داستان ترسناک یک حمام معمولی

داستان ترسناک یک حمام معمولی

داستان ترسناک یک حمام معمولی
date: 2019-07-19 20:21:36
  • view: 19994 today: 79
  • داستان ترسناک یک حمام معمولی
    داستان ترسناک یک حمام معمولی

    horror6: الان حدود چندساله درگیرم خیلی کارا کردم که بتونم فراموش کنم آزاد بشم که نشد فقط با کمک یه جنگیر تونستم اونارو از خودم دور کنم،همیشه فکرمیکردم این اتفاقات بعد از دور شدنم از محیط زندگی سابقمه وقرار گرفتن تو روستایی که پر از این مسائل هسته تا چندشب پیش که دوباره چند داستان این پیج و خوندم وناخوداگاه یاد گذشته های دور افتادام واین که کم کم متوجه شدم که چه اتفاقاتی باعث این مشکلات شده من تو بچگی یعنی از سن ده سالگی دچار افسردگی شدم همیشه تومسیر مدرسه ما یه حمام خیلی قدیمی بود که وقتی از کنارش رد میشدم ناخودآگاه میترسیدم تقریباً دوسال از رفت وامد من تو آون مسیر مدرسه وحمام میگذشت که تابستان شروع شد. من سیزده سالگی رو همراه با یه بلوغ زودرس خطرناک شروع کردم از بچگی جز پسرای خیلی خوشگل بودم جوری که خیلی ها فکر میکردن من دخترم وهمیشه هرکس من ومیدید میگفت چه چشمای گربه ای خوشگلی داری،بگذریم یه روز ظهر که همه خونه خوا ب بودن

    یه نایلکس برداشتم وبا یه مقدار وسایل حمام یه پیرمرد که مسئول اونجا بود بدجور من ونگاه میکرد چون توشهر کوچک ما کم میشد یه بچه با اون سروشکل تنها بره حمام اما چیزی نگفت ازمن پول گرفت وگفت زیاد آب وباز نذار من رفتم قسمت عمومی با همه ترسم از اون حمام رفتم داخل که هیچ کس نبود یه حمام قدیمی که از دیوارهاش گیاه سبز شده بود وتاریک بود چند دقه که زیر آب ایستاده بودم که یه پسر حدوده بیست ساله اومد داخل که اولین بار بود آون ومیدیدم، اخه تو شهرهای خیلی کوچک همه همدیگرو میشناسن یا به قیافه میشناسن من واسه حمام اونجا نرفته بودم. یه انرژی من اونجا کشیده بود وجالب که آون پسره هم مثل من فقط زیر آب بود و وسایل حمام مثل من زیاد نداشت یک ساعتی فقط همدیگر و نگاه میکردیم که من اومدم بیرون ورفتم خونه تقریباً تا یک ماهر روز همون موقع من میرفتم حمام واو هم می اومد البته خیلی وقتا کسای دیگه مثل پیرمردها محل اونجا میدیدم اما بخاطر شهرستان خیلی کوچیک که همه خونه هاحمام داشتن دیگه کسی حمام بیرون نمیرفت، یادمه همون موقعها بود یه گربه سیاه بزرگ تو خونه ما پیدا شده بود که هروقت تنها بودم می اومد سردیوار با چشماش بهمزل میزد ومن شروع میکردم باهاش حرف زدن وا...

    ازش سوال میپرسیدم با جمع کردن چشماش جوابم میداد مدتی با نگاهش بهم میگفت خودتو بکش شاید باور نکنید من الان سی یک سالمه الان که به آون روزا فکر میکنم باورم نمیشه که من آون روزاروپشت سر گذاشتم، آخر تابستان بود که با خانواده رفتیم شمال یه روز که من وچندتا از دامادامون همراه پسرای فامیل رفتیم پلاژ محمودآباد چندروز بمونیم هروقت میرفتیم. تو قسمت طرح ساحلی که اطراف قسمت شنا میله زده بودن ومثل استخر شلوغ میشد مشغول آبتنی میشدیم که یه روز همون پسره که تو حمام شهرمون میدیدم اومد جلوم داشتم سکته میکردم اما ا مثل جادو دهنم بسته بودن که چیزی بگم،گیج بودم اومد از زیر آب دستم وگرفت گفت تاحالا تو عمق شنا کردی گفتم نه شروع کرد صحبت کردن وجالب بود انگار اولین باره من ومیبینه مرتب میگفت عاشق چشماتم پسر حتی از زیر آب جوری به بدنم دست میزد که داشت من وتحریک جنسی میکرد ومیگفت بیا بریم توعمق دستم وگرفته بود ومیکشیدم که یه مرتبه صدای شوت غریق نجات ها به صدا دراومد وشوهرخواهرم سریع اومد کنارم من. وکششید سمت خودش تا به خودم اومدم دیدم چقدر از ساحل دورم وداشتم غرق میشدم. یک آن دیدم هیچکس نیست هرچه به شوهر خواهرم ودیگران میگفتم با دوست ام بودم همشهری خودمونه گفت مواظبتم دعوام میکردن که کو کی نشون بده یک ساعت تمام ساحل گشتیم انگار هیچکس نبود،اما من دیدم،من کلی بااو حرف زدم،حتی هنوزم بعد هفده سال قسم جان عزیزم میخورم که کنارم بود

