فیلم ترسناک It comes at night 2017 (شب هنگام می اید)

فیلم ترسناک It comes at night 2017 (شب هنگام می اید)

فیلم ترسناک It comes at night 2017 (شب هنگام می اید)
date: 2018-08-19 15:48:44
  • view: 2681 today: 0
  • ایجاد مقاله
    مقاله تایید شده

    فیلم ترسناک It comes at night 2017 (شب هنگام می اید)

    فیلم ترسناک It comes at night 2017 (شب هنگام می اید)

    ژانر : ترسناک / رازآلود / مهیج

    زمان : 92 دقیقه

    زبان : انگلیسی و دوبله فارسی

    محصول : آمریکا

    کارگردان : Trey Edward Shults

    ستارگان : Joel Edgerton, Christopher Abbott, Carmen Ejogo, Riley Keough

    خلاصه داستان : فیلمی ترسناک و رازآلود به کارگردانی تری ادوارد شولتز هست. این فیلم درباره‌ی خانه‌ای متروکه و غیرطبیعی است که یک مرد به همراه همسر و فرزندش قرار است در آن زندگی کنند. اما به زودی مشخص می‌شود که…  

    بیشتر بدانید:

    درختانی که به امید واهیِ رهایی از آرواره‌ی زمین، به آسمان چشم دوخته‌اند. تکه چوب‌هایی که سرشان را برای شکافده شدن جلوی تبر خم می‌کنند. کلبه‌ای با چشمان و دهانی بسته به حال خودش در وسط جنگل رها شده است. سگ سفیدی که به سمت چیزی در دل تاریکی جنگل واق‌واق می‌کند. ماسک‌هایی که راه تنفس انسانیت را کور کرده‌اند. دیوارهای نایلون‌پیچی شده‌ی اتاقی با یک درِ قرمز. تقلای یک فانوس که نفس‌نفس‌زنان برای روشن کردن یک دنیا تاریکی زور می‌زند. صدای زجه‌های زنی در دوردست که جیک جیک گنجشک‌ها را سلاخی می‌کند. جنازه‌هایی که شکم گرسنه‌ی بنزین و آتش را سیر می‌کنند. چشمانی که به اقامتگاه ابدی خانم و آقای وحشت و تردید تبدیل شده‌اند. آنها دیگر مجبور به اجاره‌نشینی نیستند.

    آنها خانه‌دار شده‌اند. اما کاش نمی‌شدند. و من که فکر کنم با «شب‌هنگام می‌آید» (It Comes At Night)، جدیدترین فیلم ترسناک و جدیدترین کارگردان موردعلاقه‌ام را پیدا کرده‌ام. حتما می‌دانید چقدر کیف می‌دهد وقتی فیلمی در حد هایپی که آن را احاطه کرده بود ظاهر می‌شود. حتما می‌دانید وقتی با فیلمی روبه‌رو می‌شوید که در حد و اندازه‌ی انتظاراتتان ظاهر می‌شود انگاری باری است که از روی دوش آدم برداشته می‌شود. «شب‌هنگام می‌آید» با همان اولین پوستر و تریلرش به جمع موردانتظارترین فیلم‌هایم اضافه شد. این‌جور مواقع شخصا به جای اینکه به دنبال تریلرها و تصاویر و اطلاعات بیشتر از آن فیلم باشم، نام آن را به فهرست «هرگز نباید چیز بیشتری از آن بخوانی و ببینی» وارد می‌کنم. بنابراین تا آنجا که امکان داشت بدون هیچ‌گونه پیش‌داوری و انتظار شخصی به تماشای فیلم نشستم. فقط می‌دانستم این فیلم پتانسیل لازم را دارد تا به نمونه‌ی واقعی و خوبی از ژانر وحشت روانشاسانه تبدیل شود.

    و این‌طور هم شد. هر سال حداقل یکی-دوتا فیلم ترسناک عالی داریم که می‌توانیم به آنها اشاره کنیم و بگوییم این فیلم مثل یک شکنجه‌گر ناشناس، ما را به صندلی بست و با مته تا مغز استخوان‌مان را سوراخ کرد. فیلمی که باعث شد ترس و ناامیدی را در تک‌تک سلول‌هایمان حس کنیم. خب، این مقام بلندمرتبه تا اینجای سال ۲۰۱۷ به «شب‌هنگام می‌آید» می‌رسد. اما اگر اخبار پس از اکران این فیلم را دنبال کرده باشید حتما می‌دانید که خیلی‌ها با من هم‌عقیده نیستند. عده‌ای از تماشاگران سالن‌های سینما را با خشم و دلسردی ترک کردند. با مقایسه‌ی امتیاز منتقدان و تماشاگران می‌بینید با اختلاف فاحشی طرف هستیم. این موضوع هیچ ربطی هم به سلیقه‌ی چپندرقیچی منتقدان ندارد. البته که با فیلمی سنگین طرفیم که دستش را برای بیینده رو نمی‌کند و به درد تماشاگران بی‌حوصله‌ای که به امید هیجان، نه تفکر به تماشای آن رفته‌اند نمی‌خورد، اما ماجرای «شب‌هنگام می‌آید»، ماجرای منتقدانی بود که می‌دانستند با چه جور فیلمی طرفند و سینماروهای کژوآل که انتظار چیز متفاوتی داشته‌اند و وقتی آن را دریافت نکرده بودند، قاطی کرده بودند. عده‌ای از تماشاگران انتظار چیزی در مایه‌های سری «احضار» (The Conjuring) را از فیلم داشتند. یکی از همان فیلم‌های ترسناک سرگرم‌کننده‌ای که پس از بالا رفتن تیتراژ تمام می‌شوند. فیلم‌هایی پر از اکشن‌های پرسروصدا و ست‌پیس‌های هالیوودی. «شب‌هنگام می‌آید» اما چنین فیلمی نیست. هرچند نمی‌توان تمام تقصیر را گردن مردم انداخت. تریلرهای فیلم طوری تدوین شده بودند که انتظار فیلم متفاوتی را در بیننده ایجاد می‌کردند.

