movie

فیلم Escape Room با زیرنویس

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

فیلم Escape Room با زیرنویس

 

شما عضو وبگاه نیستید!

6

0000-00-00 00:00:00

ناشناس

پاسخ

ارسال شد

شما عضو وبگاه نیستید!

0000-00-00 00:00:00

ناشناس

پاسخ

ارسال شد

شما عضو وبگاه نیستید!

0000-00-00 00:00:00

ناشناس

پاسخ

ارسال شد

شما عضو وبگاه نیستید!

0000-00-00 00:00:00

ناشناس

پاسخ

ارسال شد

شما عضو وبگاه نیستید!

0000-00-00 00:00:00

ناشناس

پاسخ

ارسال شد

شما عضو وبگاه نیستید!

0000-00-00 00:00:00

ناشناس

پاسخ

ارسال شد

شما عضو وبگاه نیستید!

movie

فیلم ترسناک 2019 In the Tall Grass

فیلم ترسناک 2019 In the Tall Grass

شما عضو وبگاه نیستید!

0

jaber

مرگ بر اثر جویدن ادامس

سایت کورا را شاید بشناسید، این سایت پایه یا بیسش بر سوال و جواب است، شما هر سوالی که داشته باشید می توانید بپرسید و اتفاقا آنقدر دانشمند و آدم های آگاه علاقمند این سایت هستند که بلافاصله هم سوالتان جواب داده می شود. آنهم نه جواب های الکی،بلکه جواب های کاملا علمی و دقیق….. اما ماجرایی که می خواهم برايتان بگویم ماجرای جالبی است، یکی در این سایت سوال کرده، بد شانس ترین مرگ را تا بحال چه کسی داشته است؟ که یکی از جواب ها بنقل از خبری در چند سال پیش از اوکراین بود. ماجرا از این قرار بود که پلیس جسدی را در حالی پیدا می کند که نصف بیشتر صورت ناپدید شده بود،با بررسی جسد سریع مشخص می شود که این جسد متعلق به یک دانشجوی شیمی اوکراینی است، فردی بنام ولادیمیر لوکونوس،اما چه اتفاقی افتاده بود؟ چه کسی چنین جنایت وحشتناکی کرده بود؟

بعد از تحقیقات،بزودی مظنون مشخص می شود و او کسی نیست جز خود او، اما چطور او خود را به چنان روز وحشتناکی انداخته بود؟ او عاشق آدامس بود و علاوه بر آن، دوست داشت آدامسش ترش تر باشد و او با انداختن آدامس داخل اسید سیتریک آنرا ترش می ساخت و چون دانشجوی شیمی هم بود،از آن اسید در دم دستش زیاد داشت.اما در یکی از روزها محلولی را که تصور می کرد اسید سیتریک باشد یک نوع مواد منفجره بود.او برای دقیقه ای آنرا داخل مایع فرو برده و سپس طبق معمول بشدت شروع به جویدن می نماید که آمیزه مایع منفجره در دهانش منفجر شده و نصف صورتش ناپدید می شود.

شما عضو وبگاه نیستید!

4

0000-00-00 00:00:00

ناشناس

پاسخ

ارسال شد

شما عضو وبگاه نیستید!

0000-00-00 00:00:00

ناشناس

پاسخ

ارسال شد

شما عضو وبگاه نیستید!

0000-00-00 00:00:00

ناشناس

پاسخ

ارسال شد

شما عضو وبگاه نیستید!

0000-00-00 00:00:00

ناشناس

پاسخ

ارسال شد

شما عضو وبگاه نیستید!

