داستان ترسناک مدرسه نفرین شده

داستان ترسناک مدرسه نفرین شده

داستان ترسناک مدرسه نفرین شده
date: 2019-07-02 11:54:48
  • view: 2699 today: 0
  • داستان ترسناک مدرسه نفرین شده
    داستان ترسناک مدرسه نفرین شده
    horror6: مهران نمی دانست که چکارکند،پس جاسم به اوگفت که باید به مدیرمدرسه اطلاع بدهد،مهران اگرچه می دانست این کارش هیچ تاثیری ندارد اما پیش مدیرمدرسه رفت واین موضوع رابااودمیان گذاشت اما مدیر به اوگفت که شاید به خاطر شنیدن سابقه ی مدرسه خیالاتی شده است وبه مهران گفت اگربازهم چیزی رامشاهده کردوخیلی مسئله جدی بود بازهم اطلاع دهد اواین مسئله رابه جاسم گفت اما جاسم اصلاًبه مدیراعتمادنداشت واعتقادداشت که مهران بایدخودش فرار کند وحتی حاضربودکه خودش به مهران کمک کندتافرارکند مهران دیگرنمی دانست چکارکند ،آیا واقعاًازمدیرکمک بگیردیا خودش فرارکند بالاخره بازهم شب شد ومهران به امیداینکه همه ی اتفاقات دیشب اش توهم بوده باشد خوابید. ساعت دوشب بود ومهران چشم اش راباز کردناگهان فردی کاملاًسیاه پوش راکه فقفط یک چشم داشت بالای سرش دید که باآن یک پشم اش به مهران زل زده بود،مهران نمی دانست آن لحظه چکارکند ونمی توانست تکان بخورد آن فردسیاه پوش داشت بازبان خودش مهران راتهدیدمی کرد ومهران هم درجایش میخ شده بودونمی توانست که تکان بخوردوفقط به آن فردکه بازبانی مشخص پچ پچ می کرد گوش می داد هرچندکه حرف های آن یک چشم ترسناک برایش نامفهوم بود ،اما می دانست که دارداوراتهدیدمی کند و.. مهران ازخواب بیدارشد،نمی دانست که آیا همه ی آنها خواب بوده اند یانه واین مهران راعصبانی ترمی کردومی خواست بفهمد که قراراست که چه بلایی سرش می آید مهران بلندشدومی خواست که جریان دیشب رابه جاسم بگویدتاباهم نقشه بکشندتافرارکنند اماهیچ اثری ازجاسم نمانده بود،همه جا راگشت امانتوانست جاسم راپیداکندوفوراًرفت واین مسئله رابه مدیر گفت امامدیرمعتقدبودکه هیچ اتفاقی برای مهران نیفتاده ومعتقدبودکه جاسم ازمدرسه فرارکرده. اما مهران اطمینان داشت که جاسم فرارنکرده واتفاقی برایش رخ داده است وبالاخره بعدازکلی گشتن ماجرابه پلیس گزارش دادند پلیس هادرعرض یک ساعت به مدرسه رسیدند وازآنجاکه این اتفاقات دراین مدرسه هرچندسال یک بارمی افتاد پلیس ابدون نیازبه هیچ توضیحی به گشتن دنبال جاسم مشغول شدند،مهران هم که دوست صمیمی جاسم بودهمراه آنها رفت تا ساعت دوشب دنبال جاسم گشتند اماهیچ اثری ازاونبود،ابالاخره درپایه ی یک درخت بزرگاثرات زیادی ازخون دیدند،آنهافکرکردندکه شایدخون یک حیوان باشداما وقتی کمی جاوتررفتند صحنه ی وحشتناکی دیدند ،جسدانسانی انجاافتاده بود،مهران دعامی کردکه جاسم نباشد اما وقتی که بیش تربه ان صورت خونی دقت کردندافهمیدندکه جسدجسدمهران بخت برگشته است . مهران ازشدت وحشت حتی نمی توانست که برای دوست صمیمی اش گریه کند دوروزازان حادثه می گذشت ومهران فقط درگوشه ای نشسته بودونمی دانست که چه کند،مدیر وپلیس ها آن حادثه رابه دلیل فرارکردن جاسم ازمدرسه و حادثه ی طبیعی می دانستند اما مهران مطمئن بودکه آن حادثه اصلاًطبیعی نبوده وجاسم اصلاًفرارنکرده بلکه آن رابه زوربه آنجاکشانده اند بالاخره