    البته که وظیفه‌ی شرکت‌های تبلیغاتی این است که به هر ترتیبی که شده آدم‌های بیشتری را به سینماها بکشانند و از سوی دیگر ما هم باید تا حالا متوجه شده باشیم کلا نباید به تریلرهای یک فیلم اطمینان کنیم. «شب‌هنگام» اما فیلمی است که در تضاد مطلق با فیلم‌های ترسناک تجاری قرار می‌گیرد. «شب‌هنگام می‌آید» حکم «جادوگر» (The Witch)، «بابادوک» (Babadook) و «زیر پوست» (Under The Skin) جدید سینما را دارد. فیلمی که به تماشاگر باج نمی‌دهد و به ترس‌های واقعی‌‌تری می‌پردازد. در این فیلم خبری از هیچ‌گونه قاتل و خون‌آشام و گرگینه و زامبی و آدم‌خوار و هیولاهای ماوراطبیعه‌ی دیگری نیست و با فیلم ترسناکی هم طرف نیستیم که حول و حوش اکشن‌های زیاد بچرخد. شاید بهترین مثالی که بتوانم برای توصیف این فیلم بزنم «بچه‌ی رزمری» (Rosmary's Baby) رومن پولانسکی است. یک وحشت کلاستروفوبیک که سوخت اصلی‌اش را از نادانی و عدم کنترل کاراکترها نسبت به دنیای اطرافشان تامین می‌کند. از آن فیلم‌هایی که می‌دانیم یک جای کار می‌لنگد و می‌دانیم که تیغ گیوتین بالای سر کاراکترها آویزان است، اما هر کاری می‌کنیم نمی‌توانیم مطمئن شویم. همان وحشتی که استیون کینگ این‌طوری توصیف می‌کند: «وقتی به خانه می‌آییی و احساس می‌کنی تمام لوازم خانه توسط نمونه‌ای دقیقا مشابه آن عوض شده است». نتیجه درجه‌ای از ناآگاهی و تنش است که در مواجه با آن انگار قلب‌مان دارد در خون خودش خفه می‌شود و می‌خواهد قفسه‌ی سینه را بشکافد و بیرون بیاید و نفس بکشد نتیجه به اتمسفر خفقان‌آور و ناشناخته‌ای منجر شده که کاراکترها از شدت ندانستن، سردرگم و پریشان‌حال هستند نکته‌ی جالب ماجرا این است که اکثر کسانی که از فیلم ناراضی بودند، همان کسانی بودند که به خاطر سر در آوردن از عنوان فیلم به سینما رفته بودند. مردم به هوای سر در آوردن از «آن» چیزی که شب‌هنگام می‌آید به سینما رفته بودند. بله، مردم راستی‌راستی بعد از اتمام فیلم از بغل دستی‌شان پرسیده بودند که پس «آن» چه می‌شود؟ پس آن چیزی که در شب می‌آید چه می‌شود؟

    چرا که احتمالا مردم از روی تریلرهای فیلم به این نتیجه رسیده بودند که هیولایی-چیزی وجود دارد که شب‌ها به این کاراکترها حمله می‌کند. برخلاف فیلم‌هایی مثل «او تعقیب می‌کند» (It Follows) یا «آن» (It)، در «شب‌هنگام می‌آید» خبری از هیولایی با تعریف کلاسیکش وجود ندارد. بالاتر فیلم را با «بچه‌ی رزمری» مقایسه کردم، اما بگذارید حرفم را پس بگیریم. چون شاید آن فیلم هم روی محور وحشت ناشناخته حرکت کند، اما بالاخره در لحظات پایانی‌اش معلوم می‌شود که همه‌چیز در تمام این مدت زیر سر چه چیزی بوده است. نتیجه این است که شاید وحشتِ فیلم دیدنی نباشد، اما حضورش با قدرت احساس می‌شود. چه بر اثر تاثیری که روی کاراکترها می‌گذارد و چه از طریق نحوه‌ی بروز این وحشت توسط کاراکترها. داستان روی کاغذ یک داستان بقا در یک دنیای آخرالزمانی است.

    بقای خانواده‌‌ی سه نفره‌ای به رهبری مردی به اسم پاول (جوئل اجرتون). اکثر زمان فیلم حول و حوش فضای اطراف خانه‌ی آنها در وسط جنگل جریان دارد. از قرار معلوم نوعی بیماری واگیردار در دنیا پخش شده است که به سقوط جامعه و فراری شدن بازماندگان به حومه‌ی شهرها منجر شده است. بنابراین خانواده‌ی پاول قوانین سفت و سختی برای زنده ماندن و بیمار نشدن دارند. اما یک روز روتین دقیق زندگی آنها توسط ورود بی‌اجازه‌ی مردی به خانه‌شان که در جستجوی آب سالم برای خانواده‌اش است شکسته می‌شود. وقتی پاول از عدم خطرناک‌بودن مرد و خانواده‌اش مطمئن می‌شود در ازای دریافت غذا، به آنها اجازه می‌دهد تا در خانه‌اش بمانند. اگرچه خانواده‌ی غریبه از هر نظر عادی و بی‌خطر به نظر می‌رسند، اما پاول مردی نیست که چیزی را به ظاهر و شانس واگذار کند. او مدام به خودش و پسرش یادآور می‌شود که او نباید جز خانواده‌اش، به هیچکس اعتماد کند.