Nima2

تجربه من و دنیای ماورایی


سلام دوستان من از شهرکرد این مطلبوباهاتون به اشتراک میزارم .بخاطرانرژی زیادی که دارم خیلی راحت میتونم با دنیایی ماوارای خود ارتباط برقرار کنم ومیتونم فرافکنی کنم و روحمو چه اراده ی چه بدون اراده از بدن خارج کنم وپرواز روح کنم .یه شب که خوابیده بودم حس کردم ک انگار از گلو یکی منو خفه میکنه وحس کردم ک کلا خفه شدم حس کردم از خواب بیدار شدم وسریع از جام بلندشدم و برگشتم دیدم من هنوز سرجای خودم خوابیدم و دخترم کنارم خوابیده خیلی ترسیده بودم فکرکردم که واقعا مردم اما حس کردم ک نه اینطور نیست دیدم که نفس میکشم با خودم گفتم شاید دارم خواب می بینم سعی کردم ک برگردم سرجام بخوام یه لحظه چشمامو بازکردم دیدم که سرجای خودم خوابیدم وهمه چی همونجوری بود ک دیده بودم بعدبرای کسی که اطلاعاتش تو این چیزا زیاد بود درمیون گذاشتم وبهم گفت تو ب صورت غیر ارادی روحتو از بدنت خارج کردی.بعدها فهمیدم ک برادرم هم این قدرتو داره چندباری باهم این کارو کردیم ولی خب من خیلی میترسم چون ارتباطم با مجوداته اهریمنی خیلی قویه سریع جذب میشن میترسم که این کارو ارادی انجام بدم.

من بارها و بارها اونارو دیدم واذیتم کردن و منو ترسوندن اما دیگه واسه ی من عادی شدن یک روز توی خونه خوابیده بودم ک همسرم میخواست از خونه بیرون بره من حس کردم دارم سنگین میشم حس کردم ک دارم به سمت زمین کشیده میشم پوست بدنم کشیده میشد به سمت زمین دوبار همسرمو صدا زدم اما اون دیگه جلوی در بود صدای منونشنید و درو بست ورفت جوری شد ک تموم بدنم داشت ب سمت زمین کشیده میشد و موهام کشیده میشدحس کردم دارن از روحم تغذیه میکنن به زور خودمو از اون حالت خارج کردم وقتی بلند شدم از زمین ب سمت پنجره دویدم وشروع کردم به نفس نفس زدن و نفسهای عمیقی میکشیدم رفتم جلو آینه پوستم سفیده سفید شده بود وچشمام گود افتاده بود فهمیدم ک واقعا داشتن از روحم تغذیه میکردن مشکلاتی از این قبیل زیاد واسم به وجود آوردن هیچ جوری نتونستم اونارو دور کنم فقط تصمیم گرفت ک دیگه ازشون نترسم.

شما عضو وبگاه نیستید!

2

0000-00-00 00:00:00

ناشناس

http://www.decorativnayashtukaturka.ru/forum/profile/casinobtc6767550/ Top free spins bitcoin casino, top free online casino games https://esrsa.co.za/forum/profile/casinobtc22832108/ Ac casino reopening, ac casino concerts 2020 https://kampina.org/community/profile/casinobtc14239909/ Online bitcoin casino real money paypal usa, online bitcoin casino paysafecard 10 euro https://www.storiedaerebor.it/community/profile/casinobtc15751302/ Best bitcoin casino new orleans, best bitcoin slots to play at resorts world bitcoin casino http://www.footracedatabase.com/activity/p/112932/ Captain jack casino 2020 no deposit bonus codes, captain jack bitcoin casino no deposit bonus 2020 https://www.diamondclassicroleplay.de/community/profile/casinobtc24246250/ Free online casino promo codes, free online casino with no deposit bonus https://som64.site/community/profile/casinobtc31307298/ Play lightning bitcoin roulette free, play lightning bitcoin roulette online https://www.webmarketingspider.com/community/profile/casinobtc13377206/ Free bitcoin casino games australia, free bitcoin casino bitcoin slot games 777 https://nostrimundi.net/groups/slot-machine-winner-harrahs-casino-slot-machine-casino-life/ Slot machine winner harrah's casino, slot machine casino life https://alride.app/community/profile/casinobtc504990/ Bitcoin slot 10 games, bitcoin slot sites online https://apcjobs.net/index.php/community/profile/casinobtc10415348/ Casino website blackjack, casino website maken https://www.yds-online.com/spotlight/discuss/index.php/community/profile/casinobtc49939569/ Hercules bitcoin slot game, hercules bitcoin slot demo https://www.engagegov.ng/community/profile/casinobtc38635815/ Is bitcoin a gambling, is bitcoin faucets safe https://booksandmore.blog/community/profile/casinobtc14950148/ Bitcoin casino online no deposit australia, bitcoin casino online top 10 romania http://kecskesszerviz.hu/community/profile/casinobtc25476828/ Real vegas online bitcoin casino no deposit bonus codes 2017, real vegas bitcoin casino games http://www.myfashiontree.com/forum/profile/casinobtc14943838/ Play free online roulette games, play free pokies mr cashmanhttps://l3car.com/community/profile/casinobtc13832963/ Casino games.com, casino games.com free

