نحوه‌ی فعالیتِ این ارواح، خصوصیاتِ مشخصی داره. چیزی که اینجا شاهدش هستیم، درواقع مرحله‌ی لانه‌سازی حساب میشه. یه روح که در این نمونه یه روحِ شیطانیِ غیرانسانیه، شروع به حرکت دادن عروسک در اطرافِ خونه می‌کنه.

    به محض اینکه کنجکاوی دختران رو برمی‌انگیزه، اونا مرتکبِ اشتباهِ آوردن یه میانجی به داخل خونه می‌شن. میانجی در حالتِ خلسه بهشون گفته که کسی که عروسک رو حرکت می‌ده، دختربچه‌ای به اسمِ آنابله. این موجود که به وسیله‌ی میانجی ارتباط برقرار می‌کرد، از نقاطِ ضعفِ احساسی دختران سوءاستفاده می‌کنه و در جریانِ جلسه‌ی احضارِ روح از اونا اجازه می‌گیره تا به کارش ادامه بده.

    از اونجایی که روحِ شیطانی، یه روحِ منفیه، شروع به ایجادِ پدیده‌های منفی می‌کنه: اون به وسیله‌ی حرکاتِ عجیب عروسک باعث ایجاد ترس شد؛ باعثِ ایجاد یادداشت‌های دست‌نویسِ نگران‌کننده شد؛ باعثِ ایجاد پس‌مانده‌ی خون به روی عروسک شد و درنهایت حتی به اون مرد جوان حمله می‌کنه و روی سینه‌اش جای چنگال‌های خون‌آلود به جا میزاره. همچنین منهای این فعالیت‌ها، لورین حضور یه روحِ غیرانسانی رو اینجا در کنارمون تشخیص داده.

    لورین یه روشن‌بینِ بی‌نظیره و اون تا حالا درباره‌ی ماهیتِ ارواحِ حاضر اشتباه نکرده. بااین‌حال، اگه می‌خوای مطمئن بشی، ما می‌تونیم این موجود رو همین الان با تحریکاتِ مذهبی به چالش بکشیم. اون وقت خودت می‌تونی ببینی که...». پدر اِورت جواب داد: «نه، لازم نیست. به‌گمونم من همون کاری که باید انجام بشه رو انجام میدم؟».لـو با قاطعیت گفت: «نه، اون اتفاق وقتی که من و اَنجی با هم تنها بودیم، تو همین آپارتمان افتاد. حدود ۱۰ یا یازده شب بود...»

    به این ترتیب، روخوانی متنِ متبرک‌سازی و جن‌گیری توسط کشیش، برای اجرا در هرکدام از اتاق‌های آپارتمان، حدود پنج دقیقه به طول انجامید. متنِ کلیسای اسقفی برای متبرک‌سازی یک خانه، یک دفترچه‌ی هفت صفحه‌ای پُرلغت و پُراطناب است که ماهیتِ مثبتی دارد. این متن به‌جای اینکه مشخصا با هدفِ بیرون راندنِ موجوداتِ شرور از مکان نوشته شده باشد، در عوض تاکیدش روی پُر کردنِ خانه با قدرتِ نیروهای مثبت، با قدرتِ خدا است. هیچ مشکل یا حادثه‌ای در جریانِ مراسم نبود.

    وقتی که کارِ کشیش تمام شد، او افرادِ حاضر را نیز متبرک‌سازی کرد و سپس، لورین هم تایید کرد که آپارتمان و ساکنانش از تهاجمِ روحِ غیرانسانی نجات پیدا کرده‌اند. وقتی کارِ اِد و لورین به پایان رسید، آن‌ها محل را به سمتِ خانه ترک کردند. همچنین وارن‌ها به درخواستِ دانـا و به منظورِ اطمینان حاصل کردن از جلوگیری از وقوعِ دوباره‌ی فعالیت‌های غیرطبیعی در آپارتمان، عروسکِ پارچه‌ای بزرگ را همراه‌با خودشان بُردند.

