داستان ترسناک خونه قدیمی

داستان ترسناک خونه قدیمی

داستان ترسناک خونه قدیمی

نویسنده:horror6

لیست مطالب :

بیوگرافی:

درتاریخ : 2019-08-20
  • 14 بازدید
  • داستان ترسناک خونه قدیمی

    horror6: سلام دوستان، قبل از اینکه داستان شروع کنم بابت نگارش و املا بد عذر میخوام به علت نداشتن وقت و بچه کوچک…. این داستان من بر میگرده به سال نود ودو، من اون موقع دانشجوی ترم آخرحقوق درچالوس بودم ،تازه یه ماهی میشد نامزد کردم.چون تومحیط خوابگاه نمی تونستم درس بخونم از نامزدم خواستم برام خونه کرایه کنه .هم باهم باشیم وهم من درس بخونم.

    خلاصه نامزدم خونه کرایه کرد و ما رفتیم اونجا.صاحبخونه پایین میشست و خونه بالایی به ما دادن.نامزدمم خیالش راحت بود میگفت منکه میرم سرکارحداقل تنها نیستی ونمی ترسی. وقتی وارد خونه شدم یه حال کوچک با مبلای قدیمی و چرک وتلویزیون کوچک، آشپزخانه که خیلی کوچک بود کتری وقوری از این مسافرتیا که سیاه شدن روی اجاق ش بود،دستشویی وحمومم ته هال بود.اول از خونه خوشم نیومد ولی چون پنج تا امتحان بیشترنداشتم وقیمت این خونه هم مناسب بود به ناچار قبول کردم. خلاصه من با کتابام ولب تاپم ویه مقدارلباس ورختخواب اومدیم مستقرشدیم .

    نامزدم صبح ساعت شش میرفت ساعت هفت برمیگشت. روز اول صبح وقتی نامزدم رفت من رفتم دستشویی.اومدم بخوابم (اینم بگم که مارختخوابمون زیر اپن آشپزخانه انداخته بودیم) تا سرمو گذاشتم روی بالشت احساس کردم کتری روی گاز جابه جا شد گاز فندکش زده شد.بلندشدم دیدم توآشپزخانه خبری نیست گفتم حتما صاحبخونست خونه جوری صدا میاد بالا گرفتم خوابیدم .تا دوباره سرم گذاشتم روبالش احساس کردم کسی هی پاش میکشه روی فرش،ازدم حموم تا پایین پای من پاش میکشه روی فرش دوباره برمیگرده.سرم بلند میکردم ولی هیچ کس نمیدیدم.بازگفتم صاحبخانه صدای پاش میاد تا دوباره اومدم بخوابم انگار کسی نشست رو مبل دو نفره قدیمی (از این مبلا که وقتی میشستی روش صدای فنروچوبش بلند میشدجای نشستن روی مبل میوفتاد) گفتم شایدخرابه اینجور شد.اهمیت ندادم ولی خواب از سرم پریدوپاشدم صبحانه خوردم، درس خوندم واصلا به صداهای دوروبرم اهمیت ندادم.

    تا روز آخر به همین منوال گذشت و وقتی نامزدم میرفت سر کارمن خوابم میپریدوخواب نداشتم.امتحان آخرکه دادم،قرارشد فرداش من و ببره خونمون.که از شانسمون جاده بسته شد ما مجبور شدیم اون شبم بمونیم. غروب که شد نامزدم اومد خونه باهم رفتیم بیرون آخر شب برگشتیم خونه وخوابیدیم.صبح که رفت سرکار طبق معمول…صداها شروع شد باز اهمیت ندادم چون میدونستم هر چی هست با من کاری نداره اذیتم نمیکنه فقط نمیذاشت بخوابم .لب تاپم روشن کردم وشروع کردم بازی کردن دو ساعتی بازی کردم دیگه چشمام درد گرفت ،خاموش کردم. لپ تابم گذاشتم تو کوله و کیف مجلسیمم گذاشتم کنارش،پشتم کردم بخوابم ،که صدا شنیدم همین که برگشتم دیدم یکی از برگه های تاتو من بیرون ازکیفه،ویکی هم جیب اول کولمو ول کرد انگارکه بازش کرده بود ببینه چی توشه،تا این صحنه دیدم دیگه نتوانستم بیخیال بشم ، زنگ زدم نامزدم بیا یا همین الان بریم کرج یا یه خونه دیگه بگیر،وچون جاده بسته بود یه خونه دیگه گرفتیم. خوشبختانه من فقط حس کردم واصلن قیافشون ندیدم یا خودشون نشون ندادن،فقط حضورشونو حس میکنم وصداشونومیشنوم، قدرت دیدنشان ندارم خلاصه ببخشید که بدنوشتم خواستم تجربم بگم گرچه زیاد ترسناک نیس.

     

    ایجاد مقاله

    گزارش تخلف





    R

    مخفف Restricted-Under 17(رتبه R به معنی فیلم حاوی کلمات رکیک، خشونت، روابط جنسی و نمایش استعمال مواد مخدر و دخانیات است. )

    PG-13

    مخفف Parents Strongly Cautioned(فقط حاوی مقداری صحنه عشقی (جنسی) معمول و مواد مخدر و دخانیات می‌باشند. )

    NC-17

    مخفف No One 17 and Under Admitted به معنی هیچ شخص 17 سال و زیر 17 سال قادر به مشاهده این نوع نوشته ها نمی‌باشد، ممکن است نوشته حاوی مناظر واضح جنسی یا کلمات ناخوشایند یا زیاد یا تمام موارد باشد. درجه NC-17 بر این دلالت ندارد که نوشته مستهجن و ضد اخلاقی است.

    خانه
    دیدگاه

    پاسخی بگذارید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.







    ملاحظات کاربر گرامی در صورت توهین و اهانت به مقدسات و کاربران دیگر آی پی شما مسدود خواهد شد.
    دسته ها داستان (محتوای خواندنی با ویژگی انتقال هیجان و ترس)
    Foodforfox The Scary Website 2019 ©

    loading time : 0٫381 s