داستان ترسناک شب منحوس خوابگاه

داستان ترسناک شب منحوس خوابگاه

داستان ترسناک شب منحوس خوابگاه

داستان ترسناک شب منحوس خوابگاه

سلام این داستان مربوط به نه سال پیشه من تازه یک شهره دیگه دانشجو شده بودم و ترم یکی بودم یک شب یکی از دوستای هم خونه ایم امده بود خونمون ساعت دو شب بود و این اقا یکدفعه گفت بیا جن احضار کنیم که همخونه اییم یکدفعه عصبی شد و سرش داد زد گفت نه من تعجب کردم گفتم بلدی گفت اره قبلا با این همخونه اییت و چند نفر دیگه این کارو کردم واسه همین الان میترسه من تو دلم گفتم اینا با هم دست به یکی کردن منو بترسونن واسه همین خودمو زدم به اون راه سوژه نشم اون شب پنج نفر بودیم سه تا همخونه ایی با دو نفر مهمون اما فقط یکی از مهمونا که خودش اینکاره بود و یک همخونه اییم تجربه اینکار رو تو این جمع داشتن...بعد این صحبتها اون دونفر دیگه شروع کردن به اصرار که اقا اینکارو انجام بدیم خلاصه اون همخونه ایی بدبختتم هم قبول کرد .کسی که احضار کننده بود برین بالشت پتوهاتونو از اتاق بیارین چون بعد احضار جرات نمیکنین تو اتاق برین و همه برقای خونه رو خاموش کردیم اینم بگم خونه ما طبقه سوم و بالا سرمون پشت بوم بود بعد ما گوشه حال کنار شومینه جمع شده بودیم خودش یک صندلی برداشت رفت روبروی اشپزخونه نشست و گفت این احضار چهار مرحله داره و من هر مرحله رو رد کنم اونا با یک نشونه ایی احضار وجود میکنن و شما اگه ازتون سوال کردم باید باید قبول کنین برین مرحله بعد اگه یکی نخواد نمیرم و هر مرحله ایی که برین قدرتشون بیشتر میشه و مرحله چهار برین میتونن فیزیکی اذیت کنن به عهده خودتونه بعد شروع کرد همه جا سکوت بود که دیدیم بعد چند ثانیه از اشپزخونه یک صدای عجیبی به مدت پانزده ثانیه که به شدت بلند بود اومد اگه بخوام صداشو واستون توصیف کنم صدای ویبره موبایلتونو هزار برابر کنین واقعا بلند و جو وحشتناکی بود.

من به شخصه قفل کردم بعد گفت برم مرحله بعد همه گفتن برو منم نخواستم کم بیارم گفتم برو دوباره بعد چند ثانیه همین صدا اومد اما بیشتر طول کشید...بعد گفت برم مرحله سه گفتن برو منم مغرور گفتم برو که این دفعه یک دقیقه طول کشید ولم نمیکرد منو دو نفر دیگر ایندفعه دیگه کم اوردیم گفتیم همینجا بسه دیگه مرحله بعد نرفت هنوز یک دقیقه نشده بود که یهو دیدیم صداهه شروع شد و قطع هم نمیشد و تا سه ساعت این صدا ادامه داشت پس هر چی از اتفاقایی که تعریف میکنم بدونین این صدا پای ثابت بود و قطع و وصل میشد بعدها تحقیق کردم فهمیدم فرکانس صدای جن با انسان فرق میکنه به خاطر همینه ما صداشونو اینطوری میشنویم و این تو خونه داشتن با هم صحبت میکردن باز خوبه اون موقع اینارو نمیدونستم به هر حال دوستمون بلند شد از رو صندلی اومد کنارمون نشست صداهه همین طوری تکرار میشد لامپا خاموش بود و فقط نور ماه بود که یهو دیدیم یکی سه بار به در خونه زد با ریتم خاصی واقعا ریتمش خاص بود باید میبودین تا میفهمیدین چی میگم اونایی که تجربشو دارن میفهمن جو وحشتناک سنگین میشه نمیشه توضیح داد.


