289 total views, 1 views today

بررسی ژانر وحشت سینما ترکیه

موضوعی که همیشه در سینمای ما درباره‌اش صحبت شده و البته به نتیجه‌ای هم نرسیده‌، موضوع ژانر در سینمای ایران است به‌خوبی آگاهیم که چیزی به نام ژانر در سینمای ایران به شکلی که در هالیوود وجود دارد، نداریم اگر فیلم پلیسی می‌سازیم، آن فیلم هیچ‌گاه در دسته‌بندی و بسته‌بندی ژانر قرار نمی‌گیرد منظور از این یادداشت، پرداختن به بحث ژانر و نحوه شکل‌گیری آن نیست چرا که این موضوعی‌ست گسترده. فقط کافی‌ست با این پیش‌فرض جلو برویم که سینمای ایران در حال حاضر شاید با دو سه ژانر بازی می‌کند؛ کمی ملودرام، چندتایی جنگی و غالباً کمدی.

برای روشن شدن مطلب و ربط دادنش به ادامه بحث، می‌توانیم از فیلم‌های ترسناک سینمای ایران مثال بیاوریم که هیچ‌گاه موفق نبوده‌اند و ساخته‌شدن‌شان بیش‌تر شبیه این است که سازندگان آن آثار قصد تجربه کردن داشته‌اند وگرنه با این ساخته‌های تک‌وتوک و پراکنده، نه چیزی به سینمای ایران افزوده شده و نه اصولاً ژانری شکل گرفته است. ماجرای سینمای ترکیه هم تا جایی که درباره عدم تنوع ژانرها در سینمای ایران حرف زدیم، تقریباً یکسان است اما وقتی بحث به سینمای وحشت می‌رسد، همه‌چیز کمی متفاوت می‌شود.

از زمانی که سینمای ترکیه شکل گرفت، حتی تا همین روزها، غالب فیلم‌هایش، ملودرام بوده‌اند. طرح‌های ساده داستانی و تمرکز روی احساسات مخاطب همراه با عشق و عاشقی و اشک و آه، حس و حال کلی فیلم‌های ترکی هستند که ردپایش را حتی می‌توان در سریال‌های پرمخاطب تلویزیونی‌شان هم مشاهده کرد؛ سریال‌هایی که در همه‌جای دنیا و مخصوصاً ایران، طرف‌داران بسیار دارند. اما همیشه انسان‌های نوجو و اهل خطری پیدا می‌شوند که تمایل داشته باشند چیزهای دیگری را هم امتحان کنند.

سینمای وحشت ترکیه هم توسط همین انسان‌ها شکل گرفت؛ هر چند در ابتدا این فیلم‌ها، تنها به قصد تجربه کردن نوعی دیگر از سینما بود و هیچ‌گاه در معادله‌های ژانری نمی‌گنجید. تک‌وتوک فیلم‌هایی که ساخته شد، هیچ موجی را رقم نزد و کسی را هم تحت تأثیر قرار نداد، اما نتیجه‌اش آن شد که سال‌ها بعد، آدم‌هایی که از ترساندن تماشاگر لذت می‌بردند، به پشتوانه همین فیلم‌های اندکی که به مثابه عتیقه‌های تاریخیِ ارزشمند بودند، کارشان را شروع کنند.

اولین فیلمی که در ژانر وحشت سینمای ترکیه ساخته شد، دراکولا در استانبول (مهمت موهتار، 1953) بود که قرار بود برداشتی از رمان مشهور برام استوکر باشد اما نتیجه‌اش فیلمی خام‌دستانه و ضعیف از کار در آمد. این فیلم آشکارا سعی می‌کند روند دراکولا (تاد براونینگ، 1931) را الگو قرار دهد و البته برای آن‌که ماجرا با اسم فیلم هم‌خوانی داشته باشد، تنها به ترکی کردن نام شخصیت‌ها و نشان دادن فضای استانبول و البته کاباره‌ای در آن بسنده می‌کند. البته کارگردان هر چه‌قدر در بخش داستان‌پردازی و معرفی شخصیت‌ها ناموفق است، اما در ساخت و پرداخت دکور قصر کنت دراکولا موفق عمل می‌کند.