گزارش حادثه کامل شد ومهران هم به شدت به مدیر مدرسه مشکوک شده بودوتصمیم گرفت که مدیررازیرنظربگیردوبعدازآن انتقام دوستش وتمام بچه هایی که دراین سال ها قربانی اوشده بودند رابگیرداما دقیقاًنمی دانست که مدیرچرابایدهمچنین کاری کند،پس می خواست که بداند واقعاًاودراین بازی تلخ چکاره است چندروزگذشت ومهران همچنان مدیررازیرنظرداشت،باوجوداینکه بسیارناراحت حادثه بوداما سعی می کردکه ازماجرا سردربیاورد . اوتصمیم گرفت که به اتاق مدیریت مدرسه برودواین کارتنها درشب آن هم دزدکی امکان پذیربود،پس منتظرماندتاشب بشود،باوجودآنکه روزبسیارخسته کننده ای درپیش داشت ام به زورتوانست جلوی خودش رابگیردوخوابش نبرد ،سرانجام مطمئن شدکه همه خوابیده اند پس بلندشدوآهسته کلیدراازجاکلیدی برداشت ودراتاق مدیریت رابازکرد،اوفوراسراغ کمددفتررفتتاسوابق مدیران ومعلمان تاریخ مدرسه رانگاه کند درآنجا چشم اش به پوشه ای خوردکه روی آن راخون زیادی فراگرفته بودکه ازرطوبتش مشخص بود خون خیلی قدیمی نبود تاریخ پوشه مربوط به سی وپنج سال پیش یعنی دقیقازمان تاسیس آن مدرسه بود وقتی که مهران پوشه راخواندفهمیدکه اینپوشه مربوط به قتل فرپی به نام علی وطنی بوده که به طرزمشکوکی دراین مدرسه به قتل رسیده،این قتل اولین پرونده ی مشکوک این مدرسه بوده مهران به این فکرافتادکه اگراین پرونده مربوط به سی سال پیش بوده پس چراروی آن خون مرطوب وجوددارد ناگهان برق های اتاق قطع شدند مهران خیلی ترسید چکه ای رابرروی لب های خوداحساسدکرد وابتدافکرکردکه شایدچکه ی آب باشد اماوقتی درآن تاریکی آن قطره راکه برروی گونه اش ازسقف می چکیدندچشید احساس کردکه قلبش ایستاده آری آن چکه ها چکه ی خون بود مهران شروع به فریادکشیدن کردکه ناگهان صدایی می آمد:آن صدا،به مهران می گفت:هیچکی صدای تورونمی شنوه ،همونطورکه هیچکی صدای منونمی شنوید، مهران کمی به اطرافش نگاه کردودیدکه پسری تقریباًهمسن خودش باقیافه ای افسرده مانندبه چشم های مهران زل زده بودوداشت حرف می زد:نفرین به همه ی شما نفررینننن .مهران منتظربودکه آن روح(پسرافسرده)بیاید وآن رابکشداما به طرزعجیبی برق هاروشن شدندوروح ناپدیدشد،مهران نمی دانست که چه شده پس فوراًپرونده راگرفت وازآن اتاق بیرن آمد. اوتمام پرونده راخواندومتوجه شدکه سی وپنج سال پیش چندگرگ به آن مدرسه حمله کرده بودند وآن پسر می خواست ازدست گرگ هافرارکند وواردسالن مدرسه شودامادوست های آن درسالن رابستند چون می ترسیدندکه گرگ همراه آن واردسالن بشوند وبه آنهاهم صدمه ای برسد ،ودرهمانجادرحالی که پسرازدوستانش خواهش می کردکه به کمک اش بیاینددرجلوی چشمان دیگردانش آموزان مدرسه توسط گرگ هاتکه تکه شد مهران که قضیه رافهمیدزود به اتاق استراحت مدیرمدرسه رفت امادیدکه مدیردراتاقش نیست پس فوراًهمه راخبرکرد. همه دنبال مدیرمی گشتندوامیدواربودندکه اوراپیداکننداما هیچ خبری ازاونبود،مهران قضیه رابرای همه توضیح دادوگفت که این مدرسه نفرین شده است درآن شب تاریک صدای فریادی آمد اماآن صدا،صدای مدیرنبود،بلکه صدای یکی دیگرازبچه هابود،همه یکدیگررانگاه می کردندببینند آن صداصدای کیست،همه حاضربودندغیرازمحمود(یکی ازدانش آموزان مدرسه)پس همه می