192 total views, 1 views today

فهرست فلوکلور های ایرانی

باور عامیانه یا فولکلور را می‌توان مجموعه‌ای شامل افسانه‌ها، داستان‌ها، موسیقی، تاریخ شفاهی، ضرب‌المثل‌ها، هزلیات، باورهای عامه، رسوم دانست فولکلور از دو کلمه انگلیسی فولک به معنی توده و لور به معنی دانش تشکیل شده‌است فولکلور را بیشتر در بررسی توده‌های عامی مردم می‌جوید معمولاً در میان اقوام قدیمی بجز قبایل وحشی نمونه‌هایی از فولکلور یافت می‌شود واژه فولکلور را برای اولین بار ویلیام تامس عتیقه‌شناس انگلیسی در مقاله‌ای که موضوع آن بحث دربارهٔ دانش عامیانه و آداب و رسوم سنتی بود بیان داشت این اصطلاح از نیم قرن پیش نیز در ایران و ادبیات آن راه یافته‌است و به‌تدریج این اصطلاح به‌معنی دانش عامیانه و دانستنی‌های توده مردم رواج یافت و فرهنگ عامه، فرهنگ عامیانه، فرهنگ توده و فرهنگ مردم نامیده شد ایران به لحاظ قدمت تاریخی دارای تنوع آداب و رسوم و عقاید است و به همین لحاظ دارای فولکلور غنی است. در ایران افسانه‌سرایی و قصه‌گویی از سنن دیرباز ایرانیان محسوب می‌شود شواهد افسانه‌ها و اساطیر ایران از زمان زرتشت و صدها سال قبل از او در اوستا منعکس است. سوای آثار مکتوب، هزاران قصه و افسانه و داستان بطور شفاهی و دهان‌به‌دهان در دهات و شهرها و کوهپایه‌های این مرزوبوم رایج بود که یا در قهوه‌خانه‌ها توسط افرادی به نام نقال یا نقالی ایرانی یا شب‌ها در خانه‌ها نقل می‌شد و شاید تا بیست‌سال بیش در هر خانواده لااقل یک نفر که بهتر قصه بگوید و ده‌ها داستان بداند وجود داشت و زندگی و آداب و رسوم ما رنگ غنی و خاص فولکلوریک خود را دارا بود در این بخش به سراغی برخی از فلوکلور های ایران زمین می رویم با ما همراه باشید.
 

حجیرو در باور مردم ترکمن

در گذشته های دور در بین اقوام ترکمن رواج داشته حاجی رو یا حجیرو نامی برای ترساندن کودکان بوده وموجودی درشت هیکل و خبیث بوده که پشت در برای ربودن بچه ها کمین میکرده این واژه برای ترساندن کودکان بازیگوش بکار رفته میشده البته معنی واقعی این لغت اصلا چیز ترسناک وخبیثی نبوده درواقع حجیرو مخفف حاجی رو بوده و درژمانهای قدیم به کسانی از مناطق دور دست قصد سفر به حج داشتن بکار رفته میشده این اشخاص بدلیل دوری راه درخانه منازل را میزدند ودرخواست غذا میکردند.
 

کله وسن در باور مردم مازندران

این واژه به معنی جدا کردن یا کنده شدن است که درجمله بالا بمعنی جدا کردن کله میباشد! کار برد این موجود خرافی وترسناک در ترساندن کودکان بود. در زمانهای دور برخی روستاهای مازندران مواد غذایی و خوردنی در بالای پشت بام ذخیره میشد پبرای جلوگیری از خورده شدن توسط کودکان این جمله گفته میشد: نری بالای پشت بام کله وسن اونجاست!
 

غلوم زنجیری در باور مردم هرمزگان 

اين باور در هرمزگان رواج دارد غلوم زنجيري نيز يکي ديگر از موجودات خيالي است. طبق باور عوام اين جن در اطراف قبرستان ها، بخصوص در کتار قبرستان شاهچراغ، واقع در روستاي محمودي ميناب وجود دارد اين جن شبيه انسان است. قدي بلند و هيکلي تنومند و کشيده، رنگ سياه، بدني پرمو دارد و بدون لباس است. اين جن، زنجيري در دست دارد که از هر طرف طول آن به پنجاه متر مي رسد. هرگاه غلوم زنجيري انسان را ببيند زنجيرش را مي چرخاند و به طرف آدم پرت مي کند؛ اگر زنجير به فرد برخورد نکند آن شخص بيهوش مي شود و ممکن است نجات پيدا کند ولي اگر اصابت کند، در دم جان مي سپارد.
 