    اِد بعد از اینکه آنابل را در صندلی عقبِ ماشین گذاشتند، تصمیم گرفت که بهتر و امن‌تر است که از بزرگراه استفاده نکنند؛ چرا که او نگران بود که نکند روحِ خبیث از عروسکِ پارچه‌ای جدا نشده باشد. حدسِ او درست از آب درآمد. خیلی زود، اِد و لورین وارن احساس کردند که به هدفِ نفرتِ شریرانه‌ی عروسک تبدیل شده‌اند. ماشینشان سر هرکدام از پیچ‌های تند و خطرناکِ جاده، از کنترل خارج می‌شد؛ ماشین با چرخاندنِ فرمان به درستی نمی‌چرخید و ترمزها کار نمی‌کردند.

    ماشین بارها تا سر حدِ تصادف و چپ کردن پیش می‌رفت. البته که آن‌ها می‌توانستند ماشین را کنار بزنند و عروسک را در جنگل بیاندازند، اما اگر این شی شرور به‌راحتی خودش را به آپارتمانِ دختران تله‌پورت نمی‌کرد، زندگی هرکسی که آن را پیدا می‌کرد به خطر می‌انداخت. سومین‌باری که ماشین به کناره‌ی جاده کشیده شد، اِد دست در کیفِ سیاهش کرد، یک بطری کوچک بیرون آورد و پس از پاشیدنِ آب مقدس به روی عروسکِ پارچه‌ای، نشانِ صلیب را به روی او ترسیم کرد. بلافاصله آزار و اذیت‌های ماشین متوقف شد و وارن‌ها سالم به خانه رسیدند.

    اِد در چند روز نخست، عروسک را در صندلی کنار میزِ کارش نشانده بود. در ابتدا عروسک چند باری روی هوا متعلق شد، اما پس از مدتی به نظر می‌رسید که دیگر ساکن و فاقدِ جنبش شده است. بااین‌حال، در طولِ هفته‌‌های بعد، عروسک در اتاق‌های مختلفی از خانه ظاهر می‌شد. اگرچه وارن‌ها عروسک‌ را پیش از ترک کردنِ خانه، در دفترِ ساختمانِ خارجی زندانی می‌کردند، اما وقتی به خانه بازمی‌گشتند، آن را درحالی‌که روی صندلی راحتی اِد نشسته است پیدا می‌کردند.

    همچنین خیلی زود معلوم شد که آنابل از کشیش‌ها متنفر است. وارن‌ها در ادامه‌ی پروسه‌ی بررسی این پرونده‌، باید با کشیش‌هایی که در اتفاقاتِ آپارتمانِ پرستارانِ جوان نقش داشتند مشورت می‌کردند. لورین یک روز عصر تنها به خانه بازمی‌گردد و از شنیدنِ صدای خرخر کردن و غُریدن‌های بلندی که در سراسرِ خانه می‌پیچیدند وحشت‌زده می‌شود.

    مدتی بعد، لورین در حال گوش دادن به پیغام‌های صوتی‌ِ تلفنشان، با دو پیغامِ متوالی از پدر کوینز مواجه می‌شود. بینِ دو تماسِ کشیش، صدای غُرشی که او کمی قبل‌تر در خانه شنیده بود ضبط شده بود. یک روز دنیل میلز، یک جن‌گیرِ کاتولیک که مشغولِ کار با اِد بود، سراغِ آنابل، آیتمِ جدیدِ دفترش را از او می‌گیرد. اِد داستانِ پرونده را برای پدر دنیل تعریف می‌کند و مدارک لازم برای مرورِ آن را به او می‌دهد.

    پدر دنیل پس از اینکه داستانِ اتفاقاتی که افتاده را از زبانِ اِد می‌شنود، عروسکِ پارچه‌ای را برمی‌دارد و همین‌طوری بدونِ فکر قبلی می‌گوید: «تو فقط یه عروسکِ پارچه‌ای هستی، آنابل. نمی‌تونی به کسی صدمه بزنی». سپس، کشیش عروسک را روی صندلی پرتاب می‌کند. اِد با خنده به او هشدار می‌دهد: «این چیزیه که بهتره دیگه به زبون نیاری».