    مخصوصا در دوران سقوط انسانیت که آدم‌ها برای بقا دست به هر کاری می‌زنند. آره، بی‌اعتمادی آدم‌ها در آخرالزمان ایده‌ی چندان جدیدی نیست، اما تری ادواردز شولتز به عنوان مغز متفکر فیلم در اجرای آن بی‌نقص و باظرافت ظاهر می‌شود. فیلمی که وحشتش را از طریق به تصویر کشیدن دنیایی تهوع‌آور و تاریک، روابط سرد و حیوانی کاراکترها با یکدیگر، نگاه‌های پر از تردیدشان، دیالوگ‌هایی که برای اثبات حس بی‌اعتمادی‌شان با غریبه‌ها برقرار می‌کنند، رازهایی که ممکن است پنهان کرده باشند و طرز نگاه بدبینانه‌شان به همدیگر تولید می‌کند. «شب‌‌هنگام می‌آید» به راحتی می‌تواند در زیرژانر «خانه‌ی جن‌زده» قرار بگیرد. کلبه‌ی پاول تمام ویژگی‌های خانه‌های تسخیرشده‌ی سینما را دارد. با این تفاوت که این‌بار به جای ارواح خبیث یا شیاطین بی‌رحم، چیزی که خانه را تسخیر کرده، خود ساکنانش هستند. این‌بار به جای ارواح خبیث یا شیاطین بی‌رحم، چیزی که خانه را تسخیر کرده، خود ساکنانش هستند نتیجه به اتمسفر خفقان‌آور و ناشناخته‌ای منجر شده که کاراکترها از شدت ندانستن، سردرگم و پریشان‌حال هستند. استرس مثل اکسیژن در فضا قابل‌تنفس است. شولتز موفق شده به خلق اضطراب بی‌وقفه‌ای برسد که کمتر فیلم ترسناکی به آن دست پیدا می‌کند. از نظر من بهترین نوع وحشت، همین اضطرابی است که در کل زمان فیلم حس می‌شود و مدام شدید و شدیدتر می‌شود.

    وحشت واقعی وقتی به دست می‌آید که فیلم موفق می‌شود کاری کند تا دست‌پاچگی و آشوب روانی و درماندگی کاراکترها را در برابر ترسی که ذهن‌شان را احاطه کرده احساس کنیم. «شب‌هنگام می‌آید» در برانگیختن این حس فوق‌العاده است. البته اگر «کریشا» (Krisha)، اولین تجربه‌ی کارگردانی شولتز را دیده باشید حتما قبل از ورود به «شب‌هنگام می‌آید» می‌دانید با چه چیزی سروکار داریم. شاهکار جمع‌و‌جوری که شوالتز با اعضای خانواده و فامیلش به عنوان بازیگر و فقط ۳۰ هزار دلار بودجه ساخته است. «کریشا» فیلم ترسناکی نیست، اما لبالب سرشار از تنش است. خب، حالا تصور کنید وقتی او همان مهارت کارگردانی و نگاه شخصی را در چارچوب ژانر وحشت به کار می‌بندد، نتیجه چه چیزی که نمی‌شود. یکی از منابع الهام شولتز برای ساخت «شب‌هنگام» می‌آید بازی The Last of Us بوده است. چیزی که مخصوصا در زمینه‌ی کارگردانی اکشن‌های صدم‌ثانیه‌ای و خون‌بار فیلم و فضای جنگلی بیرون کلبه که آدم را یاد مرحله‌ی پیتسبرگ از بازی می‌اندازد قابل‌تشخیص است. اما شاید تابلوترین الهام‌برداری مستقیم یا غیرمستقیم شولتز از این بازی، نحوه‌ی استفاده از دوربین برای فضاسازی است. حرکت دوربین در این فیلم حرف اول را می‌زند. بارها در طول فیلم با دوربینی روبه‌رو می‌شویم که در راهروهای تنگ و تاریک کلبه می‌پلکد.

    یا کاراکترها را با فانوس یا تفنگی مجهز به چراغ‌قوه‌ای در دست از روی شانه دنبال می‌کند. تاکید روی دنبال کردن کاراکترها در حال گشت و گذار در محیط‌های داخلی و خارجی آن‌قدر زیاد است که بعضی‌وقت‌ها احساس می‌‌کنید در حال تماشای بازی یک نفر دیگر هستید. اکثر نماهای خارجی معمولا در مرکز روشن هستند و هرچه به گوشه حرکت می‌کنیم تاریک‌تر می‌شود. انگار این دنیای تاریک با صدها چراغ‌قوه و فانوس هم روشن بشو نیست. کارگردان از طریق کوچک‌تر کردن میدان دید کاراکترها نه تنها درماندگی آنها را در برابر امواج تاریکی که آنها را احاطه کرده به خوبی منتقل می‌کند، بلکه کاری می‌کند تا گوشه گوشه‌ی نماهای فیلم را همچون کاراکترها در جستجوی چیزی که کمین کرده است زیر و رو کنیم. همه‌جا را برای پیدا کردن رازِ همان چیزی که شب‌هنگام خواهد آمد، اما انگار هیچ‌وقت قرار نیست بیاید جستجو کنیم. در این فیلم پارانویای مطلق حکمرانی می‌کند و شولتز چیزی را که شب‌هنگام خواهد آمد طوری مبهم نگه می‌دارد که وجودش را احساس می‌کنید، اما ماهیت فیزیکی‌اش را نمی‌بینید. او کشف ماهیت واقعی «آن چیز» را به تماشاگران واگذار کرده است.

