527 total views, 2 views today

فیلم ترسناک Cloverfield 2008


 
ژانر : ترسناک/ معمایی/ علمی تخیلی

زمان : 84 دقیقه

زبان : انگلیسی

محصول : آمریکا

کارگردان : Matt Reeves

ستارگان : Mike Vogel , Lizzy Caplan, Jessica Lucas

خلاصه داستان : راب و بتی دختر و پسر جوانی هستند که زندگی مشترک‌شان را در نیویورک آغاز می کنند. چند هفته بعد قرار است راب برای انجام یک ماموریت کاری عازم کشور ژاپن شود، بنابراین تمام دوستان راب در خانه او گرد هم می آیند تا برایش یک مهمانی خداحافظی برگزار کنند. در ادامه ناگهان سر و صدای وحشتناکی از بیرون شنیده می شود و آن‌ها در میابند نیویورک در حال نابودی است. آنها نمی دانند چه اتفاقی رخ داده است و بنابریان عازم خیابان می شوند و در ادامه در می یابند یک هیولای غول پیکر به شهر حمله کرده است. بتی در یک آسمان خراش در حال ریزش گیر افتاده و راب تصمیم می گیرد او را نجات دهد…


 
بیشتر بدانید:
 
فیلم سینمایی CloverField,اثری از مت ریوس داستان 5 جوان را به تصویر میکشد که قصد دارند برای یکی از دوستانشان که عازم کشور ژاپن است یک مراسم و جشن خداحافظی راه می اندازند به خیال آنکه قرار است آن روز،یکی از بهترین روزهای زندگیشان باشد.فیلم در سال 2008 ساخته شده و مخاطبان آن باید دارای خصوصیاتی باشند.بینندگان CloverField باید بتوانند یک ساعت و نیم دوربین متحرک و دید اول شخص (First-Person) را تحمل کنند که البته از یک دوربین شخصی هم چیزی بیشتر از این بر نمی آید  از دید بسیاری،این یک فیلم بدون داستان است که فقط بروی جلوه های بصری آن کار شده،اما با کمی دقت،میتوانید آن را با اثرهای زیادی مقایسه کنید،کلورفیلد علاره بر اینکه یکی از بهترین فیلم هایی است که بروی جلوه های بصری آن کار بسیاری شده،خالقان سعی کردند داستانی مخفی را پشت این همه خشونت و توپ و تانک و آتش مخفی کنند،از پوستر فیلم شروع میکنید،شما در عکس بالا چه میبینید؟مجسمه آزادی که سَر آن توسط موجودی ناشناخته کنده شده ؟ به خطی که از این مجسمه به شهر نیویورک کشیده شده دقت !نشانگر چیست ؟آیا عکس العمل های آب به حرکت هیولای فیلم است ؟ یا اعمال معنوی که طی سالیان سال پشت این شهر جمع شده بود ؟شاید بتوان گفت این خط،حاصل گناهانی باشد که مردمان نیویورک خودشان دست به آنان زدند و حال باید جواب این کارها را بدهند آن هم در دنیایی که خودشان برای خودشان ساختند،ابزار مرگباری که خوشان برای نابودی هم نوع خود ساختند،در ابتدای فیلم یعنی ساعت 6:42 دقیقه که حرکت اول شخص دوربین شروع میشود.

