319 total views, 2 views today

آیا ایت الله بهجت چشم برزخی داشت؟

یک فرد تنها: نخست باید دانست که در اصطلاح فلسفه، کلام و عرفان، عالم برزخ، عالمی فراتر از عالم دنیاست؛ از این رو، به هر مقدار ما از دل بستگی و وابستگی به دنیا و مادیات دور شویم، به عالم مافوق آن، بیشتر دسترسی می یابیم. بنابراین، از آیات و روایات چنین فهمیده می شود که کسانی که در مرحله ای قرار می گیرند که در آستانه مرگ و در حال قطع رابطه با دنیا هستند، می توانند پرده هایی از عالم برزخ را مشاهده کنند و یا کسانی که با گرایش به معنویات و دوری از مادیات، به قدرت روحی و معنوی می رسند، می توانند شخصیت درونی افراد را کشف کنند؛ با این تفاوت که مشاهده پرده هایی از عالم برزخ در آستانه مرگ، غیراختیاری و اجباری است.

اما دست یابی به چشم برزخی و دیدن شخصیت درونی افراد در طول زندگی، به طور اختیاری است. برای رسیدن به این مقام، می توان از عمل به واجبات و ترک محرمات شروع کرد و علاوه بر آن، به مستحبات و رعایت تقوا، بیش از حد معمول پرداخت، تا زمینه بهره مندی از چشم برزخی فراهم شود و حقایق افراد و اعمال را فراتر از ظاهر آنها، بتوان دید. این مطلب در حدیث قرب النوافل چنین بیان شده است:

از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت شده که خداوند فرمود: اظهار دوستی نکرد بنده من به چیزی دوست داشتنی تر از آن چه واجب کردم بر او و او با مستحبات به سوی محبت من می آید؛ تا این که من نیز او را دوست بدارم، پس هنگامی که او را دوست بدارم، شنوایی او می باشم؛ آن گاه که می شنود و بینایی او می باشم؛ آن گاه که می بیند و زبان او می باشم آن گاه که سخن می گوید و دست او می باشم آن گاه که ضربه می زند و پای او می باشم آن گاه که راه می رود و هنگامی که به درگاه من دعا کند، اجابت می کنم و اگر از من درخواست کند، به او می دهم از زمانی که حیات بشری در این کره خاکی شکل گرفته، همیشه سؤال مهمی ذهن او را مشغول ساخته که هدف از خلقت انسان و زندگی او چیست؟ آیا زندگی، همین جلوه ظاهری آن، یعنی خوردن، خوابیدن و شهوت رانی است یا در پشت این حرکات، اسراری نهان و اهدافی بلند نهفته است؟ از همان ابتدای خلقت، دو نیروی ظاهری و باطنی در درون انسان، صف آرایی کرده، هر کدام سعی می کرد که قلب انسان را تسخیر کند و از سویی، شیطان و نفس اماره و از سوی دیگر، پیامبران الهی و عقل، قرار دارند که هر کدام بنا به تناسب، درون ظلمانی و نورانی انسان را شکل می دهند.

حال اگر این انسان در مقابل خداوند متعال، خاضع و خاشع شده، تنها او را پرستش کند، بُعد روحانی و الهی بر وجود او پرتو می افکند و کاری جز خیر و خوبی انجام نمی دهد و اگر انسان در حال نسیان و غفلت قرار گیرد و عقلش در مقابل شیطان و نفس سرکش درونی، یارای مقابله نداشته باشد، تاریکی و شر، بر او چیره خواهد شد.

از دیدگاه امام علی علیه السلام، کم سخنی و گزیده گویی، ملازمت با حق، استقامت در دین، هم نشینی با نیکان، انجام عمل صالح، مدارا با مردم، صدق و دوستی، ادب ورزیدن، عفت ورزیدن، عفو و گذشت از مردم، نادیده گرفتن خطاهای مردم، غیبت نکردن، زهدورزی در دنیا، موقع سکوت ذکر گفتن، اخلاص در عمل داشتن و جدال نکردن،2 نشانه های عقل و بصیرت شمرده شده اند. در قرآن آمده است: ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا؛ هر کس تقوا پیشه کند، خداوند به او فرقان [قدرت تمیز بین حق و باطل] عطا می کند. این فرقان که همان چشم دل و چشم حقیقت بین است، مؤمن را از مهلکه های گوناگون نجات داده، به سوی رستگاری هدایت می کند.