دوباره بعد چند ثانیه دیدیم یکی داره با همون ریتم خاص سه بار به در میزنه خیلی خوفناک بود حال هممون بد شده بود چند دقیقه گذشت دیدیم چند نفر دارن رو سقف قدم میزنن صدای گم گم پاشون میومد یهو دیدیم دارن بدو بدو میکنن انگار فوتبال بازی کنن جالبه با اون صدای وحشتناک و این گم گم خوفناک منتظر بودم یک همسایه بیاد اما هیچکسم نیومد چند دقیقه ادامه داشت قطع شد یهو دیدیم دیگه کسی بالای سقف راه نمیره قشنگ دیدیم تو خونه دارن کنارمون راه میرن من متوجه شدم رو دیوارم راه میرن من قشنگ میفهمیدم یکی داره کنارم راه میره و پاهاشم محکم میکوبه راستشو بخواین اون لحظه جوری ترسیده بودم دوست داشتم بمیرم و فقط از اون قضیه راحت بشم بعد چند دقیقه راه رفتن دیدم خبری نشد.

ازشون و دوباره فقط اون صداهه تنها موند یکی از دوستان پیشنهاد داد لامپارو روشن کنیم که همه قبول کردیم اما هیچکس جراتشو نداشت بلاخره کسی که احضار کرده بود جرات به خرج داد و یک لامپ حالو روشن کرد لامپ که روشن شد همه رنگا پریده لبا سفید برقا روششن بود و ما سیگار میکشیدیم و اون صدا هی تکرار میشد روحیمون بهتر بود من گفتم کی میرن احضار کننده گفت تااذون صبح یک ساع تو نیم باقی مانده بود با جو سنگین که یهو یکی از بچه ها گفت اقا اگه برقارو خاموش کنیم بخوابیم اینا خودشون میرن که من از حرفش تعجب کردم و با دونفر دیگه مخالف بودیم اما یکی دیگه هم این حرفو زد بعد چند دقیقه دو نفر دیگه هم قبول کردن و من تعجب کردم بازم مخالف بودم جالبه بدونین منم به عنوان اخرین نفر قبول کردم تازه بعد این ماجرا بود فهمیدم؟اجنه راحت میتونه رو مغزت کار کنه و چیزی که میخوادو انجام بدین قشنگ معلوم بود رومون کار کردن تا برقو خاموش کنیم

اونا این کارو کردن تا با خاموشیه برق قدرت و حرکاتشونم بیشتر کنن که تونستن ما برای اینکه چه کسی از اون اخر بخوابه قرعه کشی کردیم اما طرف قبول نکرد بازم احضار کننده نفر اخر خوابید البته حقش بود بعد برقارو خاموش کردیم همه رفتیم زیر پتو صدا که پا ثابت بود که یهو دیدیم صدایی از اشپزخونه اومد ما یک قندون فلزی داشتیم توش قند بود رو سرامیک اشپزخونه کشیده میشد و قندا توشم تکون میخوردن همه از ترس کله هامونم کردیم زیر پتو قندون هم چنان با صدای قنداش از اشپزخونه اومدم زیر پامون تو حال اگه امتحان کنیین میفهمین چجوری متوجه حرکتش میشدیم بعد چند دقیقه زیر پامون تکون خورد و دیگه صدایی نیومد من یک چشممو از زیر پتو دادم بیرون پشت به اشپز خونه دوستمو میدیدم یهو دیدم این احمق کلشو کامل از زیر پتو در اورد و اشپزخونه رو نگاه کرد یهو دیدم چشاش گرد شد بعد با خودش گفت خدایا من چی دیدم این چی بود چه چشای سفیدی داشت منم داشتم اینو نگاه میکردم قفلی زدم این نشست شروع کرد به زدن خودش تو سرش این کلماتو تکرار میکرد گریه میکرد

بچها میگفتن چی شده منم گفتم فک کنم چیزی دیده اینقدر گریه کرد زد تو سر خودش از حال رفت به بچه ها گفتم این غش کرد دیگه مجبور شدن پتو رو زدن کنار امدن بالا سرش ماساژش دادن همه پشتمون به سمت پایین حال و اشپزخونه بود من قندونو زیر پامون دیدم که از اشپزخونه اوده بود همه میلرزیدیم و من کماکان ارزوی مرگمو داشتم که دوباره تصمیم گرفتیم برقو روشن کنیم دوباره احضار کننده بلند شد برقارو روشن کنه اما اینبار هر چی زد روشن نمیشد ده بار امتحان کرد بقیه لامپارم امتحان کردیم نشد ایندفعه نذاشتن برقا رو شن بشه واقعا وحشتناک بود دوستمون تازه به هوش امده بود ما بد جور ترسیده بودیم که یهو دیدیم یک نور سفید بالای سقف خونه پرواز میکنه میره ته حال میاد بالاسرمون میرف میومد واقعا عجیب بود و ترسناک یهو جلوی چشممون غیب زد وارد دنیای ترسناکی شده بودیم دیگه هیچ حرکتی نزدن یک ربع بعدشم صدایی که بیست وچهار ساعته میو مد قطع شد بعد چند دقیقه لامپارو زدیم روشن شد و خوشحال شدیم رفته بودند ...اما این پایان کار نبود و ما دفعه بعدش با نه نفر وارد مرحله چهار شدیم که ما رو فیزیکی اذیت کردن که دیگه هیچوقت سمتش نرفتیم

