داستان ترسناک طلسم قدیمی

داستان ترسناک طلسم قدیمی

داستان ترسناک طلسم قدیمی

نویسنده:horror6

لیست مطالب :

بیوگرافی:

درتاریخ : 2019-08-12
  • 8 بازدید
  • داستان ترسناک طلسم قدیمی

    horror6: سلام داستانی که میخوام بگم بهتره بگم داستان نیستاصلا بلدم نیستم چند تا دروغ ببافممو داستان تعریف کنم،،فقط میخوام اتفاقاتی که برای خودم و خانوادم افتاده چند نمونه تعریف کنم،،خونه ای که الان خانوادم ساکن اش هستن برای پدر و مادربزرگمه که دادنش به مادرم طوری بوده که وقتی اولین بار پدربزرگم خرید اونجا و کوچه های اطرافش فقط باغ و جنگل بوده بااینکه مرکز شهره،،این هم بگم ما شمال زندگی میکنیم و طبیعیه،،،اینم بگم چند سال قبل ی خانوم سرکتاب گرفت گفت وسط باغچه شما زیر درخت خرمالو ی طلسم خیلی قدیمیوجود داره،،

    و شخص خودم که فرزند اول خانواده ام همزاذ هم دارم،حالا اتفاقاتی ک برامون افتاده بگم،اینکه وقتی کوچیکتر بودم پدرم بعضی وقتها راس سه شب ی زن سفید پوش با موی مشکی بلند میذید گوشه اتاق اونم توی بیداری به مامانم میگفت تو هم میبینیش اما مادرم فکر میکرد بابا توهم زده،،ما ی صندوقچه لباس خیلی قدیمی داشتیم هر وقت مامان میخواست در صندوقچه باز کنه یکی میزد به کمرش و غش میکرد،،ی بارهم مامانم به حدی مریض شد که خودم حس کردم جن زده شده هیچکیو نمیشناخت نه من نه خواهرام و پدرم،،یهو حالتش عوض میشد.

    بهم توی همون حالش گفت دختر پاشو برو سوره نور بخون،،منم رفتم خودم بالا سرش یهو الکی الکی خوب شد!،،من و خواهرم هم اتاق بودیم ی شب که داشتیم درمورد اتفاقات عجیب خانواده حرف میزدیم یهو نور اتاقمون به طرز غیر عادی زیاد شد در حدی که جلو چشممونو گرفتیم و تا ی ساعت منو خواهرم توی شوک بودیم که قضیه چیه!اینم بگم مه خودم خیلی اهل قران و نماز بودم،،بماند از اتفاقاتی که برای خودم میوفتاده در حالت نیمه خواب و هوشیاری وقتی برای نماز پامیشدم،،،چه چیزها که ندیدم چه جنهایی که اذیتم نکردن،،هنوزم فلج خواب میشم.

    و یسری اتفاقات عجیب هنوزم که هنوزه برام میوفته،،،یک بار هم دبیرستانی بودم که با دوستم داشتیم از مدرسه برمیگشتیم خونه داشتیم راه میرفتیم که حس کردیم یکی دقیقا پشتمون داره تند تند راه میره حتی صدای نفسشم شنیدیم هم من هم دوستم،،جرات نداشتیم برگردیم ببینیم کیه که یهو ی دست سیاه شبیه دود کاملا از پشت اومد نشست رو شونه من،،چنان جیغی زدیم هردو مون که نگو تا جون داشتیم دوییدیم،،ی بارهم همه دور هم نشسته بودیم تلوزیون میدیدیم،،خونه ما دوبلکسه یک در داره که شیشه های بزرگ داره و به طبقه پایین را داره،،

    یهو دیدم مامان ترسید جیغ زد گفت یا خدا دزد ،،نگو ی جن سیاه داشته مارو از پشت در شیشه ای نگاه میکرده و مامان فقط سرشو دیده که کج کرده داره یواشکی مارو دید میزده،،تا مامان جیغ زد بابا پرید تا ببینه دزد بوده یا نه ولی هرچی گشتیم چیزی پیدا نکردیم.

     

    ایجاد مقاله

    گزارش تخلف





    R

    مخفف Restricted-Under 17(رتبه R به معنی فیلم حاوی کلمات رکیک، خشونت، روابط جنسی و نمایش استعمال مواد مخدر و دخانیات است. )

    PG-13

    مخفف Parents Strongly Cautioned(فقط حاوی مقداری صحنه عشقی (جنسی) معمول و مواد مخدر و دخانیات می‌باشند. )

    NC-17

    مخفف No One 17 and Under Admitted به معنی هیچ شخص 17 سال و زیر 17 سال قادر به مشاهده این نوع نوشته ها نمی‌باشد، ممکن است نوشته حاوی مناظر واضح جنسی یا کلمات ناخوشایند یا زیاد یا تمام موارد باشد. درجه NC-17 بر این دلالت ندارد که نوشته مستهجن و ضد اخلاقی است.

    خانه
    دیدگاه

    پاسخی بگذارید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.







    ملاحظات کاربر گرامی در صورت توهین و اهانت به مقدسات و کاربران دیگر آی پی شما مسدود خواهد شد.
    دسته ها داستان (محتوای خواندنی با ویژگی انتقال هیجان و ترس)
    Foodforfox The Scary Website 2019 ©

    loading time : 0٫374 s