داستان هزاد همکار

داستان هزاد همکار

داستان هزاد همکار

داستان هزاد همکار

من که به نوبه ی خودم هر بار داستانهای شما رو مطالعه میکنم واقعا از خوندنشون لذت میبرم و هر بار بعد از خوندن داستانها تا دقایقی به فکر فرو میرم و خودم رو جای راوی داستانها میگذارم که طی اون رویداهایی که برایش پیش اومده چه ترس و وحشتی سراغشون اومده .


با این مقدمه میرم سراغ خاطره ی خودم و مجید که همین هفته ی گذشته برامون پیش اومد . قبل از شروع یک مقدار از محیطی که این اتفاقات درش افتاده رو براتون بگم . من و مجید توی یک شرکتی مشغول به کار هستیم که بخاطر حساسیت بعضی از دستگاها نیاز هست طی تمامی شیفتها دو نفر از بچه های فنی مهندسی داخل سالن و موتور خانه و... به دستگاها سر کشی کنند من و مجید هم همین وظیفه رو در یکی از شبها انجام دادیم البته در شیفت روز دو نفر دیگه از همکارهای ما وظیفه ی مشابهی دارند که هیچ کاری با اونها نداریم چون داستان فقط به من و مجید مربوط میشه .


در یکی از شبها بعد از سر کشی به تمامی سالنها و انجام امور محوله برای صرف شام به رستوران شرکت رفتیم و به همراه دیگر همکاران شام رو خوردیم و از جا بلند شدیم تو راه برگشت به سالن به مجید گفتم من یکی دو ساعت میرم تو اتاق یه چرتی میزنم تو خودت حواست به دستگاها باشه اگه مشکلی پیش اومد منو خبر کن . (من و مجید شبها نفری یکی دو ساعت چرت میزدیم ) مجید هم قبول کرد ومن رفتم تو اتاق در رو از داخل قفل کردم و رو مبل دو نفره گرفتم خوابیدم .


تقریبا دو ساعتی خوابیده بودم که با صدای زنگ موبایل از جا پریدم سریع گوشی رو برداشتم و جواب دادم دیدم مجیده که میگه محمد کجایی منم گفتم خب معلومه تو اتاقم بدون هیچ حرفی گوشی رو قطع کرد و بعد از چند لحظه دیدم درب اتاق به صدا در اومد درب رو باز کردم دیدم مجیده . مجید با دیدن من . با لکنت زبون بهم گفت تو کی برگشتی اینجا .


من با تعجب بهش گفتم من الان دو ساعته که اینجام و با زنگ تو از جام بیدار شدم . بهش گفتم مشکلی پیش اومده .؟
مجید سری تکون داد و گفت من تو رو چند لحظه پیش روی شیروانی سقف سوله دیدم که منو تو تاریکی چند بار صدا کردی و بعدبا سرعت داشتی میدویدی به قسمت دیگه .


من با تمسخر به مجید گفتم داداش کم خواب شدی و توهم زدی بیا کمی استراحت کن . با گفتن این جمله رفتم به سالن و مشغول انجام کارها شدم دو ساعتی گذشت . نزدیکی های ساعت شیش رفتم مجید رو بیدار کردم و با همدیگه یک ساعتی توی سالن به دستگاها سرک کشیدیم .
اونروز صبح چهره ی بیماری رو از صورت مجید میخوندم چون اصلا حال و روز خوبی نداشت و به کل رنگ پریده شده بود و مدام از کاره نیمه کاره اش که روی پشت بام مونده بود صحبت میکرد ولی جرات نمیکرد به محل برگرده و کارش رو تمام کنه .
خلاصه اونروز شیفت رو تحویل دادیم و به خانه برگشتیم . روز بعد که به شرکت رفتم متوجه شدم مجید بخاطره بیماری نتونسته شرکت بیاد . منم به ناچار به تنهایی مشغول به کار شدم تقریبا یکی دو ساعت نگذشته بود

که از کار افتادگی یکی از دریچه های هواکش سقف سالن توجه ام رو جلب کرد چراغ قوه و سایر ابزارها رو برداشتم و رفتم روی پشت بام و مشغول تعمیر هواکش شدم چند دقیقه ای نگذشته بود که صدای راه رفتن روی شیروانی فلزی توجهم رو جلب کرد اولش زیاد جدی نگرفتم ولی چند لحظه بعد دیدم یکی به اهستگی منو صدا میکنه سرمو برمیگردوندم به طرف صدا نگاه میکردم میدیدم صدا از جای دیگه میاد من یاده حرفهای دیشب مجید افتادم به کلی ترسیده بودم

سریع ابزارها رو برداشتم تا از جام بلند شدم دیدم به فاصله ی هشت الی ده متری یک بخار غلیظ سفید رنگی دقیقا شبیه به مجید روی قوس انتهایی سقف سوله نشسته و با چشمان از براق و از حدقه در اومده به من نگاه میکنه . تا این صحنه رو دیدم نفهمیدم کی خودم رو به پایین رسوندم و از هوش رفتم و با خوردن قطرات آبی که دیگر همکارهام به صورتم میزدن از جا بلند شدم البته به همکارهام چیزی در مورد دیدن شبح نزدم اما از نگاه و صحبتهایی که با هم میکردند معلوم بود که متوجه شده اند که من از چیزی ترسیده ام .