نقطه آغازین چشم باطن بین، از همین مرحله است؛ به طوری که با رعایت تقوا، نخست آدمی بر اعضای بدن خود مسلط می شود تا آن جا که بر غضب خود چیره می شود و خشم او شعله ور نمی شود و دست و پای او به دیگران آسیب نمی رساند و بر خواسته های نفسانی خود تسلط می یابد؛ به طوری که شهوت او، حریم دیگران را نمی شکند و آن چنان بر چشم خود مسلط می شود که از هرگونه خیانت، دوری می کند؛ حتی گوش او، به کنترل او در می آید و هر صدایی را نمی شنود و پس از تسلط بر اعضای بدن خود، روح آدمی، قدرت بیشتری پیدا می کند و بر تصورات و خیالات ذهنی خویش، حاکم می شود.

به طوری که اراده او متمرکز می شود و ناخواسته، تصورات مختلف به ذهن او نمی آید. انسان سالک با رعایت تقوای بیشتر، رفته رفته بر دیگر انسان ها نیز تسلط روحی پیدا می کند؛ به طوری که با نگاه او، اطرافیان تحت تأثیرش قرار می گیرند و مبهوت او می شوند که از آن به ابهت شخصیت تعبیر می شود. سخن شخص سالک، به گونه ای در مخاطب تأثیر می گذارد که سراسر وجود مخاطب را فرا می گیرد و از آن به نفوذ کلام تعبیر می شود و در مرحله والاتر، قدرت روح به حدی می رسد که باطن شخص مقابل را تشخیص می دهد که از آن به چشم برزخی و نگاه باطن بین تعبیر می شود. شخص سالک، همان طور که می تواند تصرف تکوینی در افراد داشته باشد، می تواند بر اجسام طبیعی هم تأثیر بگذارد؛ به طور مثال، حرکت آب جاری را متوقف کند.

آیت الله بهاء الدینی رحمت الله علیه می فرمود: من با چشم دل و گوش باطن، می توانم چیزهایی را که با چشم و گوش معمولی دیده یا شنیده نمی شوند، ببینم و بشنوم؛ ولی قدرت دیدنم، به پایه شنیدنم نمی رسد.

پس معلوم شد که چشم دل بر اثر عادت و انس به طبیعت و عالم ملکی، کم سو شده، توان دیدن حقایق را ندارد و تنها راه چاره، روشن نمودن آن از طریق اطاعت خداوند (انجام واجبات، ترک محرمات و توقف در برابر شبهات) است که آن هم به تدریج به دست می آید اما مقدار و نوع دامنه دید برزخی، بستگی به میزان معرفت و مقدار فاصله گرفتن انسان از عالم ماده و انقطاع از امور مادی و جسمانی و توجه او به عالم مجردات و حقایق دارد.

مسلما چشم باطن بین انبیا و اولیا، از بقیه انسان ها، نافذتر و محدوده دید برزخی آنها از سایر انسان ها وسیع تر و گسترده تر است و دیگران به میزان درجه شناخت و اطاعت از خداوند و پیروی از انبیا و اولیا و سعی و کوشش در راه بندگی حق، از چشم برزخی برخوردار خواهند بود. دست یابی به چشم برزخی، به طور اختیاری و در طول زندگی است؛ اما زمانی هم فرا خواهد رسید که انسان ها، به طور طبیعی و اجباری، چشم از این جهان فرو می بندد و چشم برزخی آنها گشوده می شود و گاهی این وضعیت در آستانه مرگ و یا هنگام کما رفتن روی تخت بیمارستان و یا گوشه خانه، اتفاق می افتد و شخص آن چه اطرافیان نمی بینند، می بیند و آنچه اطرافیان نمی شنوند، می شنوند.

