داستان ترسناک تپه ضحاک

داستان ترسناک تپه ضحاک

داستان ترسناک تپه ضحاک

داستان ترسناک تپه ضحاک

داستان ترسناک تپه ضحاک
سینا: چند ماهی میشد که من دیپلم گرفته بودم و برای کنکور آماده میشدم، اکیپ ما ده نفری بود و همه از دبستان دوست بودیم ، بیشتر وقت ها تعطیلی که میشد میرفتیم ویلای یکی از بچه ها که در دماوند بود، که یکی از روستا ها یا قسمت های گیلاوند محسوب میشد، من از همه دوستام زود تر دیپلم گرفتم به دلیل این که هنرستانی بودم ، و بچه های دیگه پیش دانشگاهی ، یه روز سرد که اواخر بهمن ماه بود با اتوبوس های ترمینال شرق همه رفتیم ویلای شاهین که چند روزی بمونیم، کلا کلا مدل ما اینجوری بود که انقدر میگفتیم و میخندیدیم که همه تو اتوبوس هی نوچ و نوچ میکردن و از سر و صدای ما ناراحت شده بودن که مهم نبود واسمون ، هشت نفری راهی شدیم ، شاهین و ارسلان ، از شب قبلش اونجا بودن ، خلاصه رسیدیم. اول از همه در شب اول نزدیک پنج پاکتی سیگار بهمن دود شد انگار از وحشی اومده بودیم ، همیشه داستان جمع شدن ما مساوی بود با اذیت کردن کیارش بنده خدا ، یا کتک میخورد ازمون یا یه برنامه ترسناک و احظاری چیزی براش درست میکردیم، (که همین دورهمی دماوند چند داستان دیگه داره که مینویسم اگه وقت شد)همه اتفاق هارو خلاصه میکنم ، تا این که نشسته بودیم تو بالکن و کلی برف میومد و بچه ها مشروب میخوردن ، اما من نه ، کلا طعم الکل و دوست ندارم و نمیخورم ، فقط یه پیک که هم راهی کرده باشم، همشون مست شدن و تصمیم گرفتیم تو اون برف بریم بیرون و دور بزنیم، راه افتادیم و طبق معمول ارسلان یکی از بچه ها نیومد و خوابید ، وقتی راه افتادیم ساعت تقریبا دوازده و اینا بود دکلمه شعر کوچه ، فریدون مشیری گذاشته بودیم و منو شاهین داشتیم حال میکردیم ، ، و بچه های دیگه ام که گرم بودن فقط حرف میزدن و میخندیدن ، صدای زوزه گرگ و واق واق سگم که کم نبود از صحرا راه افتادیم که بریم سمت کوه ، برف تا زیر زانو بود و هوا عالی ، به فاصله ۱۰۰ متری یه گرگ سفید دیدیم به چه بزرگی ، شاهین میگفت اینا گله بودن حمله میکردن بهمونا ، اینجا از این اتفاق ها افتاده ، همین جوری که میرفتیم و صدای زوزه گرگ و شغال میومد ناخوداگاه جو و ترسناک میکنه مخصوصا تو اون ظلمات . شاهین گفت بچه بریم تپه ضحاک ، یکم دوره ها همه موافق بودیم ، که بریم و شروع کرد داستان تپه ضحاکو گفتن،... دماوندی ها معتقد هستند که وقتی فریدون بر ضحاک قالب شد اونو در تپه ای در کوه دماوند به بند کشید تا عمرش به پایان برسه و اعتقاد دیگه اینه که ضحاک در پایان دنیا از بندی که در دماوند شده رها میشه و در مقابل نوادگان جمشید می ایسته ، (مثل همون داستان دجال و امام زمان ) این اعتقاد ایرانی های باستان(زرتشتی ها) به آخر زمان هست . از اونجایی که شاهین میدونست که من مدیوم قوی هستم ، و کلا یه موضوع طبیعی تو جمع ما بود همه بچه ها آشنا بودن به واسطه این که خب تجربه هایی داشتیم که نمیگنجه در این داستان، الان می الان میگفتم به شما ربطی نداره باز کلی کامنت و فوحش بد میذاشتین ، ( که البته نمیگنجه و ربطی نداره واسه من یه معنی و داره) به من گفت کیا یه تمرکز کن ببین کدوم تپه است من یادم نیست، منم تا اون موقع نرفته بودن تپه ضحاک ، چنتا تپه رو تمرکز