1,657 total views, 1 views today

تاریخچه بردگی جنسی

آزارگری یا آزارخواهی جنسی (:sadomasochism؛ تلفظ: سادومازوخیسم ) عبارت است از: آزار دادن و تحقیر دیگران و بی احترامی به آنها یا آزار دیدن و مورد بی احترامی و تحقیر دیگران قرار گرفتن که سبب ارضای جنسی میشود. این ناهنجاری به تعاملاتی اطلاق میشود که در آن یک شخص با آزار دادن فرد دیگری که از درد کشیدن لذت میبرد ارضا میشود. بسیاری از افراد در روابط جنسی خود به اعمال دردناک خفیفی مثل گاز گرفتن، نیشگون گرفتن و سیلی زدن مبادرت میورزند. وقتی هر دو شریک جنسی از این اعمال لذت میبرند، این رفتارها لذت جنسی را افزایش میدهند. اما افراد آزارگر و آزارطلب غالباً نه تنها از اعمال دردآور خفیف پا را فراتر میگذارند بلکه تنها با توسل به این رفتارها میتوانند به لذت جنسی برسند. فرد آزارگر زمانی به اوج لذت جنسی میرسد که دیگران را تحقیر کند یا آنها را آزار دهد. غالباً به این کار «تأدیب» میگویند. ارضای جنسی فرد آزارطلب به دربند بودن-یعنی آزار دیدن، تحقیر شدن، درد کشیدن و برخورد بد از سوی دیگران-بستگی دارد. آزارگری و آزارطلبی هم در روابط دگر جنس گرایانه و هم در روابط همجنس گرایانه روی میدهند، ازارگری و آزار طلبی جنسی به طور کلی چندان شناخته شده نیست و هنوز تحقیقات بر روی ان ادامه دارد.

بسیاری از موارد دگرآزاری و آزارطلبی چهار ویژگی عمده دارند ( سانتیلا و همکاران، ۲۰۰۲ به نقل از ساراسون و ساراسون ۲۰۰۵ )، که عبارتند از:

۱-منش بیش از حد مردانه و قلدری کردن.

۲-آزار دادن یا آزار دیدن.

۳-محدودسازی فیزیکی یک نفر توسط دیگری.

۴-تحقیر شدن یا تحقیر کردن.

آزارگری و آزارطلبی جنسی هر دو ماهیتی مزمن دارند. درحالت شدید این فعالیت، قربانی ممکن است متحمل جراحات جدی شده یا جان خود را از دست بدهد. برخی متخصصان روانشناسی و روانپزشکی بر این باورند که ریشه های آزارگری و آزارطلبی را باید در دوران کودکی جستجو کرد و برخی دیگر به نقش احتمالی عوامل زیستی اشاره کردهاند. فرد آزارطلب از طریق آزار دیدن، ترجیحاً تحقیر شدن و کتک خوردن، به برانگیختگی جنسی میرسد. افراد آزارطلب خیال پردازیهایی دارند که اغلب در دوران کودکی آغاز میشوند. در این خیالپردازیها آنها به بند کشیده میشوند، شکنجه میشوند، مورد تجاوز قرار میگیرند، یا به طریق دیگری با آنها بدرفتاری میشود. فراوانی این خیالپردازیها و اعمال در زنان خیلی بیشتر از مردان است.

