2,110 total views, 1 views today

جان وین گیسی (دلقک قاتل)

جان وین گیسی قاتل بی رحمی بود که بین سال های 1972 تا 1978 در ایلینویز شیکاگو 33 پسر کودک و نوجوان رو به قتل رساند و به ان ها تجاوز کرد این قاتل سریالی قربانیانش رو با وعده کار یا پول و همچنین به بهانه یاد دادن تردستی فریب می داد و انها را به خانه خود می برد گیسی 26 نفر از قربانیانش را در فضایی در زیرزمین منزلش دفن کرد و مابقی قربانیان را به داخل رود خانه دس پلینز انداخت.

بیشتر بدانید:

جان وین گيسي در سال 1942 در شيكاگو متولد شد و حتي دوران كودكي وي نيز نشانه‌اي از اين امر نداشت كه يك قاتل سنگدل در حال ظهور است وي دو خواهر داشت كه يكي دو سال از او بزرگتر بود و ديگري دو سال از وي كوچكتر. به نوشته كتاب دلقك قاتل نوشته تري سوليوان و پيتر ميكن، گيسي به استثناي روابط سردي كه با پدرش داشت، كودكي بي درد‌سری داشته است نويسندگان اين كتاب پدر گيسي را فردي نا آرام و بشدت الكلي توصيف كرده اند كه فرزندان خود را كتك مي زده و به آنها اهانت نيز مي‌كرده است.

گيسي پدرش را بشدت دوست داشت و دست به هر كاري مي زد كه نظر وي را جلب كند اما در اين امر ناكام ماند به نوشته كتاب “مردي كه پسران را مي كشد” نوشته، كليفورد ليندكر، گيسي هنگامي كه 11 سال داشت از روي تاب به زمين افتاد و سرش ضربه شديدي خورد و اين امر باعث شد كه تا سن 16 سالگي دچار ناتواني‌هاي ذهني شود تا اينكه پزشكي با تشخيص اينكه لخته خوني در مغزش وجود دارد او را عمل كرد و بهبود يافت. گيسي پس از آن كه در نوجواني چهار دبيرستان را عوض كرد و هيچگاه نتوانست مدرسه را تمام كند، از مدرسه اخراج شد و شيكاگو را به مقصد لاس‌وگاس ترك كرد.


 
وي در لاس وگاس به عنوان يك كارگر نيمه وقت مشغول كار شد اما از آنجايي كه از زندگي در لاس و گاس لذت نمي‌برد چند ماه بعد به شيكاگو بازگشت گيسي در سال هاي 1960 در كالج اقتصادي ثبت نام كرد و از خود در تجارت استعداد خوبي نشان داد وي يك تاجر مادرزاد بود كه با قدرت مذاكره توانست سريعا در امر تجارت پيشرفت كند.

وي در حالي كه فارغ التحصيل مي شد به عنوان دانش آموخته مديريت در شركت توليد كفش “نان بوش” در شيكاگو مشغول به كار شد و خيلي سريع پيشرفت كرد و طي چند هفته به اسپرينگ فيلد منتقل شد تا فروشگاه پوشاك مردانه را براي شركت مديريت كند. گيسي در سال 1964 با ماريلين ماير يكي از همكاران خود ازدواج كرد.زوج جوان كمي پس از ازدواج به شهر واترلو در ايالت لووا، زادگاه ماير نقل مكان كردند.

پدر ماير به گيسي پيشنهاد شغلي در رستوران خانوادگي خود را داد. يك سال بعد پدر گيسي در شيكاگو درگذشت. گيسي در سال 1966 به پيشنهاد پدر زن خود مديريت رستوران خانوادگي را بر عهده گرفت و به يك فرد شناخته شده در جامعه بدل شد. اما اوضاع بر وفق مراد گيسي نبود.

