داستان ترسناک تجربه کودکی

داستان ترسناک تجربه کودکی

داستان ترسناک تجربه کودکی
date: 2020-04-11 19:23:06
  • view: 240 today: 0
  • داستان ترسناک تجربه کودکی

    سلام و خسته نباشید به همه ی دوستان عزیز من چند روزی هست که داستانهای شما رو دنبال میکنم تقریبا کل داستانها و خاطرات شما رو دنبال کردم واقعا همه داستانها زیبا بودن من که از خواندنشون لذت بردم امروز قصد دارم یکی از خاطراتی که در دوران کودکی که اونموقع نه یا ده سالم بود برای من و پسر عموم که اون اونموقع شش سالش بود اتفاق افتاده رو تعریف کنم .
    تا اونجایی که یادم میاد اون سالها وقتی تعطیلات وسط هفته و چه تعطیلات نوروز و تعطیلات تابستانی میشد همگی اقوام جمع میشدند و به خانه ی مادر بزرگ پدریم میرفتند و ما بچه ها هم هر روز لحظه شماری میکردیم که تعطیلاتی چیزی پیش بیاد و به خانه ی مادر بزرگ که یک خانه ی روستایی بسیار بزرگ در نزدیکی شهر کرمانشاه بود برویم و در انجا به همراه پسر عموها و دختر عموها از طبیعت و بازیهای محلی و سایر سرگرمی ها که در شهر وجود نداشت لذت ببریم در یکی از سفرها که در تعطیلات نوروزی چند روزی رو به همراه سایر عمو و عمه هامون میهمان مادر بزرگ بودیم من به همراه سایر پسر عموها و دیگران در حال بازی در حیاط بودیم که مادر بزرگم اسم منو صدا کرد و بهم گفت محمد جان برو داخل طویله و یک مقدار کاه برای گوساله و گوسفندها بریز من هم چون از غذا دادن به حیوانات خیلی لذت میبردم سریع قبول کردم و به پسر عمو سینا که شش سال بیشتر سن نداشت گفتم تو هم بیا کمک کن اون هم به همراه من اومد .
    درب طویله که یک درب چوبی بزرگ بود رو باز کردم وقتی وارد انجا شدم چشم چشم رو نمیدید و اونموقع طویله لامپ نداشت یک طویله ی نسبتا بزرگی بود که داخلش نزدیک به هفت راس گوسفند و دو راس بز و یک گاوه شیر ده و دو گوساله در آنجا نگهداری میشد درب طویله رو تا اخر باز کردم تا کمی نور داخل طویله رو روشن کنه و بعد به سینا گفتم بیا کمک کن یک بسته کاه رو بین حیوانات تقسیم کنیم و اون هم کمک کرد و وقتی کاه رو به نزدیک حیوانات میبردم سینا از من فاصله گرفت و رفت جلوی درب ورودی ایستاد و بهم نگاه کرد صداش کردم سینا بیا تو هم به گوسفندها و بزها علف بده ولی سینا مدام میگفت من از پا بزی میترسم من که گمان میبردم منظورش به گوسفندها و بزها ست با لبخندی دست و پاهای بزهارو میکشیدم و به سینا میگفتم نگاه کن پا بزی ها ترس ندارن بعد از اینکه به همه ی حیوانات علوفه دادم به طرف درب خروجی رفتم و به همراه سینا از طویله خارج شدیم موقع خارج شدن به سینا گفتم تو که از گوسفندها نمیترسیدی چطور شد نیومدی بهشون علوفه بدی جوابی که از سینا شنیدم خیلی من رو به فکر برد چون گفت پا بزی پشت سرت ایستاده بود و همش بهت میخندید و همش دندونهای تیزش رو به من نشون میداد .
    من که کلا گیج شده بودم زیاد جدی نگرفتم چون خودم آنموقع زیاد سن و سالی نداشتم ودر این موارد اطلاعات ضعیفی داشتم متوجه منظورش نشدم و رفتم با سایر پسر عموهام مشغول بازی شدم .
    بعد از بازی شب رو رفتم خوابیدم و صبح که از خواب بیدار شدم اصلا حال خوشی نداشتم و به سختی مریض شده بودم یادم میاد سر درد شدیدی گرفته بودم و سرگیجه ی عجیبی گرفته بودم مادرم من رو اونروز به درمانگاه شهر برد و بعد به خانه مادر بزرگ برگشتیم و بناچار من دو روز توی بستر افتادم بعد از دو روز کم کم حالم بهتر شد و بخاطر شرایطی آب و هوا که اونموقع از سال برف شدیدی میبارید و شرایطی که من داشتم در حال بازی در اتاقهای خانه شدیم بازی ما هم قایم باشک بود یکی ازبچه ها چشم گذاشته بود و ما بچه ها هم بدنبال محل مناسبی برای مخفی شدن رفتیم من یک اتاقی که اونموقع بعنوان انباری ازش استفاده میشد رو انتخاب کردم و خودم رو رسوندم به اون اتاق و زیره یک میزه چوبی رفتم و زیره میز دراز کشیدم و منتظره این بودم که در زمان مناسب از زیره میز بیرون بیام چند لحظه کوتاه زیره میز بودم که حرکتی از گوشه ی اتاق توجهم رو جلب کرد سرم رو برگردندم و توی تاریکی دو پای عجیب که کاملا شبیه به پاهای بزها و گوسفندها بود رو دیدم که در حال نزدیک شدن به تخت بودصدای راه رفتن اون موجود کاملا شبیه راه رفتن اسب بود جرات نمیکردم سرم رو بیرون ببرم و تمام اون موجود رو ببینم همینطور زول زده بودم بهش که دیدم چند قدم نزدیکتر شد و به محض اینکه توی روشنایی بیشتری قرار گرفت ناخودآگاه جیغ بلندی شدیم و نفهمیدم کی از اون اتاق خارج شدم و خودم رو پیش بزرگترها رسوندم و کناره اونها از حال رفتم نمیدونم چقدر طول کشید چشمام رو باز کردم همه دوره من جمع شده بودن و از من سوال میکردن چه اتفاقی برات افتاد و من هم ماجرا رو تعریف کردم و دیدم همه سکوت عجیبی کردند و هر کسی برای آروم کردنم چیزی میگفت .
    روز بعد از این اتفاق دوباره سخت مریض شدم و اینار حالم خیلی بدتر از قبل که بیمار بودم شد و تقریبا چهار پنج روز قادر به هیچ کاری نبودم . بعد از چند ماه پسر عمو سینا رو که دیدم ازش سوال کردم و منظورش رو در مورد پا بزی ازش پرسیدم که اون هم در جواب گفت اون دو تا پا داشت و ناخونهای بلند و دندونهای خیلی تیزی داشت بعد از شنیدن این صحبتها تازه متوجه شدم که اون روز چه موجودی دیده بود و هرچی که دیده بود حیوانات طویله نبودند.
    امیدوارم از خاطره ای که براتون تعریف کردم خوشتون اومده باشه ممنون که خوندید تمام