پاسخ

ارسال شد

شما عضو وبگاه نیستید!

0000-00-00 00:00:00

ناشناس

پاسخ

ارسال شد

شما عضو وبگاه نیستید!

Nima2

عروسی اجنه

سلام زهرا هستم داستان جن همراه ماله منه همتون گفتید داستان بابامو بگم همون طور که میدونید من دختر زرنگ و شیطونی بودم درست مثل بابام زمانی که بابام جوون بود خیلی زرنگ بوده یه تنه شاید پنج نفرو میزده از هیچ حیوونی ترسی نداشته حتی یبار با قمه دو تا گرگو زخمی کرده بوده حدوده بیست ساله پیش بابام شب میره آبیاری باغمون بابام میگه رفتم باغو آبیاری کردم نشستم یه جا استراحت کنم میگه صدای سازو تبل اومد.. گفتم الان این وقته شب چه عروسیه رفتم جلو تر دیدم یه عده طبل میزنن یه عده ساز میزنن یه عده میرقصن خیلی لاغر اندام بودن با لباسای سفید میگه رفتم منم پیششون و منو دیدن خندیدن یه حرفایه نامفهومی زدن میگه حدود نیم ساعت پیاده روی کردیم رسیدیم به ی باغ اونجا هم کلی آدم بودن... همین که نشستم دیگ غذا و میوه آوردن یکیشون یه بشقاب غذا آورد و خوردم تموم شد اینا همون وسط داشتن می‌رقصیدن یه دفعه به خودم اومدم گفتم وا من اینجا چیکار میکنم.. گفتم بسم الله یدفعه دیدم وسطه ی باغ تک و تنها نشستم پاشدم رفتم خونه دیدم حتی دوره دهنم روغنیه

از همون شب دیگه ول کن بابام نبودن شبا میان به خوابه بابام میگن پاشو بریم بابام تو خواب جیغ میکشه ما بیدارش میکنیم هر شب چند تا چاقوی بزرگ میزاره زیره بالشش هنوزم باهاشون در ارتباطه من موهای خیلی بلندی دارم بابام همیشه میگه موهاتو کوتاه کن ولی من دوس ندارم کوتاه کنم میگم چرا جواب نمیده فقط میگه کوتاه کن یه سری ام صبح ساعت هفت بیدار شدم دیدم بابام خونه نیست مامانمو بیدار کردیم هر جارو گشتیم دیدیم نیست نیم ساعت بعد یه دفعه دیدیم تو اتاق خوابه اخه اونجا رو نگاه کرده بودم نبود خیلی به بابام گیر میدن بابام میگه بچه بودم یه سری یکیش میخواست منو با چوب بزنه بابام میگه من با سنگ زدمش هم من هم بابام خیلی جن دیدیم ولی مامانم فقط تو خواب اونارو دیده

بعضیا میگن دعا بخون ولی نمیدونم باور میکنید یا نه وقتی دعا میخونم اونا بدتر اذیتم میکنن مثلا تو خواب کتکم میزنن..
 

