داستان ترسناک مسافر خانه تسخیر شده

داستان ترسناک مسافر خانه تسخیر شده

داستان ترسناک مسافر خانه تسخیر شده
date: 2020-01-25 06:57:58
  • view: 2624 today: 0
  • داستان ترسناک مسافر خانه تسخیر شده
    داستان ترسناک مسافر خانه تسخیر شده
    یک شب سرد زمستونی بود،هوا گرگ و میش بود و به سختی میشد از شیشه ماشین بیرون رو دید.کولاک بود جاده یخ زده بود و هر چند دقیقه یک بار ،ماشین می لغزید و به این طرف و آن طرف کشیده می شد!از انتهای جاده چراغ قرمز رنگی که مدام روشن و خاموش می شد رو به سختی می دیدم به نظر مسافر خانه یا رستوران بود.به هر حال برای گذراندن اون شب تنها راه بود..! به آن سمت رفتم .بعد از مشکلات زیاد ماشین رو کنار اون محل پارک کردم و به سمت در ورودی رفتم .با گذاشتن پا هایم روی پله های بیرون مسافر خانه صدای (قرج-قرج) شنیدم انگار سال ها بود کسی به این مسافر خانه نرفته بود! فرصت برای فکر کردن به این موضوع نداشتم،دستام یخ کرده بود و پوستش سرخ شده بود. آرام دستگیره آن در بد ترکیب وقدیمی را چرخاندم ... در باز شد و وارد خانه شدم بوی نم آب همه جا رو پر کرده بود .مسافر خانه غرق در تاریکی بود. با مقدار روشنایی ماه که از شکاف بالای سقف می آمد می شد جلوی پایم را ببینم.صدای زوزه ی دردناک گرگ ها مو را به تنم سیخ کرده بود.. آرام آرام به سمت پیشخوان مسافر خانه می رفتم که ناگهان در، با شدت و صدایی بلند بسته شد. فکر کردم به خاطر باد و طوفان بیرون بود.زمین های چوبی مسافر خانه هم قرج-قرج می کردند گویی همه چیز در آنجا آه و ناله می کرد! کسی در پشت پیشخوان نبود..شیشه های نوشیدنی در قفسه ها روی هم افتاده و شکسته بودند.تار عنکبوت نیز روی اون ها رو پوشانده بود.صدای آه و ناله ی دختر نو جوانی مدام در گوشم می پیچید. صدا از طبقات بالا می آمد. همینطور که به بالا نگاه می کردم نا گهان انگشتی به گردنم کشیده شد!!! سر جایم خشکم زد. اشک در چشمانم حلقه زد..نمی دانم چرا!! با صدای لرزان می گفتم: من نمی دانستم اینجا ملک خصوصی است مرا ببخشید که بدون اجازه شما وارد شدم...! اما هر چه می گفتم پاسخی نمی شنیدم. انگار مسافر خانه در یک سکوت محض فرو رفته بود.تنها صدایی که می شد شنید صدای چک چک آبی بود که از سقف می ریخت...باز هم صدای ناله دختر تنم را لرزاند! کنجکاو شدم اما می ترسیدم .سریع به سمت همان در که از آن وارد شدم رفتم و دستگیره در را چرخاندم...وای خدای من در قفل بود ...فریاد زدم اما در آن بیابان خشک و خالی و در این کولاک برف کسی صدایم را نمی شنید! نا امید شدم و بر گشتم به سمت راه پله،با خودم فکر می کردم حتما پله های خروج اضطراری را خواهم یافت.آرام آرام از پله ها بالا رفتم..پله ها پیچ در پیچ بود و کوچک...مجبور بودم دستم رو به دیوار های نم دار بگیرم.ترس همه وجودم رو فرا گرفته بود..به طبقه اول رسیدم . یک سالن باریک و طولانی با اتاق هایی رو به روی هم. با سرعت به طبقات بعدی می رفتم و هر چه بالا تر می رفتم صدای آه و ناله ی دخترک را می شنیدم که انگار یکی مثل من در این مسافر خانه جن زده گیر افتاده..