318 total views, 2 views today

داستان ترسناک جن گیر

امین زارع: سلام امین هستم میخوام براتون یه داستان واقعی که هیچ گونه ساختگی نیست تعریف کنم داستان از جایی شوروع شد که من پدر بزرگم جن گیر بود با اجنه ها در ارتباط بود تو کار احضار اینا بود من یه روز زد به سرم رفتم به پدر بزرگم گفتم بهم یاد بده چطوری احضار کنم پدر بزرگم بهم هشدار داد که هیچوقت سمت جن برای تفریح یا خوشگذرونی نرم سمتشون من به حرفش گوش ندادم گفتم اینا الکین بعد روز بعد رفتم رو مخش هی روز به روز میگذشت من رو مخش بودم اخر سر راه روشش رو بهم یاد دادتمام کارایی که باید میکردم گفت ولی بهم هشدار داد بهت یاد دادم هیچوقت این کارو نکن من گفتم باشه ولی چند شب گذشت من هی تو فکر جن بودم زد به سرم گفتم یه شب احضار کنم از جام بلند شدم دیدم همه خوابیدن من هم رفتم توی انباری انباری مون خیلی بزرگه حدود 20متر بود.

من رفتم ترسیدم هیچ کاری نکردم ولی شب بعدش پشیمون شدم گفتم تا انباری رفتم اون وقت احضار نکردم اخر شکل قیافه جن ندیدم همون شب هی پشیمون بودم که چرا احضار نکردم برای بار دوم رفتم توی انباری همه خوابیدن اما پدر بزرگم بیدار بود من حواسم نبود این میخواد منو بپاد رفتم توی انباری تمام کارایی که پدر بزرگم بهم یاد داده بود کردم چشمام بستم حدود پنج ثانیه بعد باز کردمو روبه روی خودم چیزی و دیدم که تاحالا تو عمرم ندیدم دیدم یه مرد سیاه انقدر سیاه بود قدش سه برابر من بود.

جلوم وایساده بود انقدر چهره اش سیاه بود معلوم نبود ازش دود سیاه میداد بیرون منم گفتم باهام کاری نداره ازش سوال پرسیدم بعد از اینکه سوال هام تموم شد بهم یه چیز گفت.گفت منو ببر من تعجب کردم گفتم چی دوباره گفت منو ببر من گفتم کجا ببرمت همین که اینو بهش گفتم یه دونه محکم کشیده زد زیر گوشم من حدود هشت متر نیم روی هوا بودم شانس اوردم پدر بزرگم اومد یه لحضه پدر بزگم دیدم دیگه هیچی ندیدم بعد از اینکه بهوش اومدم توی بیمارستان بودموگردن دست پام شکسته بود از شدت درد نمیتونستم دست پام تکون بدم خدارو شکر که پدر بزرگم رسید وگرنه یا من مرده بودم یا تسخیر میشدم.

 

ایجاد مقاله

با ورود به بخش ایجاد مقاله قادر به ثبت و انتشار مطالب ترسناک خود خواهید بود (ضوابط سایت کاربر محور)

در صورتی که این مقاله را مخالف با قوانین جمهوری اسلامی می دانید به ما گزارش دهید.

3 thoughts on “داستان ترسناک جن گیر

  1. کم فیلم ترسناک نگاه کن بچه برات بده احظار مقدمات خودش رو داره اگه اینطور بود هر ننه قمری میرفت و احظار میکرد در ضمن 7 متری رفتی رو هوار ببین ملت احمق فرض کردی شیرن عقل بدن انسان تحمل یه مرمی 3 گرمی نداره حالا تو چطور تونستی که با ضربه که 7 متر تو رو پرت کرده زنده موندی

  2. چِرتَرازاین اراجیف تابحال نه شنیده ونه خونده بودم 😝
    اگه این میش انشاء/یعنی نمره ات میشد-0-

  3. خجالتم خوب چیزیه آخه این چه اراجیفی بود شما در قالب داستان نوشتی . گردن و دست و پات شکسته بود ؟ گردن بشکنه درجا شخص میمیره ، توی کارتن فوتبالیست ها هم 8 متر و نیم روی هوا نمیپریدن ، یه سری از دوستان جوری داستان مینویسن که آدم رو کاملا توی سر میبرن ، اما شما آدم رو از وقت گذاشتن بابت شنیدن چنین اراجیفی کاملا پشیمون میکنین

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.