تاریخچه

مازوخیسم (خودآزاری یا آزارخواهی جنسی) نام خود را از فعالیتهای لئوپولد فون زاخر-مازوخ (۱۸۳۶–۱۸۹۵) رمان نویس اتریشی قرن نوزدهم گرفته است که شخصیت های داستانهایش از اینکه مردان با آنان بدرفتاری کنند و بر آنها تسلط یابند لذت جنسی میبردند. مازوخ در معروفترین کتابش «ونوس خزپوش» داستان زن دانشجوی جوانی به نام واندا را روایت میکند که سر و وضعی مناسب و زندگی مرفهی دارد و در زمان دانشجویی در همسایگی خود با مرد جوانی به نام سورین آشنا میشود، اشراف زادهای بسیار جذاب و تنومند که زن جوان را اسیر خود میکند. زن که در خود تمایل به بردگی و شکنجه شدن را پیش از این آشنایی کشف کرده بود فهمید که در هیئت این مرد میتواند آرزوهایش را محقق سازد. به این ترتیب رابطهٔ ارباب و برده بین سورین و واندا شکل میگیرد که کل روایت بر آن استوار است. واژه سادیسم (دیگرآزاری) نیز از نام مارکی دو ساد (۱۷۴۰–۱۸۱۴) نویسنده فرانسوی آثار اروتیک آغشته به فلسفه و خشونت برگرفته شده است.

دیدگاه روانکاوی

فروید معتقد بود، آزارخواهی ناشی از برگشت تخیلات تخریبی به طرف خود است. در برخی موارد فرد فقط وقتی میتواند احساس جنسی را تجربه کند که در پی آن تنبیهی در کار باشد. کارن هورنای و اریک فروم دو تن از روانشناسان نوفرویدی نیز این پدیده را مورد بررسی قرار دادند. از دیدگاه هورنای فرد مازوخیست خود را زیر چتر حمایت دیگران قرار میدهد و با زیر پا گذاشتن فردیت و مستهلک شدن در «طرف» تا حدی ایمنی به دست میآورد. اینگونه ایمنی بدان میماند که کشوری کوچک با تسلیم حقوق و استقلال خود به کشور بزرگتر و متجاوز به امنیت برسد و مورد پشتیبانی آن کشور قرار گیرد.اریک فروم با اینکه بیشتر از منظر اجتماعی به این پدیده نگاه میکرد اما نظری مشابه هورنای داشت. فروم بر این عقیده بود که در افراد مازوخیست هراسی عظیم از تنهایی و ناتوانی موج میزند از این رو برای رهایی از قید مسئولیت و تصمیمگیری میکوشند تا جزئی شوند از کل نیرومندتری که بیرون از آنها است. این کل نیرومند ممکن است یک شخص یا یک مؤسسه، خدا، ملت، وجدان یا وسواسی روانی باشد. فروم در رابطه با سادیسم که نقطه مقابل مازوخیسم میباشد معتقد بود ماهیت سائقهای سادیستی لذتی است که از برتری و غلبه بر کسی دیگر حاصل میشود و همانگونه که تسلط، حالت انحرافی قدرت است، سادیسم جنسی نیز صورت منحرف محبت جنسی است چرا که عشق و محبت بر برابری و آزادی استوار است و اگر بر از دست رفتن تمامیت یکی از طرفین مبتنی شد، دیگر عشق نیست.

دیدگاه فلاسفه و دیگر صاحب نظرانوی

ژیل دلوز فیلسوف فرانسوی از معدود متفکرانی است که به طور جدی به آثار مازوخ از جمله رمان مشهور او «ونوس خزپوش» پرداخته. آلبر کامو نویسنده و فیلسوف الجزایری-فرانسوی در کتاب انسان طاغی (عصیانگر) به بررسی شخصیت مارکی دو ساد میپردازد. او مینویسد:

«منطق ساد، او را به جهانی بیقانون هدایت میکند که در آن تنها فرمانروا میل جنسی است با قدرت بیکرانش.»«تصاحب کسی که قصد کشتنش را داریم، جفتگیری توأم با درد، این است آن لحظه آزادی کاملی که هدف تمامی تشکیلات قصرهای ساد است.»«داشتن حق نابود کردن، ایجاب میکند که خود شخص نیز در معرض نابودی قرار گیرد.»«لگامگسیختهترین عصیان، یعنی مطالبه کامل آزادی به بردگی اکثریت میانجامد.»«خدا در اندیشه ساد، در هیئت خدایی جنایتکار مجسم میشود که بشر را نابود و نفی میکند. به عقیده ساد، این واقعیت را که قتل از ویژگیهای ربوبیت است، میتوان به روشنی در تاریخ مذاهب دید. در این صورت، بشر برای چه باید پرهیزگار باشد؟ نخستین حرکت ساد در مقام زندانی این است که با دست زدن به عملی افراطآمیز واکنش نشان دهد. حال که خدا انسان را میکشد و نفی میکند، هیچ چیز نمیتواند انسان را از کشتن و نفی همنوعانش بازدارد.»

