داستان ترسناک شیطان و نگهبان

داستان ترسناک شیطان و نگهبان

داستان ترسناک شیطان و نگهبان
date: 2020-01-14 23:07:03
  • view: 2653 today: 0
  • داستان ترسناک شیطان و نگهبان
    داستان ترسناک شیطان و نگهبان
    من هیچموقع اعتقادی به جن و روح نداشتم به هیچ وجه. ولی اتفاقی که واسم دو سال پیش افتاد نظرم رو به کلی عوض کرد. من یه دختر بیست ساله ام توی کرج زندکی میکنم و وقتی هجده سالم بود این اتفاق برام افتاد. من یه دوستی داشتم به اسم هانیه که با مادرش دو تایی زندگی میکردن. خونه شون توی رشت (گیلان) بود و نه آنچنان جای پرتی بود نه هیچی. داخل شهر ولی توی یه کوچه ی خلوت طبقه ی اول ساختمون که توی هرطبقه فقط یک واحد بود یعنی همسایه ی بغلی نداشتن، هر طبقه فقط یک واحد بود. خلاصه. من همیشه هرازگاهی میرفتم خونه ی هانیه و چندروزی میموندم. مامانش خیلی پایه بود و سه تایی تا صبح میگفتیم میخندیدیم و قلیون میکشیدیم. اونشب ساعت حوالی ساعت دو نصف شب بود. نشسته بودیم قلیون میکشیدیم و یه عالمه چیپس و پفک و هله هوله های جور و واجور توی بشقاب های مختلف ریخته بودیم. تموم که شد من بلند شدم که بشقاب ها رو بذارم روی اوپن آشپزخونه. خونه شون جوری بودی که بعد از اوپن و ورودی آشپزخونه یه راهروی باریک و دراز بود، که دست چپش در دستشویی بود، دو سه متر جلوتر توی همون راهرو در حموم بود، و ته راهرو در اتاق بود. اونا روبروی در دستشویی تو همون راهروی باریک یه تخت کوچیک گذاشته بودن. منظورم تخت های چوبی مثل تخت های سفره خونه ها هستش. (نه تخت خواب!) من بلند شدم که بشقاب رو بذارم روی اوپن دوستم و مادرش هم دقیقا کنار پای من، پایین اوپن نشسته بودن و قلیون میکشیدن. بشقاب رو که گذاشتم یه دفعه نمیدونم چیشد چشمام سیاهی رفت و یه قدم برداشتم و دیدم دارم میفتم که خودمو انداختم روی همون تخت چوبی جلوی دستشویی. هیچی نمیفهمیدم فقط میدونستم دارم خفه میشم انگار یه چیزی داره گلوم و فشار میده و واقعا قصد کشتنم رو داره داشتن بیهوش میشدم و همه جارو انگار جوری که عینک آفتابی زده باشم تیره میدیدم. برای تقریبا چند ثانیه هیچی ندیدم نشنیدم و نفهمیدم تا اینکه تا اینکه انگاری یک دفعه آزاد شده باشم یهو به حالت خودم برگشتم به نصف ثانیه هم نکشید از جام پریدم رو خودمو پرت کردم تو دستشویی که روبروم بود و افتادم کف دستشویی و هرچیزی که خورده بودم رو با یه مقداری خون بالا آوردم. برام جا انداختن وسط حال پذیرایی و خوابیدیم. من نه حرفی میزدم نه هیچی. نمیدونستم چمه اصلا تو حال خودم نبودم. مادر دوستم اونور خوابید، دوستم وسط، و من کنار دوستم. یکم همینجور دراز کشیدیم و کم کم داشتم به خودم میومدم نمیتونستم بخوام تقریبا یک ساعتی میشد .. یک ساعتی میشد که از اون اتفاق گذشته بود. مادر دوستم خواب بود و من فکر میکردم که هانیه هم خوابیده. چون حتی جرعت نگاه کردن به اینور و اونور یا حتی بستن چشمام رو هم نداشتم با اینکه نمیدونستم چیشده بود ولی یه حس خیلی بدی داشتم. یک دفعه هانیه ازم پرسید خوبی؟ گفتم آره دارم کم کم بهتر میشم. مگه نخوابیدی؟ گفت نه نمیتونم میترسم. با یه لحن خاصی گفتم تو چرا میترسی دیگه؟ گفت آنا یه چیزی بهت بگم قول میدی مسخرم نکنی یا نترسی؟ گفتم آره عزیزم بگو. گفت اون لحظه که حالت بد شد، من یه چیز سایه مانند سیاه وحشتناک رو دیدم که افتاده بود روت و داشت خفه ات میکرد. چند متر اونطرف تر هم یه چیزی دقیقا مثل همون رو دیدم که داشت با یه حالت پریشونی هی راه میرفت و دور خودش میچرخید انگار که خیلی عصبی یا نگران باشه تند تند قدم برمیداشت یکم کوتاه تر از آدمیزاد بود سیاه بود. بعد از چند ثانیه نمیدونم چیشد من جیغ زدم یه دفعه اون چیزی که داشت تورو خفه میکرد منو نگاه کرد. چشم هاش دو تا حلقه ی تو خالی سیاه بود ولی معلوم بود عصبانیه ولی اون یکی انگار آروم شده بود بعد از کمتر از یک ثانیه جفتشون یه دفعه ای غیب شدن. من ترسیدم و منم ماجرا رو بهش گفتم. خلاصه یکم حرف زدیم و با ترس و لرز خوابیدیم. فرداش مامان دوستم میگفت انگار یه چیزی داشت خفه ات میکرد گلوت گرفته بود و به زور نفس میکشیدی و خ خ خ میکردی. دور گردنم قرمز بود میدونستم یه چیزی بوده. که مادر دوستم زنگ زد به یه آقای سیدی که از دوستان خانوادگیشون بودن. اون اومد خونه شون. بعد از سلام و احوالپرسی یه دفعه ای گفت خیلی اذیتت کردن نه؟ ما نه چیزی بهش گفته بودیم نه اون خبری از چیزی داشت. وقتی هم مادر دوستم بهش زنگ زد جلوی ما بود فقط گفت بیا ما یه مشکلی برامون پیش اومده. وقتی دید هر سه تامون هنگ کردیم بی مقدمه شروع کرد به حرف زدن که گفت یه نفر مونث یا همون یه خانمی که موکل داره و از تو خیلی بدش میاد و ازت متنفره یکی از موکل هاش رو فرستاده تا اذیتت کنن ولی دیشب یکی دیگه هم اونجا بود که میخواست نجاتت بده و خیلی هم نگرانت بود. اون موکل تو نیست، موکل یکی دیگه ست... اونی که نگرانت بود و میخواست نجاتت بده موکل تو نیست، موکل یه نفر دیگه ست، ولی فرستادنش که مواظب تو باشه. بعدش یه دعایی رو برام روی یه کاغذ که مثل این کاغذ قدیمی ها بود نوشت، توی یه پارچه که از جیبش دراورد پیچید و دادش دست من و گفت این تا آخر عمرت توی هرجا و هرمکانی تحت هرشرایطی دستت باید باشه وگرنه جونت در خطر میفته. بعدشم بدون اینکه حرف دیگه ای بزنه خداحافظی کرد و رفت. بعد از اون اتفاق من تا دو سه هفته نمیتونستم تنها بمونم شب ها کابوس میدیدم از تاریکی به شدت میترسیدم و همش توهم چیز های وحشتناک رو میزدم تا اینکه کم کم بهتر شدم ولی دیگه نه من نه دوستم نه مادرش درمورد این موضوع هیچ حرفی نزدیم و اونا هم یه جوری که انگار از من ترسیده باشن به صورت خیلی تابلو رابطشون رو با من کمرنگ کردن تا اینکه به صورت کلی ارتباطمون قطع شد مه البته بهشون حق هم میدم. شاید اگر من هم بودم همین کار رو میکردم.

