داستان ترسناک گذر از میانبر

داستان ترسناک گذر از میانبر

داستان ترسناک گذر از میانبر

نویسنده: horror6

دنبال کردن:

تعداد مقاله:498

بیوگرافی:

درتاریخ : 2020-01-22
  • 113 بازدید
  • داستان ترسناک گذر از میانبر

    سلام این داستانی که میخام واستون بگم برمیگرده به پارسال،من اهل استان فارس و یکی از روستاهای شهرستان فَسا هستم.ما یکی از رفیقامون یه مغازه داشت که پاتوق ما بود ینی از ساعت هشت شب به بعد با رفقا دور هم جمع میشدیم،خلاصه که زمستون پارسال بود ساعت هم تقریبا هشت الی نه بود که ما رفتیم تو پاتوق و رفیقامومم یکی یکی اومدن و ما هم مشغول قلیون کشیدن و عشق و حال بودیم تا اینکه من گفتم بچها زنگ بزنیم به داوود(یکی از رفیقامون)تا اونم بیاد خلاصه زنگ زدیم و گفت تا ده دقیقه دیگه میام.خونه داوود اینا هم چهارتا

    چهارتا کوچه فاصله بود تا پاتوق ما و از مسیر میانبر اگه میخاستی بیای باید از وسط خونه خرابه های قدیمی و اینا میگذشتی تا زودتر برسی و چون هوای منطقه ما تو زمستون شدیدا سرده نمیشه شب با موتور جایی رفت و مجبوری پیاده بری.خلاصه این رفیق ما از خونه حرکت کرده بود و اومده بود تا رسیده بود به وسطای خرابه ها حس میکنه یکی کنارشه داره نگاش میکنه اینم که آهنگ رو گوشیش پلی کرده بوده و گوش میکرده صداش بیشتر میکنه تا نترسه و زود رد شه که باز حس میکنه یکی کنارشه تا اینکه روشو بر میگردونه میبینه یه چیز قد بلندی

    با موهای بلند و کمر خمیده داره نگاش میکنه اینم از ترس فقط داد میزنه و با تمام توانش فرار میکنه تا اینکه ما دیدیدم صدای داد و فریاد داره میاد همگی ریختیم بیرون دیدیم داوود اومد افتاد داخل رنگشم مث گچ سفید شده بود دیگه کلی آب قند دادیم بهش تا با لکنت زبون تعریف کرد چی دیده خلاصه ماهم با چاقو و قمه همگی رفتیم تو خرابه ها تا ببینیم چخبره اما هیچی ندیدیم بعد از اون ماجراهم دوسه نفر دیگ همون اطراف این موجود رو دیدن.ولی الان دیگه همه خونه هارو صاف کردن.پایان

    دیدگاه

    پاسخی بگذارید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.







    ملاحظات کاربر گرامی در صورت توهین و اهانت به مقدسات و کاربران دیگر آی پی شما مسدود خواهد شد.
    دسته ها اطلاعات عمومی (دانستنیها) داستان (محتوای خواندنی با ویژگی انتقال هیجان و ترس)
    Foodforfox The Scary Website 2020 ©

    loading time : 0٫351 s