شخصی دارای اموال و دارایی فراوان بود و در آستانه مرگ قرار گرفت، اطرافیان دور او جمع بودند، یکی گریه می کرد و یک قرآن می خواند و یکی ذکر می گفت و یکی به او نگاه می کرد و … یکی نزدیک گوش او آمده بود و تلقین شهادتین می داد و مرتب می گفت: بگو اشهد ان لا اله الا الله، اشهد ان محمدا رسول الله…؛ اما آن شخص یک مقدار زبانش را تکان می داد؛ ولی ادامه نمی داد. بعد از چند ساعت آن شخص به حالت عادی برگشت، همه خوشحال شدند و دور او جمع شدند، گفتند: آقا! می فهمیدی ما چقدر ناراحت بودیم! یکی پرسید: آقا چرا شهادتین را نمی گفتی؟

آن شخص از یک سو به خاطر رفع آن بحران خوشحال بود و از سوی دیگر خیلی ترسیده و وحشت زده بود و در ضمن گفتن چند خاطره از آن موقعیت برزخی، گفت: وقتی شما اصرار می کردید که شهادتین را بگویم، قیافه وحشتناکی جلوی چشم من آمده بود. او می گفت: اگر بگویی، همه خانه و زندگی ات را آتش می زنم و من از وحشت زیاد، زبانم نمی چرخید! آری دلبستگی و وابستگی شدید این شخص به دنیا و اموالش چنین فرجام وحشتناکی را در آستانه مرگ برای او رقم زده بود.

مصطفی لعل شاطری معروف به آیت الله حاج شیخ محمد تقی بهجت رحمه الله ، از جمله علمای فقیه و عارف نامداری بودند که پس از سپری کردن تحصیلات مقدماتی در فومن، درحالی که هنوز به سن تکلیف شرعی نرسیده بودند برای کسب علم راهی حوزه علمیه عراق شدند و در شهرهای کربلا و نجف اقامت کردند و پس از بازگشت به ایران برای تکمیل تحصیلات خود و قصد زیارت به شهر قم عزیمت کردند و در همانجا هم باقی ماندند ایشان پس از تحصیل، تدریس و تربیت شاگردان نمونه در شهر قم، در روز یکشنبه 27 اردیبهشت 1388 در جوار مرقد شریف و پاک حضرت معصومه (س) آرام گرفتند.

آیت الله بهجت رحمه الله ، از جمله علمای تراز اولی بود که ویژگی های شخصیتی و رفتاری او زبانزد استادان، شاگردان و حتی دوستان و مردم کشور شده بود. مهربانی، صراحت لهجه و ابعاد عرفانی و دینی در بین شاخصه های دینی این عالم عالیقدر چنان گیرا بود، که در بین اطرافیان کرامتی منحصر به فرد پیدا کرده بود.

یکی از ویژگی های درخشان و حائز اهمیت این عالم فقیه چشم برزخی و یا عبادت فراوان ایشان بود. که به همین منظور حجت الاسلام سید مهدی حائری زاده، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل مذهبی درخصوص مَنش و سیره رفتاری آیت الله بهجت فومنی رحمه الله ، گفت: آیت الله بهجت رحمه الله، یک صفت و ویژگی بارزی که داشتند، عبد بودند و روی سنگ مزارشان نوشته شده العبد، محمد تقی بهجت.

کسی که عبد خدا می شود، سه کار را در زندگی مشغول العین خود قرار می دهد. جذب نور، حفظ نور و نشر نور. این سه بخش از ویژگی های برتر آیت الله بهجت بوده که این جذب نور را از دو کانال قرآن و عترت کسب کرد، حفظ نمود و از طریق تربیت شاگردان این نور را نشر داد.

وی در ادامه با اشاره به سیره رفتاری و زندگینامه آیت الله بهجت رحمه الله ، بیان کرد: به واقع ایشان در معادلات زندگی خانوادگی فقط خدا را می دیدند و روایت داریم بنده من تو مطیع من باش و هرآنچه که من می گویم تو انجام بده و نتیجه این می شود که هرآنچه که تو بنده من هستی از من درخواست کنی من برای تو انجام می دهم.، آیت الله بهجت رحمه الله به این مقام رسیده بودند که هرآنچه خدا امر کرده، سمعنا و طاعتا. مناجات، سحرخیزی، توجه به خدا و این نماز باصفایی که می خواندند زبانزد خاص و عام بود که امیرالمومنین (ع) می فرمایند: تمام اعمال تابع نماز است. و آیت الله بهجت رحمه الله تمام اعمالشان تابع نمازشان بود حجت الاسلام والمسلمین حائری زاده، افزود: اگر کسی بنده خدا شد، چشم برزخی باز شدن و مکاشفه داشتن ، نقل و نبات و پاداشی است که از سمت پروردگار جنبه تشویقی دارد. واِلا، هدف غایی نیست و هرآن کس که تقرب به پروردگار را دارد، این فضائل هم به آن می رسد.