    ایجاد مقاله

    گزارش

    شما عضو وبگاه نیستید!

    دیدگاه

    Big Fish


    دختره جنی :/


    شما عضو وبگاه نیستید!

    مهدی


    چه ترسناک


    شما عضو وبگاه نیستید!

    ارسال شد


    Confirmed By admin jaber

    Login

    با عضویت در وبگاه از امکانات حرفه ای آن بهره مند شوید!

    ثبت نام

    7

    Room 6

    ناشناس

    IP: 85204

    😑

    ناشناس

    IP: 5123

    شلام دادش

    ناشناس

    IP: 5123

    سلام به به

    EscapeRooom

    EscapeRooom

    خدایی بیخیال عجب سایت باحالیه :)

    ScaryLand

    !

    Soorousha

    Halo فارسیه دیگه یعنی هالو 😁

    ناشناس

    IP: 85204

    slm

    Demon

    متوجه نشدم halo به چه زبونیه؟

    ناشناس

    IP: 2179

    we are ?

    ناشناس

    IP: 2179

    سلام به همه دوستان

    ناشناس

    IP: 2179

    سلام .

    ناشناس

    IP: 5117

    where is hery?

    ناشناس

    IP: 5117

    halo

    ناشناس

    IP: 217138

    سلام

    ناشناس

    IP: 93117

    مرگ بر کرونااینا

    ناشناس

    IP: 93117

    سلام به همهخوبان

    ناشناس

    IP: 562

    خوبین

    ناشناس

    IP: 562

    سلام

    666MAX999

    مرگ بر کرونا

    ناشناس

    IP: 8943

    ناشناس

    IP: 193108

    😐

    ناشناس

    IP: 85185

    شغال که بی ناموس تره

    ناشناس

    IP: 85185

    سلام

    ناشناس

    IP: 85185

    ناموسا ناموس کفتار این همه معما داره

    Soorousha

    وقتی میخوان کفتار رو شکار کنن، وقتی تیر میخوره و مطمئن میشه ک میمیره اولین کاری که میکنه اینه که الت تناسلی شو با دهن خودش میکنه و میخوره تا به دست کسی نیوفته

    Soorousha

    ولي اگه دعا روش خونده بشه و با مهره مار جفت بشه که چه بهتر

    Soorousha

    ناموس کفتار به خودیه خود کارایی داره چون ذات و طبیعتش اینه

    evil

    یا ابولفضل

    ناشناس

    IP: 217138

    سلام،شبتون بخیر،من ناموس کفتار گرفتم ولی دعا نخوندن روش یا به عقدم در نیومد،آیا کارایی داره؟

    ناشناس

    IP: 8655

    سلام

    ناشناس

    IP: 46165

    bap bap

    Amirhossein

    اینجا با توهین به افراد کسی ناراحت نمیشه و تحت تاثیر حماقت شما قرار نمیگیره چون شخصیتش بالاتر از جواب دادن به شماست اما نمیزاریم کلمات نا محترم در یک چت روم که عموم میبینند زده بشه قصد توهین دارید از قسمت ارتباط با ما بنویسید عقدتون رو خالی کنید بزارید بقیه از منابع به خوبی و با ارامش استفاده کنند

    Amirhossein

    افرادی که لیاقت چت و استفاده از منابع سایت رو ندارند ای پی شون بلاک میشه که حتی نتونند وارد سایت بشن چه برسه ب چت ظرفیتتون رو بالا ببرید نزارید ازتون به عنوان یک عقب مونده نام ببرند

