ازدواج جن و انسان

نویسنده:Jaber

لیست مطالب :

بیوگرافی: متولد 1374 هستم اهل گیلان، شهرستان آستانه اشرفیه، مدیر وبگاه غذا برای روباه. ترس حسی است مانند دیگر احساسات انسان، قصدم ساخت یک سایت ترسناک به معنای واقعی بود نه فقط به اسم. دوست داشتم چیزی بسازم که کاربر از بدو ورود غریبگی و ناشناخته بودن رو حس کنه و به نظر بنده چیزی که ناشناخته باشه ترسناک هم هست. امیدوارم تا اینجا به مقصدم نزدیک شده باشم.

درتاریخ : 2018-03-25
  • 25 بازدید
  • ازدواج جن و انسان

    داستانهايي در اين زمينه نقل شده هم از ازدواج مرد جن با زن انسان وهم از دواج زن جن با مرد انسان البته براي امکان چنين ازدواجي جن بايد به صورت جسم متمثل شود لکن مشکل اينجاست که در چنين مسائلي به داستان ونقل نمي‌توان استناد کرد چون از بس داستانهاي دروغ در اين بين زياد است که داستانهاي حقيقي براي ما نامعلومند بنابراين فقط به قران وحديث ونقل اشخاصي که عدالت وراستگويي آنها براي ما محرز است مي‌توان استناد نمود در باب ازدواج انسان وجن حديثي از پيامبر در بحار جلد 60 نقل نموده اند که ايشان ازدواج با جن را نهي کرده اند حال اين نهي اگر دال بر حرام بودن نباشد حداقل آن کراهت است واين حديث اگر از لحاظ سند مشکلي نداشته باشد دال براين است که ازدواج اين دو با هم امکان پذير مي‌باشد لکن براي اين منظور جن بايد عاشق ودلبسته يک انسان شود که اين مسئله بسيار به ندرت اتفاق مي‌افتد

    اگر زن جني عاشق مردي شود بايد خود را به صورت چهره زيبا بر انسان نمايان مي‌سازد تا نظر او را به خود جلب کرده واو را شيفته خود سازد واما اينکه بعضي سوال مي‌کنند اگر بچه‌اي از اين دو به دنيا آيد حکمش چيست؟ بايد عرض کنم که از اين دو هيچ گاه فرزند متولد نمي‌شود چون ماهيت اين دو با هم متفاوت است نطفه‌اي که جن با آن باردار مي‌شود غير از نطفه‌اي است که زن انسان از آن بار دار مي‌گردد همان گونه که از مجامعت انسان واسب فرزندي متولد نمي‌شود از مجامعت انسان وجن نيز فرزندي شکل نمي‌گيرد ولي بايد توجه داشت که اگر ازدواج بين اين دو امکان داشته باشد آن ماهيت ازدواج بين دو انسان را ندارد ونمي تواند يک ازدواج دراز مدت باشد همان گونه که انسانها ازدواج هم نوع خود را با يک جن بر نمي‌تابند اجنه نيز به احتمال زياد اين مسئله را در دنياي خود نوعي جرم مي‌دانند وظاهر  جني که با انسان ازدواج مي‌کند بايد جني گوشه گير وغير اجتماعي ومطرود از اجتماع جنيان باشد واما اينکه گفته مي‌شود.

    ازدواج بين انسان وجن ازدواجي کوتاه مدت است به خاطر اين است که هيچ گاه بين انسان وجن آن اشتراکات فکري وفعلي وجود ندارد بنابراين نمي‌توانند به عنوان دو موجود وابسته وهم فکر با هم زندگي کنند و همان گونه که بعضي‌ها گفته اند اين ارتباط صرفا يک ارتباط جنسي خواهد بود .دليل بر جواز اين است که اينها هر دو موجود مختار وعاقل ومکلفند ووجوه مشترک جن با انسان بيش از هر موجود ديگر است ودليل کراهت اين است که ممکن است اين رابطه هم از لحاظ جسمي وهم روحي براي انسان مضر باشد يا از آنجا که جن هر چند مسلمان تعهد چنداني نسبت به انسان ندارد ممکن است به محض کوچکتريم دلخوري به او صدمه بزند يا اگر خيلي وابسته او شده باشد ديگر حاضر به ترک او نشود.