کردم و چیزی دریافت نشد، وای رسیدیم به یه نقطه از تپه ای، ساعت یه ربع از سه گذشته بود چنان حس نا مطلوبی در من قلیان میکرد که توصیفش سخته ، شنیدین میگن تو دلم رخت میشستن ، در صورتی که تا چند دقیقه قبل ترش انقدر حالم خوب بود که میگفتم و میخندیدم ، چشمام و بستم و تمرکز کردم رو به اون حفره سیاه رنگ که انگار زمزمه میکرد ، صحنه ای دیدم که الان هنوز وقتی توصیف میکنم مو به تنم راست میشه ، در تاریکی مطلق دیدم که زنجیر های آهنی به سمت من پرت میشه و منو میکشه به داخل اون تاریکی و حفره و چنان سکوت و وهمی بود که فقط صدای به هم خوردن زنجیر ها به گوشم میرسید، نمیدونم چند دقیقه تو اون حالت بودم ، فقط وقتی به خودم اومدم که دیدم توی جاده اصلی ام دستام رو شونه شاهین و اشکان و شاهین همش داره ذکر میگه ، و یک ماشین هم نبود که مارو تا خونه ببره چون چون خیلی دور شده بودیم ، وقتی رسیدیم خونه ساعت ۵ صبح بود ، همه خوابیدن و هیچ کس بر خلاف همیشه اصلا حرف نمیزدن ، همه دور کرسی خوابیدن اما من درد وحشت ناکی تو سرم بود که نمیتونستم چشمامو باز کنم و حتی بخوابم ، وقتی بیدار شدیم ساعت ۷ عصر بود دیدم بچه ها همه دارن آماده میشن برن تهران ، اما منو شاهین و اشکان موندیم ، گفتم چی شد دیشب؟ شاهین گفت کیا بیهوش شدی انگار نفس نمیکشدی داشتیم سکته میکردیم ،...گفتم الان جواب باباتو چی بدم ، محمد میگفت نقش بازی میکنه چک بزنیم تو صورتش به خودش میاد والا چرا دروغ بگم چند بار محکم زدیم تو صورتت ولی اصلا تکون نخوردی ، همه داشتیم سکته میکردیم، ولی یهو چشماتو باز کردی گفتی باید بریم اینجا نباید باشم، نمیتونستی درست راه بری ، والا به خدا ترسیده بودم ازت دستتو گرفتیم ، هر چی ذکر میخوندم انگار جن زده شده بودی پر خواش میکردی بهم مخصوصا وقتی من الشیطان رجیم میگفتم ...! زیر لب یه چیزایی میگفتی ، خداییش دیشبم از ترس تو چند بار پاشدم دیدم خوابی ، باز خوابیدم . ولی هیچ کدوم از این موضوعاتی که شاهین گفت اصلا یادم نبود ، هیچ کدوم فقط سرم تا یه مدت شدیدا درد میگرفت و خوب میشد و بعد این موضوعات به راحتی و کاملا روشن میتونستم تمرکز کنم و آینده افراد رو ببینم ، به صورتی که اولین نفری که فهمید و بهش گفتم شاهین بود ، مادر بزرگ من کاملا سالم بود و حتی یه مدت طولانی بود که رفت آمد نداشتیم ، (شبیه قهر) یه روز به شاهین گفتم دیدم که مادر بزرگم نهم مهر روی تخت بیمارستان و شش و ششم آذر ماه سنگ قبرشو دیدم که روش دو تا اسم بود آمنه تهرانی و اسم مادر بزرگم ، شاهین چون منو میشناخت همیشه باورم داشت و میدونست که تو این موضوعات شوخی نمیکنم و دقیقا همین اتفاق افتاد و سر تاریخ ها گفته شده سکته مغزی کرد و اون تاریخ ششم آذر فوت شد و روی مادر خودش دفن شد (آمنه تهرانی) بعد از اتفاق تپه ضحاک که نمیدونم چجوری این همه تاثیر گذاشت رو من خیلی راحت میتونستم آینده افراد را ببینم و خیلی موضاع پیش اومد حتی راحت میتونستم بگم فلانی الان میا اینجا ، یا هر چیزی که فکر کنید حتی یه بار یکی از بچه ها برای ازدواج خواهرش پرسید که اتفاقی افتاد که هنوز مادر دوستم هر وقت منو میبینه کلی تشکر و دعا خیر میکنه واسم که دخترشو نجات دادم . به قول خودش و نمیدونم اون شخصی که دیدم آیا واقعا ضحاک بود ؟ یا ؟  