    بااین‌حال، وقتی پدر دنیل حدود یک ساعت بعد، رفت تا از لورین خداحافظی کند، لورین به او التماس کرد که بیشتر از همیشه در هنگام رانندگی دقت کند و اصرار کرد که او به محض رسیدن به خانه، با او تماس بگیرد. لورین در این‌باره می‌گوید: «من فاجعه‌ای که قرار بود برای اون کشیشِ جوان اتفاق بیافته رو تشخیص دادم، اما نمی‌شد جلوش رو گرفت». چند ساعت بعد، تلفن به صدا درآمد؛ پدر کونیز گفت: «لورین، چرا بهم گفتی که هنگام رانندگی مراقب باشم؟».

    او جواب داد: «چون ماشینت از کنترل خارج می‌شد و تصادف می‌کردی». کشیش با جدیت گفت: «خب، حق داشتی. ترمزِ ماشینم از کار افتاد؛ نزدیک بود تو تصادف کشته بشم. ماشینم داغون شده».

    چند وقت بعد در همان سال، لورین و پدر دنیل در جریان یک گردهمایی بزرگ در منزلِ وارن‌ها، به اتاقِ اد می‌روند تا چند لحظه‌ای با هم گپ بزنند. از قضا، آنابل روز قبل به این اتاق تغییرمکان داده بود. درحالی‌که کشیش مشغولِ صحبت با لورین بود، متوجه می‌شود که تکان خوردنِ سریعِ دکورِ زینتی روی دیوار می‌شود. ناگهان گردنبدِ دندانِ گرازِ بلندِ ۷۰ سانتی‌متری بالای سرشان با نیروی کوبنده‌ای منفجر می‌شود.

    دیگر مهمانان بلافاصله با شنیدنِ صدای انفجار در اتاق حاضر می‌شوند و در همان لحظه یک نفر در جمع با هوشمندی از این صحنه عکس‌برداری می‌کند. وقتی عکس ظاهر شد، تصویر عادی بود؛ همه‌چیز به غیر از دو نورِ درخشان در بالای سرِ عروسک که به سمتِ پدر دنیل میلز نشانه رفته بودند، عادی بود.

    اِد تعریف می‌کند: «یک بار هم من در دفترم همراه‌با یک کاراگاهِ پلیس مشغولِ کار روی یک پرونده‌ی قتلِ محلی که مربوط‌به جادوگری می‌شد کار می‌کردم. او به‌عنوان یه پلیس، هرجور جنایتی دیده است؛ او از اون مردانی نیست که به‌راحتی بترسد. در حین گفت‌وگو، لورین من رو برای جواب دادن به یه تلفنِ راه دور، به پایین صدا کرد. من به کاراگاه گفتم که می‌تواند نگاهی به اطرافِ دفترم بیاندازد، اما مراقب باشد و به هیچکدام از اشیا دست نزد.

    چون آن‌ها به پرونده‌هایی که ارواحِ شیطانی در اونا دخیل بودند مربوط می‌شن». اِد درحالی‌که لبخند می‌زند به خاطر آورد: «خب، وقتی من در کمتر از پنج دقیقه به دفترم برگشتم، کاراگاه را درحالی‌که صورتش مثل گچ سفید شده بود پیدا کردم. وقتی ازش پرسیدم چه اتفاقی افتاده، از پاسخ دادن امتناع کرد. فقط من‌من‌کنان می‌گفت که اون عروسکه، اون عروسکِ پارچه‌ای واقعیه... . البته که منظورش آنابل بود. اون عروسکِ کوچولو باعث شد اون ایمان بیاره! درواقع حالا که یادم میاد، از اون روز به بعد تموم جلساتم با اون کاراگاه همیشه تو دفترِ اون بوده».

    لورین اضافه می‌کند: «همین هفته‌ی گذشته، اتفاقِ مشابه‌ای همین‌جا افتاد. درحالی‌که اِد به اسکاتلند رفته بود، یه نجار اومده بود تا برای کتابخونه‌ی دفترش، قفسه‌های اضافه بسازه. وقتی نجار اومد بالا، ازم خواست که اگه میشه عروسکِ پارچه‌ای رو به یه جای دیگه منتقل کنم تا بتونه راحت کارش رو انجام بده. راستش رو بخوایین، عروسکه منو می‌ترسونه. ولی چون ادِ نبود، مجبور شدم خودم جابه‌جاش کنم. اشیای نامقدسی مثل عروسکِ آنابل، هاله‌های خاصِ خودشون رو دارن.