دیدگاه

comment

راضیه

فکرش هم ترسناکه

پاسخ

comment

ناشناس

تا شما باشین از این غلطا نکنین

پاسخ

comment
ناشناس

لایک با لایک تا شما باشین خیلی خیلی ببخشید از گوه ها نخورین



comment

ناشناس

ژوووون

پاسخ

comment

ناشناس

خیلی باحال بود

پاسخ

کاربر عزیز در صورت عضویت می توانید دیدگاه خود را مطرح نمایید

منتشر شده توسط dictator horror6
ساخت وب سایت در یک ثانیه با بلومیت!
به راحتی آن را شخصی سازی کنید
ورود

با عضویت در وبگاه از امکانات حرفه ای آن بهره مند شوید!

ثبت نام

14

Room 6

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

Amin-Mehdipour

ziROOO

کیرم تو ناموس اونی کع دنبال ومپایره اسکل مشنگ دهنمونو جر دادی

Mobi666

سلام خوش اومدم:]

(:

😂

Zodiac kill

بس کنید دیگه خون آشام چیه ، شورشو دراوردید...تو سن بلوغ لطفا درگیر چیزی نشید و اینقد فیلم ومپایر نبینید ک اخرعاقبتش این بشه ک شما ی چیز بگید بقیه هم توهین کنن ، البته اینکه توهین میکنن احتمالا کار درستیه چون دیگه واقعا از دستتون عاصی شدن😐 یکیش همین ایلار😂

girin_of

سلام کسی داستان ترسناک داره ؟ برای یوتیوب میخوام !

Aylar5

سایت تبدیل به تیمارستان شده😐

Amir 118

سلومم

Amir 118

Amir 118

Amir 118

Amir 118

Amir 118

Amir 118

چطوری باید پیام بدم

Amir 118

Amir 118

منم تازه اومدم

Amir 118

سلاممممممممم

Amir 118

سلام

parsa_

AZOSAKOMAKI

کسی هست تبدیل شده باشه؟

Hasti

سلام مجدد

JAck Asparo

سلام

horror6

slm

هلیا

کسی نیست

هلیا

هلیا

سلام

ناشناس
IP: 5114

نیستی هستی

Room6 Supported By Foodforfox ChatRoom
پربازدید ترین ها
اتاق قرمز یا رد روم

اتاق قرمز یا رد روم اتاق قرمز  سایتی در دارک وب بوده که با پرداخت مبلغی وارد ان شده و بصورت زنده تکه تکه کردن انسان ها را مشاهده می نمایید در پشت اتاق های مرگ دارک نت چه می گ

فیلم ترسناک Hounds of Love 2016

از نقطه ضعف هایشان برای ایجاد شکافی میان آنها استفاده کند تا بتواند جان سالم بدر ببرد…  

کتاب ال عزازیل نوشته ابن جوهاش

کتاب ممنوعه! کتاب all-azazel کتاب 500 صفحه‌ای است که بطور کلی توسط موجودی ماورایی نوشته شده است! و حاوی نکات بسیاری درمورد این موجودات است! نام این کتاب "کتاب شیطان" است و در 500 بعداز می

فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما)

فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما) فیلم هزار پای انسانی The Human Centipede یکی از بدترین فیلم های تاریخ سینماست که در سال 2009 برای اولین بار ساخته شد اما به دلیل س?