شما عضو وبگاه نیستید!

6

0000-00-00 00:00:00

ناشناس

پاسخ

ارسال شد

شما عضو وبگاه نیستید!

0000-00-00 00:00:00

ناشناس

پاسخ

ارسال شد

شما عضو وبگاه نیستید!

0000-00-00 00:00:00

ناشناس

پاسخ

ارسال شد

شما عضو وبگاه نیستید!

0000-00-00 00:00:00

ناشناس

پاسخ

ارسال شد

شما عضو وبگاه نیستید!

0000-00-00 00:00:00

ناشناس

پاسخ

ارسال شد

شما عضو وبگاه نیستید!

0000-00-00 00:00:00

ناشناس

پاسخ

ارسال شد

شما عضو وبگاه نیستید!

مسی

فیلم آنابل ۳

شما عضو وبگاه نیستید!

2

0000-00-00 00:00:00

ناشناس

پاسخ

ارسال شد

شما عضو وبگاه نیستید!

0000-00-00 00:00:00

ناشناس

پاسخ

ارسال شد

شما عضو وبگاه نیستید!

این داستان توسط تحلیلگران معلق شد. آیا نظرتان غیر از این است.

Horror Book

فیلم کوتاه

Nima2

داستان ترسناک تجربه مرگ

تازه عروس که بودم يکروز منو شوهرم بدجوري دعوا کرديم ولي عصر اونروز باهم آشتي کرديم شوهرم شوخياي خشن زياد ميکنه دستام هميشه براي گازاش کبوده يا مثلا اوايل باهام کشتي ميگرفت يا ميشست رو قفسه سينم و گلومو فشار ميداد اونروز بعده دعوا و آشتي من رو مبل دراز کشيدم و همسرم کنارم نشست داشتيم حرف ميزديم که يهو شالمو که رو دسته مبل بود انداخت رو گردنم و فشار داد من کم کم حس کردم حالم داره بد ميشه ازش خواستم ول کنه ولي اون توجه نکرد و من نور سفيدي رو ديدم که به سمتم ميومد و منم به نور که هرلحظه بهم نزديک تر ميشد نگاه ميکردم تا جايي که همجا نور مطلق شد ديگه يادم نمياد اين وسط چه اتفاقي افتاد فقط يادمه که يکي ميزد تو صورتم نيمه هشيار شده بودم و نور سفيدو ميديدم که کم کم برميگرده عقب و هي دورتر ميشه طوري که به يه نقطه تبديل ميشه ظاهرا از هوش رفته بودم شايدم داشتم ميمردم که شوهرم با ماساژ قلبي و چک زدن منو برميگردونه تجربه نزديک به مرگ من ترسناک نبود ولي بهم ثابت شد اونايي که از مرگ برگشته بودن و ميگفتن يه نور سفيد بطرفشون ميومد حقيقت رو ميگفتن حالا اون نور يا عزرائيله يا دروازه ي دنياي مرگ

و شوهرم از شوخي بدي که کرد ترسيد چون يه لحظه فکرکرد منو کشته اينقدر ترسيد و براش تجربه شد که از اون ببعد نه تنها ديگه از اونجور شوخياي خشن باهام نکرد بلکه الان اگه در اثر حادثه اي اتفاقي برام بي افته مثلا سر بخورم بي افتم يا موقع آشپزي دستمو ببرم اون بيشتر از من نگران ميشه،،،،حداقل تجربه مرگ من به اون درس عبرت خوبي داد دوستان فکرنکنيد من بي هوش شده بودم من اصلا نفس نميکشيدم چون خفه شده بودم در عرض چند ثانيه اين اتفاقا برام افتاد رفتمو برگشتم شايد اگر شوهرم يه مقدار از کمک هاي اوليه سر در نمياورد ديگه برنميگشتم

شما عضو وبگاه نیستید!

