2,071 total views, 2 views today

مکان های ترسناک و مرموز ایران

مکان های ترسناک را در همه جای جهان می توان یافت بیشتر این مکان ها به دلیل خرافات بیش از حد مردم محلی ان به شهرت می رسند اما برخی اوقات پشت این سخنان داستان های واقعی و عجیب وجود دارد در این قسمت مکان های ترسناک کشورمان را  بررسی می کنیم.
 

قبرستان اجنه در چابهار


 
چابهار یکی از شهرهای جنوب  شرقی این استان است و روستایی باستانی و زیبای تیس در منطقه کوهپایه‌ای در ۵ کیلومتری شمال غربی چابهار واقع شده است.پیشینه باستانی این بندر به دوران هخامنشیان بازمی‌گردد و آثار تاریخی بسیاری در این روستا وجود دارد. این روستا یکی از بنادر مهم ایران در دریای مکران در زمان هخامنشیان بوده است. در آن دوران کالاها از آسیای شرقی و هند به بندر تیس می‌آمده و به مناطق مختلف خاورمیانه، آسیای میانه و قفقاز فرستاده می‌شد. تیس در سده‌های اولیه اسلامی نیز بندری مهم بوده است قدمت این روستا به ۲۵۰۰ سال قبل می‌رسد و نام آن در كتاب‌هاى مربوط به فتوحات اسكندر مقدونى به‌عنوان تیز مشهور بوده كه به مرور زمان به تیس تبدیل شده است؛ در آثار مورخین و جغرافی‌دانان دوره اسلامى از آن به‌عنوان بندر تزیا یا تسی یاد شده و این روستا مركز تجارت شكر ایالات مكران و گندم سیستان بوده است.

قبرستانی خاموش و مرموز در این روستای ۲۵۰۰ ساله وجود دارد بلوچ‌ها به آن «جن سنط» یا گورستان جن می‌گویند. این گورستان با سنگ‌قبرهای عظیم‌الجثه مکانی جالب برای ماجراجویانی است که به دنیای ماورالطبیعه علاقه دارند. سنگ قبرهای بزرگ و عجیب در این گورستان محلی‌ها را به این باور رسانده که این گورها محل دفن آدمیزاد نیست. در این گورستان قبرها کنار هم روی سطحی صخره‌ای حفر شده‌اند که این شیوه‌ی حفاری پرسش‌های زیادی را به وجود آورده است. چه كسانی این گورها را حفر كرده‌اند؟ چرا سطح سنگی را برای حفر انتخاب كرده‌اند؟ با چه وسیله‌ای حفر شده است؟ و در نهایت پاسخ را به دنیای دیگری کشیده است.طبق باور مردم محلی:«این گورها متعلق به جن‌هاست. آنها مردگان خود را در حصار این سنگ‌ها دفن كرده‌اند، شب كه می‌رسد جن‌ها بر سر گور از دست‌رفتگان خود حاضر و به مویه و مرثیه‌سرایی مشغول می‌شوند.

هر كس كه شبانگاه گذرش بر این گورستان بیفتد، مورد نفرین جن‌ها قرار می‌گیرد و با عذابی سخت بعد از چند روز می‌میرد» بشر امروزی با وسایل ابتدایی آن زمان به دشواری توانایی حفر این گورها را بر روی سطح سخت سنگی داشته است. شاید به همین دلیل باشد كه مردم محلی حفر این گورها را به نیرویی مافوق بشر نسبت می‌دهند این گورستان بر تپه‌ای كم ارتفاع مشرف بر روستای تیس و در پای كوه پیل‌بند قرار گرفته است. در كنار این گورستان كه به قبرستان شماره یك تیس مشهور است، قبرستان امروزی مردم روستا قرار دارد. اما گورهای این گورستان بر سطح خاكی نرم حفر می‌شوند. مردم روستا اگرچه درگذشتگان خود را در این گورستان به خاك می‌سپارند، اما مراقبند كه شب گذرشان به گورستان جن‌ها نیفتد. عده‌ای معتقدند که شاید حفرکنندگان، به دلیل حفظ مردگان و در گذشتگان از گزند جانوران و خورندگان زیر زمینی، رنج كندن سنگ را بر خود هموار می‌كردند و گورها را این‌ چنین می‌ساختند تا به مردگان‌شان احترام بگذارند.