    ناشناس

    IP: 5125

    جق کجاش بی ادبیه ،جابر جقی معروفه تو محله

    ناشناس

    IP: 5235

    چه بی ادبی تو

    ناشناس

    IP: 5126

    جابر جقی کجاس

    ناشناس

    IP: 46245

    سلام

    ناشناس

    IP: 5125

    حاج مهدی اسکوبار اومده تخخ

    ناشناس

    IP: 5114

    اره

    Room6 Supported By Foodforfox ChatRoom

    Best Views

    لیست فیلم های ممنوعه جهان

    لیست فیلم های ممنوعه جهان این ژانر، ما را با ژرف ترین و تاریک ترین بُعد انسان آشنا می کند. جایی که همه ما امیدواریم هیچ وقت شاهد آن نبوده یا جزئی از آن نباشیم. از دید منتقدان، فیل

    راز عدد 241543903

    ?ت که توسط دیوید هورویتز، هنرمند شناخته شده نیویورکی ابداع شد داستان از این قرار که دیوید هوروتیز در سال 2009 یک تصویر از خود ، در سایت فلیکر (که سایت محبوب عکاس ها و عکس دوستانه است) منتشر کرد در این تصویر دیوید سر خود را داخل یخچال کرده بود و از کاربران خواست این کار را انجام دهند و عکس ها را  با عدد 241543903 تگ کنند (برچسب بزنند).   حال چرا این عدد؟جالب است بدانید این عدد به صورت شانسی از ترکیب شماره سریال روی یخچال و بارکد روی نودل مرغ یخ زده بدست آمده است ایده سر در یخچال زمانی به سر دیوید زد که یکی از دوستان وی بدلیل بیماری سر خود را  در داخل یخچال می برد تا کمی دردش تسکین یابد. جالبی این موضوع باعث شد که خیلی ها این کار را انجام دهند و عکس خود را با تگ این 241543903 در سایت منتشر کنند، و بدلیل این که برچسب یک معیار مهم برای گوگل است با  جستجو این عدد در گوگل یک گالری از افرادی با سر هایی در داخل یخچال بارگذاری می شود.  

    داستان ترسناک یک حمام معمولی

    داستان ترسناک یک حمام معمولی horror6: الان حدود چندساله درگیرم خیلی کارا کردم که بتونم فراموش کنم آزاد بشم که نشد فقط با کمک یه جنگیر تونستم اونارو از خودم دور کنم،همیشه فکرمیکردم

    فیلمی از عروسک لولیتا

    فیلمی از عروسک لولیتا o6: سلام حتما درباره عروسک های لولیتا چیز های زیادی شنیدید لولیتا به دخترانی میگویند که دست و پای آنها بریده می شه و دندانشان را می کشند و از آنها به عنوان ب?

    شعر نفرین شده جهنم تومینو

    شعر نفرین شده جهنم تومینو جهنم تومینو شعری ژاپنی و نفرین شده که براساس افسانه ها اگر این شعر بلند خوانده شود سرنوشت بدی برای خواننده رقم خواهد زد. این شعر در یک کتاب 666 صفحه ای

    درگاه دارک وب

    کاربر گرامی این صفحه پل ارتباطی بین شما و وب پنهان می باشد تمامی لینک ها بررسی شده و شما را به وب سایت های خطرناک و بد افزار ها متصل نمی کنند قبل از ورود به وب پنهان نکات امنیتی را

    ترسا فیدالگو (روح مجازی)

    ترسا فیدالگو (روح مجازی) شاید شما هم در اینستاگرام یا دیگر شبکه‌های اجتماعی با کامنت‌هایی عجیب مواجه شده باشید. کامنت‌هایی که در همان سطر اول، خبر از رخدادی عجیب و ترسن

    فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)

    فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)   ژانر : ترسناک زمان : 70 دقیقه زبان : انگلیسی محصول : امریکا کارگردان : Eli Roth ستارگان : Jay Hernandez, Derek Richardson, Eythor Gudjonsson خلاصه دا

    لیلیت کیست (نخستین زن حضرت آدم)

    لیلیت کیست (نخستین زن حضرت آدم) داستان آفرینش در هر دینی به صورتی بیان شده است که انسانهای نخستین در همه آن ها آدم و حوا بوده اند اما نظریه متفاوتی نیز در اینباره وجود دارد که ا

