داستان ترسناک سفر نحس

داستان ترسناک سفر نحس

داستان ترسناک سفر نحس
date: 2019-08-19 23:46:23
  • view: 2811 today: 0
  • داستان ترسناک سفر نحس

    داستان ترسناک سفر نحس
    horror6: من دوستم سارا و شایان و محمد هم دانشگاهیم باهم رفتیم ده ترکمن سرخه حصار برای تفریح یه جایی بام مانند وایسادیم و غروب افتابو تماشا میکردیم که دوتا سگ نروماده اومدن سمتمون و شروع کردن بازی کردنو دم تکون دادن شایان خیلی خوشش اومد ازششون و نازشون میکرد من تو ماشینم یه سیب داشتم قل دادم رو زمین سگ ماده دویید گرفتشو اورد دم پام ما حسابی سرگرم اونا شده بودیم که یهو سیب قل خوردو افتاد از تپه ایی که روش بودیم پایین صدای ضبط ماشینم زیاد بود و داشتیم عشق میکردیم تو اون منظره که یهو یه حسی بهم گفت برگرد پشت سرتو نگاه کن(من کلا حس ششم خیلی بالایی دارم)وقتی برگشتم دیدم یا علی یه عالمه سگ ولگرد دورتا دورمون جم شدن و حالت تهاجمی دارن شاید بخاطر صدای موزیک بود سریع به سارا گفتم بشین تو ماشین تا نشستیم سگا حمله کردنو هی پارس میکردن به طوری که از شیشه ی ماشین میخواستن بپرن تو شایان که بیرون بود. شرو کرد پارس کردن و انگار اونا حرفشو میفهمیدن و عقب نشینی کردن بچه ها نشستن تو ماشین که بریم باغ شایان که همون اطراف بود وقتی رسیدیم اونجا هوا کاملا تاریک شده بود و ذهنم حسابی درگیر بود که چرا حمله کردن بهمون خلاصه سرتونو درد نیارم وقتی رسیدیم به باغ و رفتیم تو یه باغ 2طبقه بود که طبقه ی اول یه سوییت و حیاط کوچیکی داشت و طبقه ی پایین استخرو دارو درختش اونجا بود ما اسپیکرو دراوردیمو شرو کردیم به زدنو رقصیدن و شادی کردن تو همین حسو حال بودیم که کارگری که تو سوییت بودو دیدیم که با حیرت داشت مارو نگاه میکرد و ما چون دختر بودیم خوشمون نمیومد شایان گفت بریم پایین که راحت باشیم توی باغ پایین یه سگ بود ما از ترسه داستانه قبلی گفتیم میترسیمو نمیایم پایین شایان سگو کرد تو انباریه پشت استخر که ما راحت باشیم اما مشکل فقط این نبود اونجا کاملا تاریک بود و فقط نور چراغ کنار جاده اونجا رو روشن میکرد باز با این وجود وسایلمونو جم کردیم رفتیم پایین یکم دوباره رقصیدیم که شارژ اسپیکرم تموم شد محمد رفت بذارتش تو ماشین و شایانم گفت میرم صندلی بیارم از بالا منو سارا پایین تنها موندیم احساس خوف اومد سراغمون جفتمون به سکویی تکیه دادیم تا بیان پسرا یهو یه حسی بهمون گفت برگردو کنارتو نگاه کن(نمیدونم تا حالا براتون پیش اومده شما یه طرفه دیگرو نگاه کنید و کسی نگاتون کنه ناخوداگاه برگردی)دقیقا یه همچین حالتی برامون پیش اومد . منو سارا باهم برگشتیم به وسطمون نگاه کردیم و یه صورت کاملا سیاه با چشای بیضی شکل ابیه اسمونی زل زده بود به صورتم