نورپردازی پرکنتراست، دیوارهای بلند و گاه معوج قصر دراکولا با همراهی حرکات حساب‌شده و گاه پیچیده دوربین، فضایی مالیخولیایی می‌سازد که اگر اسم آدم‌ها و زبان‌شان ترکی نبود، به‌راحتی نمی‌توانستیم حدس بزنیم این فیلم محصول آمریکا نیست. اما زمانی که به دیالوگ‌ها توجه کنیم (در صحنه پایانی فیلم، وقتی بالاخره موفق می‌شوند دراکولا را از بین ببرند، یکی از شخصیت‌ها رو به دیگران می‌گوید: دراکولا رو از بین بردیم، حالا همه‌مون نیاز به یه خواب راحت داریم!)، با بازی بازیگران و گریم کنت دراکولا، خام‌دستی و ضعف مفرط کارگردان و گریمور توی ذوق می‌زند.

این ضعف‌ها چنان چشم‌گیرند که می‌توان رد و نشانه‌های آن را در کامنت‌های اکثراً خنده‌داری که کاربران اینترنتی بعد از دیدن فیلم، روی سایتی مانند یوتیوب نوشته‌اند، به‌راحتی پیدا کرد. آن‌جا که یکی از کاربران به شوخی می‌نویسد: دراکولا در استانبول؟! قبلاً مگه کجا بوده؟ اما البته این شوخی‌ها، چیزی از اهمیت نفس عمل ساختن چنین فیلمی کم نمی‌کند.

پرسشی همیشگی در ذهن دوست‌داران سینمای وحشت در ایران باقی مانده: اگر فیلمی با حضور دراکولا یا فرانکنستین و از این قبیل موجودات در سینمای ما ساخته شود، تا چه اندازه جدی گرفته خواهد شد؟ به فرض این‌که عوامل پشت صحنه، کارشان را بلد باشند، آیا کسی از یک دراکولا با آن دندان‌های تیز و چهره دفرمه در فیلمی ایرانی خواهد ترسید؟ البته رضا عطاران در کمدی ناموفق دراکولایش سعی کرد این موضوع را امتحان کند اما آن یک کمدی بود و کل ماجرا قرار نبود ترسناک و جدی جلوه کند.

اما اگر پای یک فیلم جدی و ترسناک به میان بیاید، آیا واکنش مخاطب‌های ما هم مانند آن کاربری که پای دراکولا در استانبول کامنت گذاشت، نخواهد بود؟ جواب به این پرسش به همان اندازه سخت است که بخواهیم در مقابل پرسشی چنین قدیمی قرار بگیریم: آیا یکی از علت‌های فرعی بی‌توجهی فیلم‌سازان ما به ژانری مانند علمی و خیالی، در کنار تمام دلایل دیگر، این نیست که تماشاگران ما فرود آمدن یک بشقاب‌پرنده را در شهری مثل تهران باور نخواهند کرد؟ به نظر می‌رسد تماشاگرانی که سطح توقع‌شان از یک فیلم این است که مشکلات‌شان را مطرح کند»، دراکولا با دندان‌های بلند و بشقاب‌پرنده‌ها را باور نخواهند کرد و یا لااقل به‌سختی باور خواهند کرد.

این سخت‌باوری، اتفاقاً یکی از شباهت‌های دیگری‌ست که ملت‌های ایران و ترکیه را به یکدیگر وصل می‌کند. آن‌ها هم مانند ما، به این راحتی‌ها نمی‌ترسند و یا موجودات ترسناک بیگانه را باور نمی‌کنند ترسیدن هم مانند ترساندن، راه و روش خودش را دارد و بلد بودن می‌خواهد.

در کنار این سخت‌باوری، دلایلی مانند نداشتن پشتوانه‌های ادبی و سینمایی در حوزه سینمای وحشت، در کنار دانش کم فنی برای ساخت چنین فیلم‌هایی که تهیه‌شان سخت‌تر است، باعث شد ژانر وحشت در سینمای ترکیه تا سال‌ها بعد از دراکولا در استانبول جدی گرفته نشود و یا امکان جدی گرفته شدنش نباشد؛ دلایلی که البته هنوز هم در سینمای ایران وجود دارند.