دیدگاه

comment

علی ص

تویی که ناشناس زدی ،اول اینکه مرجان جون ۴۵سالش نیس دوم اینکه بنده خودم نامزد دارم وسوم اینکه ذهن مریض و منحرفت فقط یه چیز میبینه وچهارم اینکه من همیشه با مرجان خانم موافقم چون بیشتر نظراتش رو قبول دارم چون نظرات وحرفاش بیشتر با ذهن و نظر من مطابقه ،ازنظر من برو خودتو اصلاح کن تا عصا و تسبیح بابامو تو حلقت نکردم ،مرجان جون یدونه تک دونه است,ومن طرفدار پروپاقرص ودوستدارش هستم ،

پاسخ

ارسال شد
comment

علی ص

من با نظرت مرجان جون کاملا موافقم

پاسخ

ارسال شد
comment

ناشناس

زارتتتتتتت

پاسخ

ارسال شد
comment

StepIrola

Cialis 20mg Moins Cher cialis 5 mg Generic For Cialis Cialis Cytotec En Intravaginal

پاسخ

ارسال شد
comment

ناشناس

بله رنگش تیره هستش

پاسخ

ارسال شد
comment

ناشناس

اگه تیره و بده و گرایش نیروهی منفی بو اون زیاده پس چرا بعضی عرق خورها معرفتشون از خیلیا که ادعا می کنن بیشتره

پاسخ

ارسال شد
comment

claihoock

Cialis 5mg Dauer [url=https://cheapcialisll.com/]cialis no prescription[/url] Tadalis Sx Soft History Cheap Cialis Action Of Amoxicillin On Pancreatic Cells

پاسخ

ارسال شد
comment

مرجان

من چنین حرفی رو به علی ص نزدم ،هیچوقتم بهش نمیگم ،اسم من رو مینویسن وفهش میدن هرکی این کارو کرده من رو نمی شناخته

پاسخ

ارسال شد
comment

ناشناس

فک کنم عرق سگی خورده بودی یادت نمیاد تو مستراح سرت رفته تو چاه این چرت پرتا به اون مغز نخودیت خطور کرده و بعد که بیدار شدی دیدی تو خودت ریدی و بهمون کیارش گفتی بیاد بشورت ???

پاسخ

ارسال شد
comment

مرجان

اونا جن بودن که الکی میخاستن شما داستان ضحاک رو چون قبلش در موردش صحبت کرده بودید حس کنی و بترسی. ولی یه چیز جالب من تا حالا چند نفر از دوست و آشناهام که مدیوم هستن ،دیدم از مشروب بدشون میاد نه اینکه تعصب مذهبی داشته باشن کلا از بوی الکل مشروب میگن اذیت میشن. یک دلیلش میتونن این باشه که رنگ ماورایی و انرژی مشروب سیاه و منفی هست ،طبق گفته مدیوم های خیلی قوی هندی که با دید برتر حس ششم دیدن ،اینو میگم.