به بالا ترین طبقه که رسیدم، فکر می کنم (طبقه پنجم) بود، این طبقه هم سالن باربک و طولانی تری داشت با این تفاوت که تنها یک اتاق در انتهای سالن،درست رو به روی من ،دیده می شد! معماری آن خانه هم به نظرم خیلی عجیب بود. صدای آه و ناله تبدیل به صدای گریه و زاری در گوشم می پیچید! به سمت در می رفتم و قلبم تند تر می زد ،تمام مو های تنم سیخ شده بود و به زور آب دهانم رو غورت می دادم. حالا دیگه به پشت در رسیده بودم... آرام دستگیره را چر خاندم..ناگهان با صدای بلند و کوبنده ای از جا پریدم به خودم آمدم و فهمیدم قفل آهنی بزرگی از پشت در روی زمین افتاده. در را آرام باز کردم.اتاق خیلی مرتب و دست نخورده به نظر می رسید. رو تختی سفید رنگی رو تخت کشده شده بود و از تار عنکبوت ها می شد فهمید که سال هاست کسی این جا نبوده..وای.... ناگهان صدای گریه را پشت سرم احساس کردم این بار به سرعت رویم را برگرداندم و فهمیدم صدا از داخل دستشویی می آید! در را که باز کردم یک دستشویی قدیمی و معمولی را دیدم ...خواستم با آب صورتم را بشویم هنگامی که به آینه نگاه کردم ...دختری بد چهره با لبخند ترسناکی را پشت سرم دیدم!! قلبم سریع تر از همیشه می زد تا بر گشتم اثری از دخترک ندیدم! داشتم به عجیب و ترسناک بودن این محل ایمان می آوردم!! ناگهان تلفن بسیار بسیار قدیمی که احتمالا مال سال های ۱۹۵۰ بود ،زنگ خورد!!! خدایا مگر چنین چیزی ممکن است؟! تلفن را برداشتم و با صدایی لرزان گفتم: بله...؟! -صدای نفس نفس زنان و خشن مردی را شنیدم که می گفت:من هستم!!... با دستان خونین .. دارم با سرعت به سمت بالا می آیم!!! دیگر ترس تمام وجودم را فرا گرفته بود!تلفن را گذاشتم و با خود گفتم-نترس مرد،همه اینه توهمه - مدتی بعد دوباره تلفن زنگ زد!! تلفن را برداشتم.همان مرد بود که میگفت:من هستم.... با دستان خونین در طبقه اول!!! اشک در چشمانم جمع شد و مزه دهانم تلخ شده بود ..دستانم می لرزید..مدتی بعد دوباره تلفن زنگ خورد. خواستم بگویم :الوووو.... که مرد خنده ی ترسناکی کرد و گفت:من هستم.....با دستان خونین در طبق سوم!!! دیگر در حال خودم نبودم...فقط منتظر صدای زنگ بعدی بودم...همینطور هم شد! مرد گفت:من هستم.... با دستان خونین در طبقه چهارم!!! .. شروع به گریه کردن کردم ترسناک ترین لحظه های زندگی ام را تجربه می کردم و شاید...آخرین لحظات!! منتظر زنگ تلفن ماندم که اینبار به آن مرد التماس کنم...اما... اینبار صدای درب اتاق سکوت را شکست!! عقب عقب رفتم و به دیوار تکیه دادم...مو های تنم سیخ شده بود!! مرد با صدایی بلند و لرزان داد می زد در رو بااااز کن! در رو باااااز کن! ...ناگهان با صدایی مثل کوبیده شدن تبر به در از هوش رفتم .!و بعد که بیدار شدم جسد خود را دیدم که غرق در خون روی زمین افتاده و تبری داخل سرش است!! فهمیدم که مرده ام و به صورت روح سر گردان در آمده ام!!! از شیشه پنجره به پایین نگاه کردم... مردی داشت به سمت مسافر خانه می آمد .دلم برایش سوخت...نمیخواستم به سر نوشت من دچار شود میخواستم به پایین بروم و جلوی آمدن او را به این مسافرخانه جن زده بگیرم که مرد ترسناک وچندش آوری که مرا کشته بود آرام در گوشم گفت: بگذار بیاید او هم یکی از ما خواهد شد...! . . .