اما اين قاتل سريالي آينده نخستين بار در سال 1968 دستگير شد به اين اتهام كه يكي از زنان همكار خود را مجبور به دست زدن به اقدامي غيراخلاقي كرده بود كه اين امر بسياري از كساني را كه اين پدر دو فرزند را فردي موجه و قابل احترام مي دانستند متعجب كرد. بويژه چهار سالي مي شد كه ازدواج كرده بود گيسي به خاطر عمل غير اخلاقي به 10 سال زندان محكوم و به زندان ايالتي در اناموسا منتقل شد. زن گيسي در پي محكوميت وي خواستار طلاق شد.گيسي خشمگين به اطلاع وي رساند كه نمي خواهد وي و فرزندانش را ببيند و اينگونه فرض مي كند كه آنها مرده اند.


 
گيسي پس از سپري كردن 18 ماه از محكوميت خود در 18 اكتبر سال 1971 عفو شد و به شيكاگو بازگشت و 8 ماه پس از آزادي به اتهام تجاوز و رفتار غير متعارف دستگير شد پسر بچه اي به مقامات شكايت كرد كه گيسي وي را در ايستگاه گري هوند در مركز شيكاگو سوار خودرواش كرده است. وي به پليس گفت گيسي او را به خانه اش برد و تلاش كرد با وي عمل غير اخلاقي داشته باشد.

اما هنگامي كه پس از حضور در دادگاه براي اداي شهادت حضور نيافت، از گيسي رفع اتهام شد. گيسي كمي پس از آنكه به شيكاگو بازگشت به عنوان پيمانكار ساختماني مشغول به كار شد.وي سه سال بعد در سال 1975 فعاليت هاي ساختماني خود را آغاز كرد و در جولاي همان سال با زني مطلقه كه از طريق دوستان با وي اشنا شده بود ازدواج كرد و با كمك مالي مادرش به خانه اي در دس پلينز در منطقه طبقه متوسط نشين حومه شيكاگو نقل مكان كرد. گيسي در تجارت استعداد خاصي داشت. به نوشته نشريه دس پلينز، بازرگانان محلي وي را تاجري باهوش مي دانستند.

وي غالبا با پيشنهادهاي متفاوتي كه در مناقصات مي داد از رقباي خود پيشي مي گرفت و قراردادها را از آن خود مي كرد.گيسي با بكارگيري شماري از نوجوانان هزينه هاي قراردادهاي خود را كاهش مي داد( كه البته 5 تن از اين نوجوانان قربانيان وي شدند.) تجارت وي رونق گرفت. گيسي بخشي از اوقات فراغت خود را به ميزباني پارتي هاي خياباني براي دوستان و همسايگان اختصاص داده بود، لباس دلقك ها را مي پوشيد و به سرگرم كردن كودكان در بيمارستان هاي محلي مي پرادخت و در سازمان هايي چون جي‌سيس و دفتر محلي حزب دمكرات عضويت يافت. وي به عنوان يكي از مقام هاي حزب دموكرات با روزالين كارتر همسر جيمي كارتر رئيس جمهوري وقت آمريكا عكس يادگاري گرفت.

همسر دوم گيسي در مارس 1976از وي طلاق گرفت. به نوشته كتابي به نام “سقوط گيسي”، همسر وي نمي توانست بيش از اين حالات غير قابل پيش بيني و علاقه شديد وي به مجلات مستهجن را تحمل كند.اين زوج صاحب فرزندي نبودند.

در 12 دسامبر 1978، پليس بار ديگر بر جان وين گيسي متمركز شد.رابرت پيست، نوجواني كه در داروخامه نيسان در دس پلينز كار مي كرد، مفقود شد.گيسي آخرين فردي بود كه با اين پسر ديده شده بود.هنگامي كه ماموران تحقيق به بررسي پرونده گيسي پرداختند با كمال تعجب دريافتند كه وي پيش از اين به خاطر اعمال غير اخلاقي در قبال پسري بازداشت شده بود.