بمبره ترو در باور مردم دزفول

به اعتقاد مردم بمبره در دزفول موجودی وجود داره از جنیان که خودش را به صورت آدمهای جورواجور و به شکل یکی از دوستان و همسایگان و یا همکاران شخص در میاره و موقع شب یا نزدیک صبح به در خانه او میرفت و اورا به بهانه ای او را به بهانه ای با خودش همراه میسازد و در میان راه این موجود بزرگ و بزرگ تر میشود و قدش بلند میشود به قدری که سرش به آسمان میرسد (کمی اقرار و یک کلاغ چهل کلاغ در این اینکه سرش به آسمان میرسد وجود دارد) اما حساسیت این موجود عظیمه الجثه تنها به یک جمله است (سیزن جل دوز ارا نمک) یعنی : سوزن بزرگ پالون دوز و سنگ نمک وهنگامی که شخص میفهمد که گرفتار این موجود شده و این جمله را به زبان می آورد اون کوچک و کوچکتر شده و فرار می کند بمبره ترو نمونه ای از تیکه کلام های رایج مادران دزفولی تا همین  30 سال قبل بود که با استفاده بزاری از نام شخصیت های موهوم و خیالی ، فرزندان خود را کنترل و یا مدیریت میکردند میگویند سالها پیش شخص زراعتکاری به نام آقای رضا پیازی با کسی زراعت گندم مشترکی داشت.

یک شب شریکش به در خانه شان رفت و پس از بیدار کردن او گفت رفتم سری به زراعمتمان زدم دیدم هفت هشت گراز در زراعت گندم خوابیده اند, من به تنهایی از آنها بر نمی آیم, بیا با هم برویم و آنها را تار و مار کنیم. با شنیدن این حرف رضا با او میرود که فکری به حال گراز ها بکنند ولی در بین راه شریکش در یه چشم به هم زدن اورا قلمدوش میکند و به این بهانه که خواب آلودگی موجب خسته شدن مشهدی رضا و دیر رسیدنشان میشود. رضا میبیند که لحظه به لحظه قامت شریکش بلند تر میشود تا جایی که احساس میکند تمام دزفول زیر پای خود میبیند و برای رهایی خود داد و فریاد میکند.

زنی از همسایگان رضا تعریف کرده و گفته: ما آن شب در پشت بام خوابیده بودیم که صدای داد و فریاد رضا بلند شد و همه از خواب بلند شده و به کوچه ریختند و مردم با فانوس و بمبره و هر سلاحی که داشتند به دنیال بمبره افتادند که شوهرم یکی از آنها بود، تا بالاخره نزدیک تانکر آبیاری قدیم بمبره ترو مجبور شد رضا را زمین بیندازد و فرارکند صبح یه لنگه کفش رضا را از نزدیک محل خیمه کشان و لنگه دیگرش را میان قبر های رودبند پیدا کردند, رضا تا مدتها از این قضیه مریض بود میگویند محل اختفای بمبره ترو دره ی تنگ و تاریکی بود حوالی تاسیسات کنونی آبیاری قدیم و قبرستان کاشفیه بنام دره بمبره ترو و حربه ای هم که برای خلاصی از بمبره ترو بود گفتن چند بار جمله (sizan joldooz و ara nemek) که به معنای (سوزن جوال دوز و توده نمک) بود که بمبره از آن جمله وحشت داشت.
 