وقتی مجید که اومد ماجرا رو براش تعریف کردم و اون هم دقیقا همان چیزی رو که من دیده بودم رو روئت کرده بود که فقط در شکل ظاهری با هم متفاوت بود چون مجید اون شبح رو در قالب من دیده بود و من هم اون رو در قالب مجید دیده بودم .


الان تقریبا چند روزی هست که من و مجید حتی هر دو با هم جرات نمیکنم شب پا روی سقف سوله بگذاریم و تمام تعمیرات رو در اوایل صبح که هوا در حال روشن شدن هست انجام میدیم .


ممنون خوندید ادمین تشکر از شما فقط لطفا کسی در این موارد اطلاعاتی داره حتما راهنمایمون کنه و بگه که این شبحی که دیدیم چی بوده و آیا احتمال اینکه باز اون رو ببینیم هست یا نه . یاحق
پایان

 

دیدگاه

comment

مرجان

اونوقت شما از کجا میدونین که اینطور قاطع میگین تخیالات ذهنش بوده??!!

پاسخ

comment

سرهنگ.جوکر.مکانیک.یه نفر

داداش گلم من وشما که خوب میدونیم این داستان زائیده ذهن شماست وفقط قصه هست پس خواهشأآخرش نگین کمکم کنیدوهرکی اطلاعات داره بگه وازینجور چیزها ...چون داستان قشنگت آخرش خراب میشه اجر کارت ضایع میشه درمجموع خوب بود....مرسی

پاسخ

کاربر عزیز در صورت عضویت می توانید دیدگاه خود را مطرح نمایید

منتشر شده توسط dictator ScaryLand
ساخت وب سایت در یک ثانیه با بلومیت!
به راحتی آن را شخصی سازی کنید
ورود

با عضویت در وبگاه از امکانات حرفه ای آن بهره مند شوید!

ثبت نام

16

Room 6

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

ziROOO

کیرم تو ناموس اونی کع دنبال ومپایره اسکل مشنگ دهنمونو جر دادی

Mobi666

سلام خوش اومدم:]

(:

😂

Zodiac kill

بس کنید دیگه خون آشام چیه ، شورشو دراوردید...تو سن بلوغ لطفا درگیر چیزی نشید و اینقد فیلم ومپایر نبینید ک اخرعاقبتش این بشه ک شما ی چیز بگید بقیه هم توهین کنن ، البته اینکه توهین میکنن احتمالا کار درستیه چون دیگه واقعا از دستتون عاصی شدن😐 یکیش همین ایلار😂

girin_of

سلام کسی داستان ترسناک داره ؟ برای یوتیوب میخوام !

Aylar5

سایت تبدیل به تیمارستان شده😐

Amir 118

سلومم

Amir 118

Amir 118

Amir 118

Amir 118

Amir 118

Amir 118

چطوری باید پیام بدم

Amir 118

Amir 118

منم تازه اومدم

Amir 118

سلاممممممممم

Amir 118

سلام

parsa_

AZOSAKOMAKI

کسی هست تبدیل شده باشه؟

Hasti

سلام مجدد

JAck Asparo

سلام

horror6

slm

هلیا

کسی نیست

هلیا

هلیا

سلام

ناشناس
IP: 5114

نیستی هستی

Room6 Supported By Foodforfox ChatRoom
پربازدید ترین ها
اتاق قرمز یا رد روم

اتاق قرمز یا رد روم اتاق قرمز  سایتی در دارک وب بوده که با پرداخت مبلغی وارد ان شده و بصورت زنده تکه تکه کردن انسان ها را مشاهده می نمایید در پشت اتاق های مرگ دارک نت چه می گ

فیلم ترسناک Hounds of Love 2016

از نقطه ضعف هایشان برای ایجاد شکافی میان آنها استفاده کند تا بتواند جان سالم بدر ببرد…  

کتاب ال عزازیل نوشته ابن جوهاش

کتاب ممنوعه! کتاب all-azazel کتاب 500 صفحه‌ای است که بطور کلی توسط موجودی ماورایی نوشته شده است! و حاوی نکات بسیاری درمورد این موجودات است! نام این کتاب "کتاب شیطان" است و در 500 بعداز می

فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما)

فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما) فیلم هزار پای انسانی The Human Centipede یکی از بدترین فیلم های تاریخ سینماست که در سال 2009 برای اولین بار ساخته شد اما به دلیل س?