به هر حال ساخت فیلم‌های دراکولایی، با همین یک فیلم تمام شد و احتمالاً فیلم‌سازان ترکی به این واقعیت پی بردند که این نوع فیلم‌های ترسناک جوابگوی مخاطب ترک نخواهد بود، شاید حتی اگر حرفه‌ای و باورپذیر هم ساخته شوند. هر چند سال‌ها بعد، آب‌های تاریک (کوتلو آتامان، 1995) ساخته می‌شود که فیلمی‌ست ترسناک و فانتزی که شخصیت خون‌آشام به شکل دیگری در آن وجود دارد اما باز هم توجه مخاطب را جلب نکرد و در حاشیه باقی ماند. به همین دلیل دراکولا به سرعت از ترکیه خارج می‌شود و اجنه جای جناب کنت را می‌گیرند.

بعد از دارکولا در استانبول، سینمای وحشت ترکیه، غیبتی چندساله دارد تا در 1974، فیلمی مو به مو از روی جن‌گیر (ویلیام فردکین)، ساخته می‌شود به نام شیطان (متین ارکسان)؛ فیلمی که مسیر سینمای ترکیه در وحشت‌آفرینی را تغییر می‌دهد. بعد از گذشت حدود بیست سال از ساخت اولین فیلم ترسناک سینمای ترکیه، سازندگان فیلم‌ها به این فکر افتاده‌اند که به جای پرداختن به موضوع‌هایی که در جامعه ترکیه چندان جاافتاده نیست و به اصطلاح وارداتی است، به چیزهایی بپردازند که به باورهای به‌خصوص مذهبی و اعتقادی ملت اکثراً مسلمان ترکیه نزدیک باشد و در این میان چه چیزی بهتر از جن و شیطان می‌تواند ترسناک باشد؟ و این ایده‌ای‌ست که تا همین روزها هم سینمای وحشت ترکیه به آن پای‌بند مانده است.

حالا که به شیطان نگاه کنید، احتمالاً در اکثر صحنه‌هایش لبخندی بر لبان‌تان خواهد بود. مشکل فقط این نیست که متین ارکسان تصمیم گرفته از روی یک فیلم مهم و واقعاً ترسناک کپی‌برداری کند (که کار بسیار سختی‌ست)، بلکه این هم هست که او در ساخت و پرداخت صحنه‌های به‌اصطلاح ترسناکش آن‌قدر ضعیف عمل کرده که بیش‌تر به کمدی پهلو می‌زند. جالب این‌جاست که در برخی از منابع، ژانر فیلم را کمدی و ترسناک عنوان کرده‌اند در حالی که این‌طور نیست و به نظر می‌رسد این یک شیطنت عمدی برای پوشاندن ضعف‌های مضحک فیلم باشد.

اتفاقاً فیلم کاملاً جدی‌ست و خودش را هم جدی می‌گیرد اما توانایی پرداختن به لحظه‌های تکان‌دهنده را ندارد. از گریم خنده‌دار دختر جن‌زده داستان که بیش‌تر شبیه غولی سبزرنگ به نظر می‌رسد تا کسی که جسمش در تسخیر یک جن خبیث است، از عکس‌العمل‌های سایر شخصیت‌های داستان در مواجهه با این دختر تا دیالوگ‌های ساده‌انگارانه و گاه خنده‌دار آن‌ها. برای نمونه تنها کافی‌ست به مقایسه سکانس بیرون آوردن جن از جسم دختر در دو فیلم دقت کنید تا متوجه شوید چه چیزهایی باعث می‌شوند یک فیلم بتواند و دیگری نتواند.

اما هیچ‌کدام از این ایرادها باعث نمی‌شود در تأثیرگذاری این فیلم بر روند ساخت فیلم‌های وحشت سینمای ترکیه شک کنیم. سازندگان شیطان تلاش کرده‌اند تا جای ممکن از عناصری ملموس برای جامعه معتقد ترکیه استفاده کنند تا به این شکل، تنها اسم شخصیت‌ها ترکی نباشد، بلکه داستان و مضمون آن هم ترکی باشد. به عنوان مثالی ساده، در جن‌گیر فردکین، کشیش پیر (مکس فن سیدو) از کتاب مقدس استفاده می‌کند تا جن رسوخ‌کرده در جان دختر را بیرون بکشد و در شیطان، مرد پیر از قرآن. یا به عنوان مثالی واضح‌تر، در آن‌جا جنی خبیث به جسم دختر می‌رود اما در این‌جا، چنان که از اسم فیلم هم پیداست، این شیطان است که دختر را تسخیر می‌کند؛ شیطانی که در آموزه‌های دینی و اسلامی با قدرت بیش‌تری حضور دارد.