داستان ترسناک یک حمام معمولی

داستان ترسناک یک حمام معمولی horror6: الان حدود چندساله درگیرم خیلی کارا کردم که بتونم فراموش کنم آزاد بشم که نشد فقط با کمک یه جنگیر تونستم اونارو از خودم دور کنم،همیشه فکرمیکردم

لیست فیلم های ممنوعه جهان

لیست فیلم های ممنوعه جهان این ژانر، ما را با ژرف ترین و تاریک ترین بُعد انسان آشنا می کند. جایی که همه ما امیدواریم هیچ وقت شاهد آن نبوده یا جزئی از آن نباشیم. از دید منتقدان، فیل

شعر نفرین شده جهنم تومینو

شعر نفرین شده جهنم تومینو جهنم تومینو شعری ژاپنی و نفرین شده که براساس افسانه ها اگر این شعر بلند خوانده شود سرنوشت بدی برای خواننده رقم خواهد زد. این شعر در یک کتاب 666 صفحه ای

راز عدد 241543903

?ت که توسط دیوید هورویتز، هنرمند شناخته شده نیویورکی ابداع شد داستان از این قرار که دیوید هوروتیز در سال 2009 یک تصویر از خود ، در سایت فلیکر (که سایت محبوب عکاس ها و عکس دوستانه است) منتشر کرد در این تصویر دیوید سر خود را داخل یخچال کرده بود و از کاربران خواست این کار را انجام دهند و عکس ها را  با عدد 241543903 تگ کنند (برچسب بزنند).   حال چرا این عدد؟جالب است بدانید این عدد به صورت شانسی از ترکیب شماره سریال روی یخچال و بارکد روی نودل مرغ یخ زده بدست آمده است ایده سر در یخچال زمانی به سر دیوید زد که یکی از دوستان وی بدلیل بیماری سر خود را  در داخل یخچال می برد تا کمی دردش تسکین یابد. جالبی این موضوع باعث شد که خیلی ها این کار را انجام دهند و عکس خود را با تگ این 241543903 در سایت منتشر کنند، و بدلیل این که برچسب یک معیار مهم برای گوگل است با  جستجو این عدد در گوگل یک گالری از افرادی با سر هایی در داخل یخچال بارگذاری می شود.  

چند طلسم تبدیل شدن ب خون اشام

ومپایر(خون اشام)??‍♂️ ام در افسانه‌ها و فرهنگ فولکلوریک مردم اروپا . آسیا و امریکا موجودی زنده‌است که شب‌ها از گور بیرون آمده و برای تغذیه خود از خون انسان ها مے‌

فیلمی از عروسک لولیتا

فیلمی از عروسک لولیتا o6: سلام حتما درباره عروسک های لولیتا چیز های زیادی شنیدید لولیتا به دخترانی میگویند که دست و پای آنها بریده می شه و دندانشان را می کشند و از آنها به عنوان ب?

سایت راز آلود و عجیبی به نام sentimentalcorp

سایت راز آلود و عجیبی به نام sentimentalcorp eMp: سایت شرکت احساسی sentimentalcorp یک وب سایت راز آلود است که توسط سرور خود در اسپانیا کنترل می شود این سایت متعلق به رندی پروزاک بوده و حالتی راز

خانه اجنه در کلاردشت

خانه اجنه در کلاردشت horror6: ویلای متروکه در کلاردشت که تمامی پنجره های آن با یکدیگر متفاوت هست و ساکنین می گویند که این خانه ارواح یک شبه ساخته شده است درب این ویلای متروکه در کلا?

مسترس و اسلیو چیست؟

مسترس و اسلیو چیست؟ میسترس (Mistress) كه مونث كلمه ی میستر (Mister) است به معنای ارباب یا الهه خانم به كار می رود. میسترش خانمی است كه تمایل به آزار و اذیت دیگر انسان ها و بخصوص مردان دارد

فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)

فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)   ژانر : ترسناک زمان : 70 دقیقه زبان : انگلیسی محصول : امریکا کارگردان : Eli Roth ستارگان : Jay Hernandez, Derek Richardson, Eythor Gudjonsson خلاصه دا

تئوری عجیب انیمیشن توپولو ها

تئوری عجیب انیمیشن توپولو ها انیمیشن توپولو ها (Teletubbies) مجموعه برنامه کودکی بود که در 120 کشور به نمایش درومد و به بیش از 45 زبان دوبله شد که در ایران با نام توپولوها شناخته میشه، ب?


# پربازدید های امروز
#کتاب ال عزازیل نوشته ابن جوهاش
#چند طلسم تبدیل شدن ب خون اشام
#داستان ترسناک زن افغان
#لیست فیلم های ممنوعه جهان
#نقد فیلم غیر متعارف سالو یا 120 روز در سودوم
مطالب مرتبط
داستان ترسناک بی خوابی

داستان ترسناک بی خوابی horror6: همه چی از یه خواب شروع شد یه خواب خیلی قشنگ خواب دیدم توی جای خیلی سرسبزم و جلوی یک خانوم بسیار زیبایی که روی یک تخت نشسته زانو زدم و دستشو گرفتم و اون...