از شدت ترس سرمونو برگردوندیم ک خودمونو گول بزنیم و باز برگشتیم ببینیم ایا درست دیدیم یا نه که شایان با صندلیا داشت از پله ها میومد پایین یهو پرید در عرض صدم ثانیه بالای سوییتی که تو باغ بالا بود از شدت ترس دستامون میلرزید گفتم سارا توام دیدی گفت اره شایان رسید کنارمونو صندلیا رو گذاشت زیر شیروونی گفت چرا نمیشینید گفتم شایان ما یه چیزی دیدیم شرو کرد مسخره کردنمون گفتم شایان اینجا جز ما کس دیگه ایی هم هست شروع کرد خندیدنو نشست رو صندلی گفت برام تعریف کنید چی دیدید همینطور که داشتیم تعریف میکردیم یهووو یه صدای دویدن خیلی سریع از روی شیرونی بلند شدو سگه شروع کرد زوزه کشیدن وقتی شایان فهمید دروغ نمیگیم. از شدت ترس فرار کردیم رفتیم از باغ وقتی از در داشتم میومدم بیرون حس کردم یه چیزی از تو کمرم کشیده شد بیرونو افتادم زمینو به سختی نفس میکشیدم اما داستان اینجا تموم نشد ما نشستیم تو ماشینو فرار میکردیم از اونجا شایانو محمد گفتن چرا خودشو به ما نشون نداد چرا فقط تو تونستی صورتشو ببینی ما اشرفه مخلوقاتیم برو ازش پیز بخواه من انقد از چیزی که دیده بودم ترسیده بودم که حد نداشت خلاصه هرجوری بود شایان راضیم کرد باز بریم اونجا محمدو سارا از ترس از ماشین بیرون نیومدن و منو شایان رفتیم همونجا هرچقد تلاش کردیم نیومد باز اونم چون پسر کنارم بود و بعد یک ساعت منتظر بودن برگشتیم تو ماشین من شب تنها بودم به سارا گفتم بیا خونمون اونم قبول کرد اما همدیگرو میدیدیم میترسیدیم اومدیم تو خونه رفتم توالت فرنگی که دیدم پر دستشوییه و کسی جز من خونه نبود باز گوش کلکی دادمش رفتیم تو اتاق که بخوابیم یهو در اتاق مادربزرگم محکم کوبیده شد بهم دیگه فهمیدم این چیزا الکی نیس از خونه زدیم بیرون و تا صبح تو خیابون چرخیدیم چند روزی به همین منوال گذشت تا من توی اینه داشتم ارایش میکردم دیدمش برگشتم پشتمو دیدم اما هیچی نبود ولی تو اینه میدیدمش بهش گفتم بیا باهم دوست باشیم من بهت یه چیز میدم تو به من یه چیز بده قبول کرد کفت برام اب اینه و گوشت بیار همون باغ زنگ زدمو به شایان گفتم داستانو سریع اومد دنبالمو چیزایی که خواستو بردیم براش من میترسیدم تنهایی باهاش روبرو شم اما تا وقتی که شایان کنارم وایساده بود. خبری ازش نشد بهش گفتم تو اینجایی نمیاد ولی تنهایی هم میترسم کلی بهم انرژی داد که نترس هرکسی این چیزارو نمیتونه تجربه کنه فقط نترسو تو روش سوار باش و از این حرفا شایان ازم دور شد رفت طبقه ی بالا باز اون حس خوف اومد سراغم شرو کردم بلند بلند باهاش حرف زدن گفتم بهم پول بده طلا بده یه شرایط ایده ال برام مهیا کن و اینم از چیزایی که ازم خواستی نمیتونستم ببینمش اما صدای حرف زدنشو تو گوشم میشنیدم پاشدم رفتم بالا و