    با اینکه هردوپسر بودیم آون حرف عاشقانه میزد من بچه بودم وتاحالا تجربه این مسائل ونداشتم وتو عالم دیگه ای بودم،من چند ماه هروز تو آون حمام میدیدمش،آون گربه رو میدیدم که هردو یه حس به من میدادن تو آون سن کم وعالم بچگی فقط به خودکشی فکرمیکردم، شب که تو ساحل تنهارویه تخت نشسته بودم دوباره اومد این دفعه یکی دیگه همراهش بود آون رفت کنار ساحل ایستاد وخودش اومد من وگرفت تو بغل گفت تو داداش منی وتا اخرعمر باید کنارم باشی با موهام بازی میکردمنتو اوج بلوغ بودم نمیدونستم این حس یعنی چه حتی معنی سکس وارضا وعشق نمیدونستم،هم دوره ما خیلی محدود بودیم راهنما نداشتیم امکانات نبود چی بگم که خودمم نمیدونم تو کدوم دنبا وکی بودم،پدر وم مرده بود برادر نداشتم که معنی این چیزارو بپرسم الان که دارم مینویسم بعد هفده سال جای دستاش رو کمرم مورمور میشه،از مسافرت برگشتیم ومدرسه ها شروع شد من دیگه. حمام نمیرفتم،مدرسه ام عوض شد تا یه روز فهمیدم آون حمامو آتش زدن اهل محل میگفتن جن داره،

    هنوزم آون حمام هست، همه چیز از زندگی من رفت جز گربه ای که باچشماش که رنگ چشمای خودم بود وبا نگاهش با من حرف میزد،وسط سال بود که یه روز ربه رو رو دیوار مدرسه دیدم وسط کلاس درس بهترین دوستم که نیمکت کناریم بود رو گرفتم تاحد مرگ زدم جوری که از مشت هام ا نگشتم. شکست یه موجودی شده بودم که هیچکس ونمیشناختم بعد فرارکردم اومدم خونه رفتم توحیاط پشت باغچه یه ظرف پراز سم رو بر داشتم تولیوان حل کردم آون گربه کنارم بود ا ازش میپرسیدم بخورم چشماش وجمع میکرد لیوان وسر کشیدم یه تیغ برداشتم ومچ دستم ومثل دیونه ها میدریدم من هنوز چهارده سالم نشده بود بچه بودم،گربه تا چشمش به خون دستم افتاد رفت،که رفت چشم باز کردم دیدم بیمارستانم همه بودن هیچکس چاره نمیکرد . بگیرنم که لوله هارو داخل بینی ومعده ا ام کنن،