    اتاق قرمز یا رد روم

    اتاق قرمز یا رد روم اتاق قرمز  سایتی در دارک وب بوده که با پرداخت مبلغی وارد ان شده و بصورت زنده تکه تکه کردن انسان ها را مشاهده می نمایید در پشت اتاق های مرگ دارک نت چه می گ

    موزه اد و لورن وارن (موزه ترسناک)

    موزه اد و لورن وارن (موزه ترسناک) موزه ماورا الطبیعه اد و لورن وارن (occult museum) ،قدیمی ترین و تنها موزه از نوع خود است این موزه معروف، صدها هزار بازدید کننده از سراسر جهان را

    عروسک جنسی لولیتا

    عروسک جنسی لولیتا داستان عروسک لولیتا به سال ۱۹۹۵ و زمانی که ولادیمیر نوباکوف داستانی تحت عنوان لولیتا را منتشر کرد باز می گردد. داستان این رمان در مورد یک استاد دانشگاه است که

    ازمایش دروازه ذهن (ارتباط با خداوند)

    ازمایش دروازه ذهن (ارتباط با خداوند) در سال 1983، یک گروه از دانشمندان در جستجوی ارتباط با خداوند بودند. برای این کار آنها یک آزمایش به نام دروازه ذهن را آغاز کردند. آنها پیشبینی ک?

    معرفی سایت های دارک وب

    معرفی سایت های دارک وب دارک وب یا وب تاریک به شبکه‌ای گفته می‌شود که در دسترس عموم نبوده و بیشتر برای مقاصد غیرقانونی مورد استفاده قرار می‌گیرد. ردیابی فعالیت‌های آن و شناسا

    فیلم ترسناک 1980 Cannibal Holocaust (کانیبال هولوکاست)

    فیلم ترسناک 1980 Cannibal Holocaust (کانیبال هولوکاست)   ژانر : ترسناک زمان : 58 دقیقه زبان : انگلیسی / اسپانیایی / ایتالیایی محصول : ایتالیا کارگردان : Ruggero Deodato ستارگ


    Today Show#

    #داستان ترسناک یک حمام معمولی
    #لیست فیلم های ممنوعه جهان
    #فیلمی از عروسک لولیتا
    #شعر نفرین شده جهنم تومینو
    #داستان ترسناک خانه وحشت

    Related Posts

    داستان ترسناک کوه

    داستان ترسناک کوه horror6: سلام. داستانی که میخوام تعریف کنم برای پدربزرگم اتفاق افتاده! از زبون خودش میگم... از وقتی یادمه تفریحم کوه رفتن بود، از 10 سالگی تا الان که نزدیک 70 سالمه، ...

    داستان ترسناک خانه راز آلود

    داستان ترسناک خانه راز آلود horror6: سلام...سال هفتادوچهاربودکه خونمون روفروختیم ویه زمین خریدیم که توش یه خونه جدیدبسازیم چون ساختن خونه وتکمیلش یکسالی حداقل زمان میبردمجبوربود...

    هالای پوزان

    یه روز زمستانی بعد از کلی خواهش و التماس از فرمانده گردان مرخصی چند روزه گرفتم و با خوشحالی به طرف خونه ، توی روستا حرکت کردم برای رفتن به روستا ابتدا رفتم ترمینال جنوب(خزانه) و ب...

    داستان ترسناک ندای وحشت

    داستان ترسناک ندای وحشت horror6: ١١سالم بود آخرين امتحان خرداد ماه رو دادم و با سرعت رفتم خونه ساكم رو كه از شب قبل جمع كرده بودم برداشتم و رفتم خونه مادر بزرگم يه خونه باغ سمت بومه?...

    داستان ترسناک سه خواب و یک شب

    داستان ترسناک سه خواب و یک شب horror6: من معمولا زیاد خواب نمیبینم. مثلا شاید هفته ای یک بار خواب ببینم اما توی یک شب سه خواب دیدم که شاید بسیار به هم مرتبط باشه. توی خواب اول دیدم که ...

