1,078 total views, 1 views today

نقد و بررسی فیلم کشتار با اره برقی در تگزاس

کشتار با اره برقی در تگزاس که اولین نسخه آن در سال 1974 بر روی پرده سینماها رفت، یکی از ترسناک ترین و دلهره آورترین فیلمهای تاریخ سینما بود. تماشای قاتلی که ماسک به صورت دارد و از هیچ قتل وحشتناکی ابایی ندارد، در آن دوران یکی از کابوس های اصلی مردم آمریکا بود. پس از این فیلم حتی فروشندگان اره برقی نیز دقت بیشتری در فروش این محصول به مردم داشتند و گفته می شود که تمهیدات خاصی هم برای فروش آن در نظر گرفته شده بود ( برای اینکه مبادا کسی با دیدن فیلم جو زده شود و با اره برقی به جان مردم بیفتد؛ معمولا این مسائل در آمریکا اتفاق می افتد). محبوبیت فیلم کشتار … همچنان در دهه ی هفتاد میلادی ادامه داشت تا اینکه دنباله ها به سراغ فیلم آمدند. در هالیوود همواره یک قانون نانوشته وجود دارد و آن اینکه هرگاه فیلمی به موفقیت رسید، حتما باید نسخه های دیگری هم از آن ساخته شود و به این ترتیب بود که داستان  کشتار با اره برقی در تگزاس  در سراشیبی سقوط قرار گرفت.

پس از اولین قسمت که در سال 1974 مردم را شوکه کرد، دنباله های زیادی برای این فیلم ساخته شد که همگی آنها اثار به شدت نازلی بودند (در بین این نسخه ها، مشخصاً فیلمهایی نظیر  کشتار با اره برقی در تگزاس : نسل بعد  هم حضور داشت که یک کمدی کاملاً احمقانه و بی ارزش بود که به راحتی می تواند در صدر لیست بدترین فیلمهای تاریخ سینما قرار بگیرد. البته من این فیلم را در میان سری رسمی فیلمهای « کشتار… » قرار نمی دهم ). آخرین نسخه از سری فیلمهای  کشتار …  در سال 2006 ساخته شد که این یکی هم یک شکست کامل برای سازندگانش بود. حالا در سال 2013 و در فصلی که فیلمهای اسکاری سینماها را قبضه کرده اند، قسمتی دیگر از  کشتار با اره برقی در تگزاس  به نمایش درآمده که تنها تفاوت بارزش با نسخه های قبلی در سه بعدی بودنش است.

این قسمت درست از جایی آغاز می شود که قسمت اول به پایان رسیده بود. مردم شهر نیوت در یک حرکت خشونت آمیز، خانه خانواده سایر را به آتش کشیدند تا برای همیشه از دست دردسرهای جد سایر ( همان قاتل معروفی که ماسک به صورت می زد ) راحت شوند. اما در حین آتش سوزی ، گراوین میلر ( دیوید بورن ) کودکی را می یابد که از مهلکه نجات یافته و بی سرپرست است. به همین جهت تصمیم میگیرد او را به خانه برده و حضانت او را برعهده بگیرد.

آن کودک بی سرپرست حالا بزرگ شده و هدر ( آلکساندرا ددریو ) نام دارد. دختر جوانی که به تازگی به وی اطلاع داده شده که یک خانه بزرگ از طرف مادربزرگ هرگز ندیده اش، به وی ارث رسیده و حالا او برای دریافت این ارث بزرگ ، باید به تگزاس سفر کند. هدر برای سفر، به سراغ دوست پسرش رایان ( تری سانگز ) می رود تا او را با خود در این سفر همراه کند و همچنین از دو دوست صمیمی دیگرش به نامهای نیکی ( تانیا ریموند ) و کنی ( کرام مالیکی – سانچز ) نیز بخواهد تا در این سفر همراه وی باشند. بزودی سفر این دوستان به خانه مذکور آغاز می شود اما با ورود به این خانه بزرگ، سر و کله قاتل اره برقی به دست هم پیدا می شود که برای قتل عام کردن آنها بی تابی می کند.

معمولاً هر فیلمی که به اکران عمومی در می آید، نقاط ضعف و مثبت خاص خودش را دارد. فیلمهایی بوده اند که بازیهای چشمگیری داشته اند اما فیلمنامه ضعیف، یک مانع بزرگ در موفقیت فیلم بوده است یا بالعکس. اما « کشتار … » فیلمی است که تمام اشکالاتی که در فیلمهای مختلف هربار بصورت رندوم مشاهده می شود را در خود یکجا دارد.