شخصیت اصلی فیلم با دوست خود بر سر میز صبحانه نشسته و در حالیکه ساعت بعد،دوست شخصیت اصلی یعنی “رابرت” به او میگوید “روزی خوبی است” حادثه خونین انتظار آنان را میکشند.در جشنی که “جیسون” دوست “رابرت” برای خداحافظی از او گرفته،”جیسون” دوربین را به “هادسون” میدهد که زین به بعد فیلم بردار این حادثه اوست،”جیسون به او میگوید که از تک تک افراد حاظر در جشن فیلمبرداری کند و او وقتی این کار را انجام میدهد که متوجه میشود دوستش “مارلینا” نیز قرار است در این جشن حضور داشته باشد.در ادامه و بعد اینکه “هادسون” با همه مصاحبه کرده است،آن ها متوجه رابطه میاد “رابرت” و دوستش میشوند و به مکانی خلوت برای صحبت در رابطه با این موضوع میروند،ناگهان!برق قطع میشود!صدای جیغ!بوق ماشین ها!همه نشانگر موقعیت اضطرای اند!لحظاتی بعد برق وصل میشود و تمام کسانی که در مهمانی حضور داشتند بعد از شنیدن خبر نابودی یک نفتکش و زلزله در زیر منطقه منهتن به بالای پشت بام میروند،مرکز شهر که پر از آسمان خراش است ناگهان منفجر میشود و ترکش های آن به جنوب نیویورک هم میرسد،به درون خیابان میروند و مردم را میبینند که در حال فرار از دود و گرد و غبار هستند!یاد چه افتادید ؟ فیلم ترانسفورمرز؟خیر!این صحنه دقیقا مشابحه ویدئوهای باقی مانده از 11 سپتامبر 2001 هست،در حالی که “هادسون” در حال فیلم برداریست،سَر مجسمه آزادی به سمت آن ها پرتاب میشود.<

آن ها به سمت پُل بروکلین خارج میشوند تعداد انبوه مردم نیز همراه آنان میروند و اینجاست که “جیسون” بر اثر شاخک بزرگ هیولا از بین میرود،همه فرار میکنند،”جیسون” را میبینیم که از از دست دادن برادرش گوشه ای تکیه داده و کلمه ای حرف نمیزند،دوربین به سمت مردمانی میرود که در حال دزدی از فروشگاه لوازم الکترونیکی هستند!انسان ها حتی در شرایط بحرانی هم دست از گناهانشان نمیکشند،چطور انتظار میرود که این موجود باز هم مورد بخشش قرار گیرد؟آن ها در حالی به کمپ زیر زمینی امداد نظامی میروند که دوستشان “مارلینا” توسط یک موجود کوچک ناشخناخته به شدن آسیب دیده،آن ها در آن کمپ هیچیزی متوجه نمیشوند و ناگهان از سرتاسر “مارلینا” خون میریزد،امدادگر ها او را به مکانی میبرند و سایه سَر اون که منفجر میشود بروی پرده های پوششی عمل جراحی افتاده است.آن ها بسرعت خودشان را به دوست “رابرت” میرسانند و به آخرین هلیکوپتر میرسند،هواپیما های حامل بمب هیولا را منفجر میکنند،در حالیکه آن ها میگویند “آره خودشه!این شد یچیزی” هیولا از میان دودها به هلیکوپتر اثابت میکند و باعث سقوط آن در پارک مرکزی میشود،در این بین فریاد میزنند “یا عیسی مسیح،مرا ببخش!خدایا مرا ببخش!خدایا تمنا میکنم” و در اینجاست که حکایت پادشاه مصر به میان می آید که زمانی طلب بخشش کرد که دیگر دیر شده بود.

“آن ها زنده میمانند،اما همان کسی که فریاد میزد تا خدا آن ها را نجات دهد باز هم جان خود را می اهمیت میبیند و به سراغ دوربین میرود،در همینجا توسط موجود ناشناخته کشته میشود و حالا دیگر فقط “رابرت” و دوستش باقی مانده اند و آن ها هم ویدئو خداحافظی خود را ثبت میکنند و کشته میشوند،اما حالا!در پشت صفحه سیاه چه میبینید؟USA MILTARY PROPERTY و این به این معناست که دولت باز هم نمیخواهد حقیقت را فاش سازد.

فیلم CloverFields عملا به این اشاره دارد که انسان خودشان با اعمال خودشان،خودشان را نابود میکنند،نه یک موجود فضایی،نه یک شهاب سنگ،نه یک ویروس،بلکه خوده انسان خود را به کشتن میدهد،از این گونه فیلم ها بسیار است که به طور نامشخص به اشتباهات انسانی اشاره میکنند که باعث نابودی بشر میشود،آن هیولا موجودی فضایی نبود،بلکه خود انسان باعث شکل گیری همچین فاجعه ای شد.

ایجاد مقاله

با ورود به بخش ایجاد مقاله قادر به ثبت و انتشار مطالب ترسناک خود خواهید بود (ضوابط سایت کاربر محور)

در صورتی که این مقاله را مخالف با قوانین جمهوری اسلامی می دانید به ما گزارش دهید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.