داستان ترسناک یک حمام معمولی

داستان ترسناک یک حمام معمولی horror6: الان حدود چندساله درگیرم خیلی کارا کردم که بتونم فراموش کنم آزاد بشم که نشد فقط با کمک یه جنگیر تونستم اونارو از خودم دور کنم،همیشه فکرمیکردم

لیست فیلم های ممنوعه جهان

لیست فیلم های ممنوعه جهان این ژانر، ما را با ژرف ترین و تاریک ترین بُعد انسان آشنا می کند. جایی که همه ما امیدواریم هیچ وقت شاهد آن نبوده یا جزئی از آن نباشیم. از دید منتقدان، فیل

شعر نفرین شده جهنم تومینو

شعر نفرین شده جهنم تومینو جهنم تومینو شعری ژاپنی و نفرین شده که براساس افسانه ها اگر این شعر بلند خوانده شود سرنوشت بدی برای خواننده رقم خواهد زد. این شعر در یک کتاب 666 صفحه ای

راز عدد 241543903

?ت که توسط دیوید هورویتز، هنرمند شناخته شده نیویورکی ابداع شد داستان از این قرار که دیوید هوروتیز در سال 2009 یک تصویر از خود ، در سایت فلیکر (که سایت محبوب عکاس ها و عکس دوستانه است) منتشر کرد در این تصویر دیوید سر خود را داخل یخچال کرده بود و از کاربران خواست این کار را انجام دهند و عکس ها را  با عدد 241543903 تگ کنند (برچسب بزنند).   حال چرا این عدد؟جالب است بدانید این عدد به صورت شانسی از ترکیب شماره سریال روی یخچال و بارکد روی نودل مرغ یخ زده بدست آمده است ایده سر در یخچال زمانی به سر دیوید زد که یکی از دوستان وی بدلیل بیماری سر خود را  در داخل یخچال می برد تا کمی دردش تسکین یابد. جالبی این موضوع باعث شد که خیلی ها این کار را انجام دهند و عکس خود را با تگ این 241543903 در سایت منتشر کنند، و بدلیل این که برچسب یک معیار مهم برای گوگل است با  جستجو این عدد در گوگل یک گالری از افرادی با سر هایی در داخل یخچال بارگذاری می شود.  

چند طلسم تبدیل شدن ب خون اشام

ومپایر(خون اشام)??‍♂️ ام در افسانه‌ها و فرهنگ فولکلوریک مردم اروپا . آسیا و امریکا موجودی زنده‌است که شب‌ها از گور بیرون آمده و برای تغذیه خود از خون انسان ها مے‌

فیلمی از عروسک لولیتا

فیلمی از عروسک لولیتا o6: سلام حتما درباره عروسک های لولیتا چیز های زیادی شنیدید لولیتا به دخترانی میگویند که دست و پای آنها بریده می شه و دندانشان را می کشند و از آنها به عنوان ب?

سایت راز آلود و عجیبی به نام sentimentalcorp

سایت راز آلود و عجیبی به نام sentimentalcorp eMp: سایت شرکت احساسی sentimentalcorp یک وب سایت راز آلود است که توسط سرور خود در اسپانیا کنترل می شود این سایت متعلق به رندی پروزاک بوده و حالتی راز

خانه اجنه در کلاردشت

خانه اجنه در کلاردشت horror6: ویلای متروکه در کلاردشت که تمامی پنجره های آن با یکدیگر متفاوت هست و ساکنین می گویند که این خانه ارواح یک شبه ساخته شده است درب این ویلای متروکه در کلا?

مسترس و اسلیو چیست؟

مسترس و اسلیو چیست؟ میسترس (Mistress) كه مونث كلمه ی میستر (Mister) است به معنای ارباب یا الهه خانم به كار می رود. میسترش خانمی است كه تمایل به آزار و اذیت دیگر انسان ها و بخصوص مردان دارد

فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)

فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)   ژانر : ترسناک زمان : 70 دقیقه زبان : انگلیسی محصول : امریکا کارگردان : Eli Roth ستارگان : Jay Hernandez, Derek Richardson, Eythor Gudjonsson خلاصه دا

تئوری عجیب انیمیشن توپولو ها

تئوری عجیب انیمیشن توپولو ها انیمیشن توپولو ها (Teletubbies) مجموعه برنامه کودکی بود که در 120 کشور به نمایش درومد و به بیش از 45 زبان دوبله شد که در ایران با نام توپولوها شناخته میشه، ب?