4

0000-00-00 00:00:00

ناشناس

پاسخ

ارسال شد

شما عضو وبگاه نیستید!

0000-00-00 00:00:00

ناشناس

پاسخ

ارسال شد

شما عضو وبگاه نیستید!

2020-05-19 04:19:33

TINA

چقد وحشیییی

پاسخ

ارسال شد

روزگاری تمومین


انقلابی


شما عضو وبگاه نیستید!

0000-00-00 00:00:00

ناشناس

پاسخ

ارسال شد

شما عضو وبگاه نیستید!

Nima2

حمام جن

داستان من مربوط به خودم نیست بلکه از پدر دوستم هس که نقل میکنم براتون.
دوستم میگفت از زبون پدرش که اون زمونا تغریباسالهای۶۹ یا۷۰بود که تو مهابادکردستان توخدمت سربازی بودم و اون موقع هم که زیادامکانات نبوداونم تو خدمت سربازی و وسط کوه و دشت.میگفت ماهم هفته ای یه باراونم جمعه گروهی بادوستای خودمون که آزاد بودیم میرفتیم حموم.براتون بگم از حموم.تغریبا ۱ کیلومتر از پادگان فاصله داشت اونم‌ حموم سالم نبود که خرابه حمومی بودتا سربازاکثیف نمونن.میگفت اون روز چندتااز رفیقام که باهاشون میرفتم حموم ازشانس بدمن همشون مرخصی بودن بااون یکی گروهم که ۲ساعت بعدما میرفتن اختلاف داشتیم نمیتونستم برم بااونا اخه مسخره میکردن میگه بالاخره پاشدم یه تکونی به خودم دادم وبعداز اطلاع به دژبانی واجازه راه افتادم ساعت شش ونیم صبح بودنیم ساعت میکشیدتابرسم واس همین زودبلند میشدیم.خلاصه رفتم ورسیدم هواهنوز درست وحسابی روشن نبود یه نیم ترسی هم تووجودم بود بالاخره تک وتنهاوسط تپه اونم کجاتو حمومای قدیم بااون خزینه ها.میگه رفتم تولباساروعوض کردم تونمره گذاشتم وبالنگ که

به خودبسته بودم رفتم تو وخودمو تو خزینه خیس کنم که چشمم به یه مردجا افتاده ی کچلی افتادکه داشت با سنگ پا پاهاشوتمیز میکرد
واقعا تعجب کرده بودم اخه این کیه صبح جمعه اونم به این زودی و تک وتنهااومده حموم فکرم به دِه روبروی حموم میرفت اماباورم نمیشد کسی تو این ساعت بیاد حموم اونم تنها خلاصه رفتم پیشش و سلام کردم و یه بحثی انداختم تا حرف بزنیم حوصلم سر نره اما اصلا نه انگار که با اون بودم سرش تو کار خودش بودسرش رو هم‌بلند نمیکرد دیدم نمیشه گفتم داداش لااقل بیا ویه کیسه ای بهم بکشیم که گفت سربازی؟
صدای واقعا کلفت و ترسناکی داشت آدم‌ اونم توفضای حموم که صدادوبرابر میشد موبه تنش سیخ میشد.
گفتم اره
گفت کیسه روبده وبچرخ.
کیسه رودادم چرخیدم داشت کیسه میکشید وباهم حرف میزدیم درحد سوال و پاسخ که یه دفعه گفت میدونی من کی ام؟
گفتم ن.
گفت کیسه روبگیر الان میام میگه پاشد رفت به طرف نمره میگه وقتی ازپشت نگا کردم فشارم افتادعین گربه چهاردست وپا وسط حموم میرفت به طرف نمره
میگه رفت دیگه توان بلندشدن نداشتم میگه رفت دیگه کلا نیومدفقط وقتی خواستم برم به طرف در خروجی

دیدم اون طرف رفت زیر دوش دیگه میگه ازهوش رفتم
وقتی بلندشدم دیدم اون یکی گروه اومدن و دارن لباسامو میپوشونن ۱ماه مرخصی دادن دوستم میگه بابام میگفت تا یک سال هنوز نمیتونستم مثل قبلا بگم و بخندم وبخوابم خدابه هیشکی نشون نده..