پاسخ

ارسال شد
comment

ریحانه

راست میگه مرجان ،تو قسمت nameمیشه اسم هرکی رو بنویسی و جای اون توهین کنی ،من نظرای علی ص و مرجان رو خوندم هیچکدوم تا حالا حرف بدی نزدن ،مرجان مثل مدیوم نظر داده وعلی هم یا شوخی یا تایید هردوتون دوست دارم ،هرکی که فهش میده اینجا خیلی کمبود داره وخیلی عقده داره وحسودیش میشه

پاسخ

ارسال شد
comment

ریحانه

راست میگه مرجان ،تو قسمت nameمیشه اسم هرکی رو بنویسی و جای اون توهین کنی ،من نظرای علی ص و مرجان رو خوندم هیچکدوم تا حالا حرف بدی نزدن ،مرجان مثل مدیوم نظر داده وعلی هم یا شوخی یا تایید هردوتون دوست دارم ،هرکی که فهش میده اینجا خیلی کمبود داره وخیلی عقده داره وحسودیش میشه

پاسخ

ارسال شد
comment

2020-03-02 01:21:34

Soorousha

اره واقعاً، باید سیستم اسمها جوری باشه که نشه اسم یه کاربر رو کاربر ديگه‌ای بتونه انتخاب کنه (مثل اینستاگرام)، اینجوری دیگه کسی نمیتونه از این غلطا کنه و دستش رو میشه 👍

پاسخ

ارسال شد
comment

2020-03-02 01:21:34

Soorousha

منم اگه چیزی میگم شوخی میکنم چون میدونم جفتتون جنبه دارین ❤️😘❤️

پاسخ

ارسال شد
comment

ریحانه

راست میگه مرجان ،تو قسمت nameمیشه اسم هرکی رو بنویسی و جای اون توهین کنی ،من نظرای علی ص و مرجان رو خوندم هیچکدوم تا حالا حرف بدی نزدن ،مرجان مثل مدیوم نظر داده وعلی هم یا شوخی یا تایید هردوتون دوست دارم ،هرکی که فهش میده اینجا خیلی کمبود داره وخیلی عقده داره وحسودیش میشه

پاسخ

ارسال شد
نمایش تمامی دیدگاه ها
ارسال شد

منتشر شده توسط admin jaber
ساخت وب سایت در یک ثانیه با بلومیت!
ورود

با عضویت در وبگاه از امکانات حرفه ای آن بهره مند شوید!

ثبت نام

22

Room 6

Horror Book

اینقدر کلیپ گذاشتی تا برنده شدی😉😂

Asman

سروشا گفتم سرما خوشم میاد نگفتم که نیا خوزستان بیا اینجا جای من من میرم جای تو دیگه تفاهم نداشتیم مهم نیست زندگیه دیگه باید ساخت🤣

Asman

بهه مبارکه👌 اقا همین مدرکو ببر معافت کنن بریم خارج😂😂

Soorousha

آقا من خودم دیکتاتورم باید منو ادمین کنییییییید😕 😂😂😂

Soorousha

برندهههه شدممم 😎 هوراااااااا 😃😃😃😁

Amin-Mehdipour

فردا غروب امتیاز ها اعمال میشه 😊شب خوبی داشته باشید

Amin-Mehdipour

سلام عزیزای دل چالش کلیپ ترسناک در این ساعت (۰۰:۰۰) تمام شد ممنون که در این چالش شرکت کردید ممنون از همتون و اما برنده این چالش کاربر سروشا هستش بخاطر اخرین کلیپی که قرار داد 😉 قبل از اون کاربر malignant در نظر مون بود بخاطر اخرین کلیپش خوب حالا که سروشا رتبه دیکتاتور رو داره ما بهش ۱۰۰۰ لایک میدیم و به کاربر دوم رتبه دیکتاتور رو میدیم ممنون ازتون

Asman

😂😂😂اخ

Soorousha

من گفتم تهران هوا سرد شده، دوست داشتم الان خوزستان باشم، توام گفتی سرما خوبه، اصن ببین باهم تفاهم نداریم 😅 تو مسیر دعوامون میشه 😁

Soorousha

آسمان تو اول خودتو رد کن من پیشکش 😂😂

Soorousha

میشه، ولی چند سال طول میکشه کارام اوکی شه، تو این مدتم اگه یه خلاف کوچیک انجام بدم، یه چراغ قرمز رد کنم، یوهو یه سال دیگم عقب میوفته،