زمان ساخت قبرستان جن‌ها به درستی مشخص نیست. ظاهر قبور نشان می‌دهد این آثار مربوط به زمان‌های بسیار دور است. تمام قبرها در دامنه کوه و در دل سنگ‌ها کنده شده‌اند. علیرغم گذشت زمان و تخریب قبور توسّط باد و باران و عوامل دیگر هنوز قبرهای زیادی در این مکان باقی‌مانده است. گورها در اندازه‌های بزرگ و کوچک ساخته شده‌اند. در میان این قبرستان یک قبر کاملا سالم و قدیمی نیز دیده می‌شود که ۲۲۵ سانتی‌متر طول و ۱۱۰ سانتی‌متر عرض دارد. آثار چنین قبوری در دامنه کوه‌های شهباز استان مرکزی نیز وجود دارد در حال حاضر روستا تا ۱۰۰ متری قبرستان پیش‌روی کرده، امّا در گذشته‌ قبرستان در حاشیه روستا قرار داشته است. قرار گرفتن قبرستان در دامنه کوه‌ و وحشت مردم از نزدیک شدن به این مکان هنگام غروب و شب یکی از دلایل نامگذاری این محل بنام قبرستان جن‌هاست. گروه اندکی نیز معتقدند در هنگام غروب صدای گریه‌ها و مویه‌هایی از این گورستان به گوش می‌رسیده است.

 

قلعه جن ها در کیش


 
در این قسمت سفری به جزیره کیش داریم تا با یکی دیگر از مکان های ترسناک ایران آشنا شویم در جاده جهان در مسیر رسیدن به کشتی یونانی قبل از رسیدن به آخرین میدان در نزدیکی کشتی، قلعه ای کوچک و مخروبه واقع شده که شاید کمتر کسی به اون توجه کرده باشه یا این قلعه رو دیده باشه.چون راجع به این قلعه زیاد گفته نمیشه و اگر هم چیزی گفته میشه منع از رفتن به اونجاست.
البته خیلی ها برای اینکه اثبات کنن قهرمانن روز به این قلعه رفتن و حتی سلفی و فیلم هم از خودشون گرفتن ولی نکته اینجاست که اونطور که محلی ها میگن،تمام اتفاقات ترسناک این قلعه در شب افتاده است. مطمئنا اگر شب بخواهید به این قلعه سر بزنید به دلیل افسانه های محلی کسی همراهیتون نمی کنه و یا باید خودتون تنها برید یا یه دوست نترس باهاتون همراهی کنه. ناخودآگاه نام قلعه و ذهنیتی که نا خواسته در مسیر به رسیدن آن جا برای شما ساخته شده کافی است که کمی با احتیاط وارد منطقه و نزدیکی قلعه شوید.
افسانه هایی که در رابطه با این ساختمان نقل شده اینست که، این قلعه قبلا کلانتری بوده یکی از شبها چندسرباز به صورت ناگهانی دچارحالتی عجیب شده و صورتشون سیاه شده ومردن… و بعد از این اتفاق کلانتری به نقطه ای دیگرانتقال می یابد هنوزهم علت مرگ آن چندسرباز نگون بخت مشخص نشده.

یه داستان دیگه هم هست که میگن چون این قلعه در راه کشتی یونانی واقع شده و معمولا راننده تاکسی ها بعد از غروب خورشید منتظر مسافر میمونن ، یکی از راننده ها که منتظر مسافر بوده، بعد از مدتی تنها به راه می افتد که به قلعه جن ها می رسد شانس بد او جن ها عروسی داشتن و به گفته او جن ها لباس های بلند سفید رنگ پوشیده بودن و راننده از ترس ماشینشو خاموش میکنه و سرشو پایین می اندازه و فقط سم جن ها رو میبینه و تا حدود ساعت دو اونجا میمونه تا عروسی تموم شه.

 

غار پروا در کرمانشاه


 
غار پَراو در 12 کیلومتری شمال شرقی کرمانشاه نزدیک روستای چالآبه در ارتفاع 3050 متری میدان جنوبی قله کوه پراو با 751 متر عمق با 26 حلقه چاه، یکی از عمیق ترین و صعب العبورترین غارهای جهان است.عمیق ترین چاه پرآو 42 متر عمق دارد، دهنه ی ورودی غار کاملا چاهی است و ورود به آن به گردشگران معمولی و حتی غارنوردان غیرحرفه ای اصلا توصیه نمی شود.