    ایجاد مقاله
    گزارش

    شما عضو وبگاه نیستید!

    دیدگاه

    comment

    R

    عالی بود

    پاسخ

    ارسال شد


    شما عضو وبگاه نیستید!

    comment

    مرجان

    کاش میپرسیدی چهره و قیافش چطوری بودآ؟

    پاسخ

    ارسال شد


    شما عضو وبگاه نیستید!

    ارسال شد

    Confirmed By admin Amin-Mehdipour
    Login

    با عضویت در وبگاه از امکانات حرفه ای آن بهره مند شوید!

    ثبت نام

    16

    Room 6

    TINA

    سروشا هلاک شد

    TINA

    سروشااااااااااا

    Soorousha

    تینااااا

    Sabet

    بسه دیگه اینجا رو سیاسی نکنیم 😂😂😂

    Sabet

    چون این فرمایشاتش واسه مردها بود نع زندها😂😂

    Sabet

    بعد این همه استادیوم ومیدون بزرگ ازادی .یارو مستقیم میره بهشت زهرا

    Sabet

    اب وبرق و وحمل نقل مجانی که مردها لازم ندارن 😂 واقعا نفهمیدین

    Sabet

    درضمن خمینی به هر حرفی ک زده عمل مرده

    Sabet

    خدا کنه یه جرقه ایی بشه ،تا ما حداقل حقوق اولیه امون برسیم

    Sabet

    سلام، اگه این وضعیت ادامه دار بشه وبدتر هم بشه ،ملت داغون میشن

    Soorousha

    Tinaaaaaa

    Horror Book

    😁

    Yoha

    ایران اگه تا چند ساله دیگه همینجوری بشه مردم از قحطی میمیرن

    Yoha

    اون موقعی حجاب آزاد بود هر کی میخواست داشت هر کی که دوست نداش نمیپوشید

    Yoha

    😂😂😂

    Yoha

    روحانی میگه الان ما از همه نظر با آلمان یکی هستیم

    Yoha

    بعد یک عده نفهم میگن جانم فدای رهبر

    Yoha

    مردمی که رو گاز خوابیدن دارن از بدبختی و گشنگی میمیرن

    Yoha

    تازه دارن تاریخمون رو داغون میکنن تو موزه انگایسی که یک تیکه از مجسمه های تخت جمشید توشه از دیویست متری نمیتونی ببینی یه عالمه دستگاه دارن که اونا خراب نشن بعد اینجا همینطوری گذاشتن روی یه میز و اسمشو گذاشتن روش هر کی بخواد میزاره زیر بغلشو الفرار