Asman

خواهش میکنیم تینا💟🤍

Asman

بیا خوزستان بیااز مرز عراق ردت کنم بری

Soorousha

تینا ،قربونت 😘 قابلی نداشت

Tinaw

سروشا نمیشه قاچاقی بری و اقامت بگیری اصلا به عنوان شهروند المانی و یه توریست بیای ایران؟

Soorousha

من میخواستم بیام خوزستان تو گفتی نیا 😕 بعد الان منتظر منی ک باهم بریم اونور؟

Tinaw

مرسی واقعا ازتون آسمانه عزیزم و سروشایه مهربونو کاربلد :)آرومم کردید

Asman

😂😂😂😂اونموقع تو حضور نداشتی

Soorousha

نخیرم فقط من درست میگم 😑 اصن به من گفت دلداریش بدم، تو چرا دخالت کردی😕😂😂😁

Asman

چیشد نرفتی اونور ؟😂😂منتظرم

Asman

خب همین دیگه منم میگم برو جلو بعدش میتونی خوشحالی کنی هرچند الانم میتونه

Soorousha

امیدوارم تونسته باشم با حرفام کمکت کرده باشم و دلداریت بدم 😉 به صحبتای این دختره آسمان گوش نده، میخواد منحرفت کنه 😜😁

Soorousha

این فکرایی ک الان داره به سرت میزنه عادیه، منم تا چندسال پیش همش تو این فکر بودم که با این حقوقی ک دارم (اونموقع ماهی 900هزار تومن حقوقم بود) تا چندسال دیگه باید کار کنم ک بتونم واسه خودم خونه بگیرم و مستقل بشم، ولی الان ک حقوقم 20 برابر اون روزا شده فهمیدم ک اگه با انرژی خوب و صادقانه جلو برم کائنات جواب کارامو میده، الانم یه نیم نگاهم به آیندس یه نگاهمم اینه که تو لحظه زندگی کنم و زیاد افکارمو درگیر اینکه بعداً چی قراره بشه نکنم، چون اینجوری بهم سخت میگذره

Soorousha

به این فکر کن ک الان از خیلیا جلوتری، رشته‌ای ک انتخاب کردی رشته‌ی پولسازیه ولی سخته، باید قبل تعیین رشته به این چیزا فکر میکردی، ک مطمعنم فکر کردی، تا اینجاشو خوب اومدی، از اینجا به بعدشم با انگیزه برو، حتماً موفق میشی 😎 شک نکن 🤘

Soorousha

تینا من الان تو همون سنی هستم ک تو داری میگی تا اون موقع جوونیت از دست رفته ولی اینجوریام نیست، من از این سنی ک تو الان داری تا همین حالا کار کردم، نمیخوام بگم کار کردن از درس خوندن سخت‌تره، برای جفتش باید انرژی و تایم بزاری، ولی لازم نیست کل وقتتو صرف تحصیلت کنی، باید لابه‌لاش جوونی کنی، تفریح کنی، زیاد سخت نگیر 😉

Asman

جوونی به عدد ۲۰ و ۲۷ نیست جوونی تو موقعیه ک شاد هستی پس بعد اون زمان هم میشه جوونی کرد

Asman

خب بجاش بعدش دیگه خودت زندگیتو میسازی هرجا که دلت بخواد میری هرچی که بخوای میخری ادم وقتی استقلال رو با خوشبختی بخواد یه جایی بابد زحمت بکشه دیگه یه جمله است میگه اگه خورشید و بخوای یه جاهایی باید بسوزی به این فکر کن اگه درس نخونی و به جایی نرسی اخرش بازیه جایی افسوس میخوری که میتونستی خودت اینده خودت رو بسازی پس خوشحال باش

Tinaw

دارم ب این فک میکنم ک وقتی درسم تموم شه ۲۵ سالمه و وقتی طرحم تموم شه ۲۷ سال و عملا جوونیم رفته ...دارم دیوونه میشم سروشا بیا دلداریم بده