برودت دمای هوا در پرآو به دلیل آب جاری داخل آن که حاصل ذوب شدن یخچال های زیرزمینی است می باشد، این دما همیشه بین یک و سه درجه سانتی گراد است و همین مساله پیمایش غار را سخت می کند. جدا از این، گذرگاه های تنگ و خرچنگ روها، ریزشی بودن برخی از قسمت های غار، تراورس های خطرناک و چاه های عمیق، پرآو را در دنیا به غاری صعب العبور و سخت تبدیل کرده، به طوریکه پنج غارنورد ایرانی جان خود را در این غار از دست داده اند و اجساد برخی از آن ها هیچ وقت به بیرون از غار منتقل نشده است.

 

جنگل جیغ در مشهد


 
سربرج، روستایی است از توابع بخش طرقبه‌ی شهرستان مشهد که به دلیل داشتن پدیده‌ای وحشتناک، سالانه میزبان صدها گردشگر داخلی و خارجی است. جنگل سربرج، جنگلی است در این روستا که اغلب گردشگران راه سفر را برای دیدارش در پیش‌ می‌گیرند. اما اینکه در اول جاده‌ی این جنگل، بسیاری راه برگشت را انتخاب می‌کنند خود داستانی جدا دارد روزهای این جنگل عادی و آرام است. شب‌هنگام اما صدایی عجیب و وحشت‌آور از درختان این جنگل به گوش می‌رسد. صدایی شبیه صوت یا جیغ که به محض تاریک شدن هوا شنیده‌ شده و تا سپیده دم ادامه دارد برخی از ساکنین این منطقه، این صدا‌های وحشت‌آور را از ملخ‌هایی می‌دانند که به این منطقه هجوم آورده و شب‌ها به درختان پناه می‌برند، برخی نیز عواملی ناشناخته از جمله تغییرات آب وهوایی را دلیل به وجود آمدن این صداها عنوان کرده‌اند.
صداهایی که از درختان این منطقه به گوش می‌رسد؛ هیچ شباهتی به صدای جیرجیرک یا بادهای موزون بین شاخ و برگ درختان ندارد. چرا که وقتی این صداها شنیده می‌شود، حتی برگ یک درخت هم به دلیل باد تکان نمی‌خورد عده‌ای نیز این جنگل را نفرین‌شده و محل سکونت اجنه می‌دانند. به گفته‌ی برخی، شیاطین و روح‌های نفرین‌شده شب هنگام در این روستا پرسه می‌زنند و این اصوات دلخراش مربوط به آن‌ها است.

درست است که در لا به لای درختان و همچنین علفزارهای اطراف آن، هجوم ملخ‌ها مشاهده می‌شود؛ اما گفتنی است که هیچ پدیده‌ی غیر طبیعی دیگری در منطقه به چشم دیده نشده است همچنین این جنگل در دره‌ی رودخانه‌ای که یکی از سرچشمه‌های سد طرق است قرار دارد که فصولی از سال خشک بود. اما از سالی که این صداها از جنگل شنیده می‌شود (۱۳۹۰)، آب رودخانه همچنان جاری و باقی است. همین امر باعث جلب توجه مردم و به تبع آن، ترس آن‌ها از این پدیده‌ شگفت‌انگیز شده است. وحشتی که می‌تواند گردشگران کنجکاو را به‌ سوی خود جلب کند.