این استاد دانشگاه تاکید کرد: کتب زیادی درباره چشم برزخی آیت الله بهجت از سمت ایشان و پسرشان مکاتبه شده است، ولی ماحصل ویژگی های رفتاری این عالم ربانی این است که اگر کسی می خواهد آیت الله بهجت را بشناسد، شناسنامه ایشان متن قرآن و عترت است. به همین دلیل اگر کسی می خواهد سیره و نوع زندگی ائمه اطهار را ببیند، می تواند با نگاه کردن به زندگی آیت الله بهجت آن را دریافت کند وی با بیان خاطره ای از دیدار با آیت الله بهجت و اقتدای نماز جماعت به ایشان، گفت: گاهی توفیق داشتیم، به قم که مشرف می شدیم، نزد ایشان شب های جمعه و یا صبح جمعه نماز می خواندیم، واقعا تا یک هفته و شاید هم بیشتر تاثیرنماز ایشان ما را از هر نوع عمل گناهی باز میداشت و بی رغبت می کرد.

حجت الاسلام والمسلمین حائری زاده، با اشاره به ساده زیستی زندگی آیت الله بهجت، درخصوص زندگی شخصی این فقیه شیعی بیان کرد: زندگی شخصی و خانوادگی آیت الله بهجت، با توجه به وجوهات فراوانی که نزد ایشان بود، زندگی‌ای ساده، بی تکلف و بدون ذخایر دنیا بود، درواقع در راه خدا هم خوب زندگی کردند و مرگ خوبی داشتند.

وی ادامه داد: یکی از دوستان من خاطره ای را نقل کردند، که بیش از بیست سال پیش از آقای بهجت برای خواندن خطبه عقد پسرش وقت گرفته بودیم، اما متاسفانه چون در بین راه ماشین خراب شده بود،با تاخیر خدمت حاج آقا رسیدیم. زمانی که منزل ایشان رسیدیم، همسر آقا درب را باز کرد و گفت:آقا مشغول نماز بودند، اگر به اذکار و دعا نپرداخته باشند، من با آیت الله بهجت صحبت می کنم و می گویم که در بین راه مانده بودید.

آقا اذکار را شروع نکرده بودند و خطبه عقد خوانده شد. دوست من نقل می کرد: فکر می کردم همسر آیت الله بهجت یک خانم شیک باشد، اما دیدیم که یک زن کاملا معمولی و با زندگی ساده هستند. اما کلام من اینجا اهمیت پیدا میکند که وقتی آیت الله بهجت بعد از نماز به خانه می آمدند، حدود دو ساعت مشغول اذکار می شدند و قبل از نماز صبح مشغول راز و نیاز با خداوند بودند. که امیدوارم نفس ایشان به ما هم برسد حجت الاسلام والمسلمین حائری در پایان با اشاره به دعا و اذکاری که به نقل از آیت الله بهجت در شبکه های مجازی دیده شده است، گفت: اخیرا در فضا های مجازی بعضی از اذکار را منتصب به آیت الله بهجت نقل می کنند، مطمئن هستم که اگر خود ایشان در قدی حیات بودند، راضی به این امور نمی شدند.بعضی از اذکاری که در کتابها نقل و به چاپ رسیده است، یک نسخه فردی است، که آیت الله بهجت براساس استعداد طرف مقابل خود، نسخه ای را تجویز می کنند. ما نسخه شخص دیگری را که برپایه احوالات فرد دیگری است نمی توانیم برای عموم تجویز کنیم این نسخه ها غالبا نسخه های خصوصی است و حق نداریم این نسخه ها را عمومی کنیم.

 

3.7
03
ایجاد مقاله

با ورود به بخش ایجاد مقاله قادر به ثبت و انتشار مطالب ترسناک خود خواهید بود (ضوابط سایت کاربر محور)

در صورتی که این مقاله را مخالف با قوانین جمهوری اسلامی می دانید به ما گزارش دهید.

One thought on “آیا ایت الله بهجت چشم برزخی داشت؟

  1. روایت باید گذاشت دم کوزه ابش رو خورد هر کی هرچی میخواد میگه و اخرش میگه روایت داشتیم در ضمن 5 پیامبر اعظم چشم برزخی نداشتن ایت الله بهجت چشم برزخی داشتن ؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.