شما عضو وبگاه نیستید!

3

0000-00-00 00:00:00

ناشناس

پاسخ

ارسال شد

شما عضو وبگاه نیستید!

0000-00-00 00:00:00

ناشناس

پاسخ

ارسال شد

شما عضو وبگاه نیستید!

0000-00-00 00:00:00

ناشناس

پاسخ

ارسال شد

شما عضو وبگاه نیستید!

این داستان توسط تحلیلگران معلق شد. آیا نظرتان غیر از این است.

سلام

پوچ

Nima2

خانه پدری


سلام
یه داستان کوچیک دارم که براتون به اشتراک میزارم...سالها پیش توی یه خونه خیلی قدیمی وبزرگ توی مرکز تهران زندگی میکردیم ..من ازنوجوانی دائما دچار بختک میشدم عده ای میگن دلیل پزشکی داره بعضی هم معتقدن که یه نوع جن باعثش میشه
به هرحال من دیگه عادت کرده بودم وهروقت اینجوری میشدم همه تلاشم رومیکردم که داد بزنم یا خودمو تکون بدم تا ولم کنه خونواده هم به فریادزدنهای من موقع خواب عادت کرده بودن وسریع خودشونو به من میرسوندن وتکونم میدادن ووقتی میگفتم خوبم بدون هیچ پرسشی میرفتن دنبال کارشون..تا اینکه یه روز ظهر تابستان بود که من روی تخت تازه داشت خوابم میبرد که بختک روم افتاد بدون اینکه واکنشی نشون بدم منتظر شدم که خودش رها کنه یه دفعه دیدم یه نفر داره پامو به شدت تکون میده فکرکردم خواهرکوچکم میخادمنوبیدارکنه ولی نمیتونستم جوابی بدم بعد احساس کردم چیزی روی شونه راستم داره حرکت میکنه ازگوشه چشمم که نیمه بازبود نگاه کردم ودیدم دست یه دختر بچه داره به ارامی سمت صورتم میاد مطمعن شدم که دست خواهرم هست تااینکه چشمم به مچ دستش افتاد دیدم یه لباس پشمی خیلی کلفت روی مچش روپوشونده بود

وسط تابستون واون لباس عجیب بود یه دفعه ترس همه وجودم روگرفت همه انرژیمو جمع کردم وبعداز زمانی که به نظرم صدسال اومد بایه صدای ضعیف گفتم کیه!!! یه دفعه دستش روکشید و رخوت بدنم ازبین رفت مثل جت فرارکردم واومدم طبقه پایین...چندشب بعد دوباره تنهایی رفتم بالا که بخابم داشتم کتاب میخوندم ساعت دو شب چشمم داشت بسته میشد که دیدم یه دختربچه شش هفت ساله ازپشت شیشه اتاق داره نگاهم میکنه ولی به محضی که چشم توچشم شدیم یهو ناپدیدشد..دوباره فرارکردم واومدم پایین..بعدازاون چندباردیگه هم صحنه هایی پیش اومد که بافروش اون خونه توسط پدرم ونقل مکان ازاونجا دیگه چیزی ندیدم...

شما عضو وبگاه نیستید!

0
.

Yoha

روح

هر روزم مثل کابوس شده بود.همه جا را که نگاه میکردم پر از ارواح بود.تا اینکه یه روز که از خواب بیدار شدم و رفتم بیرون دیدم همسایه ها دارن درباره خونه ما میگن.داشتن میگفتن که آره دیگه این خونه ای که اینجاست سوخته طفلکی همه کسایی که توش بودن در اثر سوختگی مردن پس یعنی اون من بودم که تبدیل به روح شده بودم.......