    وقتی لمس‌شون می‌کنی، هاله‌ی انسانی‌ خودمون با مالِ اونا درآمیخته میشه. این تغییر بلافاصله ارواح رو به خود جذب می‌کنن؛ تقریبا مثل به صدا در اومدنِ صدای آژیرِ حریق می‌مونه. برای همین خودم رو برای محافظت، با آبِ مقدس متبرک کردم و سپس، عروسکِ پارچه‌ای رو هم با آبِ مقدس و نشانِ صلیب متبرک کردم.

    وقتی از نجار پرسیدم که آیا اون هم می‌خواد که خودش رو متبرک کنه، اون با لبخندی مهربانانه گفت که به ارواح یا دین اعتقاد نداره و بهم گفت که از متبرک‌سازی صرف‌نظر می‌کنه. در همین حین، مارسی، گربه‌مون مثل همیشه تو دفترِ اِد دراز کشیده بود. به محض اینکه آنابل رو برداشتم تا اون رو به اون سمتِ اتاق منتقل کنم، موهای مارسی سیخ شد و حیوون با وحشتِ دردناکی شروع به جیغ کشیدن کرد. اون به سمتِ در خروجی رفت و شروع به درآوردنِ صداهای عجیبی از خودش کرد که تا حالا از یه گربه نشنیده بودم.

    مارسی تا وقتی که درِ دفتر رو باز کردم و گذاشتم که به زیر نور خورشید بره به کارش ادامه داد. نجار تمام اینها رو با حیرت‌زدگی تماشا کرد. سپس، بدون اینکه حرفی بزند، بطری آبِ مقدس را از دستم گرفت و خودش رو با اون متبرک کرد. همان‌طور که همیشه گفتم؛ تو حوزه‌ی کاری ما، من هیچ‌وقت ندیدم که یه نفر تو یه خونه‌ی جن‌زده، آتئیست باشه».

    درنهایت، تمام این اتفاقات باعث شدند وارن‌ها، به فکر چاره‌ای برای کاهش یا متوقف کردنِ آزار و اذیت‌های آنابل بیافتند؛ آن‌ها آنابل را درونِ یک جعبه‌ی شیشه‌ای که چارچوبش در آب مقدس خیس شده است محبوس کردند؛ جعبه‌ای که تا به امروز در گوشه‌ای از موزه‌ی ماوراطبیعه‌ی وارن‌ها در معرضِ بازدیدِ عموم قرار گرفته است.

    اگرچه از زمانی‌که آنابل محبوس شده، دیگر تغیرمکان نداده است، اما گفته می‌شود که او مرگبارترین انتقامش را در دورانِ اسارتش گرفته است. شاید پدر دنیل میلز از تصادفِ اتوموبیلش به‌دلیل بی‌احترامی کردن به آنابل جان سالم به در بُرده باشد، اما گفته می‌شود این تنها تصادفِ اتوموبیلی که توسط آنابل صورت گرفته، نیست.

    یک بار مردِ جوانی همراه‌با نامزدش که از موزه‌ی وارن‌ها دیدن می‌کردند، با دست به جعبه‌ی شیشه‌ای آنابل می‌کوبد و آن را دست می‌اندازد و به عروسک متلک می‌گوید و از عروسک می‌خواهد تا با خراشاندنِ او ثابت که واقعا تسخیر شده است. بعد از اینکه اِد وارن از مرد می‌خواهد که موزه را ترک کند، او همراه‌با نامزدش سوارِ موتورسیکلتش می‌شود و می‌رود.

    طبقه‌ی گفته‌ی لورن، نامزدِ مرد بعدا به وارن‌ها می‌گوید که او و مرد در حال مسخره کردن عروسک و خندیدن به او بودند که ناگهان مردِ کنترلِ موتورسیکلتش را از دست می‌دهد و با یک درخت تصادف می‌کند؛ مرد در جا می‌میرد، اما زنِ جوان جان سالم به در می‌برد و بیش از یک سال در بیمارستان بستری می‌شود.