    در هرصورت گذشت ومادر بزرگم من وبر پیش یه دعا نویس، حالم بدترشد آون پسره رو کنارم احساس میکردم،نزدیک ده بار رگ دستم زدم جوری که الان جای تیغ وبخیه ها مثل سوختگی شده،من خیلی زیبا بودم خدا شاهده هرکس من ومیدید محوزیباییم میشد،به قرآن تعریف از خودم نیست اونم واسه پسر اما من تو.شهر به زیبایی شهرت داشتم،اما انگار روزگارم سیاه شده بود،مدرسه نرفتم،خوابوندنم تیمارستان، اینقدر کم سن وسال وکوچیک وزیبا بودم که پرستارا دلشون نمی اومد بهم ارامبخش بزنن گریه میکردن،به خانواده ام میگفتن از اینجا ببرینش، چی بگم الان داره یادم میاد چرا هیچ وقت آرامش نداشتم همیشه با مرگ ودرد زندگی میکردم همه از بیرون فکر میکردن خیلی خوشبختم اما نبودم،همه ادمهای دورو برم من واسه همه چیز میخواستن جز خودم،ازدواج کردم زنم از همه بیشتربدبختم کرد من الان دارم میفهمم که خیلی بچه بودم که جن زده شدم،که چون شبیه دخترا بودم یه جن پسراذیتم میکرد وهنوزم درمان نشدم فقط با کمک دعاها ازمن دور شدن،هنوزم فکر میکنم باید خودکشی کنم انگا بعد مرگ کسی کنارم میاد که آرامش دارم،من مثل بقیه نمیگم سالم هستم نه من بیمارم،جنزده هستم،بهم میگن.. باهمه با ارانش ومتانت رفتار کن اما خودتو بکش زجربده، هنوز ساعدم جای تیغ ها میسوزه خون میاد،مثل مازوخیسم ها از خون.لذت میبرم، همش دنبال یکی میگردم توتاریکی باهم خون بازی کنیم،عاش خون بازیم،من از ده سالکی شایدم کمتردرگیر شدم دلم میخواهد برم سیستان بلوچستان اونجا جن زیاده همینطور آدمهایی مثل خودم...  

    ایجاد مقاله

    گزارش

    شما عضو وبگاه نیستید!

    دیدگاه

    الهام


    خیلی ناراحت شدم برات . باید پیش یه دعانویس حرفه ای بری. وگرنه مطمعن باش بالاخره یه روز خودتو از یه جایی پرت می‌کنی و خودکشی ناخواسته می‌کنی. چون خودتم میدونی که همون جنه داره وادارت می‌کنه.

    پاسخ

    ارسال شد



    شما عضو وبگاه نیستید!

    0000-00-00 00:00:00

    ناشناس


    برو بابا !!!!

    پاسخ

    ارسال شد

    ناشناس


    شکمت بره




    شما عضو وبگاه نیستید!

    ناشناس


    خشکلم احتمالا همون بار اول که رفتی حموم پیرمرد حمومی درها رو بسته اومده شرتت رو کشیده پایین وآنچنان فرو کرده تاخایه هاش رو تو که تو جن زده شدی به بعدش مطمعن باش برو خفتش کن ...

    پاسخ

    ارسال شد



    شما عضو وبگاه نیستید!

    بنده خدا


    خسته نباشید. عزیزان اینجور داستانها امکان دارد و نمونه های مشابه اش در کتاب ها و تاریخ هست. اما اینکه این قضیه واقعا برای ایشون اتفاق افتاده دیگه ما نمیدونیم به خدا میسپاریم ایشون رو. در نهایت راجب شما معلوم نیست آن دنیا بعد خودکشی چه چیزی منتظرتان باشد پس ریسک نکنید و بروید طرف خدا خودتان میدانید چطوری. از اشتراک این مطالب هم سود زیادی برای حل مشکلتان نمیرسد کافی است به مرکز یکی از مرجع های تقلید مطمئن بروید و کمک بخواهید ببخشید خودتو مسخره نکن از این اشتراک گذاشتن ها هیچ آبی گرم نمیشه.

    پاسخ

    ارسال شد



    شما عضو وبگاه نیستید!

    0000-00-00 00:00:00

    ناشناس


    بد

    پاسخ

    ارسال شد



    شما عضو وبگاه نیستید!

    nk


    آخی جای دستش رو کمرت مورمور میشه جوجو ؟؟!!!??

    پاسخ

    ارسال شد



    شما عضو وبگاه نیستید!

    ناشناس


    خسته نباشید. عزیزان این جور داستانها نمونه مشابه اش در تاریخ و کتاب ها هست و واقعیت داره اما اینکه برای ایشون اتفاق افتاده باشه یا نه دیگه ما نمیدونیم به خدا می‌سپاریم ایشون رو. در نهایت شما اگر واقعا بدنبال حل مشکل هستید به جای اینکه اینجا صداقت حرفهایتان در اینجا بیخودی دست به دست کنید به دفتر یکی از مراجع عظام بروید و مشکلتان را شرح دهید قطعا کمک خوبی خواهند بود و البته به طرف خدا بروید خودت بهتر میدونی چطوری .وگرنه حمام خون به راه بیندازید تازه معلوم نیست بعد خودکشی چه چیزی تو اون دنیا منتظرته عزیز دل

    پاسخ

    ارسال شد



    شما عضو وبگاه نیستید!