حتی در این‌جا، مرد پیر از آموزه‌های قرآنی بهره می‌گیرد تا روان‌درمانگر جوان را از تصمیم شیطان برای فریب انسان آگاه کند و از همه پررنگ‌تر این‌که آخرین صحنه فیلم در مسجد سلطان‌احمد استانبول می‌گذرد در حالی‌که دختر و مادر، رهایی‌یافته از شر شیطان، به آن‌جا پناه برده‌اند. شیطان با تمام ضعف‌هایش، نه‌تنها مسیر وحشت‌آفرینی در سینمای ترکیه را عوض کرد، بلکه بعد از سال‌ها، به یک کالت تبدیل شد که هنوز هم در فضای مجازی به برخی از صحنه‌هایش رجوع می‌کنند و طرفداران ویژه‌اش به آن می‌پردازند.

اما انگار وقفه دیگری باید در ساخت فیلم‌های ترسناک ترکی می‌افتاد تا بار دیگر فیلم‌سازان دیگری به فکر بیفتند که این مسیر را ادامه دهند. بعد از شیطان، بیست سال دیگر گذشت تا ژانر وحشت در سینمای ترکیه شکل گرفت. نکته دقیقاً این‌جاست که برعکس سینمای ایران، برای فیلم‌های وحشت ترکیه می‌توانیم از واژه ژانر بهره بگیریم چون با نگاهی به کلیت فیلم‌هایی که این چند سال اخیر، مخصوصاً از سال 2000 میلادی به بعد در ترکیه ساخته شده، این موضوع روشن می‌شود که فیلم‌سازان نوگرای ترکیه، دیگر نه برای تجربه کردن این ژانر، بلکه در چارچوبی مشخص و مدون و با رویکرد و نگاهی شخصی و جهان‌بینی خاص خود به داستان‌های ترسناکی که برای روایت کردن در دست دارند نزدیک می‌شوند و اتفاقاً مخاطب دارند و پول هم در می‌آورند که این مورد آخر، یکی از آن موارد مهمی‌ست که می‌تواند در شکل‌گیری یک ژانر سینمایی تأثیری انکارناپذیر داشته باشد. در واقع از سال 2000 به بعد، سینمای وحشت ترکیه وارد مرحله‌ای تازه و جدی‌ شد فیلم‌سازان ترک که براساس تجربه می‌دانستند باید از عناصری داخلی برای ترساندن مخاطب استفاده کنند، به این فکر افتادند که دست روی باورهای مخاطب بگذارند.

سال 2004 فیلمی به نام جادو (اورهان آُغوز) ساخته شد که متناسب با دیدگاه‌های مذهبی و اعتقادی و باورهای خرافی مردم ترکیه، از وجود جن برای ترساندن مخاطبش استفاده شده بود. اما احتمالاً یکی از مهم‌ترین و معروف‌ترین مجموعه ‌فیلم‌های سینمای وحشت ترکیه، دابّه نام دارد که توسط یکی از مهم‌ترین فیلم‌سازان ترسناک‌ساز این سال‌های سینمای ترکیه، حسن کاراجاداغ ساخته شده است. اولین سری این فیلم که سال 2006 روی پرده رفت، چنان در گیشه و در رقابت با فیلم‌های پرخرج و پربازیگر همزمانش موفق بود که از آن به عنوان یک معجزه نام بردند.

فیلمی که تنها با بودجه 250 هزار لیر ترک ساخته شد و طی شش هفته، نزدیک به پانصدهزار نفر تماشاگر داشت. فیلم چنان موفقیت‌آمیز بود که تا سال 2015 شش‌ مجموعه از این فیلم همگی توسط کاراجاداغ ساخته شد. این فیلم‌ها آغازگر فرم خاصی از سینمای وحشت در ترکیه بودند که با تکیه بر تمهیدات بصری، استفاده فراوان و گاه حتی اغراق‌شده از حاشیه صوتی، گریم‌های واقعاً ترسناک و جزئیات دیگر، بدون توجه چندان به فیلم‌نامه و خط و ربطش و بدون شخصیت‌پردازی‌های آن‌چنانی، تنها سعی می‌کردند مخاطب را از جا بپرانند.