    سینما

    داستان عروسک اد و لورن وارن الهام بخش شخصیت عروسک آنابل است که در دنیای سینمایی احضار به تصویر کشیده شده‌است، مجموعه ای از فیلم‌ها که شامل:احضار، آنابل، آنابل:آفرینش، آنابل به خانه می‌آید و همچنین این عروسک در فیلم احضار ۲ از جیمز وان ظهور کوتاهی کرد و همچنین در نفرین لیورونا. این عروسک همچنین در زندگی‌نامه جرالد بریت در سال ۲۰۰۲ در مورد ادوارد و لورن وارن (زوج دمونولوژیست)، شرح داده شده‌است.

     

    بخش اول این مطلب

    ایجاد مقاله
    گزارش

    شما عضو وبگاه نیستید!

    دیدگاه

    ارسال شد

    منتشر شده توسط admin Amirhossein
    ساخت وب سایت در یک ثانیه با بلومیت!
    ورود

    با عضویت در وبگاه از امکانات حرفه ای آن بهره مند شوید!

    ثبت نام

    20

    Room 6

    Sabet

    هشدار بهت میدم منوقهوه ایی کنی منم زردت میکنم 😡🤘

    Sabet

    یوها نمیدونم تو چندتا داستان بهت گفتن ..

    Sabet

    تینا اینچین مرا تو آزردی 😣 خاله تیتو😝😂

    TINA

    ثابت جان بعد قهوه اییت میکنم ناراحت میشی

    Yoha

    تو کدوم داستان😑

    Yoha

    من؟؟کی؟

    Sabet

    یوها ،تورو میسپرم ب حق نظر دهندگان زیر داستان ب من گفتی درغگو ای شیاد مکار😳

    Sabet

    ثابت خالی نیست پسوند پاپری قبلشه 😣

    Sabet

    درضمن من فامیلیم پاپری ثابت هس خارجیشو بلد نبودم چطوری مینویسن 😡

    Sabet

    تینا 😂تینا نگاه اسم تینا😂 پسرونه اس دختر تینا باشه ،تینا😂

    Sabet

    یوها اون موقع سایت قاچاقی بود تاریخ تولد نداشت اما یادمه تینا ازهمون موقع کنکور میخوند

    Sabet

    منم متولد 86

    stan666

    ینفر هس ک از ۱۵ سالگی میشناسم امسال قراره نامزد کنیم😊😂

    stan666

    ی خبر دارم

    Yoha

    امانگ آس خیلی باحاله

    Yoha

    ماینکرافتم کلا باید از تو یوتیوب یاد بگیری

    Yoha

    مبینا تا حالا مافیا بازی گردی؟؟؟امانگ آس هم مثل همونه

    Regan Macneil

    سروشا تو متولد چند 72ای؟

    Regan Macneil

    خواهشا بگید ک میدونید چوری ینی چی😑

    Regan Macneil

    حالا خیلی مهم نیست کی اول گفته همچین آش دهن سوزیم نیست🙄😂😂یاد چوری میوفتم

    Regan Macneil

    بیااااا بروووو ینی تو فقط سه ماه ازم بزرگتری؟:////// اونوقت من تازه امسال میخوام برا اولین بار کنکور بدم:/ داوش اگه تو پیری من فسیلم

    Regan Macneil

    مرسی از لطفی که نسبت به من داشتی تینا خدا یک در دنیا هزار در آخرت بهت بده😑😂😂🥴

    Regan Macneil

    من باید بعد کنکور حتمن دوتا بازی رو ببینم چجوریه: ماینکرافت و امانگ آس

    Regan Macneil

    من که از خدامه ولی مطمئنم لااقل امسال نمیشه...مگه اینکه تو یه پارتی چیزی برام بجوری:)))

    Regan Macneil

    خره سروشا عجب پیشنهاد دوپی:/ اینو بنویسم بالا برگم که موقع تصحیح منو نشناسن کارناممه نیاد برام👀واقعا پیشنهاد خوبی بود یکی طلبت😎👻

    Regan Macneil

    اسمم مبیناست هانی

    Yoha

    ثابت حداقل دروغ میگی یکم تحقیق کن سایت از سال ۹۶ باز شده بعد تو چجوری از ۹۴ توشی:/