دویدندکه اورانجات دهند اما سکوت همه جارافراگرفت ،همه به فکرافتادندکه چه بلایی سرمحمد آمده آقای احمدی (ناظم مدرسه)فریادمی زد که همه ی بچه ها پیش همدیگر بمانند. آقای احمدی برای اطمینان بیش تر به غیرازچهارپنج نفر به بقیه گفت که داخل مدرسه بمانند وبه هیچ وجه بیرون نیایند. مهران وچهاردانش آموزدیگربه همراه ناظم به راه افتاداند،آقای احمدی خیلی سعی کردباپلیس تماس بگیردتابه کمک آنها بیاینداما به طور عجیبی گوشی ها آنتن نمی دادند آنهازیادازمدرسه دورنشده بودندکه نورزیادی ازسمت مدرسه می آمد،همه به عقب برگشتند،درست است مدرسه آتش گرفته بود وهمه ی بچه هادرآنجاگیرافتاده بودند،آنها به نزدیکی مدرسه رسیدنداما آتش آنقدرزیادشده بودکه هیچ کس نمی توانست به آن نزدیک شود. مهران که داشت بانگرانی به ساختمان مدرسه نگاه می کرد،ناگهان آن پسرافسرده(روح)رادیدکه باحالت افسوس گونه به مهران نگاه می کرد درآن وضع دیگرهیچ کس نمی توانست به آنها کمک کند،صدای ناله ی بچه هاازدردسوختگی می آمد،آقای احمدی ودیگر بچه ها فورابه سمت دردویدندکه ناگهان دربازشد وهرپنج نفرشان به سمت آتش کشیده شدند،مهران که می دانست هدف آن روح کشتن همه ی بچه های آن مدرسه است به آنهازل زده بودومی دانست که هیچ کاری ازآنها برنمی آید،که درهمین حال فردی باسروصورت زخمی داشت به طرف مهران می آمد مهران که درشک فرورفته بودهمانطوربه آن فردنگاه می کرد کمی که جلوترآمدمهران دانست که مدیر است اوباصدایی پرازترس به مهران گفت:توراست می گفتی اون روح دنباله اینه که همه ی ماروبکشه.بیافوراًفرارکنیم مهران باصدای غمگین گفت:پس بااوناچیکارکنید ((مادیگه نمی تونیم اونارونجات بدیم تنها بایدفرارر کنیم،احتمالاًتاحالاهم همشون کشته باشن . مهران:امااون ماروهم میکشه ((نگران نباش من دوتاقرآن آوردم اگه اونوهمرات داشته باشی هیچ آسیبی بهمت نمی رسه امااگه یه لحظه اونوول کنی..))سکوتی حاکمفرماشد،هردوباشتاب زیادی شروع به دویدن کردند. مهران می دانست. که اون زخمی شده ،اماانگارحالش خیلی بدترازتصورمهران بود مهران قورآن راخیلی محکم گرفته بود چون می دانست آن راازدست بدهد چه بلایی سرش می آید خیلی وقت بودکه مهران قرآن نخوانده بود،چون اصلاًآدم مذهبی نبودوشایدهیچ وقت فکرنمی کردآن بتواندجانش رانجات بدهد کم کم نورآفتاب رابرروی صورت خسته ورنگ پریده اش حس می کرد،نگاهی به اطرافش انداخت اما مدیرراندید ،اوبدون آنکه متوجه شودمدیرراتنها گذاشته بود،وشایدمدیرهم مثل افراددیگربادنیاوداع کرده بود چندروزازآن ماجراگذشت وخبرآن مدرسه سرتیتر بیش ترروزنامه هاومجلات کشورشده بود وهرمسئولی دلیلی برای آن حادثه اعلام می کردند. همه مهران راآدم بسیارخوش شانسی می دیدندکه تنها بازمانده ی آن حادثه بودامامهران خودش معتقدبودکه بایداوهم درکناردوستانش می مرد وآنقدربزدل نمی بودوفرارنمی کرد چندماه ازآن موضوع می گذشت ومهران اطراف مدرسه ی سوخته شده ووحشتناک راحصارکشیدودراطراف آن وروی دیوارمدرسه بانوشته ونصب تابلوبه مردمی که ازآنجاردمی شدنداخطاردادکه نزدیک آن نیایند واینطورفکرمی کردکه دین خودرابه جا آورده اوپس ازچندسال زجروترس وکابوس دیوانه شد دربیمارستان روانی هم فوت کرد.    