    بعد هم براي طلاق بين اين دو صعوبت وجود دارد چون نيازبه دو شاهد عادل است واگر هم بدون طلاق از هم جدا شوند زن جني يا زن انسان ديگر نمي‌تواند با هم نوع خود ازدواج کند مگر اينکه اين نکاح به صورت منقطع باشد ولي در مجموع حکم به حرمت در اين مسئله قوي تر به نظر مي‌آيدمسئله مهم بعدي اين است که مسلمان حتما با جن مسلمان ازدواج کنيد چون همان گونه که مرد مسلمان نمي‌تواند بازن غير مسلمان نکاح انجام دهد با زن جني غير مسلمان هم نمي‌تواندازدواج کند .

    این ماجرا بر گرفته از کتاب دانستنیهایی درباره جن میباشد.  تالیف حضرت حجته السلام والمسلمین حاج شیخ ابوعلی خداکرمی

    ماجرایی در تاریخ ۱۳۵۹ شمسی مطابق با ۱۹۸۰ میلادی ماه آوریل بوقوع پیوست، که اهالی کشور مصر به شهرهای نزدیک و روستا های مجا ور را به خود معطوف داشت ، و آنرا نویسنده معروف ، استاد اسماعیل ، در کتاب خود به نام ((انسان و اشباح جن)) چنین می نویسد:

    مرد ۳۳ ساله ای ، به نام عبدالعزیز مسلم شدید ، ملقب به <ابوکف> که در دوم راهنمایی ترک تحصیل کرده بود ، به نیروهای مسلح پیوست و در جنگ خونین جبهه ی کانال سو ئز ، به ستون فقراتش ترکش اصابت کرد واین مجروحیت او منجر به فلج شدن دو پایش گردید ، نا چار جبهه را ترک کرده به شهر خود بازگشت تا در کنار مادر و برادرانش با پای فلج به زندگی خود ادامه دهد.

    در همان شب اول که از غم و اندوه رنج می برد، ناگاه زنی را دید که لباس سفید و بلندی پوشیده و سر را با پارچه سفیدی پیچیده، در اولین دیدار او همچون شبحی که بردیوار نقش بسته مشاهده کرد.زمانی نگذشت که همان شبح در نظرش مانند یک جسم جلوه نموده ، و به بستر (ابوکف) نزدیک شد و گفت:ای جوان اسم من (حاجت ) است و قادر هستم به زودی بیماری تو را درمان نمایم .

    لکن به یک شرط که با دختر من ازدواج کنی. ابوکف جوابی نداد ، زیرا که وحشت ، قدرت بیان را از اوگرفته بود و اورا در عرق غوطه ورکرده بود. زن دوباره سخن خود را تکرار نمود ه اضافه کرد که من از نسل جن مومن هستم و قصد کمک به شما و به نوع انسانها را دارم ، و در همین حال از دیواری که بیرون آمده بود ناپدید شد .

    ابو کف این قضیه را به کسی اظهار نکرد زیرا می ترسید او را به دیوانگی متهم سازند . باز شب دوم دوباره(حاجت) آمد و تقاضای شب اول را تکرار کرد ، ابو کف نتوانست جواب قاطعی بدهد . شب سوم باز آمد و گفت: تنها کسی که میتواند خوشبختی تو را فراهم کند دختر من است ، ابو کف مهلت خواست که در این خصوص فکر کند ، بعد تصمیم گرفت که اول شب ، در اتاقش را از داخل قفل کند و به رختخواب برود تا کسی نتواند وارو شود اما یکدفعه دید ( حاجت) ودخترش از درون دیوار عبور کردند و نزد او آمدند و تا صبح با او مشغول شب نشینی بودند .