جن، ترس از قیامت، مسلط شدن جن‌ها بر انسان‌ها و … نکته‌هایی بودند که در داستان مجموعه ‌فیلم‌های دابّه و البته تقریباً تمام فیلم‌های ژانر وحشت بعد از آن وجود داشتند. کاراجاداغ که در ژاپن درس سینما خوانده، به شوخی می‌گوید که حتی جن‌ها هم به دیدن فیلم‌هایش می‌آیند. جالب این‌جاست که او خودش اعتقاد زیادی به واقعی بودن جن‌ها دارد و سعی می‌کند داستان فیلم‌هایش را هم از واقعیت الهام بگیرد.

او در برابر این پرسش که چرا فیلم‌های ترسناک با حضور اجنه در ترکیه طرفداران بیش‌تری دارند تا به عنوان مثال مرد گرگ‌نما و خون‌آشام و …، معتقد است ترک‌ها از بچگی داستان‌هایی درباره جن‌ها می‌شنوند و همین امر باعث می‌شود ترس آن‌ها از این موجودات درونی شود. دابّه نه‌تنها قدمی جدی در ساخت و پرداخت ژانر ترسناک ترکی بود، بلکه آغازگر مسیری بود که ترس‌های مذهبی، به شکل جدی، هم در بطن فیلم و هم حتی در اسم آن‌ها نمود پیدا کرد. دابه‌الارض واژه‌ای‌ است که بارها در قرآن از آن استفاده شده که به معنای جنبده‌های زمینی است.

سپس مجموعه فیلم‌های سجّین از راه رسیدند و ژانر وحشت در ترکیه مورد توجه بیش‌تر قرار گرفت و چارچوبش نرم‌نرمک شکل گرفت. این مجموعه ‌فیلم‌ها که توسط یکی دیگر از فیلم‌سازان مهم ترسناک‌ساز ترکیه، آلپر مستچی ساخته شدند، هم‌چنان نه‌تنها در بطن داستان ترسناک خود از اجنه و شیاطین استفاده می‌کردند، بلکه این موضوع در نام‌شان که از کلمه‌ای قرآنی و به معنای جایگاه ابدی تبهکاران استخراج شده بود هم نمودی عینی داشت.

تا همین امسال پنج‌ مجموعه از فیلم‌های سجّین، با پیشوندهای مختلف، توسط آلپر مستچی ساخته شده و به نظر می‌رسد هم‌چنان هم ادامه خواهد داشت. در میان این مجموعه فیلم‌ها، شاید داستان مجموعه سوم آن با نام سجین 3: جرم عشق یکی از عجیب‌ترین داستان‌ها را داشته باشد.

در این فیلم، مردی که همسرش را از دست داده و نمی‌خواهد این موضوع را باور کند، با احضار اجنه، دختر یکی از آن‌ها را در تسخیر خود می‌گیرد و آن دختر را به شکل همسر خود می‌بیند و در خانه نگهش می‌دارد. این‌بار برخلاف همیشه، این جن‌ها هستند که تلاش می‌کنند دختر خودشان را از دست مرد نجات دهند! ملاحظه می‌کنید که ترک‌ها چه‌گونه رگ خواب مخاطبان‌شان را به دست دارند و سعی می‌کنند از راه‌های باورپذیرتر آن‌ها را بترسانند.

حتی اگر فیلم‌بین حرفه‌ای باشید، به‌سختی بترسید یا اعتقادهای مذهبی نداشته باشید، بعید است که از فیلم‌های ترسناک ترکیه نترسید. لحظه‌هایی در این فیلم‌ها هست که شما را از جا می‌پرانند؛ لحظه‌هایی که به مدد صداگذاری‌های حرفه‌ای و وحشت‌آور، تمهیدات کامپیوتری و گریم‌های واقعاً ترسناک، بر مخاطب تأثیر می‌گذارند. فقط حیف که هنوز فیلم‌نامه در این ژانر مهم سینمایی در درجه دوم اهمیت قرار می‌گیرد و به نظر می‌رسد فیلم‌سازان ترک باید فکری به حال آن بکنند.