    ایجاد مقاله

    گزارش

    شما عضو وبگاه نیستید!

    دیدگاه

    Soorousha


    آخه وقتی توی داستانت گزینه‌ی دنبال کردنو روی اسمت میزنم چندتا اسم دیگه دقیقاً با همون تعداد مقاله که تو داری هم کنار اکانتت باز میکنه،

    پاسخ

    ارسال شد



    شما عضو وبگاه نیستید!

    حسین


    داداش سروش از داستان هایی که منتشر کردم جدید بخون و نظر بده بدونم پیشرفت کردم.

    پاسخ

    ارسال شد



    شما عضو وبگاه نیستید!

    حسین


    اقا سروش من تا بحال از همین اسم استفاده کردم در داستان نوشتن

    پاسخ

    ارسال شد



    شما عضو وبگاه نیستید!

    Soorousha


    حسین چرا با چندتا اکانت و اسم داستان مینویسی، همه رو با حسین بنویس که بدونیم خودتی،

    پاسخ

    ارسال شد



    شما عضو وبگاه نیستید!

    2020-03-02 01:21:34

    Soorousha


    Okay, understand

    پاسخ

    ارسال شد



    شما عضو وبگاه نیستید!

    Jaber


    کاربر هایی که بدون ثبت نام پست منتشر می کنند مطالبشون به اسم کاربر پیش فرض dark6427 ثبت میشه و فقط اسم ارسالی شون رو یدک میکشه پیشنهاد میکنم در سایت ثبت نام کنند و پست ارسال کنند چرا که در سیستم جدید سایت که مدتی دیگه ست میشه کاربرانی که مطالب بیشتری ارسال کردند جایگاه بالاتر و امکانات بیشتری خواهند داشت

    پاسخ

    ارسال شد



    شما عضو وبگاه نیستید!

    Lesunsump


    Viagra Description https://buyciallisonline.com/# - Buy Cialis Lioresal Achat 25mg Cialis Macrobid 100mg Furadantin For Sale

    پاسخ

    ارسال شد



    شما عضو وبگاه نیستید!

    ارسال شد


    Confirmed By admin jaber

    Login

    با عضویت در وبگاه از امکانات حرفه ای آن بهره مند شوید!