    Yoha

    مردم همه بی فرهنگ شدن

    Yoha

    ولی کسی که ادعارمیکرد گاز و آب و برق قراره مجانی بشه اومد رید به کشور و فرهنگ و تاریخمون😐😐😐

    Yoha

    پول ما عین دلار بود همه جا کار میکرد

    Yoha

    مشهد سیتی سال ۲۵۵۰ شاهنشاهی

    Yoha

    مشهد میشد مشهد سیتی

    Yoha

    اگه شاه نمیرفت ما تو کل دنیا قوی بودیم

    Yoha

    زندگیمون عین آمریکایی ها بود

    Yoha

    ایرانی ها در سال ۵۷ خودکشی دست جمعی کردن😐

    Yoha

    همه ی این ویژگی هایی که گفتی مخصوص یک ایرانیه😁

    Sabet

    من رفتم یوتیوب😄

    Sabet

    با خیال وقصه نمیشه شکمتو سیر نگهداری ،

    Sabet

    چون وقتی همه امیدت به کسی باشه واونم شونه خالی کنه ،تو دردسر میفتی

    Sabet

    سعی کن پس انداز کنی یه سرمایه جور کنی ،و امیدم به کسی نداشته باشی

    Sabet

    خلاصه ک تا هنوز بدبختی پشت بدبختی تا وقت داری ،تا شانس داری

    Sabet

    ازدواج کردم ،دستم خالی شد ،یهو پشتم خالی شد .....

    Sabet

    من به شخصه یه خرحمالیهایی کردم وبازم عقب موندم بدهکار شدم.....

    Sabet

    اولا اینجا ایرانه دوما نابرده رنج گنج میسر نمیشه

    Sabet

    سعی کن با رویا زندگی نکنی

    Sabet

    Sabet

    Sabet

    این نویسندگی برات نون اب نمیشه

    Room6 Supported By Foodforfox ChatRoom
    Best Views
    اتاق قرمز یا رد روم

    اتاق قرمز یا رد روم اتاق قرمز  سایتی در دارک وب بوده که با پرداخت مبلغی وارد ان شده و بصورت زنده تکه تکه کردن انسان ها را مشاهده می نمایید در پشت اتاق های مرگ دارک نت چه می گ

    فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما)

    فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما) فیلم هزار پای انسانی The Human Centipede یکی از بدترین فیلم های تاریخ سینماست که در سال 2009 برای اولین بار ساخته شد اما به دلیل س?

    داستان ترسناک یک حمام معمولی

    داستان ترسناک یک حمام معمولی horror6: الان حدود چندساله درگیرم خیلی کارا کردم که بتونم فراموش کنم آزاد بشم که نشد فقط با کمک یه جنگیر تونستم اونارو از خودم دور کنم،همیشه فکرمیکردم

    راز عدد 241543903

    ?ت که توسط دیوید هورویتز، هنرمند شناخته شده نیویورکی ابداع شد داستان از این قرار که دیوید هوروتیز در سال 2009 یک تصویر از خود ، در سایت فلیکر (که سایت محبوب عکاس ها و عکس دوستانه است) منتشر کرد در این تصویر دیوید سر خود را داخل یخچال کرده بود و از کاربران خواست این کار را انجام دهند و عکس ها را  با عدد 241543903 تگ کنند (برچسب بزنند).   حال چرا این عدد؟جالب است بدانید این عدد به صورت شانسی از ترکیب شماره سریال روی یخچال و بارکد روی نودل مرغ یخ زده بدست آمده است ایده سر در یخچال زمانی به سر دیوید زد که یکی از دوستان وی بدلیل بیماری سر خود را  در داخل یخچال می برد تا کمی دردش تسکین یابد. جالبی این موضوع باعث شد که خیلی ها این کار را انجام دهند و عکس خود را با تگ این 241543903 در سایت منتشر کنند، و بدلیل این که برچسب یک معیار مهم برای گوگل است با  جستجو این عدد در گوگل یک گالری از افرادی با سر هایی در داخل یخچال بارگذاری می شود.  

