داستان روح کوچک

داستان روح کوچک

داستان روح کوچک

داستان روح کوچک

.من هم از همان دوران کودکی تا چند وقت پیش برایم اتفاقات عجیبی پیش اومده بود و تاکنون هم پیامدهای این اتفاقات تقریبا روی زندگی من تاثیراتی داشته به حدی که الان که یک خانم میانسالی هستم کماکان از تنها ماندن در خانه به شدت احساس ترس و وحشت میکنم و همیشه و در اکثره مواقع که هر وقت در خانه تنها میشم به خانه ی پدر مادر خودم میروم خلاصه خیلی وضعیت عجیبی دارم و در همین ابتدا هم بگم که این اولین داستان من برای این پیج زیبا و دوست داشتی هست و اگر عمری بود حتما داستانهای بعدیم رو با شما به اشتراک خواهم گذاشت چون تقریبا در تمام دوران با این تجربیات عجیب و قریب رو به رو بوده ام . اولین داستانم رو با دوران کودکی خودم شروع میکنم .


یادمه وقتی چهار یا پنج ساله بودم بعضی وقتا که تنهایی میرفتم اتاقم همیشه اونجا یک کودک تقریبا هم سن و سال خودم رو میدیدم که اکثرا روی تخت کوچیکم مینشت و با عروسکها و اسباب بازیهای متنوعی که داشتم مشغول به بازی بود اونموقع اصلا هیچ شناختی از این مسایل نداشتم و با فکر کودکانه ای که داشتم همیشه فکر میکردم اون خواهریا برادره من هست ویا اینکه یکی از بچه های اقوام یا فرزندان همسایه های ماست اون شبح به گونه ای بود

که هر بار با او دچار مشکلی میشدم مادرم با سرو صداها و جیغ و دادهایی که تو اتاق میکشیدم اصلا به من سر نمیزد و الان بعد از سالها به این موضوع فکر میکنم متوجه میشم که مادرم بدون شک اصلا صدای من رو نمیشنید چون هر بار بیرون از اتاق بودم با کوچکترین ناله ای مادرم به سوی من میدوید و آرومم میکرد یادمه رنگ صورت اون شبح ناشناس تقریبا به رنگ دیوار های اطراف اتاق که رنگی شیری بود داشت و لباسهایی به رنگ خاکستری روشن و موهاش هم دقیقا مثل موهای یکی از عروسکهایم بور و چشمانی خیلی سفید و روشن که هر بار با او به بحث و جدال میپرداختم چشمانش سیاه و کدر
میشد.
من اون کودک رو به عنوان همبازی خود برای مدتی پذیرفته بودم و هر بار که داخل اتاق یا خانه حتی برای مدت کوتاهی تنها میشدم اون رو در اطراف خود میدیدم و با اینکه هیچ وقت صدای صحبت کردن او رو نشنیده بودم مثل دو دوست با هم مشغول بازی و تفریح میشدیم . یک نکته ی جالب که بعد از مدتها حین تایپ داستانم به یاد اومد این بود که هر بار از اون شبح میپرسیدم خونتون کجاست بدون اینکه صحبتی کند فقط با دست به زیره تخت من اشاره میکرد

که یعنی خانه ی من زیره تخت اتاق توست جالبه هر بار وقتی حوصلم سر میرفت یا از چیزی توی خونه میترسیدم اون دوست دوران کودکی خودم رو میدیدم و هرگز یادم نمیاد اون شبح رو اون زمان توی بیرون یا خونه ی اقوامم دیده باشم .
این ماجراها و دیدن اون شبح یا روح یا جن و هر چیزه دیگه ای که بود تقریبا یکی دو سال به طول انجامید و وقتی که سال اول به مدرسه رفتم دیگه هیچ وقت اون رو ندیدم . جالبتر اینکه هرگز یادمم نمیومد اولین باری که اون شبح رو که دیدم چند ساله بودم یعنی از وقتی که میتونم خاطرات خردسالیم رو به یاد بیارم اون شبح با من بود .
وبعدها وقتی که بزرگتر شدم مادرم چیزهای عجیبتری رو برام تعریف کرد که خودم هرگز یادم نمیاد این کارها رو توی دوران خردسالیم و موقعی که خواب بودم انجام داده باشم .
مادرم تعریف میکرد و میگفت بعضی شبها بعد از نیمه شب از خواب بلند میشدم و به تنهایی در داخل انباری خانه و حیاط که بهتر بگم یک باغ متوسطی بود مشغول به بازی میشدم . مادرم میگفت اون دوران تو توی روز روشن هم جرات نمیکردی به داخل انباری و لابه لای درختان داخل حیاط بروی چه برسه نیمه های شب به بعد .