    ثبت نام

    1

    Room 6

    ناشناس

    IP: 37120

    Hi

    ناشناس

    IP: 5214

    سلام

    ناشناس

    IP: 5112

    نمن

    Horror Book

    سلام

    ناشناس

    IP: 9474

    سلام

    Nima2

    yes

    ناشناس

    IP: 5212

    ناشناس

    IP: 5124

    هنوز اینجا برقراره؟؟

    Amin-Mehdipour

    چی

    ناشناس

    IP: 8657

    میخوام دانلودش کنممممم

    ناشناس

    IP: 5124

    😐😐

    ناشناس

    IP: 21760

    زهلان گیط میش

    ناشناس

    IP: 5121

    😅😅

    ناشناس

    IP: 5121

    سلااااام😉

    نیلا

    سلام 😐✌️

    ناشناس

    IP: 2181

    تو ذولا سوار شو

    evil

    😅😅😅

    ناشناس

    IP: 17646

    🐽

    ناشناس

    IP: 217171

    منم کص میخوام

    ناشناس

    IP: 2179

    شثر سوار شو خوب می شی

    ناشناس

    IP: 93117

    ناشناس

    IP: 93117

    ناشناس

    IP: 93117

    ناشناس

    IP: 5125

    من کص‌میخام

    ناشناس

    IP: 2179

    سلام بچه ا

    BDSM HUB

    های گایز

    ناشناس

    IP: 2179

    سلام

    ناشناس

    IP: 145239

    cp

    ناشناس

    IP: 185225

    سلام

    ناشناس

    IP: 5122

    سکینه اللللووووو

    ناشناس

    IP: 5122

    الوووو

    ناشناس

    IP: 5122

    هوووی

    ناشناس

    IP: 37129

    ناشناس

    IP: 37129

    ناشناس

    IP: 5125

    ناشناس

    IP: 5125

    ناشناس

    IP: 5125

    ناشناس

    IP: 5125

    ناشناس

    IP: 185220

    ریلی نگا

    Soorousha

    گلرووووووو

    Room6 Supported By Foodforfox ChatRoom

    Best Views

    اتاق قرمز یا رد روم

    اتاق قرمز یا رد روم اتاق قرمز  سایتی در دارک وب بوده که با پرداخت مبلغی وارد ان شده و بصورت زنده تکه تکه کردن انسان ها را مشاهده می نمایید در پشت اتاق های مرگ دارک نت چه می گ

    فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما)

    فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما) فیلم هزار پای انسانی The Human Centipede یکی از بدترین فیلم های تاریخ سینماست که در سال 2009 برای اولین بار ساخته شد اما به دلیل س?

    لیست فیلم های ممنوعه جهان

    لیست فیلم های ممنوعه جهان این ژانر، ما را با ژرف ترین و تاریک ترین بُعد انسان آشنا می کند. جایی که همه ما امیدواریم هیچ وقت شاهد آن نبوده یا جزئی از آن نباشیم. از دید منتقدان، فیل

    راز عدد 241543903

    ?ت که توسط دیوید هورویتز، هنرمند شناخته شده نیویورکی ابداع شد داستان از این قرار که دیوید هوروتیز در سال 2009 یک تصویر از خود ، در سایت فلیکر (که سایت محبوب عکاس ها و عکس دوستانه است) منتشر کرد در این تصویر دیوید سر خود را داخل یخچال کرده بود و از کاربران خواست این کار را انجام دهند و عکس ها را  با عدد 241543903 تگ کنند (برچسب بزنند).   حال چرا این عدد؟جالب است بدانید این عدد به صورت شانسی از ترکیب شماره سریال روی یخچال و بارکد روی نودل مرغ یخ زده بدست آمده است ایده سر در یخچال زمانی به سر دیوید زد که یکی از دوستان وی بدلیل بیماری سر خود را  در داخل یخچال می برد تا کمی دردش تسکین یابد. جالبی این موضوع باعث شد که خیلی ها این کار را انجام دهند و عکس خود را با تگ این 241543903 در سایت منتشر کنند، و بدلیل این که برچسب یک معیار مهم برای گوگل است با  جستجو این عدد در گوگل یک گالری از افرادی با سر هایی در داخل یخچال بارگذاری می شود.  

    داستان ترسناک یک حمام معمولی

    داستان ترسناک یک حمام معمولی horror6: الان حدود چندساله درگیرم خیلی کارا کردم که بتونم فراموش کنم آزاد بشم که نشد فقط با کمک یه جنگیر تونستم اونارو از خودم دور کنم،همیشه فکرمیکردم

    فیلمی از عروسک لولیتا

    فیلمی از عروسک لولیتا o6: سلام حتما درباره عروسک های لولیتا چیز های زیادی شنیدید لولیتا به دخترانی میگویند که دست و پای آنها بریده می شه و دندانشان را می کشند و از آنها به عنوان ب?

    شعر نفرین شده جهنم تومینو

    شعر نفرین شده جهنم تومینو جهنم تومینو شعری ژاپنی و نفرین شده که براساس افسانه ها اگر این شعر بلند خوانده شود سرنوشت بدی برای خواننده رقم خواهد زد. این شعر در یک کتاب 666 صفحه ای

    درگاه دارک وب

    کاربر گرامی این صفحه پل ارتباطی بین شما و وب پنهان می باشد تمامی لینک ها بررسی شده و شما را به وب سایت های خطرناک و بد افزار ها متصل نمی کنند قبل از ورود به وب پنهان نکات امنیتی را

    فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)

    فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)   ژانر : ترسناک زمان : 70 دقیقه زبان : انگلیسی محصول : امریکا کارگردان : Eli Roth ستارگان : Jay Hernandez, Derek Richardson, Eythor Gudjonsson خلاصه دا

    ترسا فیدالگو (روح مجازی)

    ترسا فیدالگو (روح مجازی) شاید شما هم در اینستاگرام یا دیگر شبکه‌های اجتماعی با کامنت‌هایی عجیب مواجه شده باشید. کامنت‌هایی که در همان سطر اول، خبر از رخدادی عجیب و ترسن

    لیلیت کیست (نخستین زن حضرت آدم)

    لیلیت کیست (نخستین زن حضرت آدم) داستان آفرینش در هر دینی به صورتی بیان شده است که انسانهای نخستین در همه آن ها آدم و حوا بوده اند اما نظریه متفاوتی نیز در اینباره وجود دارد که ا

    موزه اد و لورن وارن (موزه ترسناک)

    موزه اد و لورن وارن (موزه ترسناک) موزه ماورا الطبیعه اد و لورن وارن (occult museum) ،قدیمی ترین و تنها موزه از نوع خود است این موزه معروف، صدها هزار بازدید کننده از سراسر جهان را

    معرفی سایت های دارک وب

    معرفی سایت های دارک وب دارک وب یا وب تاریک به شبکه‌ای گفته می‌شود که در دسترس عموم نبوده و بیشتر برای مقاصد غیرقانونی مورد استفاده قرار می‌گیرد. ردیابی فعالیت‌های آن و شناسا

    عروسک جنسی لولیتا

    عروسک جنسی لولیتا داستان عروسک لولیتا به سال ۱۹۹۵ و زمانی که ولادیمیر نوباکوف داستانی تحت عنوان لولیتا را منتشر کرد باز می گردد. داستان این رمان در مورد یک استاد دانشگاه است که

    ازمایش دروازه ذهن (ارتباط با خداوند)

    ازمایش دروازه ذهن (ارتباط با خداوند) در سال 1983، یک گروه از دانشمندان در جستجوی ارتباط با خداوند بودند. برای این کار آنها یک آزمایش به نام دروازه ذهن را آغاز کردند. آنها پیشبینی ک?


    Today Show#

    #داستان ترسناک یک حمام معمولی
    #لیست فیلم های ممنوعه جهان
    #معرفی سایت های دارک وب
    #ناموس کفتار چیست؟
    #فیلم ترسناک Nagina 1986 (ملکه مارها)

    Related Posts

    داستان ترسناک توهم تا واقعیت

    من خیلی وقت بود که میخواستم مطالب و داستانهای خودم رو براتون بفرستم که فرصت نمیکردم ، راستش من خودم واقعا جن یا روح دیدم ولی بعضی وقتها روزهای روشن هم چیزهای عجیب و غریبی میبنم ک...

    داستان ترسناک خانه ی روستایی

    سلام بچها وقتتون بخیر همونطر که عارض هستید اغلب اتفاقای ترسناک تو روستاها میفته. ما هم مادربزرگمون تو روستای ی خونه ی بزرگ داشت که ملا برای عید فطر رفتیم اونجا.  این شد که م...

    داستان ترسناک جنگل راه جن

    داستان ترسناک جنگل راه جن horror6: این داستان هم از زبان مادربزرگم که سال گذشته با هشتاد و پنج سالی که از خدا گرفته بود نگاه از دنیا برداشت و به دیدار حق شتافت،بنده نیز با خط و قلم شک...

    هالای پوزان

    یه روز زمستانی بعد از کلی خواهش و التماس از فرمانده گردان مرخصی چند روزه گرفتم و با خوشحالی به طرف خونه ، توی روستا حرکت کردم برای رفتن به روستا ابتدا رفتم ترمینال جنوب(خزانه) و ب...