    0000-00-00 00:00:00

    fox


    نمی دونم چی بگم فقط با یاد خدا به زندگیت ادامه بده مطمئن باش چون تو زندگیم اینو دیدم که میگم فقط با خدا میتونی به تمام خواسته هات برسی میدونم که موفق میشی هیچ گاه امیدتو از دست نده تو میتونی با خدا باش پادشاهی کن بی خدا باش هر چه میخواهی کن

    پاسخ

    ارسال شد



    شما عضو وبگاه نیستید!

    0000-00-00 00:00:00

    fox


    برو بابا !!!!

    پاسخ

    ارسال شد



    شما عضو وبگاه نیستید!

    2020-03-02 01:21:34

    Soorousha


    داستان ترسناک جن همجنس‌باز :|

    پاسخ

    ارسال شد



    شما عضو وبگاه نیستید!

    مرجان


    خصوصا که میگین به طرز عجیبی زیبا هستی . چون پری ها خیلی عجیب زیبان.

    پاسخ

    ارسال شد



    شما عضو وبگاه نیستید!

    0000-00-00 00:00:00

    ناشناس


    ایش

    پاسخ

    ارسال شد



    شما عضو وبگاه نیستید!

    مرجان


    شاید خودت یه جورایی از نسل و یه رگه ای از اجنه و پری ها داری که بهت میگفته تو داداشمی.

    پاسخ

    ارسال شد



    شما عضو وبگاه نیستید!

    Fatii


    داستانتو خوندم خیلی غم انگیزه ولی من خیلیارو میشناسم که جن زده شدن ولی بعدش ازاد شدن تو میتونی بری پیش کسی مثل مرجع تقلید برو و مشکلتو بگو تلاشتو بکن تا بتونی ازاد شی تو هنوز جوونی نباید به فکر خودشکی باشی به نظر من که موفق میشی من بهت ایمان دارم تو میتونی این جن زشت و بی ریخت رو از خودت دورر کنی تومیتونییییییییییییی

    پاسخ

    ارسال شد



    شما عضو وبگاه نیستید!

    2020-02-27 21:39:51

    jaber


    123

    پاسخ

    ارسال شد



    شما عضو وبگاه نیستید!

    All Comments

    ارسال شد


    Confirmed By dictator horror6

    Login

    با عضویت در وبگاه از امکانات حرفه ای آن بهره مند شوید!

    ثبت نام

    12

    Room 6

    ناشناس

    IP: 562

    ناشناس

    IP: 113203

    ناشناس

    IP: 113203

    چقد شعر بدیه

    ناشناس

    IP: 37148

    اگه با مرام دیدی سلام برسون

    ناشناس

    IP: 89196

    من رفیقه با فرهنگ میخوام از ملایر 09106120396

    ناشناس

    IP: 89196

    من جن میخوام از همدان

    Amin-Mehdipour

    🙄

    ناشناس

    IP: 89235

    Fuck

    ناشناس

    IP: 9199

    دروغ؟

    Amin-Mehdipour

    بنواز؟؟

    نیلا

    نیما اصل بنواز 😐

    Nima2

    😏

    ناشناس

    IP: 77238

    چه خونیی ترسناک متروکس

    ناشناس

    IP: 7838

    slam man chikar konam

    ناشناس

    IP: 7838

    noo

    ناشناس

    IP: 5124

    من موقع شام داشتم میدیدم این فیلم رو شام رهر مار شد

    ناشناس

    IP: 5124

    فیلم فوق اولاه حتل بهم زنی بود

    ناشناس

    IP: 185220

    س

    ناشناس

    IP: 5138

    اینکار را نکنید شاید باور کردنی نباشد اما اگر بوجود خدا اعتقاد دارید باید به این چیز ها هم اعتقاد داشته باشید شاید به نودتون بگید من شجاع هستم و نمی ترسم و امتحان می کنم انا یادتات باشد خیلی ها مثل شما بودن که سر چیز های دیکه این حرف را زدن و اون کار را امتحان کردن و عواقبش را هم دیدن