ماموران با داشتن اين اطلاعات هولناك توانستند مجوز بازرسي از منزل گيسي را دريافت كنند. ماموران تحقيق در پي گرفتن مجوز به بازرسي خانه گيسي پرداختند و وارد اتاقكي در زير زمين خانه شدند. بوي مشمئز كننده‌اي به مشام مي رسيد. ماموران بر اين باور بودند كه اين بوي بد ناشي از لوله هاي فاضلاب است و بدون آنكه به شواهد مستدل جنايات صورت گرفته در اين اتاقك توجهي كنند به مقر خود بازگشتند تا شواهد به دست آمده را مورد بررسي قرار دهند.

ماموران تحقيق در جريان بررسي وسايلي كه از خانه گيسي ضبط كرده بودند به زودي دريافتند كه نادانسته شواهد مهمي را به دست آورده اند.يكي ديگر از سرنخ هايي كه در خانه گيسي يافت شد مربوط به نوجوان ديگري بود كه يك سال قبل مفقود شده بود.آنها در عين حال رسيد حلقه فيلمي را در خانه گيسي دريافتند كه متعلق به رابرت پيست نوجواني بود كه مفقود شدنش اعلام شده بود. ماموران تحقيق با اطلاعات جديدي كه در اختيار داشتند به بررسي دقيق پرونده و كنار هم گذاشتن جزئيات كردند.

در پي كشف اين اطلاعات بود كه ماموران تحقيق توانستند مجوز دوم را براي بازرسي از خانه گيسي دريافت كنند. در 22 دسامبر 1978 گيسي با درك اين امر كه اسرار مخوفش به زودي برملا خواهد شد نزد پليس رفت تا اعتراف كند. گيسي در جريان اعترافاتش به كاراگاهان گفت كه “چهار نفر به اسم جان وجود دارد”. وي توضيح داد كه “يك جان، پيمانكار بوده، يكي دلقك است و يك جان سياستمدار.

جان چهارم نام اصلي اش جك هانلي است كه قاتل است و همه كارهاي بد را او كرده است گيسي در جريان بازجويي ها گفت كه نخستين قتل در ژانويه سال 1974 صورت داده است و قتل دوم دو سال بعد در ژانويه سال 1974. گيسي به قربانيانش مي گفت كه مي خواهد به آنها تردستي با دستمال را نشان دهد و مدعي بود كه راهي خاص براي بازكردن دستان بسته با دستمال وجود دارد و و نوجوانان را ترغيب مي كرد كه اجازه دهند دست و پايشان را بسته و سپس باز كنند.

قربانيان هنگامي كه مي ديدند دست و پايشان بسته شده و نمي‌توانند خود را باز كنند به تقلا مي افتادند و در اين زمان بود كه گيسي پس از تجاوز به آنها با طنابي آنها را خفه مي كرد گيسي گفت جسد قربانيان را قبل از آنكه به اتاقك داخل زير زمين ببرد و دفن كند چند ساعت زير تخت خواب نگهداري مي كرد. گيسي به طور دواطلبانه به قتل 24 نوجوان اعتراف كرد و اين در حالي است كه به تمامي پرسش‌هاي پليس پاسخ نمي‌داد و غالبا مي گفت: بايد اين سوال را از جك بپرسيد.


 
وي در عين حال به پليس جزئيات مكان 28 قبر سطحي را زير خانه و گاراژ خود اطلاع داد. گيسي در عين حال به انداختن اجساد پنج قرباني خود به رودخانه دس پلينز اعتراف كرد. ماموران تحقيق كمتر از يك ساعت پس از آغاز كندوكاو در منزل گيسي نخستين جسد را در اتاقك داخل زير زمين پيدا كردند. با گذشت روزها و هفته ها به شمار اجساد يافت شده افزوده مي شد و در عين حال رسانه ها نيز اين فجايع هولناك را به دقت پيگيري مي كردند. جنايات گيسي در صدر اخبار شبانه قرار گرفته بود.منزل گيسي براي تمامي آمريكايي ها و بازديدكنندگان خارجي تا حد كاخ سفيد شناخته شده بود. جزئيات كندوكاوها رعب‌آور بود.