چند بار هم پدر و مادرم نیمه های شب با کلی ترس و استرس من رو داخل حیاط خانه و لابه لای درختان گرفته بودند و در حالی که اون لحظه من خواب بودم و خوابگردی میکردم من رو به داخل خانه میبردند و تعجب من وقتی بیشتر شد که گفت حتی دره خروجی خونه رو چند بار قفل کردیم و کلیدها رو مخفی کردیم و بدونه اینکه ما بفهمیم تو کلیدها رو پیدا میکردی و از خانه خارج میشدی و به باغ میرفتی و هر بار که ما بیدار میموندیم و تا مواظب تو باشیم هیچ وقت از خواب بلند نمیشدی و شبگردی نمیکردی تا اینکه پدر و مادرم من رو پیش متخصص برده بودند و با کمک کلی دارو تونسته بودن مانع خواب گردی
من بشن .
دوستای گلم اسم من موناست ممنون خاطره ی من رو خوندید ولی ماجراهای عجیبتر و ترسناکترم باقی مونده و امشب برای شروع باید این خاطرات دوران کودکی خودم رو براتون تعریف میکردم تا ادامه ی ماجراهام رو راحتر براتون بازگو کنم .


در آخر جا دارد از ادمین مجدا هم تشکر کنم چون واقعا بعد از خواندن داستانهای این پیج متوجه شدم که این اتفاقات فقط مختص من نبوده و دوستان دیگری هم با مشکلاتی که من باهاش روبرو بودم مواجه بودند . و دوستانی که خاطره ی من رو خوندن حتما در مورد خاطره ی من نظر بدید پیامهاتون رو از قسمت نظرات دنبال میکنم و این باعث میشه در تایپ و خاطره نویسی بعدی و اتفاقات پیش آمده ی من کیفیت بهتری داشته باشند
مرسی . یا حق
 

دیدگاه

comment

رضا

سلام. داستانت خیلی خوب بود. و تونست منو از ترس ارضا کنه. ممنونتم.

پاسخ

comment

راضیه

باحال بود

پاسخ

comment

مرجان

ممنون که تعریف کردین خیلی جالب بود . واقعا چه دنیای عجیبی داریم در حالیکه هیچی ازش نمیدونیم . تجربه شما خیلی قشنگ بود یاد قصه ها میوفتم . لطفا جریانات دیگتونو هم بگین .خخیلی ممنون . اینم بگم برای این مادرتون صداس فریاد شما رو نمیشنیده چون شما در واقع وارد بعد اون جن شده سده بودین یعنی شما در جهان موازی با خودمون بودین اون لحظه ولی متوجه نمیشدین اینو.

پاسخ

comment

جان سینا

من یک جای داستانت توفکررفتم.یعنی پدرومادرت درخونه قفل میکردن ولی بازم کلید پیدا میکردی.حالامن تعجب میکنم یعنی کلید نمیتونست توجیب خودبزاره که شایدمیخواستی برداری .پدرت حتما بیدارمیشد.که داری دست توجیبش میکنی بعد میتونست جلوت بگیره که بیرون نری.چراپدرت این کارنکرده.یاخودت ایجای داستان سرهم کردی.