    اما حتما دلیلی دارد که وجودش را حس می‌کنیم. «آن چیز» از اول تا انتهای فیلم جلوی رویمان است. اما از آنجایی که ممکن است فیلم را با یک فیلم ترسناک مرسوم اشتباه بگیریم، در نتیجه مدام منتظر آن هیولای بدترکیبی هستیم که شبانه به خانه حمله خواهد کرد. همان‌طور که در «بابادوک» هیولای اصلی افسردگی و چسبیدن مادرِ قصه به غم و اندوه از دست دادن همسرش بود، در «شب‌هنگام می‌آید» هم به جای یک هیولای فیزیکی باید به دنبال یک هیولای روانی باشیم. «آن چیز» می‌تواند استعاره‌ای از بدگمانی دیوانه‌وار پاول به همه‌چیز و همه‌کس باشد. تقریبا اکثر اتفاقات بدی که در فیلم می‌افتد ناشی از غریزه‌ی بقای کاراکترهاست. پاول به جای اینکه افسارش را به دست ترسش ندهد، بی‌وقفه به دنبال بهانه‌ای برای اثبات حس بی‌اعتمادی‌اش به غریبه‌ها است. «شب‌هنگام می‌آید» مثل پیش‌درآمدِ داستان‌های پسا-آخرالزمانی می‌ماند. معمولا اکثر داستان‌هایی که در یک دنیای سقوط کرده‌ی بی‌قانون جریان دارند حول و حوش بازماندگانی می‌گردند که قلق کشتن دست‌شان آمده است. آن‌قدر به آدم‌های اطرافشان بی‌اعتماد هستند که اولین چیزی که در برخورد با آنها به ذهن‌شان خطور می‌کند مبارزه برای بقاست. خب، چه می‌شود یک آدم معمولی که تا همین دیروز آزارش به یک مورچه هم نمی‌رسید در هنگام هرج و مرج و در خطر قرار گرفتن جانش، این‌گونه تغییر شکل می‌دهد.

    «شب‌هنگام می‌آید» روایتگر پروسه‌ی احاطه شدن ذهن یک انسان توسط بدگمانی، بی‌اعتمادی و ترس است که می‌تواند او را به یک هیولا تبدیل کند. پس به دو دلیل تعجبی ندارد که هیچ‌وقت سروکله‌ی «آن چیز» که شب‌هنگام می‌آید پیدا نمی‌شود. اول به خاطر اینکه عنوان فیلم نه به یک هیولای فیزیکی، بلکه به یک هیولای روانی اشاره می‌کند و دوم هم به خاطر اینکه اگر هویتِ «آن چیز» مشخص بود دیگر ترسی وجود نداشت. همین ناشناخته‌بودنِ ماهیت این ترس است که به فروپاشی روانی کاراکترها منجر می‌شود. اگر با زامبی یا خون‌آشام سروکار داشتیم، کاراکترها می‌دانستند با چه چیزی سروکار دارند و به مرور زمان راه و روشِ مبارزه با آنها را یاد می‌گرفتند. همان‌طور که ریک گرایمز و دار و دسته‌اش خیلی زود به زامبی‌کُش‌های حرفه‌ای تبدیل شدند. اما در «شب‌هنگام می‌آید» کاراکترهای خوب و بد و انسان‌ها و هیولاها با خط‌کش از هم جدا نشده‌اند. از یک طرف پاول به خانواده‌ای با یک بچه‌ی کوچک پناه می‌دهد، اما از طرف دیگر ما در برخورد قبلی آنها با راهزنان دیده بودیم که آدم‌ها برای حفظ بقایشان حاضر به هر کاری هستند. پس از کجا معلوم که این خانواده‌ی ظاهرا خوب وقتی فرصتش پیش بیاید به آنها رو دست نزنند؟ آدم‌های این فیلم بی‌وقفه در حال سروکله زدن با خودشان برای پیدا کردن جواب مطمئنی برای سوالاتشان هستند، اما مدام شکست می‌خورند.