    GHOSTFACE

    سلام

    ناشناس

    IP: 46245

    داداش رفتی

    ناشناس

    IP: 46245

    تو همون horror 6هستی

    ناشناس

    IP: 46245

    سلام

    Horror Book

    سلام

    Horror Book

    هست

    ناشناس

    IP: 46245

    کسی هست؟

    ناشناس

    IP: 46245

    سلام

    ناشناس

    IP: 8657

    😀

    نیلا

    گلروووو 😂😂

    نیلا

    😂🤦🏻🌱

    ناشناس

    IP: 5115

    😂😂

    ناشناس

    IP: 5122

    گلرو کیه

    Soorousha

    عزیزم بیا دم در با تو کار دارن

    Soorousha

    گلرووووووووو

    Soorousha

    وایسا صداش کنم

    Soorousha

    آره گلرو اینجاست

    ناشناس

    IP: 5177

    سلام، سرکار خانم م گلرو اگه به این سایت سر میزنید لطفاً اطلاع بدید کار مهمی دارم

    ناشناس

    IP: 2191

    کجاش ترس ناک بود خیلی هم قشنگ بود

    ناشناس

    IP: 37129

    S

    ناشناس

    IP: 83121

    سلام جن در خانه تبریز خیابان فجر خودم رفتم دیدم البته ساختمان رو

    Room6 Supported By Foodforfox ChatRoom

    Best Views

    اتاق قرمز یا رد روم

    اتاق قرمز یا رد روم اتاق قرمز  سایتی در دارک وب بوده که با پرداخت مبلغی وارد ان شده و بصورت زنده تکه تکه کردن انسان ها را مشاهده می نمایید در پشت اتاق های مرگ دارک نت چه می گ

    فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما)

    فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما) فیلم هزار پای انسانی The Human Centipede یکی از بدترین فیلم های تاریخ سینماست که در سال 2009 برای اولین بار ساخته شد اما به دلیل س?

    لیست فیلم های ممنوعه جهان

    لیست فیلم های ممنوعه جهان این ژانر، ما را با ژرف ترین و تاریک ترین بُعد انسان آشنا می کند. جایی که همه ما امیدواریم هیچ وقت شاهد آن نبوده یا جزئی از آن نباشیم. از دید منتقدان، فیل

    راز عدد 241543903

    ?ت که توسط دیوید هورویتز، هنرمند شناخته شده نیویورکی ابداع شد داستان از این قرار که دیوید هوروتیز در سال 2009 یک تصویر از خود ، در سایت فلیکر (که سایت محبوب عکاس ها و عکس دوستانه است) منتشر کرد در این تصویر دیوید سر خود را داخل یخچال کرده بود و از کاربران خواست این کار را انجام دهند و عکس ها را  با عدد 241543903 تگ کنند (برچسب بزنند).   حال چرا این عدد؟جالب است بدانید این عدد به صورت شانسی از ترکیب شماره سریال روی یخچال و بارکد روی نودل مرغ یخ زده بدست آمده است ایده سر در یخچال زمانی به سر دیوید زد که یکی از دوستان وی بدلیل بیماری سر خود را  در داخل یخچال می برد تا کمی دردش تسکین یابد. جالبی این موضوع باعث شد که خیلی ها این کار را انجام دهند و عکس خود را با تگ این 241543903 در سایت منتشر کنند، و بدلیل این که برچسب یک معیار مهم برای گوگل است با  جستجو این عدد در گوگل یک گالری از افرادی با سر هایی در داخل یخچال بارگذاری می شود.  

    داستان ترسناک یک حمام معمولی

    داستان ترسناک یک حمام معمولی horror6: الان حدود چندساله درگیرم خیلی کارا کردم که بتونم فراموش کنم آزاد بشم که نشد فقط با کمک یه جنگیر تونستم اونارو از خودم دور کنم،همیشه فکرمیکردم

    فیلمی از عروسک لولیتا

    فیلمی از عروسک لولیتا o6: سلام حتما درباره عروسک های لولیتا چیز های زیادی شنیدید لولیتا به دخترانی میگویند که دست و پای آنها بریده می شه و دندانشان را می کشند و از آنها به عنوان ب?