پاسخ

comment

آیهان

واقعا لذت بردم از داستانت امید وارم ادامه داشته باشه.کسی که ایراد الکی میگیرم دنبال سرکوب خودش که هیچی از دنیا عایدش نشده.جواب اونی که میگه پدرت نمیتونسته جلوتر بگیره.؟

پاسخ

کاربر عزیز در صورت عضویت می توانید دیدگاه خود را مطرح نمایید

منتشر شده توسط dictator ScaryLand
ساخت وب سایت در یک ثانیه با بلومیت!
به راحتی آن را شخصی سازی کنید
ورود

با عضویت در وبگاه از امکانات حرفه ای آن بهره مند شوید!

ثبت نام

11

Room 6

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

ziROOO

کیرم تو ناموس اونی کع دنبال ومپایره اسکل مشنگ دهنمونو جر دادی

Mobi666

سلام خوش اومدم:]

(:

😂

Zodiac kill

بس کنید دیگه خون آشام چیه ، شورشو دراوردید...تو سن بلوغ لطفا درگیر چیزی نشید و اینقد فیلم ومپایر نبینید ک اخرعاقبتش این بشه ک شما ی چیز بگید بقیه هم توهین کنن ، البته اینکه توهین میکنن احتمالا کار درستیه چون دیگه واقعا از دستتون عاصی شدن😐 یکیش همین ایلار😂

girin_of

سلام کسی داستان ترسناک داره ؟ برای یوتیوب میخوام !

Aylar5

سایت تبدیل به تیمارستان شده😐

Amir 118

سلومم

Amir 118

Amir 118

Amir 118

Amir 118

Amir 118

Amir 118

چطوری باید پیام بدم

Amir 118

Amir 118

منم تازه اومدم

Amir 118

سلاممممممممم

Amir 118

سلام

parsa_

AZOSAKOMAKI

کسی هست تبدیل شده باشه؟

Hasti

سلام مجدد

JAck Asparo

سلام

horror6

slm

هلیا

کسی نیست

هلیا

هلیا

سلام

ناشناس
IP: 5114

نیستی هستی

Room6 Supported By Foodforfox ChatRoom
پربازدید ترین ها
اتاق قرمز یا رد روم

اتاق قرمز یا رد روم اتاق قرمز  سایتی در دارک وب بوده که با پرداخت مبلغی وارد ان شده و بصورت زنده تکه تکه کردن انسان ها را مشاهده می نمایید در پشت اتاق های مرگ دارک نت چه می گ

فیلم ترسناک Hounds of Love 2016

از نقطه ضعف هایشان برای ایجاد شکافی میان آنها استفاده کند تا بتواند جان سالم بدر ببرد…  

کتاب ال عزازیل نوشته ابن جوهاش

کتاب ممنوعه! کتاب all-azazel کتاب 500 صفحه‌ای است که بطور کلی توسط موجودی ماورایی نوشته شده است! و حاوی نکات بسیاری درمورد این موجودات است! نام این کتاب "کتاب شیطان" است و در 500 بعداز می

فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما)

فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما) فیلم هزار پای انسانی The Human Centipede یکی از بدترین فیلم های تاریخ سینماست که در سال 2009 برای اولین بار ساخته شد اما به دلیل س?

داستان ترسناک یک حمام معمولی

داستان ترسناک یک حمام معمولی horror6: الان حدود چندساله درگیرم خیلی کارا کردم که بتونم فراموش کنم آزاد بشم که نشد فقط با کمک یه جنگیر تونستم اونارو از خودم دور کنم،همیشه فکرمیکردم

لیست فیلم های ممنوعه جهان

لیست فیلم های ممنوعه جهان این ژانر، ما را با ژرف ترین و تاریک ترین بُعد انسان آشنا می کند. جایی که همه ما امیدواریم هیچ وقت شاهد آن نبوده یا جزئی از آن نباشیم. از دید منتقدان، فیل

شعر نفرین شده جهنم تومینو

شعر نفرین شده جهنم تومینو جهنم تومینو شعری ژاپنی و نفرین شده که براساس افسانه ها اگر این شعر بلند خوانده شود سرنوشت بدی برای خواننده رقم خواهد زد. این شعر در یک کتاب 666 صفحه ای