    Sabet

    کنکور میداد😳

    Sabet

    ازاون موقع تا حالا تینا داشت واسه دندون پزشکی

    Sabet

    Sabet

    من ازسال 94این سایت رو میخوندم

    TINA

    سروشا میشناسی منو قاطی کنم....میام براتا

    TINA

    خود مبینام میدونه من اول گفففففففتم مچلیییییییییی

    TINA

    ن من متولد ۲۲ فروردین ۱۳۸۱ ام

    Soorousha

    تازه یه سالم پشت کنکور بودی، الانم 19 سالته؟!! 😐 تینا بس کن این بازی کثیفو 😁 اینجا همه خودین، حالا من نمیگم ک امسال 29سالت شده، ولی خودت بعداً بگو 😅😁

    Soorousha

    همه‌یی وجود نداره، فقط من گفتم 😐 کس دیگه‌یی هم نباید بگه 🤐😑

    TINA

    مبینا اون منچلی رو من انداختم دهن همه🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣من ۱۹ سالمه پیر شدم مگ ن؟

    Yoha

    پیودی پای خداس.یکی دلایل علاقم بهش اینه که ماینکرافت بازی میکنه و یکی از افتخارات متینکرافتم اینه که بزرگترین فرد اینترنت یعنی پیودی پای در حال انجام این بازیه😐✋

    Yoha

    رگان یوتیوب خارجی هم میبینم:/

    Soorousha

    مبینا دانشگاه تهران قبول شو دیگه دا 😕

    Room6 Supported By Foodforfox ChatRoom
    پربازدید ترین ها
    اتاق قرمز یا رد روم

    اتاق قرمز یا رد روم اتاق قرمز  سایتی در دارک وب بوده که با پرداخت مبلغی وارد ان شده و بصورت زنده تکه تکه کردن انسان ها را مشاهده می نمایید در پشت اتاق های مرگ دارک نت چه می گ

    فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما)

    فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما) فیلم هزار پای انسانی The Human Centipede یکی از بدترین فیلم های تاریخ سینماست که در سال 2009 برای اولین بار ساخته شد اما به دلیل س?

    داستان ترسناک یک حمام معمولی

    داستان ترسناک یک حمام معمولی horror6: الان حدود چندساله درگیرم خیلی کارا کردم که بتونم فراموش کنم آزاد بشم که نشد فقط با کمک یه جنگیر تونستم اونارو از خودم دور کنم،همیشه فکرمیکردم

    فیلم ترسناک Hounds of Love 2016

    از نقطه ضعف هایشان برای ایجاد شکافی میان آنها استفاده کند تا بتواند جان سالم بدر ببرد…  

    راز عدد 241543903

    ?ت که توسط دیوید هورویتز، هنرمند شناخته شده نیویورکی ابداع شد داستان از این قرار که دیوید هوروتیز در سال 2009 یک تصویر از خود ، در سایت فلیکر (که سایت محبوب عکاس ها و عکس دوستانه است) منتشر کرد در این تصویر دیوید سر خود را داخل یخچال کرده بود و از کاربران خواست این کار را انجام دهند و عکس ها را  با عدد 241543903 تگ کنند (برچسب بزنند).   حال چرا این عدد؟جالب است بدانید این عدد به صورت شانسی از ترکیب شماره سریال روی یخچال و بارکد روی نودل مرغ یخ زده بدست آمده است ایده سر در یخچال زمانی به سر دیوید زد که یکی از دوستان وی بدلیل بیماری سر خود را  در داخل یخچال می برد تا کمی دردش تسکین یابد. جالبی این موضوع باعث شد که خیلی ها این کار را انجام دهند و عکس خود را با تگ این 241543903 در سایت منتشر کنند، و بدلیل این که برچسب یک معیار مهم برای گوگل است با  جستجو این عدد در گوگل یک گالری از افرادی با سر هایی در داخل یخچال بارگذاری می شود.  