بهتر است راز این جنگل بازگو شود. ابراهيم عرب، دهيار روستای سربرج طرقبه می‌گوید:

هنگاهی که اين صدا باعث ترس برخی اهالی روستا و گردشگران شد، موضوع را به بخشداری منطقه اطلاع داديم و آن‌ها نيز با اعزام كارشناس به اين منطقه و تحقيقات ويژه اعلام كردند اين صدا مربوط به نوعی خاص از جيرجيرک است كه در زبان محلی به آن «كز» می‌گویند. در واقع سال‌های پربارش كه آب فراوان است و رودخانه سربرج خشک یا کم آب نمی‌شود، اين جیرجیرک‌ها به روستا حمله می‌کنند و در لابه لای درخت‌ها و گياهان پنهان می‌شوند ممکن است بر روی هر درخت نزدیک ۳ هزار جیرجیرک بنشیند. تمام این جیرجیرک‌ها در حاشیه‌ی دو كيلومتری رودخانه هستند و تعداد زياد آن‌ها باعث شده که آواز دسته‌ جمعی‌شان مانند صدای جيغ و زوزه به نظر برسد. اين جيرجيرک‌ها تا ۴۰ روز زنده هستند و بعد از بين می‌روند.

 

ریگ جن در سمنان


 
ریگ جن، شگفت انگیز ترین، اسرار آمیز ترین و ترسناک ترین منطقه ایران است، با باتلاق های سهمگین که مرگ را برای هر موجودی زنده ای به ارمغان می آورد. اتفاقات بی پاسخ و توجیه نشده بسیاری در این منطقه روی داده است و نمکزار های این منطقه محل قتل و دفن موجوات زنده بسیاری بوده است.

کویر «ریگ جن» با وسعتی حدود 3800 کیلومترمربع، در جنوب غربی و غرب دشت کویر، جنوب سمنان، قرار گرفته است. هیچ گونه چشمه یا چاه آبی در این منطقه وجود ندارد. نبود منابع آب در گستره وسیع ریگ جن به همراه وجود موانع طبیعی از جمله باتلاق های نمک و تپه های ماسه ای مرتفع، عواملی است که این منطقه را در طول قرن ها از دسترسی انسان دور نگه داشته است. این منطقه، پوشش گیاهی و جانوری ندارد و تا کنون گزارشی درباره ی حیواناتی که احتمال دارد در اینجا زندگی کنند، ارائه نشده است. شن زارهای گسترده ی این منطقه و باتلاق های آن، هر انسانی را به وحشت می اندازد. اگر کسی بدون تجهیزات لازم به این منطقه سفر کند، گرفتار گل و لجن های بیابان می شود و به قولی، به کسانی می پیوندد که در این بیابان ناپدید شده اند.

قدیمی ها معتقد بودند، این سرزمین نفرین شده و پایگاه شیطان ها و ارواح پلید است. مردمی که در اطراف این کویر زندگی می کنند بر همین باور هستند که اگر کسی پایش به «ریگ جن» برسد، ناپدید و از سوی ارواح و موجودات ماورایی به قلب «ریگ جن» فرستاده می شود! یکی از کاوشگران می گوید که حتی شترهای اهالی کویر هم وقتی به این منطقه می رسند، می ایستند و حرکت نمی کنند. هر چند طلسم مثلث برمودای ایران ده سال پیش شکست و علی پارسا ماجراجوی ایرانی پس از چند بار تلاش ناکام بالاخره توانست از این کویر وحشتناک بگذرد.

 

شیطان کوه در گیلان


 
یکی از مناطق دیدنی و معروف شهر لاهیجان در استان گیلان، محوطه دیدنی وتفریحی شیطان کوه است این محوطه کوهستانی در قدیم به شاه‌‌نشین معروف بوده و در واقع محلی برای جمع آوری آب مورد نیاز آبیاری مزارع بوده.

در حال حاضر این استخر آب وسعت زیادی پیدا کرده و درست در وسط بنایی تاریخی هم دیده می‌شود این منطقه به دلیل وجودتله‌کابین، شهربازی، رستوران و امکانات دیگر تفریحی یکی از مهم‌ترین مراکز گردشی این منطقه است عده‌ای معتقدند شیطان کوه لفظ تغییر یافته شاه‌نشین کوه است. با این وجود، این نام امروز آنقدر جا افتاده است که در نزدیکی منطقه شیطان کوه بیشتر واحدهای صنفی نامشان را از لفظ شیطان برگرفته‌اند. از طباخی گرفته تا سلمانی!
در اطراف کوه پلکانی طراحی شده تا  عاشقان کوه نوردی ، پیاده روی و شایفتگان زیبایی جنگل از ان قسمت خود را به بام سبز برسانند  امّا زیبایی این قسمت تا زمانیست که خورشید به آن بتابد.