تعدادي از قربانيان آنچنان نزديك به هم دفن شده بودند كه پليس بر اين باور بود كه احتمالا در يك زمان كشته شده اند. تا پايان ژانويه پليس و كارگران ساختماني وجب به وجب خانه را گشتند و 20 جسد را پيدا كردند.جستجوها به دليل زمين يخ زده و زمستان سرد طولاني تر از حد انتظار شده بود. در همين زمان 4 جسد ديگري كه در رودخانه دس پلينز يافت شده بود به گيسي نسبت داده شد و وسايل شخصي قربانيان در منزل وي يافت شد. در حالي كه هويت 32 قرباني به تدريج روشن شد، ماموران تحقيق دريافتند كه همه قربانيان جوان بوده و بين 18 تا 25 سال سن داشتند.

جستجو و كند و كاو در رودخانه براي يافتن جسد رابرت پيست نتيجه بخش نبود. با پايان يافتن جستجوها براي يافتن اجساد، دو مرد جوان به نام هاي رابرت دونلي و جف ريگنال به نزد پليس آمده و جزئيات اغفال خود از سوي گيسي را براي پليس و شيوه گريختن خود از چنگال اين قاتل سنگدل را شرح دادند. هر دو مدعي شدند كه در دو حادثه جداگانه در دسامبر سال 1977 گيسي آنها را با تهديد اسلحه ربود، آنها را شكنجه كرد و شلاق زد و مورد تجاوز قرار داد اما توانستند از مهلكه بگريزند.


 
با اين حال هيچ يك از اين نوجوان خواهان پيگيري اين امر نبودند. سر انجام در اوريل سال 1979 بقاياي رابرت پيست در اطراف رودخانه الينويز يافت شد.كالبد شكافي جسد نشان داد كه وي به دليل خفگي درگذشته است.گيسي به مرگ وي نيز متهم شد. محاكمه گيسي در 6 فوريه سال 1980 در دادگاه جنايي كوك كاونتي در شيكاگو آغاز شد. طي 5 هفته محاكمه، دادستان و وكيل مدافع بيش از 100 شاهد را به دادگاه دعوت كردند تا شهادت دهند.

راهبرد وكيل مدافع اين بود كه اثبات كند موكلش بيمار رواني است و در ارتكاب به قتل كنترلي بر خود نداشته است. وكيل مدافع در اين رابطه روان پزشكاني را به جايگاه فراخواند. دادستان از سوي ديگر با اين ديدگاه كه گيسي بيماري رواني است بشدت مخالفت كرد و تاكيد كرد كه بايد اشد مجازات براي وي در نظر گرفته شود. هيئت منصفه با نظر دادستان موافق بود و براي دو ساعت به شور نشست و سرانجام گيسي را در قتل 33 نفر مجرم شناخت. در 13 مارس سال 1980 گيسي به مرگ محكوم شد.

وي به مركز تربيتي در ايلينوي فرستاده شد و 14 سال را در اين زندان سپري كرد تا اينكه براي اعدام به زندان استيتويل منتقل شد. در 9 مه 1994 گيسي اخرين غذاي خود را شامل جوجه سرخ كرده، نوشابه، كيك توت فرنگي صرف كرد و در آخرين مصاحبه خود كه از طريق تلفن صورت گرفت به يك خبرنگار نشريه نايت تريبيون گفت: درباره من 11 كتاب نوشته شد، 31 نامه، دو فيلمنامه، يك فيلم، يك نمايشنامه، 5 ترانه و بيش از 500 مقاله نوشته شد، گيسي در نيمه شب 10 مه سال 1994 با تزريق سم اعدام شد.

One thought on “جان وین گیسی (دلقک قاتل)

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.