Reyhan

سلام یک تبدیلگر بیاد تلگرام Reyhan00

evil

جدی

barana

جدی واقعیه؟

ScaryLand

Regan Macneil

بیا بعد کنکور اصف اصن:)

AntiBlocker

سلام

555Parsa

س

Amin-Mehdipour

رمزی که می پسندی رو به صورت خصوصی در پیام برای من بفرست

Tinaw

جابر یا هر ادمین دیگه میشه اکانت سابقمو بهم برگردونید؟رمزمو فراموش کردم

Horror Book

تینا اکانتشو عوض کرده با اکانت tinaw

Asman

تینا چرا نیستی🤣

jaber

هرچندتا که دوست داشته باشید

Room6 Supported By Foodforfox ChatRoom
پین شده
Amin-Mehdipour: چالشی که قبل تر از اون صحبت به این صورت هست که هر کاربر یک کلیپ چند دقیقه ای ترسناک در مطالب کوتاه سایت قرار بده (لطفا توجه کنید مطالب کوتاه نه پست ها) هیچ متنی برای اون ننویسید تنها عنوان کلیپتون رو (چالش کلیپ ترسناک) بزارید لطفا جز این نزارید تا با سرچ این عنوان تمام کلیپ ها نمایان شه کاربری که ترسناک ترین کلیپ رو بزار ۱۰۰۰ لایک می گیره و رتبه ش به دیکتاتور(بالاترین رتبه کاربری) تغییر میکنه قصد اصلیمون طراحی یک چالش جالب هستش لطفا کلیپ تکراری و بیش از حد دیده شده نزارید فقط تا شنبه هفته بعد وقت هست خودمم اولی رو گذاشتم در محتوا کوتاه سرچ کنید میبینید: چالش کلیپ ترسناک
پربازدید ترین ها
اتاق قرمز یا رد روم

اتاق قرمز یا رد روم اتاق قرمز  سایتی در دارک وب بوده که با پرداخت مبلغی وارد ان شده و بصورت زنده تکه تکه کردن انسان ها را مشاهده می نمایید در پشت اتاق های مرگ دارک نت چه می گ

فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما)

فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما) فیلم هزار پای انسانی The Human Centipede یکی از بدترین فیلم های تاریخ سینماست که در سال 2009 برای اولین بار ساخته شد اما به دلیل س?

فیلم ترسناک Hounds of Love 2016

از نقطه ضعف هایشان برای ایجاد شکافی میان آنها استفاده کند تا بتواند جان سالم بدر ببرد…  

داستان ترسناک یک حمام معمولی

داستان ترسناک یک حمام معمولی horror6: الان حدود چندساله درگیرم خیلی کارا کردم که بتونم فراموش کنم آزاد بشم که نشد فقط با کمک یه جنگیر تونستم اونارو از خودم دور کنم،همیشه فکرمیکردم

لیست فیلم های ممنوعه جهان

لیست فیلم های ممنوعه جهان این ژانر، ما را با ژرف ترین و تاریک ترین بُعد انسان آشنا می کند. جایی که همه ما امیدواریم هیچ وقت شاهد آن نبوده یا جزئی از آن نباشیم. از دید منتقدان، فیل

راز عدد 241543903

?ت که توسط دیوید هورویتز، هنرمند شناخته شده نیویورکی ابداع شد داستان از این قرار که دیوید هوروتیز در سال 2009 یک تصویر از خود ، در سایت فلیکر (که سایت محبوب عکاس ها و عکس دوستانه است) منتشر کرد در این تصویر دیوید سر خود را داخل یخچال کرده بود و از کاربران خواست این کار را انجام دهند و عکس ها را  با عدد 241543903 تگ کنند (برچسب بزنند).   حال چرا این عدد؟جالب است بدانید این عدد به صورت شانسی از ترکیب شماره سریال روی یخچال و بارکد روی نودل مرغ یخ زده بدست آمده است ایده سر در یخچال زمانی به سر دیوید زد که یکی از دوستان وی بدلیل بیماری سر خود را  در داخل یخچال می برد تا کمی دردش تسکین یابد. جالبی این موضوع باعث شد که خیلی ها این کار را انجام دهند و عکس خود را با تگ این 241543903 در سایت منتشر کنند، و بدلیل این که برچسب یک معیار مهم برای گوگل است با  جستجو این عدد در گوگل یک گالری از افرادی با سر هایی در داخل یخچال بارگذاری می شود.  