    لیست فیلم های ممنوعه جهان

    لیست فیلم های ممنوعه جهان این ژانر، ما را با ژرف ترین و تاریک ترین بُعد انسان آشنا می کند. جایی که همه ما امیدواریم هیچ وقت شاهد آن نبوده یا جزئی از آن نباشیم. از دید منتقدان، فیل

    شعر نفرین شده جهنم تومینو

    شعر نفرین شده جهنم تومینو جهنم تومینو شعری ژاپنی و نفرین شده که براساس افسانه ها اگر این شعر بلند خوانده شود سرنوشت بدی برای خواننده رقم خواهد زد. این شعر در یک کتاب 666 صفحه ای

    سایت راز آلود و عجیبی به نام sentimentalcorp

    سایت راز آلود و عجیبی به نام sentimentalcorp eMp: سایت شرکت احساسی sentimentalcorp یک وب سایت راز آلود است که توسط سرور خود در اسپانیا کنترل می شود این سایت متعلق به رندی پروزاک بوده و حالتی راز

    فیلمی از عروسک لولیتا

    فیلمی از عروسک لولیتا o6: سلام حتما درباره عروسک های لولیتا چیز های زیادی شنیدید لولیتا به دخترانی میگویند که دست و پای آنها بریده می شه و دندانشان را می کشند و از آنها به عنوان ب?

    فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)

    فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)   ژانر : ترسناک زمان : 70 دقیقه زبان : انگلیسی محصول : امریکا کارگردان : Eli Roth ستارگان : Jay Hernandez, Derek Richardson, Eythor Gudjonsson خلاصه دا

    فیلم ترسناک Hounds of Love 2016

    از نقطه ضعف هایشان برای ایجاد شکافی میان آنها استفاده کند تا بتواند جان سالم بدر ببرد…  

    خانه اجنه در کلاردشت

    خانه اجنه در کلاردشت horror6: ویلای متروکه در کلاردشت که تمامی پنجره های آن با یکدیگر متفاوت هست و ساکنین می گویند که این خانه ارواح یک شبه ساخته شده است درب این ویلای متروکه در کلا?

    درگاه دارک وب

    کاربر گرامی این صفحه پل ارتباطی بین شما و وب پنهان می باشد تمامی لینک ها بررسی شده و شما را به وب سایت های خطرناک و بد افزار ها متصل نمی کنند قبل از ورود به وب پنهان نکات امنیتی را

    معرفی سایت های دارک وب

    معرفی سایت های دارک وب دارک وب یا وب تاریک به شبکه‌ای گفته می‌شود که در دسترس عموم نبوده و بیشتر برای مقاصد غیرقانونی مورد استفاده قرار می‌گیرد. ردیابی فعالیت‌های آن و شناسا

    ترسا فیدالگو (روح مجازی)

    ترسا فیدالگو (روح مجازی) شاید شما هم در اینستاگرام یا دیگر شبکه‌های اجتماعی با کامنت‌هایی عجیب مواجه شده باشید. کامنت‌هایی که در همان سطر اول، خبر از رخدادی عجیب و ترسن

    لیلیت کیست (نخستین زن حضرت آدم)

    لیلیت کیست (نخستین زن حضرت آدم) داستان آفرینش در هر دینی به صورتی بیان شده است که انسانهای نخستین در همه آن ها آدم و حوا بوده اند اما نظریه متفاوتی نیز در اینباره وجود دارد که ا


    Today Show#
    #داستان ترسناک یک حمام معمولی
    #فیلم ترسناک Nagina 1986 (ملکه مارها)
    #فیلم ترسناک Hounds of Love 2016
    #فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)
    #درگاه دارک وب
    Related Posts
    داستان ترسناک آزار شبانه

    داستان ترسناک آزار شبانه horror6: سلام اسمه من حسین هستش و باید اینو از اول بگم که من مادرم حامله نمیشد و وقتی پدرم میره پیشه دعا نویس و کلی خرج میکنه تامن به دنیا میام... از اوائل بچ?...

    داستان ترسناک کتاب احضار

    داستان ترسناک نوزاد چله horror6: درست ۵سال پیش بود ی خونه اجاره کردیم سمت شهرجدید هشتگرد کرج خونه های اپارتمانی بودن که صاحبش علی پروین مربی تیم پرسپولیس بود این خونه ها اکثرا خال...

