کتاب مرشد و مارگاریتا

نویسنده: Jaber

دنبال کردن:

تعداد مقاله:1361

بیوگرافی: متولد 1374 هستم اهل گیلان، شهرستان آستانه اشرفیه، مدیر وبگاه غذا برای روباه. ترس حسی است مانند دیگر احساسات انسان، قصدم ساخت یک سایت ترسناک به معنای واقعی بود نه فقط به اسم. دوست داشتم چیزی بسازم که کاربر از بدو ورود غریبگی و ناشناخته بودن رو حس کنه و به نظر بنده چیزی که ناشناخته باشه ترسناک هم هست. امیدوارم تا اینجا به مقصدم نزدیک شده باشم.

درتاریخ : 2019-04-04
  • 49 بازدید
  • کتاب مرشد و مارگاریتا


     
    نام اثر : مرشد و مارگاریتا

    نویسنده : میخائیل بولگاکف

    مترجم : عباس میلانی

    حجم : 6 مگابایت

    کتاب مرشد و مارگاریتا که توسط میخائیل بولگاکف نوشته و با ترجمه ی عباس میلانی انجام گرفته است که دارای چهارصد و پنجاه و شش صفحه می باشد.داستان مرشد و مارگاریتا کتابی روسی که نگاشته ی میخائیل بولگاکف می باشد که از معروفترین رمان او است به اعتقاد خیلی از افراد این نوشته از مشهورترین و بزرگ‌ترین اثرهای ادبیات روسیه یا همان شوروی در سده بیستم به حساب می آید. زیادتر از صد اثر و مقاله درمورد این کتاب نوشته شده است.بولگاکف نگاشتن این داستان را در سال هزار و نهصد و بیست و هشت شروع نمود و نخستین نسخه خطی او را بعد از گذشت دو سال به دست خویش آتش زد.دلایل این عمل به احتمال زیاد نا امید شدن او به موجب شرایط خفه شده آن دوران متحد بودن جماهیر شوروی می باشد.در سال هزار و نهصد و سی و یک بولگاکف هم اکنون کار کردن به روی این داستان را شروع نمود و پیش نویس دوم او در سال هزار و نهصد و سی و پنج به آخر رسید.

    این رمان از 3 داستان موازی تشکیل شده است و در بخش هایی از کتاب این3 داستان با مهارت تمام با هم ادغام می‌شوند و بعد، دوباره از هم باز می‌شوند و‌ در نهایت به نقطه ای واحد می‌رسند و با هم معنا پیدا می‌کنند یکی از این داستان ها، فی الباب سفر شیطان در ظاهر استاد جادوی سیاه، به نام ولند، به همراه گروه کوچکش: عزازیل، بهیموت و کروویف به مسکو است. داستان دوم اما رجعتی است به اورشلیم، پونتیوس پیلاطس و مسیح و حوادثی که برایش رقم‌ می‌خورد. سومین داستان اما، عشق پاک و آسمانی رمان نویسی موسوم به مرشد، به زنی به نام مارگاریتا است.

    مرشد و مارگاریتا با زاویه‌ی دید سوم شخص بیان می‌شود و استارت کتاب، از پارکی است که در آن یک شاعر و یک سردبیر نوکیش، درباره‌ی سرودن شعری بحث می‌کنند و شخصی خارجی، به نام ولند که در واقع همان ابلیس است، وارد بحثشان می‌شود و در نهایت ناباوری، شیوه‌ی مردن سردبیر را مطرح می‌کند، و درست همانجا مرگ سردبیر شکل می‌گیرد و شاعر از آن پس، دچار شوک می‌شود. در ادامه‌ی این شروع میخکوب کننده، 2 داستان دیگر هم به طور موازی پیش می‌روند ما با اثری مواجه ایم که ساختاری پیچیده دارد. در کل اثر، در هم تنیدگی واقعیت و خیال را می‌بینیم. مرشد و مارگاریتا مانند دیگر آثار بولگاکف، بن‌اندیشه های فلسفی، اجتماعی و سیاسی دارد و دلهره ها و از جهتی، بحران های انسان معاصر را مطرح می‌کند و از طرفی با پس‌زمینه‌ اجتماعی و سیاسی دارد که در واقع تداعی گر دوران‌ تاریک استالین است. و اپیزود مرشد، به خوبی نمایان گر این دوران، یعنی جامعه ی، آفت زده‌ی شوروی است. در واقع مرشد، تنها شخصی است که به سواستفاده از قدرت توسط حکومت واقف است و اینجاست که بولگاکف، اورشلیم را با شوروی تطبیق می‌دهد.