    پس ابهام شدیدی که فضای فیلم را غیرقابل تنفس کرده نه تنها ضعف نیست، بلکه تحسین‌آمیزترین ویژگی و جذابیت فیلم نیز است. همان‌طور که در «فرزندان بشر» (Children of Men) نمی‌دانیم چرا زنان دیگر باردار نمی‌شوند و همان‌طور که در سریال «باقی‌ماندگان» (The Leftovers) دنیا باید با واقعه‌ی عجیبی مثل ناپدید شدن ناگهانی ۲۰ میلیون نفر از ساکنان زمین دست و پنجه نرم کند، «شب‌هنگام می‌آید» هم از ابهامش درام و وحشت روانی تولید ‌می‌کند. در همه‌ی این مثال‌ها اگر ابهامی وجود نداشته باشد، دیگر کاراکترها هم دلیلی برای سردرگمی و دست زدن به کارهای احمقانه و دیوانه‌وار از روی وحشت ندارند. کنترل ذهن شکننده‌ی خودمان در زمان ابهام است که هنر است. شولتز در مصاحبه‌هایش گفته است که یکی از مهم‌ترین منابع الهامش برای ساخت این فیلم، کتاب‌هایی در خصوص نسل‌کشی بوده است. به قول او اگرچه ما انسان‌ها خیلی وقت است که شهرنشین شده‌ایم و جامعه‌های بزرگی ساخته‌ایم، اما هنوز اخلاق و رفتاری قبیله‌ای داریم. با این تفاوت که حالا قبیله‌مان به خانواده‌مان تبدیل شده است. حالا تصور کنید احساس می‌کنیم قدرتی ناشناخته قصد آسیب زدن به خانواده‌‌مان را دارد. آیا دست روی دست می‌گذاریم؟ «شب‌هنگام می‌آید» با جواب این سوال کار دارد. نکته‌ی جالب ماجرا این است که اگرچه پاول و امثال او دست به کارهای وحشتناکی می‌زنند، اما نه به خاطر اینکه شرور هستند. نه به خاطر اینکه از تیر و طایفه‌ی آنتاگونیست‌های عوضی و دیوانه‌ای مثل نیگان از «مردگان متحرک» هستند. بلکه تمامش سرچشمه گرفته از عشق به خانواده است. تلاش برای محافظت از آنها. اما نکته‌‌ای که «شب‌هنگام می‌آید» را حتی بعد از اتمام، به فیلم فراموش‌نشدنی و ترسناکی برای تماشاگران تبدیل می‌کند بدرقه‌ی ما با یک ابهام عصبی‌کننده است. مسئله این است که فیلم را می‌توان از دو زاویه‌ی دید متفاوت بررسی کرد. فیلم هیچ‌وقت با کاری که پاول انجام می‌دهد موافقیت با مخالفت نمی‌کند. هیچ‌وقت درست یا غلط بودن آن را مشخص نمی‌کند. معمای نهایی فیلم برای تماشاگران این است که اگر شما به جای پاول بودید چه تصمیمی می‌گرفتید. آیا شما آن‌قدر از ناشناخته وحشت دارید که حاضر می‌شوید برای محافظت از خانواده‌تان، غریبه‌ها را بکشید، خانواده‌تان را همواره در موقعیت هشدار نگه دارید و قوانین سفت و سختی برای زنده نگه داشتن آنها ترتیب ببینید؟ یا آیا حاضر می‌شوید در ازای به خطر انداختن احتمالی جان خانواده‌تان، به غریبه‌ها اعتماد کنید و جامعه‌ی بزرگ‌تری بسازید؟ «شب‌هنگام می‌آید» روایتگر پروسه‌ی احاطه شدن ذهن یک انسان توسط بدگمانی، بی‌اعتمادی و ترس است که می‌تواند او را به یک هیولا تبدیل کند مسئله این است که هیچ جواب درست و غلطی وجود ندارد. نکته‌ی تحسین‌آمیز «شب‌هنگام می‌آید» به همین بحث و گفتگویی مربوط می‌شود که بعد از اتمامش، درباره‌ی قرار گرفتن در یک موقعیت تصمیم‌گیری اخلاقی فشرده ایجاد می‌کند. اگر با یک فیلم هیولایی تیپیکال سروکار داشتیم، احتمالا با داستان خیلی خیلی سرراست‌تری طرف بودیم. اما فیلم ترسناک واقعی، فیلمی است که آرامش‌مان را در هم بشکند. فیلمی که درباره‌ی بلایی که هیولا سر کاراکترها می‌آورد نیست، بلکه درباره‌ی تاثیری است که وحشتِ از هیولا، سر آدم‌ها می‌آورد. در فیلم‌هایی مثل «موجود» (The Thing) و «شب مردگان زنده» (The Night of the Living Dead) هیولاها وسیله‌ای برای تبدیل کردن انسان‌ها به هیولا هستند. «شب‌هنگام می‌آید» از این طریق به ترسی فراتر از یک خانواده اشاره می‌کند و به بازتاب‌کننده‌ی وضعیت جوامع امروز تبدیل می‌شود. جایی که همه از شدت ترس از خارجی‌ها، خودی‌ها را در محدودیت‌های فشرده نگه می‌دارند و بی‌وقفه دنبال بهانه‌ای برای اثبات بی‌اعتمادی‌هایشان هستند. کاری که به مرگ آزادی و زندگی در پارانویای مطلق منجر شده است. «شب‌هنگام می‌آید» درباره‌ی این بیماری واگیردار است که یک دنیا را اسیر خودش کرده است و هیچکس نمی‌داند که راه مقابله با آن نه به صورت زدن ماسک، بلکه برداشتنش است.

    کسی نمی‌داند که بعضی‌وقت‌ها عشق چگونه می‌تواند به خودشیفتگی و دروازه‌ی ورودی تنفر تبدیل شود. «شب‌هنگام می‌آید» درباره‌ی عشق توخالی‌ای است که به سلاحی برای نابودی عشق واقعی تبدیل می‌شود. یک‌جور فیلم ترسناک مثل سری «احضار» داریم که ذهن بیننده را به چالش نمی‌کشند و سرگرم‌کننده هستند و مشکلی نیست، اما یک‌جور فیلم ترسناک مثل «شب‌هنگام می‌آید» هم داریم که واژه‌های متضادی مثل عشق و مرگ را طوری به هم گره می‌زنند و طوری هیولایی را که درون همه‌ی ما آدم‌ها لانه کرده است به معرض نمایش می‌گذارند که مثل دختر نوجوانی تنها در حال فرار از دست یک قاتلِ نقاب‌دار احساس فلجی می‌کنیم. «شب‌هنگام می‌آید» فیلم همه‌چیز تمامی است. شولتز با این فیلم خود را به عنوان کارگردان کاربلدی ثابت می‌کند که با توجه به فیلم قبلی‌اش ظاهرا استعداد عجیبی در پرداخت درام‌های روانشناختی دارد. جوئل اجرتون بازی پرقدرتی ارائه می‌دهد و کاری می‌کند تا کاملا پریشان‌حالی مخفی در زیر چهره‌ی تحت کنترل کاراکترش را حس کنید. رایلی کیئو در یکی از شوکه‌کننده‌ترین لحظات فیلم بازی‌ای ارائه می‌دهد که حالا‌حالا‌ها فراموشش نخواهید کرد.

