89 total views, 2 views today

داستان ترسناک شوادان

horror6: این متنو تو خونه عموم که تو بافت فرسوده و قدیمی شهرمون (خوزستان/شوشتر ) دیدم که همه جای خونه نوشته شده بود ، خونه هم چند سالی خالی بوده و خیلی قدیمیه و تو یکی از محله های قدیمی شهره و خیلی هم اون اطراف جن هست و از خیلیا شنیدم (مخصوصا از مادرم و خالم که خودشون تو اون محله بزرگ شدن و بارها گفتن خونه فلانی که عموم گرفته جن داره و … ). این خونه رو عموم سر جریانی مجبور میشه بخره از دایی پدربزرگم حدود ۳۰ سال پیش ، بعد از فوت دایی پدربزرگم ورثه خون۷ رو به عموم نمیدن و حدود ۲۰ سال هم تو این خونه زندگی میکنن و هم اجاره میدنش و پولشو میخورن ،

خلاصه عموم بعد از ۳۰ سال با هزار دعوا و واسطه و وکیل و شکایت خونه رو از اینا میگیره. عموی من هم اهواز زندگی میکنه برا همین نصف بیشتر کارا خونه رو من که اینجام براش انجام میدم ، بعد از گرفتن خونه عموم گفت برا اینکه خالی نباشه خونه رو به یه زن بیوه و بچه هاش با یه کرایه جزیی داد که زندگی کنن یه چند سالی اینا تو خونه بودن تا اینکه بزور بیرونشون کرد. بعد از این خونواده تصمیم گرفت که خونه رو بفروشه ولی خوب خونه خیلی قدیمی بود و مسیر ماشین رو هم نداشت برا همین خیلی مشتری سمت خونه نمیومد ، دید مشتری نیست گفت بزار یه دستی به سر و گوشش بکشم باز بدمش کرایه تا یه مشتری گیر بیاد براش. نمیدونم شما چقدر از بافت خونه های قدیم منطقه شوشتر و دزفول خبر دارید.

خونه ها قدیم یه شبستان داشتن که تقریبا ۱۰ تا پله میخورد میرفت زیر زمین و یه شوادان داشتن که اونم از شبستان باز یه ۱۰ تایی پله میخورد باز میرفت تو دل زمین ، که از این شبستان و شوادان بیشتر برا تابستون استفاده میکردن چون خیلی خنک و تاریک بود مخصوصا شوادان و مرکز زندگی اجنه هم بوده معمولا.حالا جریان این عکس اینه که موقعی که داشتیم تو خونه تغییرات میدادم رو تمام دیوارهای داخلی ساختمون و شبستان و شوادان این کلمات دقیقا با همین فونت و اندازه نوشته شده بود. جالب اینجاست که من خودم همش بالاسر کارگرا بودم مثلا دیواری رو که تازه پلاستر سیمان میکردن فرداش همین کلمات رو دیوار سیمانی با همین فرم و فونت نوشته شده بود ، هرچی سرچ کردم چیزی دستگیرم نشد گفتم شما بزارید شاید کسی بدونه چیه. یادم رفت بگم مستاجر که تو خونه بود قسم میخورد که چند دفعه تو ورودی شبستان یه زنی رو دیده که تو پله ها بوده و یه سری هم برادرش رفته تو شبستان با سنگ زدنش.

 

One thought on “داستان ترسناک شوادان

  1. اسمی از متن نبود ولی چیزی که میگی اگه درست باشه میتونه معنی زیاد داشنه باشه مثل یه اخطار یا دفن شدن جسد یه مسلمان در خاک ناپاک

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.