قره کیشی در باور مردم آذربایجان

قره کیشی یا qara kişi مرد تاریکی یا مرد سیاه در بین مردم آذربایجان و ترک زبان هست. برای ترساندن بچه ها ، قره کیشی همیشه در شب ظاهر میشود و همیشه در تاریکی هست ، مردم ترک زبان از کودکی با این افسانه آشنا هستند و ترسی از کودکی همراهشان هست این افسانه برای این که کودکان در تاریکی شب از خانه خارج نشوند مطرح میشود .مرسوم است قره کیشی با مکیدن روح انسان را ماه ها مریض و جن زده میکند بعد باید با نوعی رسم به نام gorkhi goturma برداشتن ترس این بیماری را از بین برد.
 

قارا قارناس در باور مردم ترکمن

درمنطقه ترکمن صحرا مردمی که در کنار رودخانه گرگانرود زندگی می کنند و به وجود چنن موجودی اعتقاد دارند و حتی کسانی نیز وجود دارند که این موجود را در ساحل رودخانه دیده اند ،قاراقیرناق موجودی با بدنی کشیده که روی زمین راه میرود و در اطراف ساحل رودخانه دیده میشود این موجود بسمت انسان حمله میکند و بسمت آب میکشد مردم محلی اعتفاد دارند تا همین 10-20 سال پیش وتا قبل از افزلیش شمار انسانها در حوضه رودخانه زیاد دیده میشد. گفته میشد نباید سر ظهر وشب در اطراف رودخانه تنها عبور کرد.
 

شعله بان در باور مردم کرد

ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻧﻬﺎﯼ ﻗﺪﯾﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺷﺒﻬﺎ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﺎﺭﺝ ﻧﺸﻮﻧﺪ ﯾﺎ ﺭﻭﯼ ﭘﺸﺖ ﺑﺎﻡ ﻫﺎ ﻧﺮﻭﻧﺪ،ﻣﯿﮕﻔﺘﻨﺪ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﻭﺣﺸﺘﻨﺎﮐﯽ ﺑﻪ ﺍﺳﻢ ﺷﻮﻟﻪ ﺑﺎﻥ ﺭﻭ ﭘﺸﺖ ﺑﺎﻡ ﻫﺎ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﻫﺮﮐﯽ ﺑﺮﻩ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺍﺳﯿﺮ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﻣﻤﮑﻨﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺷﻮﺩ ﺩﯾﮕﻪ ﺷﺒ ﻬﺎ ﺗﺎ ﮐﻤﯽ ﻫﻮﺍ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﻣﯿﺸﺪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺑﻤﻮﻧﻦ ﯾﺎ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﺮﻭﻧﺪ ﺣﺎﻻ ﺍﯾﻦ ﺷﻮﻟﻪ ﺑﺎﻥ ﭼﯽ ﺑﻮﺩﻩ؟ ﺩﺭ ﻗﺪﯾﻢ ﭘﺸﺖ ﺑﺎﻡ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﮔِﻞ ﻣﯿﺴﺎﺧﺘﻨﺪ ‏( ﮔِﻞ ﺍَﻧﺪﻭﺩ ﻣﯿﮑﺮﺩﻧﺪ‏) ،ﻭ ﺑﺎ ﯾﻪ ﯾﻚ ﺷﯽ ﺳﻨﮕﯽ ﺍﺳﺘﻮﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﺷﮑﻞ ﭘﺸﺖ ﺑﺎﻡ ﻫﺎ ﺭﻭ ﺻﺎﻑ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ ﮐﻪ ﺁﺏ ﻧﻔﻮﺫ ﻧﮑﻨﻪ ﺑﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﺧﻮﻧﻪ که ﺑﻪ آﻥ ﺟﺴﻢ ﺳﻨﮕﯽ ﻣﯿﮕﻔﺘﻨﺪ.
 