    داستان ترسناک مهمانی وحشت

    داستان ترسناک مهمانی وحشت horror6: سلام داستانی که میخوام بگم برای حدودا ۱۰ سال پیشه.هنوز یک سال از ازدواجم نگذشته بود .باردار بودم. خونه ما یک خونه قدیمی بود که طبقه دوم یک مغازه م?...

    داستان ترسناک روح در جبهه

    داستان ترسناک روح در جبهه ...

    Blocked
    Blocked

    داستان ترسناک مزاحم بیشه زار

    داستان ترسناک مزاحم بیشه زار horror6: پدرم بخاطر مشکل قلبی قرارشد عمل قلب باز بکنه و میگفت ممکن بخاطر کهولت سن بهوش نیاد هرچقدر مامیگفتیم الان علم پیشرفت کرده توکلت بخداباشه بازم ...

    داستان دست و دلباز

    من الان بیست و هفت سالمه و اولین اتفاقی که برای من افتاد و شخصا شاهدش بودم چیزی حدود هجده یا نوزده سال پیش زمانی که هشت ساله بودم . داستانو اینطوری شروع میکنم طبق معمول پدر عزیزم ...

    Tags

    #foodforfox
    #غذا برای روباه
    #خوراکی برای روباه
    #فود فور فاکس
    #اسرار ترسناک
    #بررسی اتفاقات عجیب و ترسناک
    #داستان ترسناک مسافر خانه تسخیر شده

    Categories

    داستان (محتوای خواندنی با ویژگی انتقال هیجان و ترس)
    یوفو (فرا زمینی ها)
    بازی (بازی هایی با محتوا ترسناک)
    انیمیشن (انیمیشن هایی با محتوا ترسناک)
    افراد (انسان های خاص)
    حیوانات (جانداران ترسناک)
    جنایت کاران (جنایت های جهان)
    اعدام ها (بدترین شکنجه ها)
    مستند (مستند هایی با محتوا ترسناک)
    جنگ افزار ها (سلاح های مرگبار)
    فضا (عجایب اسمان)
    هیتلر و نازی ها (جنایات فاشیست ها)
    شیطان پرستی (موضوعاتی مرتبط با شیطان و شیاطین)
    سریال (سریال هایی با محتوا ترسناک)
    اسرار و رموز (جهان پنهان)
    حوادث (رخداد های ترسناک)
    کتاب (کتاب هایی با محتوا ترسناک)
    جالب (مطالب جالب توجه)
    پرونده های ترسناک (پرونده هایی مرتبط با رخداد های ترسناک)
    مکان های ترسناک (اماکن عجیب)
    مقتولان (اجساد)
    ماورا الطبیعه (ارواح)
    تسخیر شده گان (اجنه)
    اطلاعات عمومی (دانستنیها)
    بردگی (سلطه پذیر)
    برنامه های کاربردی (نرم افزار ها)
    تصاویر (تصویر های ترسناک)
    فیلم (مطالبی که حاوی ویدئویی برای پخش باشد)
    فیلم (فیلم هایی با محتوا ترسناک)
    عجیب (عجایب جهان)
    ترسناک (اتفاقات ترسناک جهان)
    دیپ وب (شبکه مخفی اینترنت)
    اینترنت (هر موضوعی که با اینترنت مرتبط است)
    وسایل نقلیه (هرگونه وسیله ساخت بشر که قادر به جا به جایی اجسام باشد)
    خدا (موضوعاتی مرتبط با الهیات)

    Magic

    11 نیاز به رتبه

    font Lora_on

    13 نیاز به رتبه

    font Anton_on

    نیاز به رتبه 16

    font Mukta_on

    نیاز به رتبه 20

    font Cairo_on

    نیاز به رتبه 24

    font Almarai_on

    نیاز به رتبه 32

    font Stylish_on

    نیاز به رتبه 40

    font Nosifer_on
    راهنما: این بخش سیستم ویجت های سایت را در بر میگیرد که به کمک آن می توانید تنظیمات موقتی خود را بر روی بخش های مختلف قالب اعمال نمایید
    با نام نویسی سریع در سایت از امکانات خاص از جمله تغییر تم ، فونت و ... برخوردار شو