    ایجاد مقاله

    گزارش

    شما عضو وبگاه نیستید!

    دیدگاه

    ارسال شد


    Confirmed By admin jaber

    Login

    با عضویت در وبگاه از امکانات حرفه ای آن بهره مند شوید!

    ثبت نام

    1

    Room 6

    ناشناس

    IP: 37120

    Hi

    ناشناس

    IP: 5214

    سلام

    ناشناس

    IP: 5112

    نمن

    Horror Book

    سلام

    ناشناس

    IP: 9474

    سلام

    Nima2

    yes

    ناشناس

    IP: 5212

    ناشناس

    IP: 5124

    هنوز اینجا برقراره؟؟

    Amin-Mehdipour

    چی

    ناشناس

    IP: 8657

    میخوام دانلودش کنممممم

    ناشناس

    IP: 5124

    😐😐

    ناشناس

    IP: 21760

    زهلان گیط میش

    ناشناس

    IP: 5121

    😅😅

    ناشناس

    IP: 5121

    سلااااام😉

    نیلا

    سلام 😐✌️

    ناشناس

    IP: 2181

    تو ذولا سوار شو

    evil

    😅😅😅

    ناشناس

    IP: 17646

    🐽

    ناشناس

    IP: 217171

    منم کص میخوام

    ناشناس

    IP: 2179

    شثر سوار شو خوب می شی

    ناشناس

    IP: 93117

    ناشناس

    IP: 93117

    ناشناس

    IP: 93117

    ناشناس

    IP: 5125

    من کص‌میخام

    ناشناس

    IP: 2179

    سلام بچه ا

    BDSM HUB

    های گایز

    ناشناس

    IP: 2179

    سلام

    ناشناس

    IP: 145239

    cp

    ناشناس

    IP: 185225

    سلام

    ناشناس

    IP: 5122

    سکینه اللللووووو

    ناشناس

    IP: 5122

    الوووو

    ناشناس

    IP: 5122

    هوووی

    ناشناس

    IP: 37129

    ناشناس

    IP: 37129

    ناشناس

    IP: 5125

    ناشناس

    IP: 5125

    ناشناس

    IP: 5125

    ناشناس

    IP: 5125

    ناشناس

    IP: 185220

    ریلی نگا

    Soorousha

    گلرووووووو

    Room6 Supported By Foodforfox ChatRoom

    Best Views

    اتاق قرمز یا رد روم

    اتاق قرمز یا رد روم اتاق قرمز  سایتی در دارک وب بوده که با پرداخت مبلغی وارد ان شده و بصورت زنده تکه تکه کردن انسان ها را مشاهده می نمایید در پشت اتاق های مرگ دارک نت چه می گ

    فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما)

    فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما) فیلم هزار پای انسانی The Human Centipede یکی از بدترین فیلم های تاریخ سینماست که در سال 2009 برای اولین بار ساخته شد اما به دلیل س?

    لیست فیلم های ممنوعه جهان

    لیست فیلم های ممنوعه جهان این ژانر، ما را با ژرف ترین و تاریک ترین بُعد انسان آشنا می کند. جایی که همه ما امیدواریم هیچ وقت شاهد آن نبوده یا جزئی از آن نباشیم. از دید منتقدان، فیل

    راز عدد 241543903

    ?ت که توسط دیوید هورویتز، هنرمند شناخته شده نیویورکی ابداع شد داستان از این قرار که دیوید هوروتیز در سال 2009 یک تصویر از خود ، در سایت فلیکر (که سایت محبوب عکاس ها و عکس دوستانه است) منتشر کرد در این تصویر دیوید سر خود را داخل یخچال کرده بود و از کاربران خواست این کار را انجام دهند و عکس ها را  با عدد 241543903 تگ کنند (برچسب بزنند).   حال چرا این عدد؟جالب است بدانید این عدد به صورت شانسی از ترکیب شماره سریال روی یخچال و بارکد روی نودل مرغ یخ زده بدست آمده است ایده سر در یخچال زمانی به سر دیوید زد که یکی از دوستان وی بدلیل بیماری سر خود را  در داخل یخچال می برد تا کمی دردش تسکین یابد. جالبی این موضوع باعث شد که خیلی ها این کار را انجام دهند و عکس خود را با تگ این 241543903 در سایت منتشر کنند، و بدلیل این که برچسب یک معیار مهم برای گوگل است با  جستجو این عدد در گوگل یک گالری از افرادی با سر هایی در داخل یخچال بارگذاری می شود.  

    داستان ترسناک یک حمام معمولی

    داستان ترسناک یک حمام معمولی horror6: الان حدود چندساله درگیرم خیلی کارا کردم که بتونم فراموش کنم آزاد بشم که نشد فقط با کمک یه جنگیر تونستم اونارو از خودم دور کنم،همیشه فکرمیکردم

    فیلمی از عروسک لولیتا

    فیلمی از عروسک لولیتا o6: سلام حتما درباره عروسک های لولیتا چیز های زیادی شنیدید لولیتا به دخترانی میگویند که دست و پای آنها بریده می شه و دندانشان را می کشند و از آنها به عنوان ب?

    شعر نفرین شده جهنم تومینو

    شعر نفرین شده جهنم تومینو جهنم تومینو شعری ژاپنی و نفرین شده که براساس افسانه ها اگر این شعر بلند خوانده شود سرنوشت بدی برای خواننده رقم خواهد زد. این شعر در یک کتاب 666 صفحه ای

    درگاه دارک وب

    کاربر گرامی این صفحه پل ارتباطی بین شما و وب پنهان می باشد تمامی لینک ها بررسی شده و شما را به وب سایت های خطرناک و بد افزار ها متصل نمی کنند قبل از ورود به وب پنهان نکات امنیتی را

    فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)

    فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)   ژانر : ترسناک زمان : 70 دقیقه زبان : انگلیسی محصول : امریکا کارگردان : Eli Roth ستارگان : Jay Hernandez, Derek Richardson, Eythor Gudjonsson خلاصه دا

    ترسا فیدالگو (روح مجازی)