    داستان ترسناک پسر همسایه

    من محمد رضا هستم ساکن تهران خواستم یک خاطره ای هم برای شما تعریف کنم چند سال پیش پدرم توی تهران یک اپارتمان هشت واحدی ساخت و بعد از تمام شدن تمامی کارها به پیشنهاد پدرم رفتم داخ...

    جن عاشق

    یا لطیفتر از لطیف ... شکر خداوندی که جهان هستی را به شکلی آفرید که عشاق تا آخرزمان و ابدیتی که برای بشر آفریده همیشه در شگفت آفرینش و سجده گذار خلق هایش که یک نمونه آشکارش خود ما ه...

    داستان کوتاه ترسناک

    دیشب با ضربه هایی که به در اتاق میخورد از خواب پریدم با ترس درو باز کردم و در کمال تعجب خواهر کوچکترم رو پشت در دیدم که با چشمهای بسته به در میکوبید... کمی با تعجب نگاهش کردم که ...

    Tags

    #foodforfox
    #غذا برای روباه
    #خوراکی برای روباه
    #فود فور فاکس
    #اسرار ترسناک
    #بررسی اتفاقات عجیب و ترسناک
    #داستان ترسناک شیطان و نگهبان

    Categories

    داستان (محتوای خواندنی با ویژگی انتقال هیجان و ترس)
    یوفو (فرا زمینی ها)
    بازی (بازی هایی با محتوا ترسناک)
    انیمیشن (انیمیشن هایی با محتوا ترسناک)
    افراد (انسان های خاص)
    حیوانات (جانداران ترسناک)
    جنایت کاران (جنایت های جهان)
    اعدام ها (بدترین شکنجه ها)
    مستند (مستند هایی با محتوا ترسناک)
    جنگ افزار ها (سلاح های مرگبار)
    فضا (عجایب اسمان)
    هیتلر و نازی ها (جنایات فاشیست ها)
    شیطان پرستی (موضوعاتی مرتبط با شیطان و شیاطین)
    سریال (سریال هایی با محتوا ترسناک)
    اسرار و رموز (جهان پنهان)
    حوادث (رخداد های ترسناک)
    کتاب (کتاب هایی با محتوا ترسناک)
    جالب (مطالب جالب توجه)
    پرونده های ترسناک (پرونده هایی مرتبط با رخداد های ترسناک)
    مکان های ترسناک (اماکن عجیب)
    مقتولان (اجساد)
    ماورا الطبیعه (ارواح)
    تسخیر شده گان (اجنه)
    اطلاعات عمومی (دانستنیها)
    بردگی (سلطه پذیر)
    برنامه های کاربردی (نرم افزار ها)
    تصاویر (تصویر های ترسناک)
    فیلم (مطالبی که حاوی ویدئویی برای پخش باشد)
    فیلم (فیلم هایی با محتوا ترسناک)
    عجیب (عجایب جهان)
    ترسناک (اتفاقات ترسناک جهان)
    دیپ وب (شبکه مخفی اینترنت)
    اینترنت (هر موضوعی که با اینترنت مرتبط است)
    وسایل نقلیه (هرگونه وسیله ساخت بشر که قادر به جا به جایی اجسام باشد)
    خدا (موضوعاتی مرتبط با الهیات)

    Magic

    11 نیاز به رتبه

    font Lora_on

    13 نیاز به رتبه

    font Anton_on

    نیاز به رتبه 16

    font Mukta_on

    نیاز به رتبه 20

    font Cairo_on

    نیاز به رتبه 24

    font Almarai_on

    نیاز به رتبه 32

    font Stylish_on

    نیاز به رتبه 40

    font Nosifer_on
    راهنما: این بخش سیستم ویجت های سایت را در بر میگیرد که به کمک آن می توانید تنظیمات موقتی خود را بر روی بخش های مختلف قالب اعمال نمایید
    با نام نویسی سریع در سایت از امکانات خاص از جمله تغییر تم ، فونت و ... برخوردار شو