اومدیم سمت خونه به مادربزرگم گفتم داستانو اول که میخواست توجیه کنه منو که خیال کردم. اما به مرور زمان خودش متوجه شده بود که غیر از منو مادربزرگم کسه دیگه ایی تو خونمون میادو میره و شاید باورتون نشه در عرض کمتر از یک ماه هرچی که خواستمو بهم داد و هروقت میخواستم باهاش حرف بزنم تو اینه میدیدمش اما یواش یواش بدنم هی کبود میشد هضبیو پرخاشگر شده بودم و خبراییو میگفتم که عینا صورت میگرفت و از چیزای مختلف واسم خبر میاورد اما یه چیزی منو خیلی ازار میداد اونم این که زیر چشمام خیلی گودو سیاه شده بود و به هرکی میگفتم جن دارم باور نمیکردو فک میکرد من دیونم من موضوع رو به مادرم گفتم اون خیلی نگران شد و بهم گفت دیگه باهاش حرف نزن و بیا پیشم منم به رفش گوش کردم اما اون منو با چیزای خیلی زیادی وسوسه میکرد که بمونم باهاشو نرم پیش مادرم بعد چند هفته رفتم پیش مامانم و کل قضیه رو براش تعریف کردم و چیزایی که برا اورده بودو بهش نشون دادم اون کاملا حرفمو باور کرد و بهم گفت میدونی اون داره از کالبد تو تغذیه میکنه خیلی سعی کردم مقاومت کنمو بهش بفهمونم که اون دوستمه اما مادرم اسرار داشت با استادی صحبت کنم در این باره منم قبول کردم فرداش استاد اومد خونه ی مادرم من اونو شکلای زشت و چندشی میدیم. انقدی که از سر میز شام بلند شدمو بهش گفتم اصلا تو سر این میزی نمیتونم غذا بخورم استاد خندیدو گفت وایسا سر وقته توهم میام یک باره ترسی منو گرفت که انگار میخواد منو بکشه پاشدم رفتم تو اتاق یه سیگار روشن کردم اون مرد اومد پیشمو ازم پرسوجو کرد من فقط میگفتم اون دوستمه نمیخوام بره از پیشم گفت این چه دوستیه که داره تورو از بین میبره گفتم نمیکنه اینکارو گفت باشه قبوله نمیکنه بخواب روی زمین تا ببینی چیکار میکنه باهات منم خوابیدم گفت چشاتو ببند و همین که دستشو گذاشت رو شکمم صدای داد یه مرد از دهن من اومد...بیرون چندتا دیگه از این اساتید هم بودن سریع اومدن تو اتاق و دستو پامو گرفتن شاید باورتون نشه ولی من تحت تسخیر اون بودم و انقد کوبیده شد بدنم اینور اونور که نره و فقط داد میزدم 4تا مرد و داداشمو داییم یعنی جمعا 6 نفر منو گرفته بودن اما قدرتی بهم دست داد که همشونو پرت کردم اینور اونور باهر بدبختی بود از تنم بیرون رفت و تا 4هفته صورتم کبودو سیاه بود و بعد از اون دیگه ندیدمش و همه چیز تموم شد نصیحت من به شما دوستان اینه که هرگز بهشون نزدیک نشید اگر بودنشون کنار ما خوب بود حتما خدا خودش مارو کنار هم میذاشت و هیچ وقت سعی نکنید حکمت خدارو زیر پا بذارید و اونایی که میخوان بگن تخیل و تصوره یا داستان لطف کنید انجیل تورات قران که کتاب های اسمانی هستو بخونید و مطمعن باشید که وجود داره.  
    ایجاد مقاله
    گزارش