ژان پل سارتر فیلسوف و نویسنده فرانسوی در کتابهستی و نیستی در رابطه با این پدیده مینویسد:

«سادیسم دارای قدرتی جنونآسا و گستاخ آمیز است به طوری که دیگری را خلع اسلحه میکند و در حالی که در صدد است از بدن دیگری یک آلت بی جان بسازد، حاضر نیست بدن خود را در اختیار لذت او بگذارد و از رنج کشیدن و پایکوبی معشوق لذتی را میبرد که عاشق از وصال معشوق بهرهمند میشود.»«سادیسم به مفهوم کلی در تمام مدت عمل با آزادی میجنگد، یعنی در حالی که میخواهد آزادی را از دیگران بگیرد و او را به اسارت بکشد افراط در این اسارت کار را به جایی میرساند تا خودش را نیز نابود سازد.»«مازوخیسم یک نوع کوشش و تلاش خستگی ناپذیر و تقریباً همیشگی است که سعی میکند خود را در برابر دیگری در حقیرترین وضع قرار دهد و از آن لذت ببرد.»

ویژگیهای آزارگری -آزارطلبی جنسیوی

برای آزارگری و آزارطلبی پنج ویژگی را میتوان شاهد بود: ۱-توافق در مورد اینکه کدام یک مسلط و کدام یک مطیع باشند. ۲-آگاهی هر دو شریک جنسی از نقشی که بر عهده دارند. ۳-رضایت هر دو طرف. ۴-حال و هوای جنسی. ۵-آگاهی هر دو طرف از اینکه رفتارشان ماهیتی آزارگرانه-آزار طلبانه دارد (واینبرگ و همکاران، ۱۹۸۴ به نقل از ساراسون و ساراسون، ۲۰۰۵ صفحه ۳۷۵)

بیماریزایی

افراد دچار آزارخواهی جنسی، ممکن است در دوران کودکی تجاربی داشتهاند که آنها را متقاعد کرده که درد کشیدن، پیششرط لذت جنسی است.

حدود ۳۰٪ مبتلایان به آزارخواهی جنسی، تخیلات آزار گرایانه نیز دارند. آزارخواهی اخلاقی عبارتست از احساس نیاز به رنج کشیدن که همراه تخیلات جنسی نیست.

ملاکهای تشخیص برای آزارخواهی جنسیوی

الف) در طول یک دوره حداقل شش ماهه بطور مکرر رفتارها، امیال و یا تخیلات قوی برانگیزنده جنسی مربوط به اعمال واقعی (و نه وانمودی) تحقیر شدن، کتک خوردن، به بند کشیده شدن و یا هر عمل رنج آور دیگری دیده میشود. رفتارها، تخیلات و اعمال جنسی سبب ناراحتی چشمگیر بالینی یا اختلال در کارکرد اجتماعی، شغلی یا سایر حوزههای مهم کارکردی مشخص میشوند

طبق آمارهای سال 2005 ، سالانه 10،000 دختران و زنان اروپای شرقی و روسیه با وعده ی اشتغال به کار فریب داده شده و در اسرائیل به اسارت جنسی کشیده شده اند و ادامه ی عمر را به اجبار، به عنوان روسپی به بردگی کشیده می شوند. بنابراین در طول یک دهه تا سال 2005 ، حدود 100،000 زن به اسرائیل قاچاق شده اند که به تمامی این افراد در آغاز وعده ی مشاغل مشروع داده شده اما پس از ورود به اسرائیل غافلگیر و به جبر وادار به روسپی گری می شوند.