    داستان ترسناک ساختمان تسخیر شده

    داستان ترسناک ساختمان تسخیر شده horror6: من وهمسرم تازه ازدواج کرده بودیم و خونه گرفتم تویکی از شهرک های شهر شوش توخوزستان اولین چیزی که تواین خونه نظرمو جلب کرد این بودکه خونه اپا...

    ترس از گربه سیاه

    سلام این اتفاق عینابرای من اتفاق افتاده و بعداینکه فهمیدم پیجتون هس گفتم باهاتون درمیون بزارم شایدخیلیا درگیر این مشکل شده باشن.من یه دختر ۱۹ ساله ام کاملاازلحاظ جسمی وروحی س...

    مواجه شدن با جن در راهرو تاریک

    من زیاد به داستان هایی که افراد درباره اجنه و روح و... تعریف می کنن اعتقاد ندارم اما اگه راستشو بخواید خودم یکبار با اونامواجه شدم! داستان مربوط به حدود دو سال پیشه وقتی 19 سالم بو...

    داستان ترسناک سیاهی مطلق

    اسمم لیداهست اتفاقایی ک برام پیش اومده برای دوسال پیشه زمانیکه 20سالم بود....من متاهلم خونه ام جوری بودکه ازیطرف روبه بیابان بودازطرف دیگه یه کوچه تنگوتاریک که شباخیلی ترسناک بو...

    داستان ترسناک باغ

    داستان ترسناک باغ هیچوقت یادم نمیره چند سال پیش به باغ یکی از اقوام رفتیم به همراه دوستان توی ساختمون باغ نشسته بودیم و داشتیم پاسور بازی میکردیم(این باغ یه کارگر افغانی داشت) ...

    داستان ترسناک پیرمرد مرموز

    داستان ترسناک پیرمرد مرموز horror6: سلام این داستانی که میهوام بگم کاملا واقعی است و با شاهد عینی در داستان قبلی که من داشتم نضرات میخوندم بعضی هاوفکر میکردن الکیه و اینا من باشاهد...

    Tags
    #
    # تجربه کودکی
    #غذا برای روباه
    #foodforfox
    #اسرار ترسناک
    #بررسی اتفاقات عجیب و ترسناک
    #داستان ترسناک تجربه کودکی
    Categories
    داستان (محتوای خواندنی با ویژگی انتقال هیجان و ترس)
    یوفو (فرا زمینی ها)
    بازی (بازی هایی با محتوا ترسناک)
    انیمیشن (انیمیشن هایی با محتوا ترسناک)
    افراد (انسان های خاص)
    حیوانات (جانداران ترسناک)
    پرونده های ترسناک (جنایت های جهان)
    مستند (مستند هایی با محتوا ترسناک)
    جنگ و جنگ افزار ها (سلاح های مرگبار)
    فضا (عجایب اسمان)
    شیطان پرستی (موضوعاتی مرتبط با شیطان و شیاطین)
    سریال (سریال هایی با محتوا ترسناک)
    اسرار و رموز (جهان پنهان)
    حوادث (رخداد های ترسناک)
    کتاب (کتاب هایی با محتوا ترسناک)
    جالب (مطالب جالب توجه)
    مکان های ترسناک (اماکن عجیب)
    ماورا الطبیعه (ارواح)
    تسخیر شده گان (اجنه)
    اطلاعات عمومی (دانستنیها)
    شکنجه و بردگی (سلطه پذیر)
    برنامه های کاربردی (نرم افزار ها)
    تصاویر (تصویر های ترسناک)
    فیلم (فیلم هایی با محتوا ترسناک)
    عجیب (عجایب جهان)
    ترسناک (اتفاقات ترسناک جهان)
    اینترنت (هر موضوعی که با اینترنت مرتبط است)
    وسایل نقلیه (هرگونه وسیله ساخت بشر که قادر به جا به جایی اجسام باشد)
    خدا (موضوعاتی مرتبط با الهیات)
    تبلیغ
    Magic

    11 نیاز به رتبه

    font Lora_on

    13 نیاز به رتبه

    font Anton_on

    نیاز به رتبه 16

    font Mukta_on

    نیاز به رتبه 20

    font Cairo_on

    نیاز به رتبه 24

    font Almarai_on

    نیاز به رتبه 32

    font Stylish_on

    نیاز به رتبه 40

    font Nosifer_on
    راهنما: این بخش سیستم ویجت های سایت را در بر میگیرد که به کمک آن می توانید تنظیمات موقتی خود را بر روی بخش های مختلف قالب اعمال نمایید
    با نام نویسی سریع در سایت از امکانات خاص از جمله تغییر تم ، فونت و ... برخوردار شو