    ترسا فیدالگو (روح مجازی) شاید شما هم در اینستاگرام یا دیگر شبکه‌های اجتماعی با کامنت‌هایی عجیب مواجه شده باشید. کامنت‌هایی که در همان سطر اول، خبر از رخدادی عجیب و ترسن

    لیلیت کیست (نخستین زن حضرت آدم)

    لیلیت کیست (نخستین زن حضرت آدم) داستان آفرینش در هر دینی به صورتی بیان شده است که انسانهای نخستین در همه آن ها آدم و حوا بوده اند اما نظریه متفاوتی نیز در اینباره وجود دارد که ا

    موزه اد و لورن وارن (موزه ترسناک)

    موزه اد و لورن وارن (موزه ترسناک) موزه ماورا الطبیعه اد و لورن وارن (occult museum) ،قدیمی ترین و تنها موزه از نوع خود است این موزه معروف، صدها هزار بازدید کننده از سراسر جهان را

    معرفی سایت های دارک وب

    معرفی سایت های دارک وب دارک وب یا وب تاریک به شبکه‌ای گفته می‌شود که در دسترس عموم نبوده و بیشتر برای مقاصد غیرقانونی مورد استفاده قرار می‌گیرد. ردیابی فعالیت‌های آن و شناسا

    عروسک جنسی لولیتا

    عروسک جنسی لولیتا داستان عروسک لولیتا به سال ۱۹۹۵ و زمانی که ولادیمیر نوباکوف داستانی تحت عنوان لولیتا را منتشر کرد باز می گردد. داستان این رمان در مورد یک استاد دانشگاه است که

    ازمایش دروازه ذهن (ارتباط با خداوند)

    ازمایش دروازه ذهن (ارتباط با خداوند) در سال 1983، یک گروه از دانشمندان در جستجوی ارتباط با خداوند بودند. برای این کار آنها یک آزمایش به نام دروازه ذهن را آغاز کردند. آنها پیشبینی ک?


    Today Show#

    #داستان ترسناک یک حمام معمولی
    #معرفی سایت های دارک وب
    #لیست فیلم های ممنوعه جهان
    #ناموس کفتار چیست؟
    #پاکام دهی یا فوت جاب

    Related Posts

    داستان ترسناک انرژی سرگردان در خانه

    داستان ترسناک انرژی سرگردان در خانه horror6: سلام اين ماجرايى كه ميخوام بگم امسال تابستون برام اتفاق افتاد اواخر شهريور امسال با خانواده رفتيم تبريز و قرار شد بعد از تبريز بريم جل...

    داستان ترسناک عروسی اجنه

    داستان ترسناک عروسی اجنه horror6: سلام من می‌خوام ماجرای رو براتون تعریف کنم که به من گفته شده نباید پیش کسی به زبون بیاری ولی خوب به زبون نمیارم می‌نویسم من یه جوان 28ساله هستم که ...

    داستان ترسناک برزخ

    داستان ترسناک برزخ رفقا سلام،حال و‌احوالتون چطوره؟؟مطمعنم شماهم مث من از خوندن داستانها لذت میبرین.دوستان عزیزم این داستانی که میخوام براتون روایت کنم با داستانهای رویت جن م...

    داستان ترسناک شب های طولانی

    داستان ترسناک شب های طولانی horror6: سلام برای من و خانواده پدریم اتفاقای ماوا الطبیعه زیادی افتاده که سعی میکنم شاخص ترینشونو براتون تعریف میکنم. خونمون ۳ تا اتاق تو در تو بود ما ...

    داستان تجربیات من

    سلام خسته نباشید، منم یه اتفاقهایی برام افتاده ، اول اینکه ما از ساداتیم ، از اونا که جدشون خیلی سنگینه ، در حدی که پدر پدربزرگم کفششون حرکت میکرده و خود پدربزرگم هم با اجنه در ا...

