داستان ترسناک سیگار

داستان ترسناک سیگار

داستان ترسناک سیگار

نویسنده: horror6

دنبال کردن:

تعداد مقاله:492

بیوگرافی:

درتاریخ : 2019-09-09
  • 112 بازدید
  • داستان ترسناک سیگار

    horror6: سلام‌‌ ‌‌ این اتفاق حدود سه سال قبل واسم اتفاق افتاد… مادرم پرستار هستن و اون شبی که این اتفاق افتاد شیفت بودن و من تنها خونه بودم حدودای ساعت سه نیمه شب بود که با بوی سیگار از خواب بیدار شدم نمیدونم این حالت تا حالا براتون اتفاق افتاده که وقتی یکی سیگار میکشه شما هم خواب باشین و از بوی سیگار اذیت بشین و از بوی سیگار از خواب بیدار بشین خیلی حس بدیه..

    خلاصه بیدار شدم و تعجب کردم اولش با خودم گفتم این بوی سیگار از کجا میاد ساعت گوشیمو نگاه کردم حدودای ساعت سه بود بلند شدم در اتاقمو باز کردم دیدم بو از تو هال میاد با ترس نگاه کردم دیدم کسی نیس یه لحظه آتیش سیگار کنار صندلی میز ناهار خوری گوشه هال توجهمو جلب کرد فقط یه آتیش سیگار تو هوا بود خیلی ترسیدم تا مرز سکته پیش رفتم لامپ هال رو روشن کردم دیدم اتیش سیگاره غیب شد با خودم گفتم شاید خیالاتی شدم دوباره لامپو خاموش کردم ولی دوباره آتیش سیگار رو دیدم خیولی دوباره آتیش سیگار رو دیدم ایندفعه واقعا از ترس داشتم میلرزیدم مخصوصا اینکه تنها بودم دقیقا موقعیت آتیش سیگار طوری بود که میشد حدس زد روی صندلی نشسته و داره سیگار میکشه حتی خود سیگار هم‌ مشخص نبود فقط قسمت آتیش سیگار که قرمز بود معلوم بود و بوی دود سیگار که داشت حالمو بد میکرد.دوباره لامپ هال رو روشن کردم نمیدونستم باید چیکار کنم رفتم تو اتاق گوشیمو برداشتم به مادرم زنگ زدم مادرمم که اصلا اعتقادی به جن و این چیزا نداشت بهم گفت مشروب خوردی؟یا چی مصرف کردی توهم زدی بگیر بخواب گوشی رو قطع کرد.

    پاهام قفل شده بود حتی از ترس نمیتونستم فرار کنم دوباره لامپو خاموش کردم دیدم هنوز اتیش سیگارش روشنه خواستم به خودم دلداری بدم گفتم هرچی هس فقط اومده سیگار بکشه بره صدای ضربان قلبمو خودم میشنیدم..صندلی که روش نشسته بود سیگار میکشید دقیقا رو به روی اتاق من بود روی تخت دراز کشیده بودم و به اون قسمت قرمز سیگار که ازش دود بلند میشد نگاه میکردم و همینطور به پروردگار فک میکردم و با خودم میگفتم هیچ قدرتی بالاتر از اون نیس و همه چی به اذن و اراده اونه..خلاصه با این فکر به خودم تسکین دادم تا دیدم.

    آتیش سیگار دیگه نیس و بوی سیگار هم کم کم رفت و من تونستم بخوابم البته با کلی ترس که‌ نکنه دوباره برگرده.صبح که از خواب بیدار شدم یه لحظه یادم به اون اتفاق افتاد سراسیمه از تخت بلند شدم و به .. و به طرف صندلی رفتم دیدم رو میز دوتا اسکناس پونصدتومنی خیلی خشک و نو هس دقیقا همونجایی که اون نشسته بود صبر کردم مادرم برگرده ازش پرسیدم تو این دوتا پونصدتومنی رو اینجا گذاشتی گفت نه اصلا..فقط من و مادرم تو اون خونه زندگی میکنیم البته تو اپارتمان هستیم و من شب قبل سر اون میز شام خوردم هیچ پولی نبود.

    اونی که سیگار میکشید اون پول رو‌گذاشته بود منم هر دو رو لای صفحات قران گذاشتم..هنوز خاطره اون شب مو به تنم سیخ میکنه نمیدونم چی بود جن بود یا روح..به نظر شما چی بوده؟آخه مگه جن هم سیگار میکشه؟البته نا گفته نماند دایی بنده هم تو سن جوونی فوت شدن و سیگاری بودن،مادرم میگه شاید روح دایی بوده ولی غیر ممکنه روح از برزخ بیاد این دنیا و سیگار بکشه‌ نظر شما چیه؟خیلی دلم میخواد بدونم اون کی بود یا چی بود..دوستان عزیزم این اتفاق کاملا واقعی هستش و اون دوتا اسکناس هم هنوز دارمشون مثل روز اول نو نو هستن.

     

    دیدگاه

    3 thoughts on “داستان ترسناک سیگار

    1. کرو گفت:

      داستان جالبی بود حقیقتش یه بار دیگه گفتم برخورد جن با انسان یک در میلیونه چون در دو دنیایی متفاوت باهم هستیم عالم جنیان جز اسرار یه که بر انسان پوشیده اس

    2. مرجان گفت:

      بنظر من احتمال زیاد روح داییتون بوده و دقیقا این اومد توی ذهنم که شاید ایشون در زمان زنده بودن سیگاری خریده و شاید پول خورد مثلا نداشته و گفته بعداً میاره ولی عجل مهلتش نداده شایدم فراموش کرده و الان احساس دین داره و روحش ناراحته و اون پول رو هم در واقع برای ادای قرضش بوده.
      و البته که روح نیازی به سیگار کشیدن نداره ولی اگه نظریه ام درست باشه ،روح ایشون با اینکار خواسته یک نشونه و علامت و یک راهنمایی برای شناختتنش باشه.
      البته هستن ارواحی که وابستگی‌های شدید مثل اعتیاد داشتن و هنوزم بعد از مرگ احساس نیاز به اون مواد مکنن..

    3. Soorousha گفت:

      داستان خوبی بود،
      نظر مرجانم جالب بود،
      👻🚬

    پاسخی بگذارید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.







    ملاحظات کاربر گرامی در صورت توهین و اهانت به مقدسات و کاربران دیگر آی پی شما مسدود خواهد شد.
    دسته ها اطلاعات عمومی (دانستنیها) داستان (محتوای خواندنی با ویژگی انتقال هیجان و ترس)
    Foodforfox The Scary Website 2020 ©

    loading time : 0٫288 s