    شعر نفرین شده جهنم تومینو

    شعر نفرین شده جهنم تومینو جهنم تومینو شعری ژاپنی و نفرین شده که براساس افسانه ها اگر این شعر بلند خوانده شود سرنوشت بدی برای خواننده رقم خواهد زد. این شعر در یک کتاب 666 صفحه ای

    درگاه دارک وب

    کاربر گرامی این صفحه پل ارتباطی بین شما و وب پنهان می باشد تمامی لینک ها بررسی شده و شما را به وب سایت های خطرناک و بد افزار ها متصل نمی کنند قبل از ورود به وب پنهان نکات امنیتی را

    فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)

    فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)   ژانر : ترسناک زمان : 70 دقیقه زبان : انگلیسی محصول : امریکا کارگردان : Eli Roth ستارگان : Jay Hernandez, Derek Richardson, Eythor Gudjonsson خلاصه دا

    ترسا فیدالگو (روح مجازی)

    ترسا فیدالگو (روح مجازی) شاید شما هم در اینستاگرام یا دیگر شبکه‌های اجتماعی با کامنت‌هایی عجیب مواجه شده باشید. کامنت‌هایی که در همان سطر اول، خبر از رخدادی عجیب و ترسن

    لیلیت کیست (نخستین زن حضرت آدم)

    لیلیت کیست (نخستین زن حضرت آدم) داستان آفرینش در هر دینی به صورتی بیان شده است که انسانهای نخستین در همه آن ها آدم و حوا بوده اند اما نظریه متفاوتی نیز در اینباره وجود دارد که ا

    موزه اد و لورن وارن (موزه ترسناک)

    موزه اد و لورن وارن (موزه ترسناک) موزه ماورا الطبیعه اد و لورن وارن (occult museum) ،قدیمی ترین و تنها موزه از نوع خود است این موزه معروف، صدها هزار بازدید کننده از سراسر جهان را

    معرفی سایت های دارک وب

    معرفی سایت های دارک وب دارک وب یا وب تاریک به شبکه‌ای گفته می‌شود که در دسترس عموم نبوده و بیشتر برای مقاصد غیرقانونی مورد استفاده قرار می‌گیرد. ردیابی فعالیت‌های آن و شناسا

    عروسک جنسی لولیتا

    عروسک جنسی لولیتا داستان عروسک لولیتا به سال ۱۹۹۵ و زمانی که ولادیمیر نوباکوف داستانی تحت عنوان لولیتا را منتشر کرد باز می گردد. داستان این رمان در مورد یک استاد دانشگاه است که

    ازمایش دروازه ذهن (ارتباط با خداوند)

    ازمایش دروازه ذهن (ارتباط با خداوند) در سال 1983، یک گروه از دانشمندان در جستجوی ارتباط با خداوند بودند. برای این کار آنها یک آزمایش به نام دروازه ذهن را آغاز کردند. آنها پیشبینی ک?


    Today Show#

    #داستان ترسناک یک حمام معمولی
    #راز عدد 241543903
    #فیلمی از عروسک لولیتا
    #لیست فیلم های ممنوعه جهان
    #فیلم ترسناک Djinn 2013 (جن)

    Related Posts

    داستان ترسناک حقیقت تلخ

    داستان ترسناک حقیقت تلخ horror6: سلام، من خيلي از پست ها رو خوندم و باور ميكنم چون خيلي از اتفاقات براي منم افتاده و درسته همشون،اولين باري ك جن ديدم : خونه باغ مادربزرگم بوديم، صبح...

    داستان ترسناک مخلوق تاریکی

    داستان ترسناک مخلوق تاریکی horror6: (از زبان مادر بزرگ) سال1368 توی یکی از روستاهای اردبیل به اسم مرنی این اتفاق افتاده این روستا توی مناطق کوهستانیه وقتی زمستون میشه خیلی برف میاد ه?...

    داستان ترسناک هالای پوزان

    داستان ترسناک هالای پوزان سلام امروز میخواستم داستانی براتون تعریف کنم این ماجرا خیلی وقت پیش یعنی قبل از انقلاب وزمان شاه رخ داده بود این اتفاق رو از زبان دایی ام تعریف میکنم. ...

    داستان ترسناک باغی به تاریکی شب

    این داستانی رو که میخوام براتون تعریف کنم برمیگرده به ده سال پیش یعنی سال 77.شاید باورتون نشه اما این داستان برای من اتفاق افتاده .من کارمند بانک هستم و کارم افتاده بود توی تبریز....