    استفاده‌ی اصولی از موسیقی حتی به بی‌اتفاق‌ترین لحظات فیلم هم تنشی تحمل‌ناپذیر تزریق می‌کند. لی‌آوت کلبه‌ی خانواده‌ی پاول طوری به‌طرز نامحسوسی درهم‌برهم به تصویر کشیده می‌شود که انگار کاراکترها در یک هزارتوی غیرقابل‌فرار گرفتار شده‌اند. بعضی نماها با نقاشی‌های متحرک مو نمی‌زنند (مثل نمای پایانی سکانس سوزاندن دومین جنازه). نمای پایان‌بندی فیلم شاید برای کسانی که دنبال چیزهای پیش‌افتاده‌ای مثل جواب و جمع‌بندی‌هایی که لقمه را در دهان بیننده می‌گذارند می‌گردند ناامیدکننده باشد، اما در واقع یکی از غم‌انگیزترین و تکان‌دهند‌ه‌ترین نماهای پایانی‌ای است که امسال دیده‌ام. «شب‌هنگام می‌آید» به شعور بیننده احترام می‌گذارد و علاقه‌ای به شیرفهم کردن مخاطب ندارد و آدم را به آینده‌ی سینما امیدوار می‌کند. با ذهنی باز و بدون پیش‌داوری به تماشای این فیلم بنشینید.

    ایجاد مقاله
    گزارش

    شما عضو وبگاه نیستید!

    دیدگاه

    ارسال شد

    منتشر شده توسط admin Amin-Mehdipour و ویرایش شده توسط Amin-Mehdipour-20200916
    ساخت وب سایت در یک ثانیه با بلومیت!
    ورود

    با عضویت در وبگاه از امکانات حرفه ای آن بهره مند شوید!

    ثبت نام

    18

    Room 6

    Regan Macneil

    عه هیچ کس اینجا اصفانی نیست؟👀

    Regan Macneil

    واقعا بد چیزیه🙄

    Golnoosh

    تهران

    Golnoosh

    اره خداروشکررر ندارم🥀

    Regan Macneil

    کجایی هستی؟

    Regan Macneil

    عاااا خوش بحالت پس دغدغه کنکور و اینا نداری:(

    Golnoosh

    14

    Golnoosh

    همینجوری🙃چشم امدم😂

    Regan Macneil

    گلنوش چند سالشه؟

    Regan Macneil

    شوما به قسمت پیامادون یه نظری بندازین بلکه خدا رو خوش بیاد👀

    Regan Macneil

    نه بابا این از بچگی اینطوری بود ما بش میگفتیم حَج اقا😐😂

    Soorousha

    گلنوش چرا پست میزاری سریع میری؟🤨 بیا چت‌روم بچه‌ها دلتنگت بودن 👻😁

    Soorousha

    البته رابطه‌ی سالمااااااا 😜 همین روزاس ک با ی دسته گل و شیرینی بیاد خواستگاریت❤️😎🤘 😂😂👻

    Soorousha

    شاید عمل کرده ک بتونه باهات رابطه داشته باشه 🤗😐😂🤭🤭🤭

    Regan Macneil

    دیگه چاره ای برام نذاشته😂😂

    Yoha

    چه خبرا???

    Yoha

    لازم نیست بخاطر دوستت پسر بشی🙄

    Regan Macneil

    منم رفتم تو فکر این عمله👀

    Regan Macneil

    اره ولی خوب دوستی دختر با دختر فرق داره با دخترو پسر ینی چجوری بگم اونجوری که قبلا بود باش راحت نیستم همینش ناناراحتم میکنه:(

    Regan Macneil

    اتفاقا این عمل تو ایران راحت تره نسبت به جاهای دیگه مخصوصا کشورای مسیحی چون اونا مخصوصا مذهبیاشون قبول ندارن ولی این عمل از مظر اسلام تایید شده. اونم واقعا خیلی مشکل داشت با جسمش یعنی همش به من میگفت خیلی سخته که دختر باشه بعد من فکر میکردم میخواد دستم بندازه:)

    Sabet

    اما درکل ادمی بنظرم اختیارکامل جسم وروح خودشه داره ،ب ماچ که میخاد چکارش کنه والله تبلیغات سو این مملکته وگرنه همه به یع اندازه حق دارن

    Sabet

    شنیدم تغییرجنسیت درایران بسیار مشکل هست ومجوزای مختلفی میخاد که خیلیا بخاطر همین عملها ازکشور خارج وب ترکیه رفتن تا بتونن ازاین طریق کیس مناسب برای پناهندگی وعملشون بگیرن

    Sabet

    اون دوستت تغیر جنسیت داده تو چرا میخای بمیری؟؟تازه همچین دوستانی رو باید نگه داشت 😊

    Sabet

    سلام عیدسعید وفرخنده فطر مبارک 🌷

    Horror Book

    بلومیت سایت میسازه من تست کردم

    Regan Macneil

    به نطرم این دنیا دیگه جای موندن نیست، من میرم خودکشی کنم بای:)

    Regan Macneil

    کسی که سالها باش دوست بودم

    Regan Macneil

    باورم نمیشه یکی از دوستای قدیمیم تغییره جنسیت داده:/

    Soorousha

    یکی این بلومیت رو واسه من توضیح میده؟ 😏

    Soorousha

    فدا مدا 💙

    Amin-Mehdipour

    هیچی داداش قربونت

    Soorousha

    امین چی شده داداش؟؟ 🙁 خدایی نکرده مریض شدی؟ 😕

    Soorousha

    فقط پاتریک 😂😂 عروسکشم دارم 😐🤭

    Soorousha

    منم باب اسفنجی میبینم، اصن انگار واسه بچه‌ها نیست، این سینمایی آخریه ک عالی بود

    Soorousha

    کدوم پیجت؟ منظورت پروفایلته؟

    Soorousha

    تاحالا اینجارو با آبرو حفظ کردیم 😅😂

    Soorousha

    تینا نکن اینکارو 😂😁

    Amin-Mehdipour

    😓

    Yoha

    من اگه ۶۰ سالمم بشه نگاه میکنم😂

    Yoha

    کی نثل من با این سنش هنوز باب اسفنجی نگاه میکنه؟؟؟🤣🤣🤣

    Room6 Supported By Foodforfox ChatRoom
    پربازدید ترین ها
    اتاق قرمز یا رد روم

    اتاق قرمز یا رد روم اتاق قرمز  سایتی در دارک وب بوده که با پرداخت مبلغی وارد ان شده و بصورت زنده تکه تکه کردن انسان ها را مشاهده می نمایید در پشت اتاق های مرگ دارک نت چه می گ

    فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما)

    فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما) فیلم هزار پای انسانی The Human Centipede یکی از بدترین فیلم های تاریخ سینماست که در سال 2009 برای اولین بار ساخته شد اما به دلیل س?