شعر نفرین شده جهنم تومینو

شعر نفرین شده جهنم تومینو جهنم تومینو شعری ژاپنی و نفرین شده که براساس افسانه ها اگر این شعر بلند خوانده شود سرنوشت بدی برای خواننده رقم خواهد زد. این شعر در یک کتاب 666 صفحه ای

سایت راز آلود و عجیبی به نام sentimentalcorp

سایت راز آلود و عجیبی به نام sentimentalcorp eMp: سایت شرکت احساسی sentimentalcorp یک وب سایت راز آلود است که توسط سرور خود در اسپانیا کنترل می شود این سایت متعلق به رندی پروزاک بوده و حالتی راز

کتاب ال عزازیل نوشته ابن جوهاش

کتاب ممنوعه! کتاب all-azazel کتاب 500 صفحه‌ای است که بطور کلی توسط موجودی ماورایی نوشته شده است! و حاوی نکات بسیاری درمورد این موجودات است! نام این کتاب "کتاب شیطان" است و در 500 بعداز می

فیلمی از عروسک لولیتا

فیلمی از عروسک لولیتا o6: سلام حتما درباره عروسک های لولیتا چیز های زیادی شنیدید لولیتا به دخترانی میگویند که دست و پای آنها بریده می شه و دندانشان را می کشند و از آنها به عنوان ب?

خانه اجنه در کلاردشت

خانه اجنه در کلاردشت horror6: ویلای متروکه در کلاردشت که تمامی پنجره های آن با یکدیگر متفاوت هست و ساکنین می گویند که این خانه ارواح یک شبه ساخته شده است درب این ویلای متروکه در کلا?

فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)

فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)   ژانر : ترسناک زمان : 70 دقیقه زبان : انگلیسی محصول : امریکا کارگردان : Eli Roth ستارگان : Jay Hernandez, Derek Richardson, Eythor Gudjonsson خلاصه دا

چند طلسم تبدیل شدن ب خون اشام

ومپایر(خون اشام)??‍♂️ ام در افسانه‌ها و فرهنگ فولکلوریک مردم اروپا . آسیا و امریکا موجودی زنده‌است که شب‌ها از گور بیرون آمده و برای تغذیه خود از خون انسان ها مے‌

تئوری عجیب انیمیشن توپولو ها

تئوری عجیب انیمیشن توپولو ها انیمیشن توپولو ها (Teletubbies) مجموعه برنامه کودکی بود که در 120 کشور به نمایش درومد و به بیش از 45 زبان دوبله شد که در ایران با نام توپولوها شناخته میشه، ب?

مسترس و اسلیو چیست؟

مسترس و اسلیو چیست؟ میسترس (Mistress) كه مونث كلمه ی میستر (Mister) است به معنای ارباب یا الهه خانم به كار می رود. میسترش خانمی است كه تمایل به آزار و اذیت دیگر انسان ها و بخصوص مردان دارد


# پربازدید های امروز
#فیلم ترسناک Hounds of Love 2016
#کتاب ال عزازیل نوشته ابن جوهاش
#چند طلسم تبدیل شدن ب خون اشام
#لیست فیلم های ممنوعه جهان
#داستان ترسناک خشم آرمین
مطالب مرتبط
داستان ترسناک سربازان و قلعه سنگ باران

داستان ترسناک سربازان و قلعه سنگ باران horror6: من اهل مشهد هستم آذر ۷۲ رفتم خدمت سربازی .محل خدمتم نیرو انتظامی یکی ازشهرهای خراسان جنوبی بود که به گفته اهالی از قدیم دراین شهر جن ...