داستان ترسناک مادر بزرگ و اجنه

راستش من الان سی سالمه و این داستان برمیگرده ب سال اول دبیرستانم(۱۴_۱۵) سالگی.خونه داییم با مادربزرگم به هم زندگی میکردن ،توی یه خونه قدیمی ،اون موقع ها من با دخترداییم خیلی صمیم...

داستان جنی در بیابان

داستان جنی در بیابان این ویدیو چند ساله پیش در بیابان های کشور عراق گرفته شد و در ویدیو یک فرد با ردای سفید (که بنظر مونث است) رو مشاهده می کنیم که با عصا در حال حرکت به سمت خودرو ا...

داستان اتاق های خالی و بزرگ

وقتی بچه بودم، به یه خونه ی عجیب غریب نقل مکان کردیم؛ یه خونه ی دوطبقه با اتاقهای خالی و بزرگ.پدر و مادرم هر دو کار میکردن بنابراین من وقتی از مدرسه برمیگشتم، اغلب تنها بودم. ن...

داستان ترسناک روستای میرجن

داستان ترسناک روستای میرجن horror6: راستیتش من یه رفیق دارم اسمش رضاس هی سر و کارش با مسائل ماوراییه و کلا دنبال ایجنور چیزاس ، یه روز به من گفت :ممد تو با مسائل الکترودی طبیعی آشنا?...

داستان ترسناک باغ همسایه

مانمیدونم اتفاقی که برای همسایه و ما اتفاق افتاده بود رو از کجا شروع کنم پدرم حود ده سال پیش یک ویلایی توی جاده چالوس خریداری میکنه تقریبا قبل از سد کرج بود اونهایی که به اون من...

داستان ترسناک زیارت اهل قبور

داستان ترسناک زیارت اهل قبور horror6: ما ی عده از رفقا شبهای ماه رمضون تا سحر میرفتیم قبرستون روستا مینشستیم ،از دعا و خوندن و تعریف کردن.(قبل از داستان باید بگم روستای ما دوتا قبرس...

داستان ترسناک غار متروک

داستان ترسناک غار متروک horror6: شهرستان بجنورد روستای حصار شیرعلی سی سال پیش، محمد علی تصمیم خودش را گرفته بود و می خواست به هر شکلی که شده صندوقچه را بدست بیاورد و این موضوع را با...

برچسب
# شب منحوس خوابگاه
#داستان شب منحوس خوابگاه
#محتوا ترسناک
#سایت ترسناک
#ترسناک
#غذا برای روباه
#foodforfox
دسته
داستان (محتوای خواندنی با ویژگی انتقال هیجان و ترس)
یوفو (فرا زمینی ها)
بازی (بازی هایی با محتوا ترسناک)
انیمیشن (انیمیشن هایی با محتوا ترسناک)
افراد (انسان های خاص)
حیوانات (جانداران ترسناک)
پرونده های ترسناک (جنایت های جهان)
مستند (مستند هایی با محتوا ترسناک)
جنگ و جنگ افزار ها (سلاح های مرگبار)
فضا (عجایب اسمان)
شیطان پرستی (موضوعاتی مرتبط با شیطان و شیاطین)
سریال (سریال هایی با محتوا ترسناک)
اسرار و رموز (جهان پنهان)
حوادث (رخداد های ترسناک)
کتاب (کتاب هایی با محتوا ترسناک)
جالب (مطالب جالب توجه)
مکان های ترسناک (اماکن عجیب)
ماورا الطبیعه (ارواح)
تسخیر شده گان (اجنه)
اطلاعات عمومی (دانستنیها)
شکنجه و بردگی (سلطه پذیر)
برنامه های کاربردی (نرم افزار ها)
تصاویر (تصویر های ترسناک)
فیلم (فیلم هایی با محتوا ترسناک)
عجیب (عجایب جهان)
ترسناک (اتفاقات ترسناک جهان)
اینترنت (هر موضوعی که با اینترنت مرتبط است)
وسایل نقلیه (هرگونه وسیله ساخت بشر که قادر به جا به جایی اجسام باشد)
خدا (موضوعاتی مرتبط با الهیات)
view:715
today: 0
تبلیغ