راز عدد 241543903

?ت که توسط دیوید هورویتز، هنرمند شناخته شده نیویورکی ابداع شد داستان از این قرار که دیوید هوروتیز در سال 2009 یک تصویر از خود ، در سایت فلیکر (که سایت محبوب عکاس ها و عکس دوستانه است) منتشر کرد در این تصویر دیوید سر خود را داخل یخچال کرده بود و از کاربران خواست این کار را انجام دهند و عکس ها را  با عدد 241543903 تگ کنند (برچسب بزنند).   حال چرا این عدد؟جالب است بدانید این عدد به صورت شانسی از ترکیب شماره سریال روی یخچال و بارکد روی نودل مرغ یخ زده بدست آمده است ایده سر در یخچال زمانی به سر دیوید زد که یکی از دوستان وی بدلیل بیماری سر خود را  در داخل یخچال می برد تا کمی دردش تسکین یابد. جالبی این موضوع باعث شد که خیلی ها این کار را انجام دهند و عکس خود را با تگ این 241543903 در سایت منتشر کنند، و بدلیل این که برچسب یک معیار مهم برای گوگل است با  جستجو این عدد در گوگل یک گالری از افرادی با سر هایی در داخل یخچال بارگذاری می شود.  

چند طلسم تبدیل شدن ب خون اشام

ومپایر(خون اشام)??‍♂️ ام در افسانه‌ها و فرهنگ فولکلوریک مردم اروپا . آسیا و امریکا موجودی زنده‌است که شب‌ها از گور بیرون آمده و برای تغذیه خود از خون انسان ها مے‌

فیلمی از عروسک لولیتا

فیلمی از عروسک لولیتا o6: سلام حتما درباره عروسک های لولیتا چیز های زیادی شنیدید لولیتا به دخترانی میگویند که دست و پای آنها بریده می شه و دندانشان را می کشند و از آنها به عنوان ب?

سایت راز آلود و عجیبی به نام sentimentalcorp

سایت راز آلود و عجیبی به نام sentimentalcorp eMp: سایت شرکت احساسی sentimentalcorp یک وب سایت راز آلود است که توسط سرور خود در اسپانیا کنترل می شود این سایت متعلق به رندی پروزاک بوده و حالتی راز

خانه اجنه در کلاردشت

خانه اجنه در کلاردشت horror6: ویلای متروکه در کلاردشت که تمامی پنجره های آن با یکدیگر متفاوت هست و ساکنین می گویند که این خانه ارواح یک شبه ساخته شده است درب این ویلای متروکه در کلا?

مسترس و اسلیو چیست؟

مسترس و اسلیو چیست؟ میسترس (Mistress) كه مونث كلمه ی میستر (Mister) است به معنای ارباب یا الهه خانم به كار می رود. میسترش خانمی است كه تمایل به آزار و اذیت دیگر انسان ها و بخصوص مردان دارد

فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)

فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)   ژانر : ترسناک زمان : 70 دقیقه زبان : انگلیسی محصول : امریکا کارگردان : Eli Roth ستارگان : Jay Hernandez, Derek Richardson, Eythor Gudjonsson خلاصه دا

تئوری عجیب انیمیشن توپولو ها

تئوری عجیب انیمیشن توپولو ها انیمیشن توپولو ها (Teletubbies) مجموعه برنامه کودکی بود که در 120 کشور به نمایش درومد و به بیش از 45 زبان دوبله شد که در ایران با نام توپولوها شناخته میشه، ب?


# پربازدید های امروز
#کتاب ال عزازیل نوشته ابن جوهاش
#چند طلسم تبدیل شدن ب خون اشام
#داستان ترسناک زن افغان
#لیست فیلم های ممنوعه جهان
#نقد فیلم غیر متعارف سالو یا 120 روز در سودوم
مطالب مرتبط
داستان ترسناک ستون کابوس

داستان ترسناک ستون کابوس horror6: سلام راستش من زیاد به جن و روح و تین چیزا اعتقاد ندارم فقط از تجربه ای که یک بار برام اتفاق افتاد میخوام بگم و با اینکه حدود ده سال گذشته ولی لحظه لح...