داستان ترسناک مرد جن پسند

داستان ترسناک مرد جن پسند سلام به همه دوستان حال شما خوبه؟ امید وارم خوب باشد:من نویدی هستم و میخواهم اولین خاطره به یک شهر در مشهد بگم من با پدرم پدرم تصمیم گرفت بره به یک سفر کا...

داستان کوچه جنی

واقعا بعضی از داستان رو روایت راوی ها واقعی و ترسناک هست ولی متاسفانه عده ای به وجود این موجودات شک دارند و نمیخوان باور کنن که همچین موجوداتی توی گیتی وجود دارند همانطور که مید...

داستان ترسناک دیروز

داستان ترسناک دیروز این هم یه داستان ترس ناک دیگه که امیدوارم بترسید البته خودم زیاد نترسیدم خب این شما و این هم جنهای داستان ببینم باهاشون چی کار میکنید؟ توضیح: این داستان ت?...

داستان ترسناک صدای عجیب

داستان ترسناک صدای عجیب horror6: داستانی که میخوام تعریف کنم بارها برای زنعموی مادرم اتفاق اوفتاده و من میخوام از زبون اون براتون تعریف کنم رفته بودم تا سوئیتمونو تمیز کنم و بدجور?...

داستان موجودی سفید

سلام منم میخوام داستانمو برای فالورهای عزیزتون تعریف کنم که فک میکنم شبیه خیلی از داستانهای پیجتونه یعنی چیزی که دیدمو شبیه اون چیزیایی هست که داخل نوشته های دوستان که واقعیت ه...

افسانه چهار مرد با کالسکه

در آفریقای جنوبی هم افسانه‌های متعددی وجود دارد که یکی از ترسناک‌ترین آن به سال ۱۸۸۷ بازمی‌گردد. چهار مرد با کالسکه به غرب بوفورت می‌روند. این منطقه به منطقه ارواح معرو...

داستان ترسناک پیرمرد و چاه

 درود .این ماجرای یکی ازدوستام هست که برای پدربزرگ مرحومش اتفاق افتاده که با اجازه اش مینویسم از زبان خود پدربزرگ: اول اینکه پدربزرگ ژاندارم زمان شاه بود یک شخصیت خیلی با دیسی...

برچسب
#foodforfox
#غذا برای روباه
#خوراکی برای روباه
#فود فور فاکس
#اسرار ترسناک
#بررسی اتفاقات عجیب و ترسناک
#داستان ترسناک تپه ضحاک
دسته
داستان (محتوای خواندنی با ویژگی انتقال هیجان و ترس)
یوفو (فرا زمینی ها)
بازی (بازی هایی با محتوا ترسناک)
انیمیشن (انیمیشن هایی با محتوا ترسناک)
افراد (انسان های خاص)
حیوانات (جانداران ترسناک)
پرونده های ترسناک (جنایت های جهان)
مستند (مستند هایی با محتوا ترسناک)
جنگ و جنگ افزار ها (سلاح های مرگبار)
فضا (عجایب اسمان)
شیطان پرستی (موضوعاتی مرتبط با شیطان و شیاطین)
سریال (سریال هایی با محتوا ترسناک)
اسرار و رموز (جهان پنهان)
حوادث (رخداد های ترسناک)
کتاب (کتاب هایی با محتوا ترسناک)
جالب (مطالب جالب توجه)
مکان های ترسناک (اماکن عجیب)
ماورا الطبیعه (ارواح)
تسخیر شده گان (اجنه)
اطلاعات عمومی (دانستنیها)
شکنجه و بردگی (سلطه پذیر)
برنامه های کاربردی (نرم افزار ها)
تصاویر (تصویر های ترسناک)
فیلم (فیلم هایی با محتوا ترسناک)
عجیب (عجایب جهان)
ترسناک (اتفاقات ترسناک جهان)
اینترنت (هر موضوعی که با اینترنت مرتبط است)
وسایل نقلیه (هرگونه وسیله ساخت بشر که قادر به جا به جایی اجسام باشد)
خدا (موضوعاتی مرتبط با الهیات)
view:3797
today: 0
تبلیغ