    شما عضو وبگاه نیستید!

    دیدگاه

    comment

    Lesunsump

    Was Kostet Cialis 20mg https://buyciallisonline.com/# - Cialis Viagra Pharmacy Online cheapest cialis Cephalexin 500 Mg Dosages

    پاسخ

    ارسال شد


    شما عضو وبگاه نیستید!

    ارسال شد

    منتشر شده توسط admin jaber
    ساخت وب سایت در یک ثانیه با بلومیت!
    ورود

    با عضویت در وبگاه از امکانات حرفه ای آن بهره مند شوید!

    ثبت نام

    21

    Room 6

    Sabet

    هشدار بهت میدم منوقهوه ایی کنی منم زردت میکنم 😡🤘

    Sabet

    یوها نمیدونم تو چندتا داستان بهت گفتن ..

    Sabet

    تینا اینچین مرا تو آزردی 😣 خاله تیتو😝😂

    TINA

    ثابت جان بعد قهوه اییت میکنم ناراحت میشی

    Yoha

    تو کدوم داستان😑

    Yoha

    من؟؟کی؟

    Sabet

    یوها ،تورو میسپرم ب حق نظر دهندگان زیر داستان ب من گفتی درغگو ای شیاد مکار😳

    Sabet

    ثابت خالی نیست پسوند پاپری قبلشه 😣

    Sabet

    درضمن من فامیلیم پاپری ثابت هس خارجیشو بلد نبودم چطوری مینویسن 😡

    Sabet

    تینا 😂تینا نگاه اسم تینا😂 پسرونه اس دختر تینا باشه ،تینا😂

    Sabet

    یوها اون موقع سایت قاچاقی بود تاریخ تولد نداشت اما یادمه تینا ازهمون موقع کنکور میخوند

    Sabet

    منم متولد 86

    stan666

    ینفر هس ک از ۱۵ سالگی میشناسم امسال قراره نامزد کنیم😊😂

    stan666

    ی خبر دارم

    Yoha

    امانگ آس خیلی باحاله

    Yoha

    ماینکرافتم کلا باید از تو یوتیوب یاد بگیری

    Yoha

    مبینا تا حالا مافیا بازی گردی؟؟؟امانگ آس هم مثل همونه

    Regan Macneil

    سروشا تو متولد چند 72ای؟

    Regan Macneil

    خواهشا بگید ک میدونید چوری ینی چی😑

    Regan Macneil

    حالا خیلی مهم نیست کی اول گفته همچین آش دهن سوزیم نیست🙄😂😂یاد چوری میوفتم

    Regan Macneil

    بیااااا بروووو ینی تو فقط سه ماه ازم بزرگتری؟:////// اونوقت من تازه امسال میخوام برا اولین بار کنکور بدم:/ داوش اگه تو پیری من فسیلم

    Regan Macneil

    مرسی از لطفی که نسبت به من داشتی تینا خدا یک در دنیا هزار در آخرت بهت بده😑😂😂🥴

    Regan Macneil

    من باید بعد کنکور حتمن دوتا بازی رو ببینم چجوریه: ماینکرافت و امانگ آس

    Regan Macneil

    من که از خدامه ولی مطمئنم لااقل امسال نمیشه...مگه اینکه تو یه پارتی چیزی برام بجوری:)))

    Regan Macneil

    خره سروشا عجب پیشنهاد دوپی:/ اینو بنویسم بالا برگم که موقع تصحیح منو نشناسن کارناممه نیاد برام👀واقعا پیشنهاد خوبی بود یکی طلبت😎👻

    Regan Macneil

    اسمم مبیناست هانی

    Yoha

    ثابت حداقل دروغ میگی یکم تحقیق کن سایت از سال ۹۶ باز شده بعد تو چجوری از ۹۴ توشی:/

    Sabet

    کنکور میداد😳

    Sabet

    ازاون موقع تا حالا تینا داشت واسه دندون پزشکی

    Sabet

    Sabet

    من ازسال 94این سایت رو میخوندم

    TINA

    سروشا میشناسی منو قاطی کنم....میام براتا

    TINA

    خود مبینام میدونه من اول گفففففففتم مچلیییییییییی

    TINA

    ن من متولد ۲۲ فروردین ۱۳۸۱ ام

    Soorousha

    تازه یه سالم پشت کنکور بودی، الانم 19 سالته؟!! 😐 تینا بس کن این بازی کثیفو 😁 اینجا همه خودین، حالا من نمیگم ک امسال 29سالت شده، ولی خودت بعداً بگو 😅😁

    Soorousha

    همه‌یی وجود نداره، فقط من گفتم 😐 کس دیگه‌یی هم نباید بگه 🤐😑

    TINA

    مبینا اون منچلی رو من انداختم دهن همه🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣من ۱۹ سالمه پیر شدم مگ ن؟