    از جهتی دیگر نگاه عمیق و دقیق و انتقادی بولگاکف را به خوبی می‌بینیم وقتی در ابتدای اثر روشنفکران سطحی‌نگر پوچ و باژگونه خوان را با بحث های عبث، نشانمان می‌دهد، سپس با مهارت کامل سریعن برلیوزِ سردبیرِ روشنفکر مآب را حادث قرار می‌دهد و چنان مرگ وحشتناک و تحقیرآمیزی را برایش رقم می‌زند و تصویری پر قدرت خلق می‌کند تا علم زدگی را در نطفه خفه کند و با این عمل مخاطب را در شوک فرو می‌برد. از طرفی هم قضیه‌ی آتش کشیدن، گریبایدوف، خانه‌ی هنر مسکو را عملی می‌سازد و به نوعی تسویه حسابش را با این جماعت نابخرد، عملی می‌سازد در اپیزود مرشد و مارگاریتا، نکته ای که پررنگ جلوه می‌کند این است که مرشد را می‌توان برابرنهاد نویسنده درنظر گرفت که زندگی اش را یک نویسنده‌ی وابسته و حکومتی، به تباهی و پوچی، می‌کشاند و سرنوشتش، به نوعی شبیه به سرنوشت مسیح است که قدرت حاکم بر علیه او می‌ایستد. در واقع بولگاکف در این اثر، مسکو و اورشلیم را بسیار بهم شبیه می‌داند. و نشانما در جهان مادی، در اورشلیم، مسیح را به پول و مقام می‌فروشند و در مسکو مرشد که مقابل جامعه‌ی فاسد زمانه اش می‌ایستد، راهی تیمارستان می‌شود و در تنهایی می‌میرد.

    از نکات دیگری که در این اثر ماندگار مشهود است: نویسنده به خوبی راه نجات و رهایی از دنیای تهی و سیاه را عشق و ایمان می‌داند، نه عشق و ایمان کلیسایی و مقرراتی، بلکه عشق و باور عرفانی. بولگاکف به خوبی در این اثر، هنر ناب را ثمره‌ی این عشق می‌داند و به نوعی روی آوردن به هنر، هنری که همراه با عشق و باور عمیق باشد را بهترین راه خروج از دردها و رنج ها می‌داند فی الواقع، بولگاکف، نهاد، برابر نهاد و هم‌نهاد را در معماری اثر، می‌گنجاند و در برابر نهاد، که مسیح می‌باشد، برابر نهاد، که ابلیس است را قرار می‌دهد و در نهایت برخورد این دو، هم نهاد را بوجود می‌آورد، و هم نهاد در این‌ جا، متن است و سودای نویسنده اصالت متن و تقدس متن است، و این سودا در کاراکترها هم‌ نمود پیدا می‌کند. به زعم بولگاکف، فقط متن است که باقی می‌ماند. چه انجیل، چه متن های مرشد و چه متون دیگری که باقی مانده اند نویسنده‌ی باریک اندیش و ژرف نگر، رندانه (رند به معنای استادی بین مجاز و واقعیت) به این قضیه اشاره می‌کند که عنصر راهنما و روح هادی مرشد و مارگاریتا، ابلیس است که در لباس ولند و گروهش، ظاهر می‌شود، و رهایی و آرامش ابدی را به آنها نشان می‌دهد، نه خدا و مسیح. با رویکرد نشانه شناختی در نقد رمان مرشد و مارگریتا، می‌توان گفت: نویسنده با استفاده از المان ها و عناصر سمبولیک که در تمام اثر بکار می‌برد، پیام خود را به مخاطب انتقال می‌دهد و همین طور، زوایای جدیدی را به مخاطب نشان می‌دهد، و بینشی نو را برایش مطرح می‌سازد.

    ملاحظات:
     

    قیمت: 7500 تومان

    در صورت بروز مشکل در دانلود فایل ، این وبگاه موظف است فایل مورد نظر را به هر نحوی به خریدار برساند در صورت هرگونه مشکل با ما تماس حاصل فرمایید.

    فیلم آموزشی نحوه صحیح خرید و دانلود فایل

    تماس با ما

    همکاری در فروش

     

    رتبه این مقاله / 5.

    دیدگاه

    پاسخی بگذارید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.







    ملاحظات کاربر گرامی در صورت توهین و اهانت به مقدسات و کاربران دیگر آی پی شما مسدود خواهد شد.
    دسته ها اسرار و رموز (جهان پنهان) اطلاعات عمومی (دانستنیها) ترسناک (اتفاقات ترسناک جهان) کتاب (کتاب هایی با محتوا ترسناک)
    Foodforfox The Scary Website 2019 ©

    loading time : 0٫438 s