# پربازدید های امروز
#کتاب ال عزازیل نوشته ابن جوهاش
#چند طلسم تبدیل شدن ب خون اشام
#داستان ترسناک زن افغان
#لیست فیلم های ممنوعه جهان
#نقد فیلم غیر متعارف سالو یا 120 روز در سودوم
مطالب مرتبط
دست قهوه ای

"کنان دویل", نویسنده ی مشهور انگلیسی, در ابتدا فلسفه ی الهی می آموخت و به آن باور داشت. سپس از طرفداران "معرفت الروح" شد. گرایش و اعتقاد وی به معرفت الروح حاصل آزمون ها...

داستان ترسناک دختر جنی

داستان ترسناک دختر جنی horror6: بسم الله الرحمان الرحیم سلام داستانی ک میخوام تعریف کنم حدودا ماله ۱۷ سال (یا کمی بیشتر) پیشه ک مربوط میشه به خواهرم و مادرم و چند نفر دیگه. من این داس...

داستان ترسناک شکارچی جن دره

داستان ترسناک شکارچی جن دره horror6: من شکارچی هستم ومعمولاشبهای زیادی توی کوهستانهای هولناک‌ودره های تاریک‌تنها میمونم .توی کوههای اطراف شهرما دوتا دره به نام جن دره ولا پریون ?...

هالای پوزان

یه روز زمستانی بعد از کلی خواهش و التماس از فرمانده گردان مرخصی چند روزه گرفتم و با خوشحالی به طرف خونه ، توی روستا حرکت کردم برای رفتن به روستا ابتدا رفتم ترمینال جنوب(خزانه) و ب...

داستان ترسناک خونه نامزد

من یه روز رفتم خونه نامزدم و شب اونجا موندم خونه نامزدم قدیمی بود شب موقع خواب دلهره عجیبی داشتم هیچ وقت زمانی میرفتم اونجا این حس رو نداشتم اما اون شب خیلی فرق داشت اون شب خواب د...

داستان الهام و موکل خوب

اسمم الهامه 29سالمه بچه روستا هستم تویکی ازروستاهای اردبیل نزدیک مشکین شهربزرگ شدم ممنون میشم ادمین جان وکاربران داستان منم بخونن من ازوقتی یادم میومد ذکرزیادمیگفتم موقه خواب ...

داستان ترسناک جوجه جوجه بخش دوم

مادر رو کرد به من. طرهای از موهای خرماییاش را از روی پیشانیاش کنار زد و گفت:» شاید به همین خاطر دیشب نتوانستی بخوابی. شاید به خاطر تمرین بسکتبال آرام و قرار نداشتهای.« شانها...

داستان ترسناک خانه وحشت

داستان ترسناک خانه وحشت ebon: من کارمند یه شرکت مهندسی بودم . فردی مجرد با کلی کار در شرکت مهندسی. خانه ایی داشتم تک مرتبه با مادرم در ان جا زندگی میکردم که بعد روزها مادرم دار فانی ...

برچسب
#داستان هزاد همکار
#داستان ترسناک هزاد همکار
#محتوا ترسناک
#هزاد همکار
#ترسناک
#غذا برای روباه
#foodforfox
دسته
داستان (محتوای خواندنی با ویژگی انتقال هیجان و ترس)
یوفو (فرا زمینی ها)
بازی (بازی هایی با محتوا ترسناک)
انیمیشن (انیمیشن هایی با محتوا ترسناک)
افراد (انسان های خاص)
حیوانات (جانداران ترسناک)
پرونده های ترسناک (جنایت های جهان)
مستند (مستند هایی با محتوا ترسناک)
جنگ و جنگ افزار ها (سلاح های مرگبار)
فضا (عجایب اسمان)
شیطان پرستی (موضوعاتی مرتبط با شیطان و شیاطین)
سریال (سریال هایی با محتوا ترسناک)
اسرار و رموز (جهان پنهان)
حوادث (رخداد های ترسناک)
کتاب (کتاب هایی با محتوا ترسناک)
جالب (مطالب جالب توجه)
مکان های ترسناک (اماکن عجیب)
ماورا الطبیعه (ارواح)
تسخیر شده گان (اجنه)
اطلاعات عمومی (دانستنیها)
شکنجه و بردگی (سلطه پذیر)
برنامه های کاربردی (نرم افزار ها)
تصاویر (تصویر های ترسناک)
فیلم (فیلم هایی با محتوا ترسناک)
عجیب (عجایب جهان)
ترسناک (اتفاقات ترسناک جهان)
اینترنت (هر موضوعی که با اینترنت مرتبط است)
وسایل نقلیه (هرگونه وسیله ساخت بشر که قادر به جا به جایی اجسام باشد)
خدا (موضوعاتی مرتبط با الهیات)
view:259
today: 0
تبلیغ