    داستان سایه های تاریک

    باز هم سلام مجدد خدمت همتون ماری هستم... ماجرایی که میخوام براتون بگم برمیگرده به قضیه جدایی من از همسرم و اتفاقاتی که برام افتاد. حدود یک سالو چند ماهه که جدا شدم البته اینو در نظ...

    داستان ترسناک موجود چشمه آب

    بچه ها سلام ، چند تا ماجرا کوتاه ولی جالب از اطرافیانم شنیدم که خالی از لطف نیست براتون تعریف کنم ؛ دامادم تعریف میکرد یک روز با دوستام رفتن جنگل و تصمیم گرفتیم چند روز اونجا بمو...

    داستان ترسناک اولین روز های دانشگاه

    داستان ترسناک اولین روز های دانشگاه horror6: اتفاقی که میخوام تعریف کنم هر چند هنوز ترسش رو با خودم دارم و واقعا نوشتنش برام سخته ولی کاملا واقعی هست و مربوط میشه به پاییز سال هشتا...

    Tags

    #foodforfox
    #غذا برای روباه
    #خوراکی برای روباه
    #فود فور فاکس
    #اسرار ترسناک
    #بررسی اتفاقات عجیب و ترسناک
    #داستان ترسناک مدرسه نفرین شده

    Categories

    داستان (محتوای خواندنی با ویژگی انتقال هیجان و ترس)
    یوفو (فرا زمینی ها)
    بازی (بازی هایی با محتوا ترسناک)
    انیمیشن (انیمیشن هایی با محتوا ترسناک)
    افراد (انسان های خاص)
    حیوانات (جانداران ترسناک)
    جنایت کاران (جنایت های جهان)
    اعدام ها (بدترین شکنجه ها)
    مستند (مستند هایی با محتوا ترسناک)
    جنگ افزار ها (سلاح های مرگبار)
    فضا (عجایب اسمان)
    هیتلر و نازی ها (جنایات فاشیست ها)
    شیطان پرستی (موضوعاتی مرتبط با شیطان و شیاطین)
    سریال (سریال هایی با محتوا ترسناک)
    اسرار و رموز (جهان پنهان)
    حوادث (رخداد های ترسناک)
    کتاب (کتاب هایی با محتوا ترسناک)
    جالب (مطالب جالب توجه)
    پرونده های ترسناک (پرونده هایی مرتبط با رخداد های ترسناک)
    مکان های ترسناک (اماکن عجیب)
    مقتولان (اجساد)
    ماورا الطبیعه (ارواح)
    تسخیر شده گان (اجنه)
    اطلاعات عمومی (دانستنیها)
    بردگی (سلطه پذیر)
    برنامه های کاربردی (نرم افزار ها)
    تصاویر (تصویر های ترسناک)
    فیلم (مطالبی که حاوی ویدئویی برای پخش باشد)
    فیلم (فیلم هایی با محتوا ترسناک)
    عجیب (عجایب جهان)
    ترسناک (اتفاقات ترسناک جهان)
    دیپ وب (شبکه مخفی اینترنت)
    اینترنت (هر موضوعی که با اینترنت مرتبط است)
    وسایل نقلیه (هرگونه وسیله ساخت بشر که قادر به جا به جایی اجسام باشد)
    خدا (موضوعاتی مرتبط با الهیات)

    Magic

    11 نیاز به رتبه

    font Lora_on

    13 نیاز به رتبه

    font Anton_on

    نیاز به رتبه 16

    font Mukta_on

    نیاز به رتبه 20

    font Cairo_on

    نیاز به رتبه 24

    font Almarai_on

    نیاز به رتبه 32

    font Stylish_on

    نیاز به رتبه 40

    font Nosifer_on
    راهنما: این بخش سیستم ویجت های سایت را در بر میگیرد که به کمک آن می توانید تنظیمات موقتی خود را بر روی بخش های مختلف قالب اعمال نمایید
    با نام نویسی سریع در سایت از امکانات خاص از جمله تغییر تم ، فونت و ... برخوردار شو