این قسمت در شب ساکت و آرام گردشگران را به سمت خود فرا می خواند درختان زیبا و طبیعت سبز جای خود را به مکانی ترسناک می دهد.پلکان بالا و پایین می روند و جز تاریکی و پلکانی  سنگی چیزی به چشم نمی خورد  گیلان استانی باران خیز است این مکان در زمان بارندگی بیش از پیش ترس را در دل گردش گرانی که این جرعت را به خود می دهند تا از این پلکان خود را به بام این کوه شیطان برسانند می افکندسقوط از این پلکان مساوی با پرتاب شدن در خیابان های پر رفت و آمد لاهیجان است

 

دره ستاره ها در قشم


 
جزیره قشم فارغ از تمام زیبایی های شگفت انگیزش با روایت ها و حکایت های مردم بومی آن منطقه، قصه هایی دارد که جذابیت بسیاری از این جاذبه ها را دو چندان می کند؛ یکی از آنها “دره ستاره ها” است. این دره یکی از ژئوسایت های جزیره است که در پنج کیلومتری ساحل جنوبی قشم و بعد از روستای “برکه خلف” قرار دارد.

داستان های وهم انگیزی درباره این دره که شبیه عمارتی ویران شده با دالان های تو در تو و شکاف ها و حفره های بسیار است، روایت می شود؛ به طوری که محلی ها با تاریک شدن آسمان گذرشان به این دره نمی افتد و معمولا با لبخند مسافران غریبه را برای رفتن به این دره در تاریکی منصرف می کنند و می گویند:اجنه و ارواح شب ها به آن رفت وآمد دارند.

به عقیده ی اهالی در دره ستارگان، ستاره ای بر زمین افتاده و قطعه ای از زمین را منفجر کرده و شگفتی احجام غول آسای این دره به خاطر برخورد همین ستاره است!ماندن در این نقطه از جزیره پس از غروب آفتاب هم برای عده ای نگران کننده و دلهره آور است، چون می پندارند با سکوت شب موجودات فرازمینی در این دره گردهم می آیند.با این حال دره ستاره ها محلی برای شیفته گان پدیده های آسمانی است که شب هنگام به دور از داستان های خیال انگیز تسخیر دره توسط ارواح از بام تندیس ها، اجرام و پدیده های آسمانی را رصد کنند.

 

کلبه وحشت در گیلان


 
مدتی است که تصاویر و متونی از کلبه وحشت در نزدیکی بندر انزلی در گروه های تلگرامی دست به دست می شود که روایتی وحشت ناک را به تصویر می کشند. متن بدون روتوش این پیام به شرح زیر آمده است:
در قسمت غرب، جنگلی بسیار زیبا و فوق العاده وجود دارد ولی برای تاریکی شب اصلا جای مناسبی نیست. جنگلی که تو شب به گفته شاهدان عینی سرو صداهای زیادی داره و در قسمت شرقی روستا که به محض ورود متوجه می شید که تنفس مقداری سخت میشه و هوا سنگین میشه.

در قسمت بیرونی این روستا هفت دغان خونه متروکه ای وجود داره که میگن هر فرد یک شب رو تا صبح داخلش طاقت بیاره ارواح، اون شخص رو ثروتمند میکنن. مردم جرات نزدیک شدن به این محل را ندارند اولین بار درسال 1365 یعنی 29 سال پیش 4 پسر دانشجو سعی میکنن شهامتشون را محک بزنن و یک شب انجا بمانند 2 نفر همان اول فرار میکنند و یکی سکته می کند و دیگری دیوانه می شود.

البته 2 نفری که فرار کردن هم حال خوشی ندارند با این مرگ و با این داستان تلخ درب ان خونه پلمپ شد ولی این پایان ماجرا نبود. 4سال بعد 3 دختر دانشجو که سعی داشتن به بقیه ثابت کنن از هیچ چیز نمی ترسند تصمیم گرفتن از پشت خانه و مخفیانه وارد خانه شوندکه این بار هم حادثه ای وحشتناک در انتظار بود
 2 روز بعد دختری را در300 متری ان خونه داخل جنگل پیدا میکنند که داخل درختی پنهان شده بود و از ترس میلرزید و با انگشت خانه رو نشان  میداد پلمپ شکسته شد و در کمال تاثر جسد 2 دختر بیچاره دیگر پیدا شد و علت مرگ هر دو سکته و مرگ آنی بود چشمان هر 2 باز و به یک نقطه خیره شده بود و دختر سوم که زنده مانده بود 4 روز بعد خودکشی کرد تا این قصه تلخ پایان تلخ تری داشته باشد.
بعد از این ماجرا اطراف ان خانه تخلیه و توسط پلیس ان هم از راه دور به شدت کنترل میشود و هیچ کس حق نزدیک شدن به این خانه رو ندارد