    لیست فیلم های ممنوعه جهان

    لیست فیلم های ممنوعه جهان این ژانر، ما را با ژرف ترین و تاریک ترین بُعد انسان آشنا می کند. جایی که همه ما امیدواریم هیچ وقت شاهد آن نبوده یا جزئی از آن نباشیم. از دید منتقدان، فیل

    شعر نفرین شده جهنم تومینو

    شعر نفرین شده جهنم تومینو جهنم تومینو شعری ژاپنی و نفرین شده که براساس افسانه ها اگر این شعر بلند خوانده شود سرنوشت بدی برای خواننده رقم خواهد زد. این شعر در یک کتاب 666 صفحه ای

    سایت راز آلود و عجیبی به نام sentimentalcorp

    سایت راز آلود و عجیبی به نام sentimentalcorp eMp: سایت شرکت احساسی sentimentalcorp یک وب سایت راز آلود است که توسط سرور خود در اسپانیا کنترل می شود این سایت متعلق به رندی پروزاک بوده و حالتی راز

    فیلمی از عروسک لولیتا

    فیلمی از عروسک لولیتا o6: سلام حتما درباره عروسک های لولیتا چیز های زیادی شنیدید لولیتا به دخترانی میگویند که دست و پای آنها بریده می شه و دندانشان را می کشند و از آنها به عنوان ب?

    فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)

    فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)   ژانر : ترسناک زمان : 70 دقیقه زبان : انگلیسی محصول : امریکا کارگردان : Eli Roth ستارگان : Jay Hernandez, Derek Richardson, Eythor Gudjonsson خلاصه دا

    خانه اجنه در کلاردشت

    خانه اجنه در کلاردشت horror6: ویلای متروکه در کلاردشت که تمامی پنجره های آن با یکدیگر متفاوت هست و ساکنین می گویند که این خانه ارواح یک شبه ساخته شده است درب این ویلای متروکه در کلا?

    درگاه دارک وب

    کاربر گرامی این صفحه پل ارتباطی بین شما و وب پنهان می باشد تمامی لینک ها بررسی شده و شما را به وب سایت های خطرناک و بد افزار ها متصل نمی کنند قبل از ورود به وب پنهان نکات امنیتی را

    تئوری عجیب انیمیشن توپولو ها

    تئوری عجیب انیمیشن توپولو ها انیمیشن توپولو ها (Teletubbies) مجموعه برنامه کودکی بود که در 120 کشور به نمایش درومد و به بیش از 45 زبان دوبله شد که در ایران با نام توپولوها شناخته میشه، ب?

    معرفی سایت های دارک وب

    معرفی سایت های دارک وب دارک وب یا وب تاریک به شبکه‌ای گفته می‌شود که در دسترس عموم نبوده و بیشتر برای مقاصد غیرقانونی مورد استفاده قرار می‌گیرد. ردیابی فعالیت‌های آن و شناسا

    ترسا فیدالگو (روح مجازی)

    ترسا فیدالگو (روح مجازی) شاید شما هم در اینستاگرام یا دیگر شبکه‌های اجتماعی با کامنت‌هایی عجیب مواجه شده باشید. کامنت‌هایی که در همان سطر اول، خبر از رخدادی عجیب و ترسن


    # پربازدید های امروز
    #سرنوشت دیگو آلوز قاتل
    #فیلم ترسناک Hounds of Love 2016
    #قتل جونکو فوروتا (قتل های ترسناک)
    #چند طلسم تبدیل شدن ب خون اشام
    #مسترس و اسلیو چیست؟
    مطالب مرتبط
    انه لیز میشل (جن زدگی)

    انه لیز میشل (جن زدگی) جن گیری یا جن زدگی چیزی که بار ها ان را شنیده ایم اما تا بحال این موضوع را باور کرده اید؟در دنیا  انسان های زیادی با این موضوع درگیر بودند اما این موضوع ...

    نشانه های جن زدگی در خواب و بیداری

    نشانه های جن زدگی در خواب و بیداری   نشانه های جن زدگی در خواب عبارت است از :   پریشان بودن و بخواب نرفتن . بیدار شدن مکرر در شب. کابوس ، ( یعنی : انسان در خواب چیزی ترس...

    راهنمای تسخیر همزاد

    راهنمای تسخیر همزاد      كسانیكه نباید به عمل تسخیر همزاد دست بزنند.   1. زنان باردار 2. اشخاص بیمار وكسانیكه دارای اعصاب ضعیفی می باشند. 3. شخصیكه دست و پاهایش ...