غراب جندون در باور مردم بندر عباس

غراب جنی (کشتی جن ها) دریانوردان هرمزگانی بر این باور بودند که کشتی جن ها را دیده اند و به آن معتقد هستند. آنها می گویند این کشتی بر روی دریاهای بزرگ دیده می شود آنقدر بزرگ است که به قول خودشان انگار از عرشه تا عقب کشتی یا به عبارت دیگر از دم تا سینه ی کشتی را چراغانی کرده اند این کشتی با سرعت غیرطبیعی حرکت می کند. صیادان مینابی عقیده دارند این کشتی وهمی با چنان سرعتی به سمت تو می آید که گویی می خواهد قایق تو را غرق کند ولی هرگز به قایق تو نمی رسد، فقط این وهم و خیال را ایجاد می کند تا قایق سواران را بترساند و آنها خود را به دریا بیفکنند اگر کسی بخواهد به سمت آن برود، با وجودی که تصور می کند در چند متری قرار دارد اما هرقدر هم که سرعت داشته باشد و کیلومترها در دریا راه بپیمایند، باز هم به آن نمی رسند و این کشتی در یک لحظه غیب می شود. در کتاب شناخت اساطیر ایران نوشته ی جان راسل آمده است: غراب جندون کشتی اجنه است که در تاریکی شب با چراغ روشن بر خشکی حرکت می کند.
 

غول ایوانو در باور مردم همدان

این روایتی بسیار قدیمی در فرهنگ عامه مردم لاجین واطراف آن در استان همدان رواج داشته وتا به امروز تا حدود زیادی از حافظه تاریخی این مردمان پاک شده وکمتر کسی اسم این مخلوق عجیب رو به زبان می آورد غول ایوانو که کلمه ایوانو از زبان ترکی می آید، این غول در اعماق جنگل و اطراف کوه ها رویت شده وبا ساختار بدنی که شببه آدم ولی ترسناکتر وپیکری بزرگ جثه تر توصیف شده است این موجود در روایات سرعتی تند از آدم داشته و به روستاهای همجوار جنگل حمله میکرده ودختران زیبارا میدزدیده وطی ان هرکسی از اهالی روستا که به تعقیب او برود میکشد این غول دختر زیبا را ربوده و در داخل غار خود حبس میکند ودر روز برای پیدا کردن غذا به بیرون غار میرود ودر غار را با سنگ عظیمی مسدود میکند جالب اینجاست که این موجود کاملا شبیه به بزلنگی یا آسوکه درفرهنگ عامه مردم للوج است که در پست های قبل توضیح داده شده درخصوص به این موجود وهمچنین مشابهت هایی ازین دست زیاد پیدا میشه در فرهنگ های مختلف مردم مختلف.
 

یال در باور مردم بوشهر

يال موجودي كه كه در افسانه هاي محلي شهر بوشهر ازش نامبرده شده كه زنان آبستن رو مورد آذار واذيت قرار ميده.. من خودم به اين باور اعتقاد دارم چون حدود 11 سال پيش مادرم مورد حمله اين موجود قرار گرفت اون موقع ها مادرم باردار بود واز مكاني رعب انگيز كه از كوچه هاي تنگ وتاريك بوشهر كه درختان انبوهي شاخه گسترده بودن (اونموقع اكثر كوچه هاي بوشهر وضعيت اينچنيني داشتن!) عبور ميكرد كه اين اتفاق براش مي افته.

روايت قديما جن وحشتناکي وجود داشته بنام يال با شکل وشمايل زن… موهاي بلند وچشمهاي سرخ… که کارش حمله به زناي آبستن بوده…بخاطر همين قديما زناي آبستن با کارد تو شبا راه ميرفتن… ميگن يه طوراي يال ازکاردحساسيت داشته! اين روايت در جاهاي ديگر ايران به نام آل شناخته ميشود. و رسم بود که به بازو يا قنداغ بچه يا روي سينه ي لباسش دعا بهمراه نگين چشم زخم ميبستند و بالا سر نوزاد تا 40 روز قرآن مي گذاشتند و تا 40 روز هرگز نوزاد را حتي براي لحظه اي تنها نمي گذاشتند چون بشدت معتقد بودند که تنها گذاشتن بچه ي تازه متولد شده موجب ميشود که آل بيايد و بچه را ببرد يا خفه کند.

 

منابع قابل استناد:در جستجو هیولا

5.0
01
ایجاد مقاله

با ورود به بخش ایجاد مقاله قادر به ثبت و انتشار مطالب ترسناک خود خواهید بود (ضوابط سایت کاربر محور)

در صورتی که این مقاله را مخالف با قوانین جمهوری اسلامی می دانید به ما گزارش دهید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.