    Yoha

    پیودی پای خداس.یکی دلایل علاقم بهش اینه که ماینکرافت بازی میکنه و یکی از افتخارات متینکرافتم اینه که بزرگترین فرد اینترنت یعنی پیودی پای در حال انجام این بازیه😐✋

    Yoha

    رگان یوتیوب خارجی هم میبینم:/

    Soorousha

    مبینا دانشگاه تهران قبول شو دیگه دا 😕

    Room6 Supported By Foodforfox ChatRoom
    پربازدید ترین ها
    اتاق قرمز یا رد روم

    اتاق قرمز یا رد روم اتاق قرمز  سایتی در دارک وب بوده که با پرداخت مبلغی وارد ان شده و بصورت زنده تکه تکه کردن انسان ها را مشاهده می نمایید در پشت اتاق های مرگ دارک نت چه می گ

    فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما)

    فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما) فیلم هزار پای انسانی The Human Centipede یکی از بدترین فیلم های تاریخ سینماست که در سال 2009 برای اولین بار ساخته شد اما به دلیل س?

    داستان ترسناک یک حمام معمولی

    داستان ترسناک یک حمام معمولی horror6: الان حدود چندساله درگیرم خیلی کارا کردم که بتونم فراموش کنم آزاد بشم که نشد فقط با کمک یه جنگیر تونستم اونارو از خودم دور کنم،همیشه فکرمیکردم

    فیلم ترسناک Hounds of Love 2016

    از نقطه ضعف هایشان برای ایجاد شکافی میان آنها استفاده کند تا بتواند جان سالم بدر ببرد…  

    راز عدد 241543903

    ?ت که توسط دیوید هورویتز، هنرمند شناخته شده نیویورکی ابداع شد داستان از این قرار که دیوید هوروتیز در سال 2009 یک تصویر از خود ، در سایت فلیکر (که سایت محبوب عکاس ها و عکس دوستانه است) منتشر کرد در این تصویر دیوید سر خود را داخل یخچال کرده بود و از کاربران خواست این کار را انجام دهند و عکس ها را  با عدد 241543903 تگ کنند (برچسب بزنند).   حال چرا این عدد؟جالب است بدانید این عدد به صورت شانسی از ترکیب شماره سریال روی یخچال و بارکد روی نودل مرغ یخ زده بدست آمده است ایده سر در یخچال زمانی به سر دیوید زد که یکی از دوستان وی بدلیل بیماری سر خود را  در داخل یخچال می برد تا کمی دردش تسکین یابد. جالبی این موضوع باعث شد که خیلی ها این کار را انجام دهند و عکس خود را با تگ این 241543903 در سایت منتشر کنند، و بدلیل این که برچسب یک معیار مهم برای گوگل است با  جستجو این عدد در گوگل یک گالری از افرادی با سر هایی در داخل یخچال بارگذاری می شود.  

    لیست فیلم های ممنوعه جهان

    لیست فیلم های ممنوعه جهان این ژانر، ما را با ژرف ترین و تاریک ترین بُعد انسان آشنا می کند. جایی که همه ما امیدواریم هیچ وقت شاهد آن نبوده یا جزئی از آن نباشیم. از دید منتقدان، فیل

    شعر نفرین شده جهنم تومینو

    شعر نفرین شده جهنم تومینو جهنم تومینو شعری ژاپنی و نفرین شده که براساس افسانه ها اگر این شعر بلند خوانده شود سرنوشت بدی برای خواننده رقم خواهد زد. این شعر در یک کتاب 666 صفحه ای

    سایت راز آلود و عجیبی به نام sentimentalcorp

    سایت راز آلود و عجیبی به نام sentimentalcorp eMp: سایت شرکت احساسی sentimentalcorp یک وب سایت راز آلود است که توسط سرور خود در اسپانیا کنترل می شود این سایت متعلق به رندی پروزاک بوده و حالتی راز

    فیلمی از عروسک لولیتا

    فیلمی از عروسک لولیتا o6: سلام حتما درباره عروسک های لولیتا چیز های زیادی شنیدید لولیتا به دخترانی میگویند که دست و پای آنها بریده می شه و دندانشان را می کشند و از آنها به عنوان ب?

    فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)

    فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)   ژانر : ترسناک زمان : 70 دقیقه زبان : انگلیسی محصول : امریکا کارگردان : Eli Roth ستارگان : Jay Hernandez, Derek Richardson, Eythor Gudjonsson خلاصه دا

    خانه اجنه در کلاردشت

    خانه اجنه در کلاردشت horror6: ویلای متروکه در کلاردشت که تمامی پنجره های آن با یکدیگر متفاوت هست و ساکنین می گویند که این خانه ارواح یک شبه ساخته شده است درب این ویلای متروکه در کلا?

    درگاه دارک وب

    کاربر گرامی این صفحه پل ارتباطی بین شما و وب پنهان می باشد تمامی لینک ها بررسی شده و شما را به وب سایت های خطرناک و بد افزار ها متصل نمی کنند قبل از ورود به وب پنهان نکات امنیتی را

    تئوری عجیب انیمیشن توپولو ها

    تئوری عجیب انیمیشن توپولو ها انیمیشن توپولو ها (Teletubbies) مجموعه برنامه کودکی بود که در 120 کشور به نمایش درومد و به بیش از 45 زبان دوبله شد که در ایران با نام توپولوها شناخته میشه، ب?

    معرفی سایت های دارک وب

    معرفی سایت های دارک وب دارک وب یا وب تاریک به شبکه‌ای گفته می‌شود که در دسترس عموم نبوده و بیشتر برای مقاصد غیرقانونی مورد استفاده قرار می‌گیرد. ردیابی فعالیت‌های آن و شناسا

    ترسا فیدالگو (روح مجازی)

    ترسا فیدالگو (روح مجازی) شاید شما هم در اینستاگرام یا دیگر شبکه‌های اجتماعی با کامنت‌هایی عجیب مواجه شده باشید. کامنت‌هایی که در همان سطر اول، خبر از رخدادی عجیب و ترسن


    # پربازدید های امروز
    #سرنوشت دیگو آلوز قاتل
    #فیلم ترسناک Hounds of Love 2016
    #داستان های ترسناک چندخطی
    #تئوری عجیب انیمیشن توپولو ها
    #مسترس و اسلیو چیست؟
    مطالب مرتبط
    داستان ترسناک سه قدم تا تاریکی

    داستان ترسناک سه قدم تا تاریکی .من سه تا داستان واقعي دارم كه يكي يكي واست ميفرستم ،اين داستانم مال حدود ٢٢ سال پيشه يعني ٨ سالم بود، ما يه خونواده پنج نفري هستيم كه توي همون سال ...

    داستان ترسناک اشباح استخر

    چند سال پیش موقعی که هفت هشت سالم بود یک خاطره ی خیلی ترسناک برای من و خونوادم اتفاق افتاده بود که هنوز بعد سالهای طولانی هر وقت که با خوانواده دور هم جمع میشم در مورد اون باغ و ...

    داستان سایه خندان

    درود.یک اتفاقی عجیبی چندشب پیش برامون افتادو میخوام تعریف کنم.نویسنده آشنای غریب هستم.از زبون مادرم چون این اتفاق برای مادرم افتاد.شب بود و طبق معمول اون همسایه مزاحم شب زنده دا...

    داستان ترسناک بیماری

    داستان ترسناک بیماری این اتفاقی که میگم تقریبا کمتر از یکسال پیش واسه خودم افتاده ، من ساکن کرجم و بیست و چهار سالمه سالمه چند ماه پیش منو دوتا از دوستام یه خونه اجاره کردیم و تق...