فیلمنامه کشتار …  به حدی پر حفره و ضعیف است که ارزش فیلم را تا حد یک اثر ویدئویی ( البته با احترام با آثار موفق ویدئویی ) کاهش داده است. در فیلم عنوان شده که داستان یه نوعی دنباله رو  کشتار …  سال 1974 یعنی فیلمِ اصلی می باشد. این موضوع به تنهایی باعث می شود تا حس کنجکاوی تماشاگران و علاقه مندان این فیلم تحریک شود اما چیزی که در ادامه با آن مواجه می شوند، چیزی به جز مشتی ایده های پوچ و بی ارزش نیست. اینطور که کارگردان به ما گفته ، در سال 1974 همه چیز به اتمام رسید و آن خانه کذایی از بین رفت، اما قاتل داستان ما هنوز زنده مانده است. با یک حساب سرانگشتی اگر بخواهیم سن قاتل ماسک به صورت ( که در این فیلم برخلاف سری گذشته، هرگز از نام آشنای Leatherface برای خطاب قرار دادن این قاتل استفاده نمی شود ) را در زمان قتل های وحشیانه اش در سال 1974 را حدود 20 سال تخمین بزنیم ( مطمئنم کسی شکی ندارد که سن او حداقل بین 30 تا 40 سال بود ) ، باید وی اکنون حدود 59 سال داشته باشد و طی تمام این مدت هم با اره برقی معروفش در خیابان ها تردد می کرده و هیچ دغدغه ای هم به جز ایجاد صدای کذایی آن اره برقی نداشته است! او کجا زنگی می کرده؟ غذا می خورده!؟ در تمام این سالها آیا دچار تحول نسبی هم نشده؟ اینترنت و تکنولوژی هم به کمکش نیامده؟ و…. شاید بهتر می بود از یک کرکتر جدید در فیلم استفاده می شد. از طرف دیگر هدر نیز که آن بچه نجات یافته سال 1974 می باشد،سن و سالش باید بیش از آنچه در فیلم نشان داده شده باشد، او هم دختر جوانی است که فکر نمی کنم بیشتر از 24 سال سن داشته باشد.

از ایرادات پایه ای فیلم که بگذریم، باید گفت که « کشتار … » در خلق صحنه های ترسناک و خشن، حتی کوچکترین خلاقیتی از خود نشان نداده و در اینجا ما با مجموعه ای از موقعیت های تکراری مواجه هستیم که پشت سر یکدیگر انبار شده اند. اینکه چند دختر و پسر جوان در عصر تکنولوژی ، نتوانند از پس موقعیت های کلاسیک داستان برآیند ( موبایل )، نکته ای است که تماشاگر را به شدت آزار می دهد. البته فیلم در بعضی موارد سعی کرده برای این مشکل از موقعیت های کلاسیک فیلمهای اسلشری نظیر قتل در نیمه شب و در لوکیشن قبرستان استفاده کند که متاسفانه در همین موارد هم بسیار ضعیف عمل کرده است. هدر برای فرار از موقعیت وحشتناکی که برای او رقم خورده، بجای فرار به سمت در خروجی یا محل امن، دائم به احمقانه ترین پناهگاه ممکن می رود تا قاتل نقاب به صورت بعد از کمی گشت و گذار در محل، ناگهان با اره برقی وارد صحنه شود و پناهگاه را خراب کند و باعث جیغ و فریاد دخترها شود! این روند تا آخرین دقایق فیلم وجود دارد.سه بعدی بودن فیلم هم کمکی به نجاتش از منجلاب نکرده است. صحنه های ارزشمند سه بعدی فیلم به ندرت به نصف انگشتان یک دست می رسد.

کشتار با اره برقی در تگزاس سه بعدی یکی از بدترین دنباله هایی است که برای این سری از فیملها ساخته شده است. شاید لازم باشد یکی به تهیه کنندگان این موضوع را تفهیم کند که بهتر هست سوژه های کلاسیک ترسناک را بایگانی کنند و به دنبال ایده های جدید بگردند. « کشتار … » مثال بسیار خوب برای آن دسته از تماشاگرانی است که می خواهند یک داستان و یک سوژه را در دو فیلم خوب و بد ببینند کشتار … در سال 1974 یکی از بهترین های سال بود و هنوز هم ارزش فنی بالایی دارد، اما همین داستان حالا در سال 2013 چنان به ورطه سقوط کشیده شده که به سختی می توان آن را تا به انتها تحمل کرد.

دانلود و تماشای مجموعه فیلم

 

منابع قابل استناد:موی مگ

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.