بیشتر بدانید:

تا به حال شده که فیلمی ترسناک ببینید و واهمه تمام وجودتان را فرا بگیرد؟ در این جور مواقع همیشه به خودمان می گوییم که این فیلم است و در زندگی واقعی همچنین چیزی وجود ندارد و یا می گوییم که این فیلم ها ناشی از تخیل انسان هایی بوده که در انتها آن را به یک فیلم نامه تبدیل کرده اند و کارگردانی هم از آن خوشش آمده و آن را ساخته است. اما باید بگوییم که نه در تمام مواقع، بلکه گاهی اوقات این فیلم ها الهام گرفته از دنیای واقعی هستند. مثلا در شمال کشورمان جایی وجود دارد که به کلبه وحشت انزلی معروف است. حرف ها و شایعات زیادی در مورد این کلبه وجود دارد که باعث شده مردم بسیاری از آن کلبه و حتی محیط اطرافش وحشت داشته باشند. با ساعدنیوز باشید تا روایات کلبه وحشت انزلی را با هم مرور کنیم.

روستای هفت دغنان جایی که کلبه وحشت در آن قرار دارد

  • در نزدیکی بندر انزلی و صومعه سرا، روستایی وجود دارد که به نام هفت دغنان شناخته شده است. اما چیزی که ما اینجا با آن روبرو هستیم نه خود روستا، بلکه جنگلی فوق العاده زیبا است که البته علاوه بر زیبایی، بسیار ترسناک است. کلبه وحشت انزلی در این جنگل قرار دارد که در محوطه بیرونی روستای هفت دغنان واقع شده است. از قدیم این کلبه را جزو جاهایی می دانستند که هرگز نباید به آن نزدیک شد. اما یکی از ماجراهایی که باعث شد کلبه وحشت انزلی بیشتر از پیش مرموز و ترسناک شود، اتفاقی است که در سال ۱۳۶۵ می افتد. در ادامه به شرح این اتفاق پرداخته ایم.

ماجرای ۴ پسر دانشجو در کلبه وحشت بندر انزلی

  • اولین ماجرایی که باعث مرموزتر شدن این کلبه شد، مربوط به ۴ پسر دانشجو بود. در سال ۱۳۶۵، برای اولین بار چهار پسر به این روستا می آیند و تصمیم می گیرند که برخلاف تمام حرف و حدیث هایی که راجع به کلبه وحشت شنیده بودند، شب‌شان را در این جا بمانند. آن ها زمانی که تصمیم شان قطعی می شود و همگی سر این قضیه با هم کنار می آیند، به سمت کلبه رفته و برای اقامت آن را انتخاب می کنند؛ اما غافل از آنکه خواب راحتی که تصور می کردند، طور دیگری برایشان رقم خورده بود.
  • شب که می شود، دو نفر از این چهار پسر به خاطر اتفاقی نامعلوم از کلبه وحشت انزلی پا به فرار می گذارند. اما متاسفانه دو نفر دیگری که در آن جا می مانند، به سرنوشت غم انگیزتری دچار می شوند. گویا یکی از آن ها در همان کلبه از ترس، جان خود را از دست می دهد که دلیل آن هنوز هم مشخص نیست و دیگری که زنده مانده بود، دیوانه می شود و هرگز دیگر به حالت عادی خود بر نمی گردد.
  • روایات اینگونه می گویند که بعد از این ماجرا برای مدت ها درب خانه وحشت انزلی پلمپ شده بود و دیگر هیچ فردی جرأت آن را نداشت که از این کلبه شوم و بسیار ترسناک چه در روز و چه در شب دیدن کند و یا حتی از اطراف خانه رد شود. حتی مردم دیگر می ترسیند که در جنگل اطراف خانه پیاده روی کند.