.

.

.

.

mr. yoha

شما عضو وبگاه نیستید!

0




با عضویت در وبگاه از امکانات حرفه ای آن بهره مند شوید!

ثبت نام

پربازدید ترین ها

اتاق قرمز یا رد روم

اتاق قرمز یا رد روم اتاق قرمز  سایتی در دارک وب بوده که با پرداخت مبلغی وارد ان شده و بصورت زنده تکه تکه کردن انسان ها را مشاهده می نمایید در پشت اتاق های مرگ دارک نت چه می گ

فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما)

فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما) فیلم هزار پای انسانی The Human Centipede یکی از بدترین فیلم های تاریخ سینماست که در سال 2009 برای اولین بار ساخته شد اما به دلیل س?

داستان ترسناک یک حمام معمولی

داستان ترسناک یک حمام معمولی horror6: الان حدود چندساله درگیرم خیلی کارا کردم که بتونم فراموش کنم آزاد بشم که نشد فقط با کمک یه جنگیر تونستم اونارو از خودم دور کنم،همیشه فکرمیکردم

فیلم ترسناک Hounds of Love 2016

از نقطه ضعف هایشان برای ایجاد شکافی میان آنها استفاده کند تا بتواند جان سالم بدر ببرد…  

راز عدد 241543903

?ت که توسط دیوید هورویتز، هنرمند شناخته شده نیویورکی ابداع شد داستان از این قرار که دیوید هوروتیز در سال 2009 یک تصویر از خود ، در سایت فلیکر (که سایت محبوب عکاس ها و عکس دوستانه است) منتشر کرد در این تصویر دیوید سر خود را داخل یخچال کرده بود و از کاربران خواست این کار را انجام دهند و عکس ها را  با عدد 241543903 تگ کنند (برچسب بزنند).   حال چرا این عدد؟جالب است بدانید این عدد به صورت شانسی از ترکیب شماره سریال روی یخچال و بارکد روی نودل مرغ یخ زده بدست آمده است ایده سر در یخچال زمانی به سر دیوید زد که یکی از دوستان وی بدلیل بیماری سر خود را  در داخل یخچال می برد تا کمی دردش تسکین یابد. جالبی این موضوع باعث شد که خیلی ها این کار را انجام دهند و عکس خود را با تگ این 241543903 در سایت منتشر کنند، و بدلیل این که برچسب یک معیار مهم برای گوگل است با  جستجو این عدد در گوگل یک گالری از افرادی با سر هایی در داخل یخچال بارگذاری می شود.  

لیست فیلم های ممنوعه جهان

لیست فیلم های ممنوعه جهان این ژانر، ما را با ژرف ترین و تاریک ترین بُعد انسان آشنا می کند. جایی که همه ما امیدواریم هیچ وقت شاهد آن نبوده یا جزئی از آن نباشیم. از دید منتقدان، فیل

شعر نفرین شده جهنم تومینو

شعر نفرین شده جهنم تومینو جهنم تومینو شعری ژاپنی و نفرین شده که براساس افسانه ها اگر این شعر بلند خوانده شود سرنوشت بدی برای خواننده رقم خواهد زد. این شعر در یک کتاب 666 صفحه ای

سایت راز آلود و عجیبی به نام sentimentalcorp

سایت راز آلود و عجیبی به نام sentimentalcorp eMp: سایت شرکت احساسی sentimentalcorp یک وب سایت راز آلود است که توسط سرور خود در اسپانیا کنترل می شود این سایت متعلق به رندی پروزاک بوده و حالتی راز

فیلمی از عروسک لولیتا

فیلمی از عروسک لولیتا o6: سلام حتما درباره عروسک های لولیتا چیز های زیادی شنیدید لولیتا به دخترانی میگویند که دست و پای آنها بریده می شه و دندانشان را می کشند و از آنها به عنوان ب?

فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)

فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)   ژانر : ترسناک زمان : 70 دقیقه زبان : انگلیسی محصول : امریکا کارگردان : Eli Roth ستارگان : Jay Hernandez, Derek Richardson, Eythor Gudjonsson خلاصه دا

خانه اجنه در کلاردشت

خانه اجنه در کلاردشت horror6: ویلای متروکه در کلاردشت که تمامی پنجره های آن با یکدیگر متفاوت هست و ساکنین می گویند که این خانه ارواح یک شبه ساخته شده است درب این ویلای متروکه در کلا?

درگاه دارک وب

کاربر گرامی این صفحه پل ارتباطی بین شما و وب پنهان می باشد تمامی لینک ها بررسی شده و شما را به وب سایت های خطرناک و بد افزار ها متصل نمی کنند قبل از ورود به وب پنهان نکات امنیتی را

تئوری عجیب انیمیشن توپولو ها

تئوری عجیب انیمیشن توپولو ها انیمیشن توپولو ها (Teletubbies) مجموعه برنامه کودکی بود که در 120 کشور به نمایش درومد و به بیش از 45 زبان دوبله شد که در ایران با نام توپولوها شناخته میشه، ب?

معرفی سایت های دارک وب

معرفی سایت های دارک وب دارک وب یا وب تاریک به شبکه‌ای گفته می‌شود که در دسترس عموم نبوده و بیشتر برای مقاصد غیرقانونی مورد استفاده قرار می‌گیرد. ردیابی فعالیت‌های آن و شناسا

ترسا فیدالگو (روح مجازی)

ترسا فیدالگو (روح مجازی) شاید شما هم در اینستاگرام یا دیگر شبکه‌های اجتماعی با کامنت‌هایی عجیب مواجه شده باشید. کامنت‌هایی که در همان سطر اول، خبر از رخدادی عجیب و ترسن

لیلیت کیست (نخستین زن حضرت آدم)

لیلیت کیست (نخستین زن حضرت آدم) داستان آفرینش در هر دینی به صورتی بیان شده است که انسانهای نخستین در همه آن ها آدم و حوا بوده اند اما نظریه متفاوتی نیز در اینباره وجود دارد که ا

موزه اد و لورن وارن (موزه ترسناک)

موزه اد و لورن وارن (موزه ترسناک) موزه ماورا الطبیعه اد و لورن وارن (occult museum) ،قدیمی ترین و تنها موزه از نوع خود است این موزه معروف، صدها هزار بازدید کننده از سراسر جهان را

بازی ترسناک مومو (MOMO)

بازی ترسناک مومو (MOMO) بازی مومو (MOMO) یک چالش آنلاین در پیام‌ رسان‌ هاست که پس از مشخص شدن ارتباط آن با خودکشی یک بچه 12 ساله سر و صداهایی زیادی به پا کرده است چالش مومو از فیسبوک آغ



User Ranking

1405

jaber

562

horror6

556

Amin-Mehdipour

223

666MAX999

194

ScaryLand

189

Nima2

171

Soorousha

143

evil

134

Horror Book

123

food

106

bigfox

90

cgaron_iv

78

Dark

61

Azita

43

foodforwolf

34

AntiBlocker

29

Golnoosh

24

rezasezarap

23

johnRIP

22

Yoha

Magic

11 نیاز به رتبه

font Lora_on

13 نیاز به رتبه

font Anton_on

نیاز به رتبه 16

font Mukta_on

نیاز به رتبه 20

font Cairo_on

نیاز به رتبه 24

font Almarai_on

نیاز به رتبه 32

font Stylish_on

نیاز به رتبه 40

font Nosifer_on
راهنما: این بخش سیستم ویجت های سایت را در بر میگیرد که به کمک آن می توانید تنظیمات موقتی خود را بر روی بخش های مختلف قالب اعمال نمایید
با نام نویسی سریع در سایت از امکانات خاص از جمله تغییر تم ، فونت و ... برخوردار شو