بردگی انسان های دیگر نزد اسرائیلیان مشروع و قانونی است زیرا حقی است که از جانب خداوند به آنها اعطا شده است(و خداوند پاک و منزه است)! و بر پایه ی معتقدات دینی!! بسیار بر این مورد راسخ هستند.!

اسرائیلیان برده دارانی حرفه ای هستند که سالیان بسیار طولانی به این حرفه مشغول بوده اند . و برایشان تفاوت ندارد که رنگ برده، سیاه یا سفید باشد.

طبق آمارهای سال 2005 ، اعلام شده در وب سایت های عبری اسرائیل، کل سود سالانه به دست آمده از بردگانِ سفیدی که از سایر کشورهای جهان به ویژه اروپا و  ایالات متحده آمریکا به اسرائیل قاچاق شده اند به یک میلیارد دلار رسیده است.

اگر به زبان انگلیسی در گوگل:

–    عبارت « تجارت برده سفید در اسرائیل » را جستجو کنید بیش از 13،600،000 نتیجه خواهید یافت.

–    عبارت « یهودیان و تجارت برده سفید » را جستجو کنید بیش از 7،030،000 نتیجه خواهید یافت.

–    عبارت « یهودیان و تجارت برده سیاه و سفید » را جستجو کنید بیش از 9،100،000 نتیجه خواهید یافت.

دکتر ویلیام.ال.پی یرس محققی که در این باره پژوهش های عمیقی انجام داده و به چاپ رسانیده است در این باره می نویسد :

طبق آمارهای سال 2001 ، سالانه 3000 زنان سفیدپوست اروپایی به عنوان بَرده ی جنسی به اسرائیل قاچاق می شوند.

طبق آمارهای سال 2005  ، سالانه 10،000 دختران و زنان اروپای شرقی و روسیه با وعده ی اشتغال به کار فریب داده شده و در اسرائیل به اسارت جنسی کشیده شده اند و ادامه ی عمر را به اجبار، به عنوان روسپی به بردگی گرفته می شوند. بنابراین در طول یک دهه ، حدود 100،000 زن به اسرائیل قاچاق شده اند که به تمامی این افراد در آغاز وعده ی مشاغل مشروع داده شده اما پس از ورود به اسرائیل غافلگیر و با جبر و زور به عنوان روسپی وادار به کار می شوند.

این زنان در آپارتمان هایی نگهداری می شوند که درب های آن قفل و پنجره ها دارای حفاظ های اهنی است

گذرنامه های آنها ستانده می شود تا در صورت فرار، قادر به خروج از اسرائیل نباشند.

مورد ضرب و شتم، شکنجه قرار گرفته و با شیوه های یهودی موسوم به (. . . ) به صورت گروهی به ایشان تجاوز می شود.

معمولاً در حراجی هایی فروخته می شوند که در آنها لخت نمودنِ  بَرده، اجباری است.

هر یک از این زنانِ و نوجوانانِ اسیر، در بیش از 400 فاحشه خانه ی اسرائیل ، مجبورند روزانه تا 15 نفر یهودی را تحمل کرده و در تمام 7 روز هفته در اختیار مشتریانِ باشند.

تا سال 2001 فقط در شهرِ تل آویو 250 فاحشه خانه وجود داشته است!

پااندازهای جنسی و قاچاقچیانِ تجارتِ برده در اسرائیل توسط پلیس کاملاً نادیده گرفته می شود و تن فروشی جبری در اسرائیل جرم نیست.

 

 

منابع قابل استناد:ویکی پدیا

تاریخچه بردگی جنسی
5 (100%) 2 votes
ایجاد مقاله

با ورود به بخش ایجاد مقاله قادر به ثبت و انتشار مطالب ترسناک خود خواهید بود (ضوابط سایت کاربر محور)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.