داستان ۳ دختر در کلبه وحشت بندر انزلی

  • بعد از ۴ سال، دوباره افرادی تصمیم گرفتند که شهامت خود را محک بزنند و در این خانه بمانند. این بار ۳ دختر بودند که به روستای هفت دغنان آمدند. آن ها که شایعاتی راجع به مرگ و داستان آن پسرهای دانشجو شنیده بودند و بهشان گفته شده بود که این کلبه از روزگاران قدیم نحس بوده، تصمیم گرفتند که به این حرف و حدیث ها پایان دهند.
  • این ۳ دختر به سمت کلبه وحشت انزلی رفتند، به طور پنهانی از درب پشتی کلبه وارد آن شدند و تصمیم گرفتند تا شب را در آن سپری کنند. آن ها می خواستند که با این کار به همه ثابت کنند که در این کلبه، هیچ اتفاق مرموزی رخ نخواهد داد. اما متاسفانه این دخترها نیز سرنوشت تلخی در انتظارشان بود.
  • این ۳ دختر به سمت کلبه وحشت انزلی رفتند، به طور پنهانی از درب پشتی کلبه وارد آن شدند و تصمیم گرفتند تا شب را در آن سپری کنند. آن ها می خواستند که با این کار به همه ثابت کنند که در این کلبه، هیچ اتفاق مرموزی رخ نخواهد داد. اما متاسفانه این دخترها نیز سرنوشت تلخی در انتظارشان بود.
  • می گویند که ۲ روز بعد مردم محلی، دختری را در اطراف کلبه (حدود ۳۰۰ متر دورتر از کلبه وحشت) پیدا کرده اند. دختر که شوکه شده بود و از ترس می لرزید، مدام به سمت خانه اشاره می کرد. بالاخره افرادی آمدند و پلمپ کلبه را شکستند. زمانی که وارد خانه شدند، متاسفانه دو دختر دیگر را دیدند که جانشان را از دست داده بودند. علت مرگ هر دو سکته و مرگ آنی تشخیص داده شده بود. گفته ها حاکی از آن است که چشم هر دو به نقطه مشخصی خیره شده و باز مانده بود متاسفانه دختری که زنده مانده بود، بعد از ۴ روز خودکشی کرد و به زندگی اش اینگونه پایان داد.

پس از این اتفاق، خانه وحشت انزلی توسط پلیس محلی تخلیه می شود و تحت تدابیر امنیتی قرار می گیرد تا هرگونه رفت و آمد و حوادث غیر عادی را کنترل کنند. از آن زمان کسی اجازه ندارد که به کلبه وحشت انزلی نزدیک شود و یا از آن دیدن کند.

داستانی از زبان مردم محلی در ارتباط با کلبه وحشت

یکی از دلایلی که این کلبه معروف بوده است، این است که در داستان هایی که از گذشته در میان مردم دهان به دهان چرخیده این گونه آمده است: هر کسی که بتواند تنها یک شب را در این کلبه سپری کند و زنده بماند، ثروتمند خواهد شد این داستان شاید یکی از دلایل وهم آلود بودن این خانه بوده است، چرا که افرادی تصور می کردند اگر بتوانند در اینجا بمانند، موجودات فرا انسانی به آن ها ثروت می دهند.

2 thoughts on “مکان های ترسناک و مرموز ایران

  1. من خودم 13 سال تو چابهار زندگی کردم و هزار بار به قبرستان اجنه ها رفتم الآن در واقع میشه گفت که یه جاذبه توریستی شده و این داستان ها هم شاید برای 200 سال پیش باشه که مردم مورد تسخیر قرار میگرفتن و اینکه همین امسال(سال 97) الناز شاکردوست هم اونجا رفته بود.

  2. ازدیگرمناطق خوف انگیزوترسناک کشورمان کلبه وحشت پیاز بود که هرکی میخاست پیاز بخره بادیدن هرکیلوپیاز»»۱۲هزارتومن دچارترس شدید وسکته میشد……البته کلبه وحشت شکروکلبه وحشت یخچال وتلویزیون وروغن و………زیاد داریم که هرکدوم یه جاذبه بدبختی برای مردم مظلوم ماست

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.