    عروسک سایه

    نام آن ممکن است به اندازه کافی نگران کننده نباشد ، اما چهره ، شمایل آزار دهنده آن مطمئناً هست.پرونده ایی وجود ندارد که نشان دهد این عروسک تسخیر شده است یا خیر. با این حال ، آنها اظ...

    درباره جن

    درباره جن ? ? محل زندگی جن ها ? {اونها در مکان های قدیمی دست نخورده?️، اشپز خانه های قدیمی، باغ های کاج، بیابان وادی الشقره?️، قبرستان ها⚰️، در طبیعت?️، صحراها ...

    تابلو شیطانی مرد وحشت زده

    تابلو شیطانی مرد وحشت زده تابلو مرد وحشت‌زده، نقاشی ترسناکی است که حدود 25 سال در اتاق زیر شیروانی یک بانوی سالخورده نگهداری می‌شد. این نقاشی در نهایت به نوه‌ی این خانم، شان را...

    باب کرانمر ، خانه تسخیر شده جاده برانزویل

    باب کرانمر ، خانه تسخیر شده جاده برانزویل پدیده تسخیرشدگی یکی از موضوعات رایج فیلم‌های ژانر وحشت است به همین خاطر شاید داستان خانه‌های تسخیر شده با توجه به این پیشینه‌ی ذهنی?...

    دیوید برکوویتز (هاروی گفت آنها را بکش)

    دیوید برکوویتز (هاروی گفت آنها را بکش) دیوید برکوویتز که با عناوین مانند پسر سام و قاتل کالیبر 44 نیز شناخته می شد یک قاتل سریالی در آمریکا بود که از سال 1976 تا 1977 طی یک سال بیش از 8 ?...

    برچسب
    #عروسک انابل
    #انابل
    #محتوا ترسناک
    #سایت ترسناک
    #ترسناک
    #غذا برای روباه
    #foodforfox
    دسته
    داستان (محتوای خواندنی با ویژگی انتقال هیجان و ترس)
    یوفو (فرا زمینی ها)
    بازی (بازی هایی با محتوا ترسناک)
    انیمیشن (انیمیشن هایی با محتوا ترسناک)
    افراد (انسان های خاص)
    حیوانات (جانداران ترسناک)
    پرونده های ترسناک (جنایت های جهان)
    مستند (مستند هایی با محتوا ترسناک)
    جنگ و جنگ افزار ها (سلاح های مرگبار)
    فضا (عجایب اسمان)
    شیطان پرستی (موضوعاتی مرتبط با شیطان و شیاطین)
    سریال (سریال هایی با محتوا ترسناک)
    اسرار و رموز (جهان پنهان)
    حوادث (رخداد های ترسناک)
    کتاب (کتاب هایی با محتوا ترسناک)
    جالب (مطالب جالب توجه)
    مکان های ترسناک (اماکن عجیب)
    ماورا الطبیعه (ارواح)
    تسخیر شده گان (اجنه)
    اطلاعات عمومی (دانستنیها)
    شکنجه و بردگی (سلطه پذیر)
    برنامه های کاربردی (نرم افزار ها)
    تصاویر (تصویر های ترسناک)
    فیلم (فیلم هایی با محتوا ترسناک)
    عجیب (عجایب جهان)
    ترسناک (اتفاقات ترسناک جهان)
    اینترنت (هر موضوعی که با اینترنت مرتبط است)
    وسایل نقلیه (هرگونه وسیله ساخت بشر که قادر به جا به جایی اجسام باشد)
    خدا (موضوعاتی مرتبط با الهیات)
    تبلیغ
    Magic

    11 نیاز به رتبه

    font Lora_on

    13 نیاز به رتبه

    font Anton_on

    نیاز به رتبه 16

    font Mukta_on

    نیاز به رتبه 20

    font Cairo_on

    نیاز به رتبه 24

    font Almarai_on

    نیاز به رتبه 32

    font Stylish_on

    نیاز به رتبه 40

    font Nosifer_on
    راهنما: این بخش سیستم ویجت های سایت را در بر میگیرد که به کمک آن می توانید تنظیمات موقتی خود را بر روی بخش های مختلف قالب اعمال نمایید
    با نام نویسی سریع در سایت از امکانات خاص از جمله تغییر تم ، فونت و ... برخوردار شو