داستان ترسناک بختک

سلام و خسته نباشید ادمین برای من بارها اتفاقات عجیب واقعا ترسناکی موقع خواب پیش اومده که در مورد بختک یا فلج خواب هست من داستانم رو تعریف میکنم لطفا حتما داستانم رو داخل پیج قرا?...

داستان ترسناک تحقق خواب

وقتی دوازده سالم بود بخاطر تغییر محل شغل پدرم از تهران به شهرستان ابعلی رفتیممادرم منو مدرسه اونجا نام نویسی کرد و سه سال اونجا زندگی کردیم طی این سه سال در نیم سال دومین سالی که...

داستان ترسناک پیرمردی با رفتار عجیب

داستان ترسناک پیرمردی با رفتار عجیب horror6: زمانی ک من هشت سالم بود ینی حول حوش ۱۵ سال پیش تو خونه خودمون و هر سال نذری میدادیم تو همین خونه ک الانم داخلش هستیم هنوز....یک شب ک حدود س...

داستان ترسناک کابوس امامزاده

داستان ترسناک کابوس امامزاده horror6: خواب دیدم رفتم سمت یه روستایی که یه خونه بخرم ولی شبیه خرابه بود و فقط دیوار کشی بود که به صاحب ملک گفتم این بدرد نمیخوره و همش اصرار میکرد یکم...

داستان ترسناک کتری سیاه

داستان ترسناک کتری سیاه horror6: این داستان هم از زبان پیرمردی هستش که الان به علت کهولت سن زیاد قادر به راه رفتن نیست و در اتاقی از اتاق های خانه اش به همراه پسر کوچک و عروس و نوه ها...

جن در باغ ما

سلام دوستان من‌حمیدم واین داستانی که میخوام براتون بگم بدترین اتفاق زندگیمه و واقعیه حالاشایدباورکنین شایدهم نه. ماتوتعطیلات تابستون بودیم وطبق‌معمول به روستای مادریم...

داستان ترسناک باغ متروکه

داستان ترسناک باغ متروکه horror6: سلام این داستان از طرف پدر و مادرم تعریف میکنم که برای دفن یکی از دوستان به یکی از روستاههای اطراف مشهد رفته بودند که کنار قبرستونم یک باغ متروکه ب...

برچسب
#داستان ترسناک روح کوچک
#روح کوچک
#محتوا ترسناک
#سایت ترسناک
#ترسناک
#غذا برای روباه
#foodforfox
دسته
داستان (محتوای خواندنی با ویژگی انتقال هیجان و ترس)
یوفو (فرا زمینی ها)
بازی (بازی هایی با محتوا ترسناک)
انیمیشن (انیمیشن هایی با محتوا ترسناک)
افراد (انسان های خاص)
حیوانات (جانداران ترسناک)
پرونده های ترسناک (جنایت های جهان)
مستند (مستند هایی با محتوا ترسناک)
جنگ و جنگ افزار ها (سلاح های مرگبار)
فضا (عجایب اسمان)
شیطان پرستی (موضوعاتی مرتبط با شیطان و شیاطین)
سریال (سریال هایی با محتوا ترسناک)
اسرار و رموز (جهان پنهان)
حوادث (رخداد های ترسناک)
کتاب (کتاب هایی با محتوا ترسناک)
جالب (مطالب جالب توجه)
مکان های ترسناک (اماکن عجیب)
ماورا الطبیعه (ارواح)
تسخیر شده گان (اجنه)
اطلاعات عمومی (دانستنیها)
شکنجه و بردگی (سلطه پذیر)
برنامه های کاربردی (نرم افزار ها)
تصاویر (تصویر های ترسناک)
فیلم (فیلم هایی با محتوا ترسناک)
عجیب (عجایب جهان)
ترسناک (اتفاقات ترسناک جهان)
اینترنت (هر موضوعی که با اینترنت مرتبط است)
وسایل نقلیه (هرگونه وسیله ساخت بشر که قادر به جا به جایی اجسام باشد)
خدا (موضوعاتی مرتبط با الهیات)
view:264
today: 0
تبلیغ