    داستان ترسناک یک حمام معمولی

    داستان ترسناک یک حمام معمولی horror6: الان حدود چندساله درگیرم خیلی کارا کردم که بتونم فراموش کنم آزاد بشم که نشد فقط با کمک یه جنگیر تونستم اونارو از خودم دور کنم،همیشه فکرمیکردم

    راز عدد 241543903

    ?ت که توسط دیوید هورویتز، هنرمند شناخته شده نیویورکی ابداع شد داستان از این قرار که دیوید هوروتیز در سال 2009 یک تصویر از خود ، در سایت فلیکر (که سایت محبوب عکاس ها و عکس دوستانه است) منتشر کرد در این تصویر دیوید سر خود را داخل یخچال کرده بود و از کاربران خواست این کار را انجام دهند و عکس ها را  با عدد 241543903 تگ کنند (برچسب بزنند).   حال چرا این عدد؟جالب است بدانید این عدد به صورت شانسی از ترکیب شماره سریال روی یخچال و بارکد روی نودل مرغ یخ زده بدست آمده است ایده سر در یخچال زمانی به سر دیوید زد که یکی از دوستان وی بدلیل بیماری سر خود را  در داخل یخچال می برد تا کمی دردش تسکین یابد. جالبی این موضوع باعث شد که خیلی ها این کار را انجام دهند و عکس خود را با تگ این 241543903 در سایت منتشر کنند، و بدلیل این که برچسب یک معیار مهم برای گوگل است با  جستجو این عدد در گوگل یک گالری از افرادی با سر هایی در داخل یخچال بارگذاری می شود.  

    لیست فیلم های ممنوعه جهان

    لیست فیلم های ممنوعه جهان این ژانر، ما را با ژرف ترین و تاریک ترین بُعد انسان آشنا می کند. جایی که همه ما امیدواریم هیچ وقت شاهد آن نبوده یا جزئی از آن نباشیم. از دید منتقدان، فیل

    شعر نفرین شده جهنم تومینو

    شعر نفرین شده جهنم تومینو جهنم تومینو شعری ژاپنی و نفرین شده که براساس افسانه ها اگر این شعر بلند خوانده شود سرنوشت بدی برای خواننده رقم خواهد زد. این شعر در یک کتاب 666 صفحه ای

    سایت راز آلود و عجیبی به نام sentimentalcorp

    سایت راز آلود و عجیبی به نام sentimentalcorp eMp: سایت شرکت احساسی sentimentalcorp یک وب سایت راز آلود است که توسط سرور خود در اسپانیا کنترل می شود این سایت متعلق به رندی پروزاک بوده و حالتی راز

    فیلم ترسناک Hounds of Love 2016

    از نقطه ضعف هایشان برای ایجاد شکافی میان آنها استفاده کند تا بتواند جان سالم بدر ببرد…  

    فیلمی از عروسک لولیتا

    فیلمی از عروسک لولیتا o6: سلام حتما درباره عروسک های لولیتا چیز های زیادی شنیدید لولیتا به دخترانی میگویند که دست و پای آنها بریده می شه و دندانشان را می کشند و از آنها به عنوان ب?

    فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)

    فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)   ژانر : ترسناک زمان : 70 دقیقه زبان : انگلیسی محصول : امریکا کارگردان : Eli Roth ستارگان : Jay Hernandez, Derek Richardson, Eythor Gudjonsson خلاصه دا

    خانه اجنه در کلاردشت

    خانه اجنه در کلاردشت horror6: ویلای متروکه در کلاردشت که تمامی پنجره های آن با یکدیگر متفاوت هست و ساکنین می گویند که این خانه ارواح یک شبه ساخته شده است درب این ویلای متروکه در کلا?

    درگاه دارک وب

    کاربر گرامی این صفحه پل ارتباطی بین شما و وب پنهان می باشد تمامی لینک ها بررسی شده و شما را به وب سایت های خطرناک و بد افزار ها متصل نمی کنند قبل از ورود به وب پنهان نکات امنیتی را

    معرفی سایت های دارک وب

    معرفی سایت های دارک وب دارک وب یا وب تاریک به شبکه‌ای گفته می‌شود که در دسترس عموم نبوده و بیشتر برای مقاصد غیرقانونی مورد استفاده قرار می‌گیرد. ردیابی فعالیت‌های آن و شناسا

    لیلیت کیست (نخستین زن حضرت آدم)

    لیلیت کیست (نخستین زن حضرت آدم) داستان آفرینش در هر دینی به صورتی بیان شده است که انسانهای نخستین در همه آن ها آدم و حوا بوده اند اما نظریه متفاوتی نیز در اینباره وجود دارد که ا

    ترسا فیدالگو (روح مجازی)

    ترسا فیدالگو (روح مجازی) شاید شما هم در اینستاگرام یا دیگر شبکه‌های اجتماعی با کامنت‌هایی عجیب مواجه شده باشید. کامنت‌هایی که در همان سطر اول، خبر از رخدادی عجیب و ترسن


    # پربازدید های امروز
    #فیلم ترسناک Hounds of Love 2016
    #داستان ترسناک یک حمام معمولی
    #شعر نفرین شده جهنم تومینو
    #راز عدد 666 چیست؟
    #مسترس و اسلیو چیست؟
    مطالب مرتبط
    تماشای فیلم ترسناک جن زدگی امیلی رز

    فيلم جن گيري اميلي رز محصول سال 2005 و به کارگرداني Scott Derrickson بازگو کننده همان نبرد قديمي خير و شر در سينما است که البته اينبار هم به عقيده من اين فيلم مثل نسخه هاي گذشته فيلمهاي جن ...