تب ساختن فیلم ترسناک در ترکیه آن‌قدر بالا گرفته که حالا دیگر خیلی از جوان‌های مشتاق فیلم‌سازی، با بودجه‌های اندک و بازیگران دوست و آشنا و امکانات نه‌چندان زیاد، دست به ساختن فیلم‌هایی می‌زنند که بیش از آن‌که ترسناک باشند، خنده‌دار به نظر می‌رسند. فیلم‌هایی که حتی اکران رسمی هم ندارند و تنها برای پخش در فضای مجازی ساخته شده‌اند. نمونه‌هایی مانند جبروت (اوزگور یلنجه، 2016)، آن‌قدر از لحاظ فنی و داستان‌پردازی کم دارند که تحمل کردن‌شان تا به انتها کار سختی خواهد بود. اما همین فیلم‌ها نشان می‌دهند که فیلم‌سازان ترکیه به این ژانر علاقه‌مند هستند و متوجهند که این داستان‌های ترسناک، چه پتانسیل خوبی برای جذب مخاطب و سرگرم کردن او دارند. آن‌ها فهمیده‌اند که نشان دادن ترس‌های انسان‌ها راهی‌ست برای تخلیه انرژی آن‌ها.

با نگاهی به فهرست فیلم‌های ترسناک سال‌های اخیر ترکیه، متوجه خواهیم شد در نام اکثر آن‌ها از واژه‌هایی قرآنی استفاده شده و این تأکید دوباره‌ای‌ست بر آن چه که از ابتدای این نوشته سعی در اثباتش بود؛ عزازیل (که در برخی متون اسلامی نام اصلی شیطان است)، وسوسه: تله جن (که این‌جا مقصود همان وسوسه شیطان است)، علامت قیامت: فرزندان شیطان و ده‌ها فیلم دیگر.

البته در این میان فیلم‌های کمدی و ترسناک هم پا گرفتند که مثل خیلی از فیلم‌های این‌چنینی در سایر نقاط دنیا که هجویه‌ای بر آثار این ژانر هستند یا نوعی پارودی محسوب می‌شوند، سعی داشتند فضای متفاوتی برای مخاطب ایجاد کنند که البته موفقیت‌ چندانی کسب نکردند.

ترک‌ها دوست دارند که فیلم‌های ترسناک‌شان به شکل سریالی ساخته شود. نمونه‌اش چهار مجموعه از فیلم‌های سه‌حرفی‌ها که کارگردان‌های مختلفی ساخته‌اند و یکی از آن‌ها آلپر مستچی ا‌ست. براساس باورهای عامیانه مردم، نام بردن از جن، موجب احضار آن‌ها می‌شود در نتیجه چنان‌که ما گاهی از واژه‌هایی مثل از ما بهتران به عنوان معادلی از جن استفاده می‌کنیم، ترک‌ها اصطلاحی دارند به نام سه‌حرفی‌ها که معادل جن است، با این توضیح که این کلمه در زبان ترکی، به شکل جین خوانده می‌شود و در نتیجه یک کلمه سه‌حرفی‌ست.

استمرار و پشتکار برای ساختن این‌گونه فیلم‌هاست که موجب شده ژانر وحشت در سینمای ترکیه پا بگیرد و طرفداران ویژه خودش را هم داشته باشد. انرژی و استمراری که می‌توانست در سینمای ایران هم تزریق شود و فیلم‌سازان ما هم با درایت بیش‌تری به این سمت بروند چرا که با کمی دقت متوجه خواهیم شد، همانند خیلی از تشابهاتی که بین ملت‌های ایران و ترکیه وجود دارد، ریشه‌های ترس‌های‌مان هم گاه یکسان هستند.

ما هم از دراکولا و زامبی نخواهیم ترسید اما از جن و روح چرا. یکی از شخصیت‌های جبروت که جوانی فیلم‌ساز است و دغدغه ساختن فیلم ترسناکی را دارد که در اینترنت بترکاند، رو به دوستانش که قرار است در این پروژه به او کمک کنند، می‌گوید: در این جغرافیا (ترکیه) فقط جن و جادو وجود دارد، کسی از روح نمی‌ترسد.

 

5.0
01
ایجاد مقاله

با ورود به بخش ایجاد مقاله قادر به ثبت و انتشار مطالب ترسناک خود خواهید بود (ضوابط سایت کاربر محور)

در صورتی که این مقاله را مخالف با قوانین جمهوری اسلامی می دانید به ما گزارش دهید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.