    داستان ترسناک فانوس روستا

    داستان ترسناک فانوس روستا horror6: سلام دوستان ، داستانی که میخوام تعریف کنم اولین تجربه من از اجنه هستش. ۹ یا ۱۰ سالم بود.یادمه دهه محرم بود و ما مثل هر سال برای مراسم عزاداری به رو...

    داستان ترسناک کوتوله سیاه

    داستان ترسناک کوتوله سیاه horror6: سلام چیزی که میخوام تعریف بکنم برمیگرده به دوران بچگیم من اهل مهابادم یادمه چهارشنبه سوری بود وما تو کوچه با بچه ها کنار خونه مون آتیش روشن کردیم...

    داستان ترسناک شالیزار و گربه سیاه

    سلام هر وقت که صحبت از جن و پری و از ما بهترون میشه ناخودآگاه دوست داریم یه ماجرایی باشه که حسابی با شنیدنش بترسیم و هیجان زده بشیم . اما همیشه اینطوری نیست ، این ماجرایی که برات...

    جن روی درخت

    سلام.این داستانی که میگم واقعیه و مال کوچیکیه منه و اون اولین تجربم درباره جن بود.یه شب که عروسی داییم بود و تو روستا برگذار میشد من اومدم بیرون که برم بازی.مثل همیشه با بچه های ف...

    برچسب
    #foodforfox
    #غذا برای روباه
    #خوراکی برای روباه
    #فود فور فاکس
    #اسرار ترسناک
    #بررسی اتفاقات عجیب و ترسناک
    #داستان ترسناک سفر نحس
    دسته
    داستان (محتوای خواندنی با ویژگی انتقال هیجان و ترس)
    یوفو (فرا زمینی ها)
    بازی (بازی هایی با محتوا ترسناک)
    انیمیشن (انیمیشن هایی با محتوا ترسناک)
    افراد (انسان های خاص)
    حیوانات (جانداران ترسناک)
    پرونده های ترسناک (جنایت های جهان)
    مستند (مستند هایی با محتوا ترسناک)
    جنگ و جنگ افزار ها (سلاح های مرگبار)
    فضا (عجایب اسمان)
    شیطان پرستی (موضوعاتی مرتبط با شیطان و شیاطین)
    سریال (سریال هایی با محتوا ترسناک)
    اسرار و رموز (جهان پنهان)
    حوادث (رخداد های ترسناک)
    کتاب (کتاب هایی با محتوا ترسناک)
    جالب (مطالب جالب توجه)
    مکان های ترسناک (اماکن عجیب)
    ماورا الطبیعه (ارواح)
    تسخیر شده گان (اجنه)
    اطلاعات عمومی (دانستنیها)
    شکنجه و بردگی (سلطه پذیر)
    برنامه های کاربردی (نرم افزار ها)
    تصاویر (تصویر های ترسناک)
    فیلم (فیلم هایی با محتوا ترسناک)
    عجیب (عجایب جهان)
    ترسناک (اتفاقات ترسناک جهان)
    اینترنت (هر موضوعی که با اینترنت مرتبط است)
    وسایل نقلیه (هرگونه وسیله ساخت بشر که قادر به جا به جایی اجسام باشد)
    خدا (موضوعاتی مرتبط با الهیات)
    تبلیغ
    Magic

    11 نیاز به رتبه

    font Lora_on

    13 نیاز به رتبه

    font Anton_on

    نیاز به رتبه 16

    font Mukta_on

    نیاز به رتبه 20

    font Cairo_on

    نیاز به رتبه 24

    font Almarai_on

    نیاز به رتبه 32

    font Stylish_on

    نیاز به رتبه 40

    font Nosifer_on
    راهنما: این بخش سیستم ویجت های سایت را در بر میگیرد که به کمک آن می توانید تنظیمات موقتی خود را بر روی بخش های مختلف قالب اعمال نمایید
    با نام نویسی سریع در سایت از امکانات خاص از جمله تغییر تم ، فونت و ... برخوردار شو