    فیلم ترسناک Insidious 2010 (توطئه امیز)

    فیلم ترسناک Insidious 2010 (توطئه امیز)   ژانر : ترسناک زمان : 103 دقیقه زبان : انگلیسی و دوبله فارسی محصول : آمریکا / کانادا کارگردان : James Wan ستارگان : Patrick Wilson, Rose Byrne, Ty Simpkins, Lin ...

    سکانس های ترسناک فیلم جن گیری امیلی رز

    سکانس های ترسناک فیلم جن گیری امیلی رز جن‌گیری امیلی رز (The Exorcism of Emily Rose) یک فیلم در سبک ترسناک و جنایی به کارگردانی اسکات دریکسون و درخشش لورا لینی است که در سال 2005 منتشر ش...

    سکانس های ترسناک فیلم حلقه

    سکانس های ترسناک فیلم حلقه اکثر افراد از این موضوع آگاه هستند که فیلم حلقه بر اساس فیلم ترسناک ژاپنی به نام Ringu ساخته شده است. اما تاریخچه ی این عنوان فیلم طولانی تر و پیچیده تر ا...

    نقد و بررسی فیلم چراغ ها خاموش

    نقد و بررسی فیلم چراغ ها خاموش زمانی بود که بخشی از سینمای وحشت از جن‌ها و ارواح خبیث برای ترساندن مخاطب کمک می‌گرفت. موجوداتی که ریشه در باورها و اعتقادات مذهبی مردم داشتند. آ...

    فیلم ترسناک Halloween: Resurrection 2002

    فیلم ترسناک Halloween: Resurrection 2002   ژانر : ترسناک / هیجان انگیز زمان : 82 دقیقه زبان : انگلیسی محصول : آمریکا کارگردان : Rick Rosenthal ستارگان : Jamie Lee Curtis,Brad Loree,Busta Rhymes,Bianca Kajlich خ...

    روح امیتی ویل (سرزمین ارواح)

    روح امیتی ویل (سرزمین ارواح) آمیتی ویل عمارتی در شهر لانگ ایلند نیویورک بود که خانواده دفو از سال 1965 در آن زندگی می کردند این عمارت زیبا و قدیمی در سال 1974 شاهد جنایتی بزرگ و ترسنا...

    فیلم ترسناک Sharkansas Womens Prison Massacre 2015

    فیلم ترسناک Sharkansas Womens Prison Massacre 2015   ژانر : اکشن/ ترسناک/ علمی تخیلی زمان : 84 دقیقه زبان : انگلیسی محصول : آمریکا کارگردان : Jim Wynorski ستارگان : Dominique Swain, Traci Lords, Christine Nguyen خ...

    برچسب
    #foodforfox
    #غذا برای روباه
    #خوراکی برای روباه
    #فود فور فاکس
    #اسرار ترسناک
    #بررسی اتفاقات عجیب و ترسناک
    #فیلم ترسناک It comes at night 2017 (شب هنگام می اید)
    دسته
    داستان (محتوای خواندنی با ویژگی انتقال هیجان و ترس)
    یوفو (فرا زمینی ها)
    بازی (بازی هایی با محتوا ترسناک)
    انیمیشن (انیمیشن هایی با محتوا ترسناک)
    افراد (انسان های خاص)
    حیوانات (جانداران ترسناک)
    پرونده های ترسناک (جنایت های جهان)
    مستند (مستند هایی با محتوا ترسناک)
    جنگ و جنگ افزار ها (سلاح های مرگبار)
    فضا (عجایب اسمان)
    شیطان پرستی (موضوعاتی مرتبط با شیطان و شیاطین)
    سریال (سریال هایی با محتوا ترسناک)
    اسرار و رموز (جهان پنهان)
    حوادث (رخداد های ترسناک)
    کتاب (کتاب هایی با محتوا ترسناک)
    جالب (مطالب جالب توجه)
    مکان های ترسناک (اماکن عجیب)
    ماورا الطبیعه (ارواح)
    تسخیر شده گان (اجنه)
    اطلاعات عمومی (دانستنیها)
    شکنجه و بردگی (سلطه پذیر)
    برنامه های کاربردی (نرم افزار ها)
    تصاویر (تصویر های ترسناک)
    فیلم (فیلم هایی با محتوا ترسناک)
    عجیب (عجایب جهان)
    ترسناک (اتفاقات ترسناک جهان)
    اینترنت (هر موضوعی که با اینترنت مرتبط است)
    وسایل نقلیه (هرگونه وسیله ساخت بشر که قادر به جا به جایی اجسام باشد)
    خدا (موضوعاتی مرتبط با الهیات)
    تبلیغ
    Magic

    11 نیاز به رتبه

    font Lora_on

    13 نیاز به رتبه

    font Anton_on

    نیاز به رتبه 16

    font Mukta_on

    نیاز به رتبه 20

    font Cairo_on

    نیاز به رتبه 24

    font Almarai_on

    نیاز به رتبه 32

    font Stylish_on

    نیاز به رتبه 40

    font Nosifer_on
    راهنما: این بخش سیستم ویجت های سایت را در بر میگیرد که به کمک آن می توانید تنظیمات موقتی خود را بر روی بخش های مختلف قالب اعمال نمایید
    با نام نویسی سریع در سایت از امکانات خاص از جمله تغییر تم ، فونت و ... برخوردار شو