    در همان شب وقتی که ابوکف به چهره ی دختر نگاه کرد ، دید چهره ی جذاب ،بدن لطیف قد کشیده ، گردن بلند و مثل نقره می درخشید.رو کرد به (حاجت ) و گفت: ((من شرط شما را پذیرفتم )) ، (حاجت) وسیله ی عروسی را فراهم کرد . شب بعد با موسیقی و ساز و دهل عروسی را انجام دادند، در حالی که کسی از انسانها آن آواز را نمی شنیدند ، عروس را با این وضع وارد خانه کردند .(حاجت)عروس و داماد را به یکدیگر سپرد و از خانه بیرون رفت هنوز داماد عروسش را در بستر به آغوش نکشیده بود که احساس کرد پاهایش جان گرفته است.

    .روز بعد هنگامی که مادر و برادران متوجه شدند که (ابوکف )سلامتی خود را بازیافته و با پای خود راه می رود خوشحال شدند لیکن او سر را به کسی نگفت.این شادی بطول نینانجامید،زیرا که به زودیروش و رفتار ابوکف تغییر کرد او در اتاقش می نشست و بجز موارد محدود بیرون نمی آمد.

    تمام کارهای لازم را مانند غذا خوردن و استحمام را همانجا انجام می داد ،تمام روز و شبش را در پشت در سپری کرد.آخرالامر برادران متوجه شدندکه او با کسی که قابل رویت نیست صحبت می کند. گمان کردند که عقلش را از دست داده ،اما او با عروس زیبایش در عیش و نوش و خوشبختی بود.

     

     

    منابع قابل استناد:تالابایران پرس

    ایجاد مقاله

    گزارش تخلف





    R

    مخفف Restricted-Under 17(رتبه R به معنی فیلم حاوی کلمات رکیک، خشونت، روابط جنسی و نمایش استعمال مواد مخدر و دخانیات است. )

    PG-13

    مخفف Parents Strongly Cautioned(فقط حاوی مقداری صحنه عشقی (جنسی) معمول و مواد مخدر و دخانیات می‌باشند. )

    NC-17

    مخفف No One 17 and Under Admitted به معنی هیچ شخص 17 سال و زیر 17 سال قادر به مشاهده این نوع نوشته ها نمی‌باشد، ممکن است نوشته حاوی مناظر واضح جنسی یا کلمات ناخوشایند یا زیاد یا تمام موارد باشد. درجه NC-17 بر این دلالت ندارد که نوشته مستهجن و ضد اخلاقی است.

    خانه
    دیدگاه

    2 thoughts on “ازدواج جن و انسان

    1. محسن گفت:

      این اتفاق من خودم شخصا شنیدم و دیدم مرد جن عاشق دختر اقوامون شده و وارد جسمش شد حتی بدر مادر جن هم برای دیدن دختر اقوامون اومده بودن مرد جن با موی بلند و طلایی و زیبا بود شاید واستون خنده دار باشه ولی حقیقت شاید کسی هم واسم چنین چیزی میگفت من باور نمیکردم

    2. امیرعلی گفت:

      من خودم بارهاوبارها سعی به ارتباط با اجنه کردم ولی ترسیدم و با سوره ی ناس اون رو دور کردم و اون رو با نعل اسب گیر انداختم اما هنوزم صدا شو میشنوم من یه گروه جادوگری هم دارم میسازم هرکس میخاد زنگبزنه احضار روح دست معی هم داریم09192001645

    پاسخی بگذارید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.







    ملاحظات کاربر گرامی در صورت توهین و اهانت به مقدسات و کاربران دیگر آی پی شما مسدود خواهد شد.
    دسته ها ترسناک (اتفاقات ترسناک جهان) تسخیر شده گان (اجنه) ماورا الطبیعه (ارواح)
    Foodforfox The Scary Website 2019 ©

    loading time : 1٫099 s