    داستان ترسناک کوهستان شیاطین

    داستان ترسناک کوهستان شیاطین horror6: سربازی من تو منطقه ممنوعه بود. چرا ممنوعه، این اسمی بود که همه بچه ها و بالا رده ها گذاشته بودن روش، معروف بود به خطرناکی هم از لحاظ قاچاقی ها ...

    داستان ترسناک قتل برادر

    داستان ترسناک قتل برادر بدون هیچ صحبتی به شروع داستان میروم. این پسرپس از سال ها نذر نیاز پدرومادر به دنیا می اید درخانواده او تنها فرزند بوده است واز همان بچگی هیچ کمی در زندگ...

    داستان مشاهده نزدیک

    یه ماه پیش بود سرو صدا داخل حیاط خونه خودم شنیدم ، من فکر کردم دعوا شده ولی صدا تو حیاط بود خیلی ترسناک ، حرف هاشون به زبون عجیب که تا حالا نشنیدم و خیلی تند تند صحبت میکردن . تا من ...

    داستان ترسناک مهمان ناخوانده

    داستان ترسناک مهمان ناخوانده horror6: سلام میخوام یه داستان بگم که برا خودم اتفاق افتاده از اینجا شروع میکنم که بابام با دوستاش یه مدت کارای مخفی میکردن و یه عکسای عجب غریب تو گوشی...

    Tags

    #foodforfox
    #غذا برای روباه
    #خوراکی برای روباه
    #فود فور فاکس
    #اسرار ترسناک
    #بررسی اتفاقات عجیب و ترسناک
    #داستان ترسناک یک حمام معمولی

    Categories

    داستان (محتوای خواندنی با ویژگی انتقال هیجان و ترس)
    یوفو (فرا زمینی ها)
    بازی (بازی هایی با محتوا ترسناک)
    انیمیشن (انیمیشن هایی با محتوا ترسناک)
    افراد (انسان های خاص)
    حیوانات (جانداران ترسناک)
    جنایت کاران (جنایت های جهان)
    اعدام ها (بدترین شکنجه ها)
    مستند (مستند هایی با محتوا ترسناک)
    جنگ افزار ها (سلاح های مرگبار)
    فضا (عجایب اسمان)
    هیتلر و نازی ها (جنایات فاشیست ها)
    شیطان پرستی (موضوعاتی مرتبط با شیطان و شیاطین)
    سریال (سریال هایی با محتوا ترسناک)
    اسرار و رموز (جهان پنهان)
    حوادث (رخداد های ترسناک)
    کتاب (کتاب هایی با محتوا ترسناک)
    جالب (مطالب جالب توجه)
    پرونده های ترسناک (پرونده هایی مرتبط با رخداد های ترسناک)
    مکان های ترسناک (اماکن عجیب)
    مقتولان (اجساد)
    ماورا الطبیعه (ارواح)
    تسخیر شده گان (اجنه)
    اطلاعات عمومی (دانستنیها)
    بردگی (سلطه پذیر)
    برنامه های کاربردی (نرم افزار ها)
    تصاویر (تصویر های ترسناک)
    فیلم (مطالبی که حاوی ویدئویی برای پخش باشد)
    فیلم (فیلم هایی با محتوا ترسناک)
    عجیب (عجایب جهان)
    ترسناک (اتفاقات ترسناک جهان)
    دیپ وب (شبکه مخفی اینترنت)
    اینترنت (هر موضوعی که با اینترنت مرتبط است)
    وسایل نقلیه (هرگونه وسیله ساخت بشر که قادر به جا به جایی اجسام باشد)
    خدا (موضوعاتی مرتبط با الهیات)

    Magic

    11 نیاز به رتبه

    font Lora_on

    13 نیاز به رتبه

    font Anton_on

    نیاز به رتبه 16

    font Mukta_on

    نیاز به رتبه 20

    font Cairo_on

    نیاز به رتبه 24

    font Almarai_on

    نیاز به رتبه 32

    font Stylish_on

    نیاز به رتبه 40

    font Nosifer_on
    راهنما: این بخش سیستم ویجت های سایت را در بر میگیرد که به کمک آن می توانید تنظیمات موقتی خود را بر روی بخش های مختلف قالب اعمال نمایید
    با نام نویسی سریع در سایت از امکانات خاص از جمله تغییر تم ، فونت و ... برخوردار شو